روز جهانی خنده ۱۰ سال پیش به ابتکار دکتر مادان کاتاریا، یک پزشک هندی در بمبئی ایجاد شد و حالا در سرتاسر جهان اولین یکشنبه ماه مه هر سال، این روز با شعار «صلح جهانی با خنده» برگزار میشود. خنده علاوه بر شادابی فواید زیادی دارد. از جمله اینکه سیستم ایمون بدن را قوی میکند، باعث کاهش هورمون استرس کورتیزول میشود، حدود 80 عضله را در بدن میپروراند، به افزایش میزان اکسیژن در ارگانهای مختلف بدن کمک میکند و باعث متابولیسم بهتر میشود.
بنیانگذاران این روز میگویند که خنده یک زبان جهانیست که پتانسیل این را دارد که بدون دین بشریت را متحد کند. خلاصه اینکه بیشتر بخندید! اگر دلیلی هم در این اوضاع نداشتید، دیویدی یک فیلم کمدی یا یکی از این سریالهای کمدی موقعیتی آمریکایی که الی ماشالله هم زیاد است، بخرید و بگذارید و ببینید و بخندید. یا به هر راه دیگری، فقط بیشتر بخندید و بخندانید!
یادداشتام در اعتماد ملی در رد این دیدگاه که موفقیت چهار باشگاه بزرگ انگلستان در رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا نشانهی قدرت فوتبال و لیگ برتر این کشور است.
***
راب هیوز، مفسر فوتبال اروپا در روزنامهی «اینترنشنال هرالد تریبون» مطمئن است که علت برتری باشگاههای انگلیسی را پیدا کرده است، آن هم در دفاتر حسابداری باشگاهها. اینکه با آرسنال، منچستر یونایتد، چلسی و لیورپول، چهار تیم انگلیسی در مرحلهی یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا حضور داشتند و حالا هم در نیمهنهایی فقط آرسنال حذف شده، به اعتقاد هیوز دلیلش فقط یک چیز است: «به پول ربط دارد و کمتر به چیز دیگری.» او ادامه داده: «برتری انگلیسیها، مادامی که پول هم جریان دارد، ادامه خواهد داشت. در ایتالیا فقط یک برلوسکونی وجود دارد و در آلمان فقط یک بایرن مونیخ. بارسلونا و رئال مادرید هم میتوانند رقابت کنند، چون خودشان حقوق پخش تلویزیونی بازیهایشان را میفروشند.»
با توجه به اینکه بر اساس قرارداد تلویزیونی فعلی لیگ برتر انگلیس تا سال 2010، سالانه 1.4 میلیارد یورو به حساب باشگاهها ریخته میشود، تحلیل این مفسر نادرست نیست. برای مقایسه، بوندسلیگای آلمان را باید در نظر گرفت که هر فصل کمتر از یک سوم این مبلغ، یعنی 420 میلیون یورو از محل فروش حقوق پخش تلویزیونی درآمد کسب میکند. در فرانسه هم تقریباً 670 میلیون یورو. بر اساس گزارش «لیگ پول فوتبال» شرکت «دلوئت و توشه»، با منچستر یونایتد (دوم)، چلسی (چهارم) و آرسنال (پنجم)، سه باشگاه انگلیسی در میان پنج باشگاه پردرآمد اروپا قرار دارند. در میان 20 باشگاه اول در این ردهبندی، شش باشگاه انگلیسی هستند. به گفتهی پل رانسلی، مدیر «گروه تجارت ورزش» دلوئت، این روند ادامه خواهد داشت: «ما انتظار داریم که سال آینده، حداقل نیمی از این بیست باشگاه انگلیسی باشند.» رافا بنیتس، سرمربی لیورپول هم بااطمینان میگوید: «لیگ برتر انگلیس یکی از بهترین لیگها در جهان است. و این چهار باشگاه بهترین باشگاههای اروپا هستند.»
بخش دوم ادعای بنیتس در مورد برتری چهار باشگاه اول انگلیسی صحیحتر است، اما با قسمت اول آن میتوان مخافت کرد. در واقع اگر نتایج جام یوفا هم در تحلیل در نظر گرفته شود، باید از این فرضیه که لیگ برتر انگلیس بهترین و قویترین لیگ جهان است، فاصله گرفت و گفت در اصل این لیگ برتر نیست که بر فوتبال اروپا حکومت میکند، بلکه این چهار باشگاه بزرگ، دامنهی حکومتشان در لیگ داخلی را حالا به اروپا گسترش دادهاند. در حالیکه منچستر یونایتد و چلسی و لیورپول و آرسنال تا مراحل بالا در لیگ قهرمانان صعود کردهاند، سایر تیمهای انگلیسی در جام یوفا خیلی زود حذف شدند.
