یادداشتام در روزنامهی فرهیختگان در انتقاد از اظهارات امیررضا واعظی آشتیانی، مدیر عامل باشگاه استقلال و قائم مقام تازهی سازمان تربیت بدنی در برنامهی ۹۰
***
امیر رضا واعظی آشتیانی هفته گذشته در برنامه 90 خیلی تلاش میکرد در توجیه دو شغله بودناش استدلال بیاورد و این گونه القا کند که تداخلی با هم ندارند. او میگفت مدیریت باشگاه فوتبال استقلال تهران و قائم مقامی سازمان تربیت بدنی ارتباطی با هم ندارند و بدون هیچ مشکلی به هر دو کار میرسد. اما از قرار معلوم همین مشغلههای فراوان وقتگیرتر از آناند که ایشان تصور میکند. چنانکه مدیر عامل باشگاه استقلال در این گفتوگو به نکاتی اشاره کرد که جای نقد دارد. ظاهراً آقای واعظی یا زمان کافی برای مطالعه دقیقتر در مورد این مسائل ندارد یا اینکه مشاوره اشتباه به ایشان داده شده است.
ادامهی مطلب
تازه بعداً میفهمی که او این حرف را از خودش درنیاورده و رییس سازمان محیط زیست استان تهران و مدیرکل کنترل کیفیت آلودگی هوای تهران هم کلی استدلال علمی برایش آوردهاند! گیریم که این طور باشد، پس تکلیف انسانها چه میشود؟ این اساتید محترم دیگر نمیگویند که به جای ولیعصر در ۱۰ تا خیابان دیگر ترافیک وحشتناک ایجاد میشود و هزاران لیتر بنزین بیشتر میسوزد و آلودگی بیشتر میشود و وقت و سلامت ملت بیچاره هم که تلف میشود. آدم واقعاً میماند از این همه...
من خودم بعید میدانم که فشاری بدین شکل در کار باشد. تساویها متعدد در بازیهای اخیر به گمانم بیشتر برمیگردد به استرسها و اضطرابهایی که بیخودی به این بازی داده میشود. بازیهای اغلب کسلکنندهی دو تیم هم ناشی از فشارهای این چنینی است که ترس از شکست ایجاد میکند، و نه آن طور که طرفداران نظریهی توطئه میگویند، به خاطر فشار برای تبانی طرفین.
اما در هر صورت حالا یک اتفاق جالب تاریخچهی 41 سالهی این دربی افتاده و آن اینکه طرفداران دو تیم به هر حال ـ درست یا غلط ـ به این باور رسیدهاند که یک فشاری برای تبانی در کار هست. فکر میکنم این برای اولین در تمام این سالها بود که طرفداران پرسپولیس و استقلال با هم یکصدا شعار مشترکی میدادند. آن گاه که تیم پرسپولیس در محوطهی جریمهی استقلال یک موقعیت خوب داشت، اما با پاسکاری غیرلازم و زیادی موقعیت را از دست داد، فریادهای "تبانی، تبانی" در استادیوم آزادی به خوبی از تلویزیون هم شنیده میشد.
حدوداً در ۱۰ دقیقهی پایانی هر دو دسته هواداران شعارهای واحدی میدادند. مثلاٍ اینکه "فوتبال سیاسی نمیخوایم، نمیخوایم!" شاید این تغییر رفتار و اینکه طرفداران بازی ترسو و خستهکنندهی تیمها را ناشی از مداخلات سیاسی میدانند و نه از مشکلات ساختاری و سوءِمدیریت در فوتبال ایران، بیتاثیر از حوادث پس از انتخابات اخیر در نباشد. چنانکه این شاید یکی از کمتماشاگرترین دربیهای سالهای اخیر هم بود.
مرتبط:
البته يک-يک هم نتيجهای است! ـ سیامک رحمانی
فوتبال سیاسی و دخالت «از بالا» ـ مرتضی کاظمیان
طنین "یاحسین، میرحسین" در ورزشگاه آزادی و تلویزیون دولتی ـ صدای آلمان
حاج رضایی: توصيههای ايمنی باعث تساوی دربی میشود
با اینکه آرای حزب دموکرات مسیحیها (حزب مرکل)، نسبت به انتخابات چهار سال پیش کاهشی 1.4درصدی داشته، اما با رشد خیرهکنندهی ۴.۸ درصدی آرای لیبرالها، «قدرتمندترین زن جهان» اکثریت کرسیهای پارلمان را توانست بدست آورد و به صدارت اعظمی ادامه دهد. در سوی مقابل سوسیال دموکراتها، با کاهش فاحش 11.2 درصدی آرایشان، سختترین شکست پس از جنگ جهانی دوم را متحمل شدند. این برای نخستین بار پس از 11 سال است که سوسیال دموکراتها دیگر در دولت نخواهند بود و حالا باید در اپوزیسیون قرار بگیرند. اما مهمتر از نحوهی بیسابقهی شکست حزب SPD بود. آنها حالا تنها از 23 درصد آرای مردم آلمان برخوردارند.
