
چند هفته پیش به نظر میرسید که این فشار دارد نتیجه میدهد و یک روزنهای از امید برای زنان عربستانی باز شد. وقتی که روزنامه «نیویورک تایمز» خبر داد که نایف بن عبدالعزیز، ولیعهد سعودی، و در عین معاون نخست وزیر و وزیر کشور عربستان، اعلام کرده مادامی که ورزشی که زنان انجام میدهند «ناقض قوانین اسلام نباشد»، به بازیهای المپیک اعزام خواهند شد. دلما رشدی ملحص، سوارکار 20 ساله به این ترتیب بیشترین بخت را داشت که در المپیک امسال در لندن از 27 ژوییه تا 12 اوت شرکت کند و اولین زن عربستانی تاریخ المپیک باشد. او در المپیک جوانان 2010 سنگاپور هم به دعوت کمیته بیناللملی المپیک شرکت کرد و با بردن مدال برنز، اولین مدال تاریخ عربستان سعودی در بازیهای المپیک را برد.
کمیتهی بینالمللی المپیک هم تایید کرد که مذاکراتی با عربستان سعودی داشته و «مطمئن» است که عربستان سعودی «دارد روی این مساله کار میکند که ورزشکاران و همراهان زن به لندن بفرستد.» حتی سازمان «دیدبان حقوق بشر» که همواره از آیاوسی به خاطر کوتاهی و کمکاری در پشتیبانی از اصلاحات ساختاری در کشورها انتقاد کرده، اعزام زن به المپیک را «قدم اول» در راه اصلاح وضعیت حقوق زنان در عربستان دانست.
اما حالا مسئولین سعودی همین روزنه امید را مجدداً بستند و اعلام کردند که همچنان هیچ زنی را به بازیهای المپیک لندن نمیفرستد. نواف بن فیصل، یکی دیگر از ولیعهدهای کشور و علاوه بر آن رییس کمیته ملی المپیک و از اعضای آیاوسی، در یک کنفرانس مطبوعاتی در ریاض گفت زنان سعودی که در خارج زندگی میکنند میتوانند خودشان در بازیها شرکت کنند اما آنها متعلق به کاروان رسمی عربستان نخواهند بود: «ما از هیچ زن سعودی برای شرکت در این بازیهای المپیک یا هر رقابت بینالمللی دیگری حمایت نخواهیم کرد.» او سپس با فخر افزود: «در حال حاضر صدها، اگر نه هزاران، زن در عربستان سعودی هستند که ورزش میکنند. اما به طور خصوصی.»
منتقدین امیدوارند که در نشست بعدی کمیته اجرایی آیاوسی که دوهفته دیگر در کبک کانادا برگزار میشود، در خصوص عربستان سعودی که آشکارا قوانین المپیک را با اعزام نکردن ورزشکار زن نقض میکند، تصمیم موثری گرفته شود. مدافعان حقوق زنان خواستار این هستند که عربستان از بازیها کنار گذاشته شود، اما برای اجرای چنین تصمیم سنگینی، در حالیکه تنها حدود 75 روز به المپیک مانده، دیگر دیر شده است. ضمن اینکه کلاً بسیار بعید بود که همچه تصمیمی در خصوص کشور بانفوذی چون عربستان گرفته شود.
در روزهای گذشته همین محافظهکاری کمیته بینالمللی المپیک در برابر عربستان با انتقادهای زیادی مواجه شده است. روزنامه آمریکایی «بوستون گلوب» با انتقاد از آیاوسی نوشت: «احترام به اسلام، توجیه نامناسب و توهینآمیزی است. اسلام در هیچ جا سیاستهای سعودی را حکم نکرده است. اکثر کشورهای اسلامی به مذهب و آداب و رسومشان از طریق درخواست برای لباسهای ویژه و درنهایت دور نگه داشتن زنان از برخی رشتهها، اهمیت میدهند و ارزش قائل میشوند. اما آیاوسی ]با مجازات نکردن عربستان[ به اسلام کمک نمیکند، تنها دارد به تبعضیات سعودیهای کمک میکند.» این روزنامه اعزام نکردن ورزشکار زن توسط عربستان را بیربط به دین اسلام میداند: «اینجا دیگر موضوع مذهب و آداب و رسوم نیست. موضوع فقط این است که عربستان سعودی کند و لجباز است.»
از وقتی که حکومت اوکراین یولیا تیموشنکو رهبر اپوزیسیون را به زندان انداخت و تصاویر بدن زخمی او در اثر شکنجه 
مطبوعات حال و روز خوشی ندارند. کار مطبوعاتی نه برای سرمایهگذار و ادارهکنندهاش آسان است، و نه برای خبرنگار و روزنامهنگارش که دستمزدشان نسبت به جایگاه شغلشان بسیار پایین است و تازه امنیت و ثبات شغلی هم که ندارند. برای منِ روزنامهخوان هم دورهی خوبی نیست. امروز وقتی به دکه میروی، انصافن حق انتخاب زیادی نداری. دیگر از آن میل و اشتیاقی که صبح به صبح بروی دکهی مطبوعات و روزنامهای را برداری و تا ظهر زیروروش کنی، خبری نیست! من هنوز هم مجله و روزنامه فراوان میخرم، اما بدون شک از گذشته کمتر خواندنیاند. بخشی از این افت کیفیت طبعن به شرایط سختِ کاری برای نشریات در ایران برمیگردد، اما یک بخشی از آن هم به خود مطبوعات مربوط است. در این پست از مشکلات برونزایی که تا حد زیادی از کنترل نشریات خارج است و به نظر من میآید گفتهام، اما در پست بعدی میخواهم دربارهی عوامل درونزا و خودکرده که باعث افت کیفیت آنها شده، بنویسم. 

پس از انتشار شانزده شماره و سه سال تلاش برای گرفتن امتیاز، سازمان لیگ پارسال بالاخره موفق شد. سرانجام شمارهی هفدهم نشریه زمستان 90 در 10 هزار نسخه چاپ شد و با قیمت هزار تومان روی دکهها رفت. استقبال دور از انتظار بود و با اینکه تعداد کمی به دکهها رسید، طوری که فقط بعضی از دکهها آن را داشتند آن هم چهار پنج عدد، اما باز هم تصور نمیکردیم که همان تعداد هم فروخته شود. چون جدای اینکه نشریهای خاص است، اصلاً شناختهشده هم نبود در میان عموم و تبلیغاتی هم صورت نگرفته بود.

