تبليغاتX
فریادنامه
فریادنامه | یادداشت‌های جسته و گریخته‌ی امیر علیزاده
احمد شیرزاد سرمقاله امروز اقبال را نوشته بود که متاسفانه روی دکه نرفت چون توقیف شد!! او به خوبی توضیح داده که چرا می خواهد به هاشمی رای دهد.نوشته:

«روزهاي حساسي است. من به سهم خود دوست ندارم در اين برهه حساس اشتباهي تاريخي مرتكب شوم. اگر نتوانستيم ايران را به شكلي كه دوست داشتيم بسازيم تلاش كنيم نگذاريم ايران ما آن شود كه آنها دوست دارند. ما خود را مادر واقعي ايران مي‌پنداريم...

حيف است كه اين همه زحمت بعد از هشت سال پياپي از بابت اشتباه ما به باد فنا رود. ايران ما بزرگ‌تر از آن است كه يك جا به كام يك جناح انحصارگراي سياسي فرو رود.
من هم مثل بسياري از دلسوزان و روشنفكران صريح حرف مي‌زنم صريح‌تر از هميشه. موقعيت، جاي ناز و عشوه سياسي نيست. هست و نيست ايران و مردم بزرگ آن مطرح است. بي‌ترديد به هاشمي رفسنجاني رأي مي‌دهم و بدون واهمه از انتقادات، صريحاً همه دوستان و علاقه‌مندان را به اين تصميم دعوت مي‌كنم، تنها براي آن كه ايران خوار و خفيف نشود. پس از اين رأي هرگز در انتقاد به هاشمي آنجا كه موضوعيت داشته باشد چه مسأله مربوط به گذشته باشد چه حال، ترديد و واهمه نخواهم كرد...

 وقت زيادي نداريم. بايد تا جايي كه امكان‌پذير است نيروها را بسيج كنيم تا در يك جبهه متحد ضد انحصار برنامه از پيش طراحي شده جبهه ضداصلاحات را خنثي كنند. اين كار عملي است. بجنبيم.تنها به خاطر ايران.»

احمد صدری هم در شرق در یادداشتی تحت عنوان «سازهاى خود را از نو كوك كنيم» نوشته:

«از علائم بلوغ سياسى قدرت تشخيص بين سيلى نقد و حلواى نسيه است. اگر كسى نتواند بين اهداف ايده آلى در بلندمدت و اهداف قابل دسترسى در كوتاه مدت و يا بين بد و بدتر انتخاب كند بديهى است كه بايد سياست را ببوسد و به كنارى بگذارد...

بگذاريد هرقدر و هر طور كه مى خواهند راى شما را تفسير كنند. انتخاب رفسنجانى در دوره دوم براى آنها كه او را در دوره اول نگزيدند انتخابى سياسى به معنى واقعى كلمه است. راى به رفسنجانى در دور دوم براى معينى هاى دور اول كارى دشوار خواهد بود ولى نه كارى كه گونه هايى از آن را كه در صد سال اخير يا در صد ساعت اخير با شجاعت اخلاقى و بلوغ سياسى تام انجام نداده باشند. »

تعلل در این روزها جایز نیست! حالا جای ایده آل و آرمان نیست! راهی جز حمایت از هاشمی نداریم! فرصت اندک است! بجنبیم! فقط به خاطر ايران!

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 خرداد1384ساعت 15:5  توسط امیر علیزاده| 

می دانم، کارمان به جایی رسیده که باید برای هاشمی تبلیغ کنیم! اما چاره دیگری هم هست؟ اگر هست لطفاْ پیشنهاد کنید! دست تحریمیان عزیز با این دسته گلی که آب دادند درد نکند! همانهایی که حالا در تشویق به شرکت در مرحله دوم انتخابات پیشرو هستند و رای دادن به هاشمی را راه نجات این مملکت می دانند!! همانهایی که همچنان معتقدند مرغ یک پا دارد و انفعال آنها در دور اول اشتباه نبوده است!

بگذریم... حالا موقع این صحبت ها نیست! فرصتمان اندک است و وظیفه مان دشوار! حالا در کمال ناباوری همه مان باید یکدست شویم و روز جمعه به هاشمی رای دهیم! تا اجازه ندهیم «اقتدارگرایی افراطی»، «فاشیسم مذهبی» -یا هر چیزی که شما اسمش را می گذارید- به قوه مجریه این کشور نفوذ کند! حداقل حالا به دکتر معین گوش کنیم که در بیانیه اش هشدار داده « خطر فاشيسم و از ميان رفتن نقش مردم و خطر حذف جمهوريت را جدي بگيريم».