در کل این 12.6 درصد آرایی که از آرای دو حزب مردمی بزرگ آلمان کم شده است، در سیستم پنج حزبی این کشور در میان سه حزب کوچکتر به نوعی سرشکن شده است. درصد بیشتر این آرا (4.8) به حساب لیبرالها ریخته شده که اصل اولشان اقتصاد آزاد است، 2.6 درصد نیز از آن حزب سبزها شده که دغدغههای زیست محیطی دارد و راه حل خروج از بحران اقتصادی را هم سرمایهگذاری در محیط زیست میداند، و میزان قابل توجه 3.2 درصد از این آرا نیز حالا به صندوق حزب چپ ریخته شده که سیاستهای سوسیالیستی را دنبال میکنند و حالا با بدست آوردن 11.9 درصد کل آرا، به رشدشان ـ به خصوص در ایالتهای آلمان شرقی سابق ـ ادامه دادهاند.
در هر حال برندهی این انتخابات را باید لیبرالها دانست. این نشان میدهد که در کشوری که به نوعی مهد سوسیال دموکراسی محسوب میشود، اکثریت مردم به این باور رسیدهاند که تنها با اقتصاد آزاد است که میتوان از رکود خارج شد و به رونق رسید. به اعتقاد برخی کارشناسان این گرایش «عدل» در دوران بحران اقتصادی که سرمایهداری را زیر تیغ انتقاد برده عجیب است، چون معمولاً در این شرایط مردم با ترس به احزاب چپتر که تامین اجتماعی و محافظت از همه را تبلیغ میکنند، روی میآورند. دموکراتهای آزاد در آلمان طرفدار سرسخت کاهش مالیات هستند و معتقدند که تنها از این راه میتوان باعث رشد اقتصادی و خروج از رکود شد.
در آن سو سرنوشت سوسیال دموکراتها هم در آلمان بحثهای زیادی را برانگیخته است. پس از این شکست خیلیها هماکنون معتقدند که دیگر باید کل جنبش سوسیال دموکراسی در اروپا را در بحران دانست. در آلمان، سوسیال دموکراتها طی 10 سال اخیر چرخش آشکاری به راست داشتهاند. رو آوردن بخشی از طرفداران آنها به چپها طی این سالها نیز به همین دلیل است. در واقع آن دسته از مردمی که در زمان مشکلات پیچیده راه حلهای سادهی چپ را باور میکنند، حالا به چپها روی میآورند. به عبارت دیگر سوسیال دموکراتها یک بحران هویت پیدا کردهاند و دچار یک پارادوکس شدهاند. به گفتهی صاحبنظران، سوسیال دموکراسی برای حل مشکلات ساختاریاش نیازی حیاتی به نوسازی و انجام اصلاحات دارند. حضور چهار ساله در اپوزیسیون بهترین فرصت برای این کار است.
مرتبط:
دولت جدید آلمان و سیاست آن در برابر ایران ـ گفتوگوی صدای آلمان با بهمن نیرومند
میدانم در شرایط فعلی و این همه خبر بد، وبسایتدار شدن نشریهی کوچکی مثل «امید جوان» بیاهمیت مینماید، اما همین که در فضای دشوار کنونی برای بقای مطبوعات، یک نشریهی مستقل منتقد با مشی اصلاحطلبانه و متعلق به بخش خصوصی، با همهی کاستیها و نقاط ضعفاش، این همه سال است که پابرجا مانده و با گامهای کوچک رشد هم میکند، خودش غنیمت است.
من خیلی کم دچار چنین تنشی میشوم و معمولا قبل از خرید میدانم که چی میخواهم بخرم. حالا هم که میخواستم یک گوشی موبایل جدید بخرم، با اینکه پس از سالها استفاده از نوکیا میخواستم دیگر از این مارک استفاده نکنم، خیلی راحت این تصمیم را گرفتم.
راستاش من خیلی اعتقادی به کارهایی مثل تحریم کالا و اتو به برق زدن و اینها ندارم، اما پس از انتشار آن اخبار مربوط به نوکیا، یک جورهایی دیگر نتوانستم خودم را راضي کنم که دوباره نوکیا بخرم. به عبارتی پیش از خرید دچار يک "ناسازگاری سیاسی-شناختی" نسبت به نوکیا شده بودم! فکر کنم خيلیهای دیگر مثل من فکر میکنند، وگرنه فروش نوکیا نصف نمیشد. قصد ندارم اینجا تبلیغ منفی کنم، به اعتقاد من هنوز هم نوکیا بهترین و باکیفیتترین موبایلهای جهان را میسازد. اما با این کارش مسئولیت اجتماعی خود را نادیده گرفت، برای همین منِ مصرفکننده هم دیگر ته دلام راضی به خرید نیست.