ادامهی مطلب
نامزدهای مورد حمايت ائتلاف اصلاحطلبان در مرحلهی دوم انتخابات تهران:
1- سيدمحمد صدر كد: 56ب234
2- مجيد انصاری كد: 79ب236
3- اسحاق جهانگيری كد: 57الف136
4- سيدمحمد دعايی كد: 57ب346
5- محمد اشرفی اصفهانی كد: 56ج126
6- عليرضا محجوب كد: 67ب345
7- سهيلا جلودارزاده كد: 79الف237
8- الياس حضرتی كد: 57الف567
9- الهه راستگو كد: 89الف135
10- محمد قمی كد: 56ج246
تکمیلی:
پروندهی انتخابات مجلس هشتم بسته شد: علیرضا محجوب تنها نمایندهی اصلاحطلب تهران در مجلس!
اینکه در ایران مطبوعات در دو هفتهی اول سال منتشر نمیشوند، بسی جای تاسف است. اما امسال که برخی از مطبوعات چهاردهم و پانزدهم را هم «پُل» زدند و تازه از هفدهم فروردین در میآیند و با توجه به دو سه روز تعطیلی پایان سال، یک سه هفتهای تعطیل بودهاند، دیگر واقعاً به معنای واقعی کلمه یک فاجعهی تمامعیار است و به نظر من یک نشانهی آشکار از این است که ما چه فاصلهی زیادی از توسعهیافتگی داریم. با هیچ منطقی هم از نظر من قابل توجیه نیست!
باز هم آفرین به این مطبوعات ورزشی که حداقل به خاطر دربی فردا و افتضاح آقای دایی احساس وظیفه کردهاند و از امروز منتشر شدند. اما بَدا به حال روزنامههای «اصلاحطلبِ» کارگزاران و اعتمادِ ملی و اعتماد که پس از آن انتخاباتِ مجلس و این همه حادثه و جریان در این دو هفته، کماکان در تعطیلات به سر میبرند! بَدا به حالشان! بَدا به حالمان!
البته این تهدید عملی نشد و پس از مذاکره مسئولین باشگاه شیرین فراز با سران سازمان لیگ، این تیم بازی خود مقابل تیم مس کرمان در هفته بیست و چهارم لیگ را برگزار کرد. پیش از این استقلال اهواز، یکی دیگر از دو باشگاه خصوصی در میان 18 باشگاه حاضر در لیگ برتر فوتبال ایران نیز چندین بار تهدیدهای مشابهی را مطرح کرده بود که همگی بینتیجه ماندند.
مشکلات این دو باشگاه به خوبی نمایانگر یکی از معضلات بزرگ در فوتبال ایران است و آن اینکه مالکیت خصوصی در ساختار فعلی فوتبال ایران امری بسیار دشوار است. علت اصلی آن هم به اعتقاد کارشناسان این است که آزادسازی باید بر خصوصیسازی مقدم باشد، در حالیکه در بازار ورزشی ایران شرایط آزاد و رقابتی وجود ندارد.
ادامهی مطلب
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
همه چلچلهها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقیها را
گل به دامن کرده ست
باز کن پنجرهها را ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت
برگها پژمردند
تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست
توی تاریکی شبهای بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد
با سرو سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبنک چه کرد
هیچ یادت هست
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقیها را
جشن میگیرد
خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی
تو چرا این همه دلتاگ شدی
باز کن پنجرهها را
و بهاران را
باور کن
فریدون مشیری
سال نو مبارک
اول از همه که از کارش در باشگاه سایپا نگذشت و نشان داد که هنوز همان علی دایی زیادهخواه است که به هیچ وجه حاضر نیست از چیزی بگذرد و حالا هم اصلاً مایل نیست که لیگ قهرمانان آسیا را از دست بدهد. از آن تاسفبارتر، توجیهات ملالآورش برای «دو شغله» بودن است؛ اینکه اینجا ایران است و نه اسپانیا و انگلیس! و اینکه ما باید ببنیم کجا زندگی میکنیم و وقتی شرایط افتضاح فوتبال ممکلتمان را در نظر گرفتیم، درک خواهیم کرد که دو شغله بودن و هدایت همزمان دو تیم، امریست بسیار بدیهی! این گونه است که تیم سایپا قبل از بازی با الوصل امارات در لیگ قهرمانان بدون سرمربیاش تمرین میکند و تیم ملی هم سرمربیاش فکر و حواساش فقط پیش آنها نیست! علی دایی کاری کرد که محمد احمدزاده، دستیارش هم به خودش همین اجازه را بدهد و از ملوان انزلی کنارهگیری نکند. ملوان هم با آن وضعیت اسفباری که در دور برگشت دارد، برای بازی دیروز با برق شیراز بدون سرمربی تمرین کرد و او را فقط در روز بازی روی نیمکت داشت.