بله، فقط اتحاد، آینده نگری و یک تصمیم خردمندانه و دور از احساس و هیجان می تواند ما را از «طالبانی گری» (بیانیه جبهه مشارکت)   نجات دهد!

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 خرداد1384ساعت 1:48  توسط امیر علیزاده| 

هر چند اختلاف نظر بین شورای نگهبان و وزارت کشور آدم را به شک می اندازد که نکند واقعاْ تقلبی در کار باشد، هر چند مهدی کروبی به دلیل دخالت سپاه پاسداران و بسیج انتخابات را مخدوش خوانده  و هر چند الهه کولایی نسبت به حضور هزاران ناظر بسیجی در فرایند رای گیری اعتراض کرده ، اما ظاهراْ باید شکست را پذیرفت! با تمام بی رحمی اش! با وجود این بلبشو باید به دنبال دلایل واقعی گشت و آگاهانه این وضعیت را آنالیز کرد.

من اول از همه با انتقاد از خودم شروع می کنم! چون بیش از حد در این چند روز پایانی مانده به انتخابات خوش خیال بودم و نتوانستم تحلیل درستی از وضعیت کلی جامعه داشته باشم و فقط محیط کوچک پیرامون خودم را می دیدم. فکر می کردم آزادی سیاسی و مردم سالاری و حقوق مدنی دغدغه خیلی ها باشد. اما اشتباه محض بود! ۲۰٪ رای دهندگان ترجیح می دهند بدون هیچ گونه تلاشی، ماهیانه مفت مفت ۵۰۰۰۰ تومان بگیرند، هر چقدر هم که این پیشنهاد غیر کارشناسی و غیر عملی باشد! برای این عده رویکرد علمی در برخورد با مسایل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی مهم نیست! دفاع از حقوق زنان و آزادی مطبوعات هم مهم نیست! اکثریت هموطنان کرد و بلوچ و عرب ما در کردستان و بلوچستان و خوزستان هم فردی را که این وعده ۵۰۰۰۰ تومان را داده بود به شخصی که قسم خورده بود از حقوق سیاسی و مدنی تضییع شده آنها حمایت می کند ترجیح دادند. و این ملال آور است! نه آن ۱۷٪ که به احمدی نژاد رای دادند! چون این عده همیشه به راست گرایی و اصولگرایی مذهبی رای داده اند و اعتقادشان این است.

برای آن ۱۸ میلیونی که در خانه نشستند و بی تفاوت و منفعل بودند و با تحلیل های سطحی و غیر  واقع بینانه شان راه قهر را پیش گرفتند هم فوق العاده متاسفم. امیدوارم شرم کنند و کمی به خودشان بیایند و درباره آنچه کردند-در واقع نکردند- خوب فکر کنند ...    آقای احمدی نژاد هدیه این دوستان به ایران است  

البته دوستان اصلاح طلب نیز باید بنشینند و فکر کنند که چرا فقط ۱۵٪ به آنها رای دادند؟ وبه اینکه چه شد که طبقات متوسط و پایین جامعه از آنها دلسرد شدند؟  بیش از ۷۰٪ مردم تهران در خانه هایشان ماندند! فکر کنید!

 امیدوارم از این به بعد «خودشیفتگی» در رفتار ما ایرانی ها جای خودش را به «خود انتقادی» بدهد. چه ما، چه اصلاح طلبان و چه تحریم کنندگان عزیز...

+ نوشته شده در  شنبه 28 خرداد1384ساعت 19:44  توسط امیر علیزاده| 

اخبار ضد و نقیض زیاد به گوش می رسد! آخرین خبری که شنیدم از مشارکت ۶۵٪ و رتبه اول برای دکتر معین با ۳۰ ٪ آرا حکایت می کند. اما با وجود اینکه در مشارکت ناگهانی مردم در ساعت های آخر شکی نیست، اطمینانی هم در کار نیست! چاره ای نداریم جز اینکه تا شامگاه شنبه منتظر بمانیم و هیجان ماجرا را حفظ کنیم!

من که به شخصه بیش از حد خوش بین بودم که انتخابات در همان مرحله اول به نفع معین تمام شود، اما  نمی دانم چه شد که نشد!!!