در هفتههای اخیر هر وقت روزنامه را میخواندم تحسیناش میکردم که چقدر خواندنی و حرفهای شده است. هر وقت هم از جلو دکهای رد میشدی میتوانستی این پیشرفت را حس کنی. در شرایطی که خیلیها تصور میکردند مردم دیگر حال و حوصلهی خواندن روزنامه ندارند، اعتماد ملی با افزایش قابل توجه شمارگاناش، در دو ردیف بلند در دکهها چیده میشد و اگر نمیجنبیدی طرفهای ظهر دیگر شمارهای از آن باقی نبود. پس از روزنامههای منتشر شده در دو سه سال آغازین دولت اول محمد خاتمی، در دوران موسوم به "بهار مطبوعات" و در دورهای هم روزنامهی شرق در دو سه سال پایانی دولت دوم خاتمی، دیگر روزنامهای تا این حد پرفروش نبود.
اما اعتماد ملی هم توقیف شد. اول از همه مثل همیشه برای همکارانام افسوس خوردم که بیکار شدهاند و آن حقوق بخور و نمیری را که به زور کفاف گذران زندگیشان را میداد هم دیگر نمیگیرند. بعد هم نگران اوضاع مطبوعات کشور که سختترین روزهای خود را میگذرانند.
چه دور به نظر میرسد حالا آن "بهار"! اما من ایمان دارم که این "خزان" هم دوام نخواهد داشت...
مهمترین مسابقاتی که قرار بود در ایران برگزار شود، یکی مسابقات تیراندازی غرب آسیا بود که لغو شد و دیگری هم جام باشگاههای فوتسال آسیا بود که اولین دورهاش قرار بود از ۱۳ تا ۲۱ تیر در اصفهان برگزار شود اما کنفدراسیون فوتبال آسیا آن را به دلیل ناآرامیها و شرایط سیاسی در ایران لغود کرد و حالا اعلام کرده که با هشت ماه تاخیر در اسفند ماه برگزار خواهد شد. پس از لغو این مسابقات بود که مدیر عامل باشگاه فولاد ماهان که به عنوان قهرمان فوتسال ایران میزبان این مسابقات بود، ادعا کرد که به این باشگاه ۲۰۰ میلیون تومان خسارت وارد شده است.
اما سفارتخانههای خارجی هم بعد از وقایع انتخابات، از صدور روادید برای ورزشکاران ایرانی که قصد شرکت در مسابقات بینالمللی خارج را دارند، سر باز میزنند. سفارت اسلواکی به تیم قایقرانی اسلالوم ایران ویزاد نداد، سفارت مجارستان هم از دادن ویزا به تیم تیر و کمان ایران خودداری کرد و حتی یمن هم به شطرنجبازان ایران ویزا نداد تا از حضور در بازیهای قهرمانی غرب آسیا بازبمانند.
این شرایط به حدی بغرنج شد که «شبکهی ایران»، سایت خبری روزنامهی دولتی ایران که تحریریهای جدا از روزنامه دارد و در خبرسازی گاهی از فارس هم پیشی میگیرد، در تحلیلی عجیب ادعا کرد که محسن صفایی فراهانی پشت همهی این محرومیتهاست! این سایت توضیحی نداده که صفایی فراهانی که از بعد از انتخابات به زندان افتاده است، چگونه توانسته از پشت میلههای زندان تا این حد اعمال نفوذ کند؟! آن هم مردی که کارنامهاش در تلاش برای پیشرفت ورزش ایران حتی از نظر مخالفیناش هم کاملاً روشن و احترامبرانگیز است. «شبکهی ایران» در حالی از «لابی صفایی فراهانی و بنهمام و شیخ حمد (رییس کویتی شورای المپیک آسیا)» حرف زده که در انتخابات اخیر کمیتهی اجرایی فیفا، شیخ حمد آشکارا با حمایت از رقیب بحرینیِ بنهمام برای بدست آوردن کرسی آسیاییِ کمیتهی اجرایی فیفا، با رییس قطری کنفدراسیون فوتبال آسیا جنگ لفظی هم داشت، در حالیکه صفایی فراهانی از بنهمام حمایت کرد.
تعامل ورزش ایران با محافل بینالمللی، در چهار سال گذشته با تاثیر از سیاستهای خارجی دولت احمدینژاد روند نزولی داشته و حالا پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، به پایینترین حد خود طی این سالها رسیده است. در حال حاضر چشمانداز روشنی هم برای بهبود دوبارهی آن دیده نمیشود.
مرتبط:
لغو و تعویق؛ سرنوشت مشترک اعزامها و میزبانیها ـ سرمایه
به ايران نمیآيند، به ايرانی ويزا نمیدهند ـ اعتماد ملی

سانسهای فيلم «تهران انار ندارد»:
سينما آزادی: ساعت 17 و17:50
سينما سپيده 2: خیابان انقلاب، بعد از وصال شیرازی: ساعت 20 و ۲۱:۳۰ تلفن رزرو: 66405574
پرديس زندگی: ساعت 17:30
پرديس ملت: ساعت 13:30
مجموعه فرهنگی هنری اسوه، خيابان انقلاب ، نبش بهار جنوبی: ساعت 18 تلفن: 88343555
مرتبط:
«تهران انار ندارد»؛ تازیخچهای طنزآمیز از تهران ـ عبدی کلانتری، دویچه وله
مسعود بخشی: اکران "تهران انار ندارد" به پویایی سینمای مستند کمک میکند