اقدام اشتباه بعدی او دعوت پنج بازیکن از سایپا، یعنی تیم خودش بود که با هیچ عقل سلیمی جور در نمیآید. هیچ مربی دیگری در شرایط فعلی این تعداد بازیکن را از سایپا دعوت نمیکرد. اما علی دایی در این مورد هم استدلال عجیبی دارد و میگوید تیماش قهرمان لیگ است و اگر سرمربی سایپا نبود از این تیم بازیکنان بیشتری را هم دعوت میکرد.
خط خوردن هادی عقیلی هم به هیچ وجه قابل قبول نیست. این حق قانونی باشگاه سپاهان است که در این زمان و پیش از بازی سرنوشتسازی با كورواچی در ازبکستان، بازیکناش را در اختیار تیم ملی نگذارد. بنابراین وقتی آقای دایی از دیسیپلین سخن میگوید، غیر قابل درک است. این هم که میگویند تیم ملی «رکن اساسی» است و صحبت از «منافع ملی» میشود، به اعتقاد من بیخود است. چون در فوتبال حرفهای یک باشگاه باید در وهلهی اول به فکر منافع خودش و هوادارانش باشد. ملوان هم اگر سرمربیاش حالا کمکمربی تیم ملی نبود، در این وضعیت دشوار کاپیتان خود را در اختیار تیم ملی نمیگذاشت تا به جای بازی در مسابقهی حیاتی با برق شیراز، ۱۰ روز پیش از بازی با کویت در اردوی تمرینی تیم ملی باشد.
دعوت از پژمان منتظری هم مثل روز روشن است که فقط با فشار باشگاه استقلال و مدیر عاملش علی فتحاللهزاده که در هیات رییسه فدراسیون فوتبال هم هست، صورت گرفته است. استقلال به هیچ عنوان نمیخواست بدون مجتبی جباری و امیرحسین صادقی، دو مهرهی کلیدیاش مقابل راهآهن در جام حذفی بازی کند و برای همین یک بازیکن دیگر هم از استقلال دعوت شد تا این تیم با سه بازیکن در تیم ملی، به خواستهاش برسد و دیدارش با راهآهن عقب بیفتد. علی دایی هم که حداقل قاطعیتاش یکی از نقاط قوت او بود، ظاهراً هیچ مقاومتی نکرد.
علی دایی روزها و هفتههای سختی را پیش رو دارد و با تصمیمات غلطی که در همین آغاز گرفته است، به نظر میرسد ماههای سختتری را هم پیش رو داشته باشد.
مرتبط:
منافع ملی در سايپا، ملوان و تيم ملی ـ هیوا یوسفی
رد صلاحیتهای غیرقانونی و گسترده، این انتخابات را از مفهوم واقعیاش دور کرده و رقابت را بسیار محدود کرده است. تقریباً هیچ کاندیدایی از جبههی مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب و نهضت آزادی به عنوان احزاب اصلاحطلب پیشرو، صلاحیتاش تایید نشده، و همینطور صلاحیت بسیاری از وزرا و نمایندگان و استانداران سابق. رد صلاحیت حدود ۲۲۰۰ نفر از کاندیداها، باعث شده که تکلیف اکثر حوزهها از قبل روشن شود. اصلاحطلبان تنها یکسوم کرسیهای مجلس را میتوانند به دست بیاورند، آن هم با کاندیداهایی که اغلبشان ناشناخته هستند. برای همین از خودم میپرسیدم چرا باید در این انتخابات شرکت کنم؟ فکر میکردم که اگر هم بخواهم شرکت کنم، اصلاً به چه کسانی رای دهم؟ یکی از دلایلی که نمیخواستم رای دهم، اعتراض به خود اصلاحطلبان بود، چون فکر میکنم نباید به این سادگی از این حق پایمالشدهشان میگذشتند. به این فکر میکردم که شما اگر مقیم استانهای فارس و اصفهان و گیلان باشید، اگر هم بخواهید در انتخابات شرکت کنید، نمیتوانید چون اصلاحطلبان در این حوزهها اصلاً لیستی ارائه نکردهاند!