یک نکته دیگر را هم باید گفت و آن اینکه لطفاْ در اظهارنظرها کمی احتیاط شود و برای یک بار هم که شده دگماتیست های عزیز واقعیت را بپذیرند! بعضی از آنها (!) با کمال وقاحت می گویند در کل فقط دو میلیون نفر در انتخابات شرکت کرده اند! بابا!  شما رابه خدا...بی خیال!! کمی انصاف داشته باشید...

+ نوشته شده در  شنبه 28 خرداد1384ساعت 1:8  توسط امیر علیزاده| 

آخرین شب انتخاباتی امیدوارکننده تر از هفته های اخیر بود. طرح حضور حامیان معین در ۲۰ میدان تهران و صحبت رودررو با مردم ایده بسیار خوبی بود. من هم در میدان شهرک ۳ ساعتی با مردم حرف زدم. تجربه خیلی خوبی بود و به نظرم حرفهایمان هم تا حدودی تاثیر گذار بود.

با وجود تمام رضایتی که داشتم، تا آخر شب با گشت و گذار در میرداماد و ولیعصر فهمیدم که خود ما واقعاْ هنوز با الفبای دموکراسی ناآشنا هستیم. دیدم انتخابات هم در این مملکت بیشتر یک نوع سرگرمی اجتماعیست! اما این خیلی مهم نبود، چون می دانستم که جایی برای تخلیه انرژی و تفریح برای ما به آن صورت وجود ندارد. بدتر از همه به مسخره کشیده شدن فضای انتخاباتی، توهین کردن به یکدیگر، رعایت نکردن حقوق شهروندی دیگران، آلوده کردن شهر و...و...و... بود! همانجا فهمیدم که ما هنوز باید قواعد دموکراسی را تمرین کنیم! فهمیدم که نباید توقعات بیجا داشت و تنها راه قدم به قدم پیش رفتن است...

فردا صبح اول وقت می روم به دکتر معین رای دهم و سعی می کنم از خبرهایی که درباره تقلب احتمالی در شمارش آرا شنیده ام نترسم... و امیدوار باشم که از برگه رای من به عنوان سهمم از دموکراسی و حقم در تعیین سرنوشت کشورم به خوبی محافظت شود...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 خرداد1384ساعت 17:32  توسط امیر علیزاده| 

حتماْ شما هم در روزهای انتخاباتی موقع دفاع از آزادی سیاسی و دموکراسی، با این بحث مواجه شده‌اید که «وقتی مردم نان شب سر سفره‌شان نیست، آزادی بیان چه اهمیتی برایشان دارد؟» یا اینکه با افرادی روبرو شده‌اید که ادعا دارند رفاه را به آزادی سیاسی ترجیح می‌دهند.

این دیدگاه‌ها من را که در دانشگاه درباره‌ی این موضوع خوانده بودیم، علاقمند کرد تا بیشتر راجع به آن مطالعه کنم. در نهایت یک مقاله حاصل کارم شد که در روزنامه‌ی شرق مورخ ۲۵ خرداد چاپ شد:

پيش از هر انتخابات در ايران و با اعلام برنامه از سوى كانديداها همواره در مورد اولويت‌بندى‌ها در فرايند توسعه كشور نيز بحث و اختلاف نظر بالا مى‌گيرد. كانديدايى آزادى‌هاى سياسى را مهم‌تر مى‌داند و كانديداهاى ديگر با سوءاستفاده از وضعيت معيشتى مردم اين سوال را مطرح مى‌كنند كه آيا نبايد ابتدا فقر و بدبختى را از بين برد؟ به اعتقاد آنها مردم‌سالارى و آزادى سياسى يک كالاى لوكس است كه يک كشور فقير نمى‌تواند به دستش آورد و اگر مردم اين فرصت را داشته باشند، رفع نيازهاى اقتصادى‌شان را به آزادى‌هاى سياسى ترجيح مى‌دهند. به نظر برخى، آزادى‌هاى سياسى و حقوق مدنى به رشد و توسعه اقتصادى آسيب مى‌رساند. برخى از آنها اصولاً تاكيد روى مردم‌سالارى را يک مدل غربى مى‌دانند و براى كشورى مثل كشور ما تجويزش نمى‌كنند. اغلب آنها كشورهايى با دولت‌هاى نسبتاً اقتدارگرا مثل كره جنوبى، سنگاپور و چين را به عنوان نمونه‌هاى موفق در رشد اقتصادى به طرفداران آزادى‌هاى سياسى يادآورى مى‌كنند، فارغ از اين واقعيت كه هيچ گاه با مثال نمى‌توان يک فرضيه را اثبات كرد و با ذكر موفقيت نسبى چند دولت اقتدارگرا در اقتصاد نتيجه‌گيرى كرد كه جلوگيرى از آزادى سياسى و حقوق مدنى در تحرک توسعه اقتصادى سودمند است. در واقع هيچ گاه رابطه‌اى علت و معلولى بين اقتدارگرايى و رشد اقتصادى عنوان نشده است.