همهی اینها برایم دلایلی کافی بود که پس از انتخابات مجلس هفتم که به هیچ وجه از تحریماش پشیمان نیستم، دورهی هشتم را هم تحریم کنم. اما وقتی دربارهاش فکر کردم دیدم این بار وضعیت تا حدودی متفاوت است. دو سال و نیم است که ما دولتی داریم که فکر میکنم نیازی نباشد بگویم مملکت را دچار چه بحرانی کرده است. دیدم در این یک سال و نیم باقیمانده حتی اگر یک فراکسیون اقلیت قابل قبول هم در مجلس داشته باشیم که دارای وزن بیشتری از اقلیت مجلس هفتم باشد، خیلی بهتر از این است که دست روی دست بگذاریم تا یک مجلس یک دست اصولگرایتشکیل شود که مثل مجلس قبلی بیبخار باشد. میدانم با در اختیار داشتن یک سوم کرسیها، کاری از پیش نمیرود اما بودنشان بهتر از نبودنشان است. کما اینکه حضور محمدعلی نجفی، معصومه ابتکار و احمد مسجدجامعی در شواری شهر تهران هم خوب بوده و تجربهی مثبتی بوده است. علاوه بر این فراموش نکنیم که انتخابات بعدی ریاست جمهوری در سال ۸۸ هم در دورهی همین مجلس هشتم است و چه احمدینژاد انتخاب بشود و چه کاندیدای اصلاحطلبان، مهم است که برای گرفتن رای اعتماد از مجلس، یک توازنی میان نمایندگان آن برقرار باشد و اصلاحطلبان در مجلس نماینده داشته باشند.
بعد دیدم آن نامزدهای ردصلاحیتشدهای که من دوست داشتم به آنها رای بدهم نیز حمایتشان را از اصلاحطلبان اعلام کردهاند. جبههی مشارکت، سازمان مجاهدین و نهضت آزادی نیز هر یک در بیانیههایی جداگانه (+ و + و +) اعلام کردهاند که در این انتخابات شرکت میکنند. گفتم نمیشود هر یک از ما یک کاری کند، چون در آن صورت تاثیر همهی این تصمیمات متضاد بسیار اندک خواهد بود.
جدای همهی اینها، به اعتقاد من رایمان به اصلاحطلبان در حکم «نه» خواهد بود به دولت احمدینژاد و «نه» به روند جاری و نحوهی برگزاری انتخابات و رد صلاحیتهای غیرقانونی. برای همین به لیست اصلاحطلبان رای خواهم داد. البته به نظرم باید چند نفر از لیست اعتماد ملی مثل رسول منتجبنیا، فاطمه کروبی، سلطانیفر و قهرمان صفوی را جایگزین افرادی چون محمود دعایی، الهه راستگو، عابدی جعفری و اشرفی اصفهانی در لیست اصلاحطلبان کرد. چون با وجود همهی انتقاداتی که کروبی و حزبش این اواخر علیه اصلاحطلبان مطرح کردهاند، حداقل از این نفرات در لیست اصلاحطلبان آنها اصلاحطلبترند و مهمتر از آن وزن بیشتری به آن فراکسیون اقلیت خواهند داد.
تکمیلی:
نتایج نهایی انتخابات مجلس ـ صدای آلمان
مرتبط:
معرفي كانديداهای ائتلاف اصلاحطلبان تهران
من رای میدهم ـ کریم ارغندهپور
فرصت را از دست ندهیم ـ غلامحسین کرباسچی
همراه شو لطفاً عزیز! ـ ابراهیم نبوی
نه گفتن ـ عنکبوت
به فهرست اصلاحطلبان رای دهید ـ محمدرضا یزدانپناه
برای نه به فاشیسم، رای میدهم! ـ مهری محسنی
به لیست ائتلاف اصلاحطلبان رای میدهم ـ اکبر منتجبی
حمایت منصور اسانلو از اصلاحطلبان
نمونهی تكميلشدهی برگهی رأی