آمارتيا سن اقتصاددان مشهور هندی‌تبار، استاد دانشگاه كمبريج و برنده جايزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۸ اين ديدگاه را رد كرده و با شواهد تجربى و استدلالى قوى نشان داده است كه فرآيند توسعه اقتصادى با افزايش آزادى ماهيتاً رابطه مستقيم دارد. رئيس سابق انجمن اقتصادى بين‌المللى و انجمن اقتصادسنجى نشان داده است كه كيفيت زندگى صرفاً نه فقط براساس درآمد بلكه براساس ميزان برخوردارى‌اش از انواع آزادى‌ها اندازه‌گيرى مى‌شود. سن در كتاب خود، «توسعه به مثابه آزادى»* به طور مفصل نظريه خود را تشريح كرده است كه در اين مقاله به آن پرداخته شده است.    

شواهد تجربى بسيار كمى در دنيا وجود دارد كه مردم كشورهاى جهان سوم نسبت به حقوق مدنى و سياسى خود بى‌تفاوت باشند. از نظر آمارتيا سن تنها راه آزمايش اين ادعا، برگزارى يک انتخابات آزاد با وجود آزادى بيان و حضور مخالفان است كه البته اقتدارگرايان هيچ وقت چنين اجازه‌اى را نمى‌دهند. جالب اينكه دولت اينديرا گاندى در اواسط دهه ۱۹۷۰ چنين انتخاباتى را بر پا كرد و مردم هند كه يكى از فقيرترين كشورهاى جهان هستند به طور قوى به توقف حقوق و آزادى هاى سياسى «نه» گفتند. در واقع آزادى‌هاى سياسى و اقتصادى به هيچ  رو در مقابل همديگر قرار ندارند و تقويت‌كننده يكديگر هستند به عبارتى ديگر حقوق مدنى و آزادى‌هاى سياسى تاثير بسزايى در رشد اقتصادى دارند. به چند دليل:

اول- دو نوع ارتباط ميان نيازهاى اقتصادى و آزادى سياسى وجود دارد:

۱- ارتباط ابزارى: در يک جامعه مردم‌سالار است كه مردم مى‌توانند مطالبات خود را به گوش حكومت برسانند. با انتخابات آزاد و گفتگوى آزاد است كه مردم مى‌توانند پيگير خواسته‌هاى خود از حكومت باشند.

۲- ارتباط نهادى: در بستر يک جامعه مردم‌سالار است كه شفافيت تضمين شده است و اطلاعات گردش سالمى دارد. تنها در چنين جامعه‌اى مردم تصور درستى از نيازهاى اقتصادى خواهند داشت. درک روشن از نيازهاى اقتصادى و اينكه اين نيازها چه محتوايى دارند نيازمند مباحثه و گفتگوى آزاد است. آمارتيا سن مدعى است محروميت و گرسنگى و قحطى تنها در جوامع پادشاهى قديم و ديكتاتورى معاصر و در ديكتاتورى تكنوكرات مدرن رخ داده است. در حالى كه اين گونه بحران‌ها هيچ گاه در كشورهايى كه در آنها منظم انتخابات آزاد برگزار مى‌شوند، داراى احزاب مخالف هستند كه مى‌توانند انتقاد كنند و در آنها روزنامه‌ها بدون سانسور اجازه دارند تا درباره سياست‌هاى دولت گزارش دهند و مطالبات مردم را منعكس كنند، اتفاق نيفتاده است.

دوم- لازمه رشد اقتصادى تامين امنيت است. امنيت نيز يكى از فرآورده‌هاى حكومت مردم‌سالار است. در چنين حكومتى حقوق صاحبان سرمايه مغتنم شمرده مى‌شود و سرمايه گذار ـ چه داخلى، چه خارجى‌ـ در آن احساس امنيت مى‌كند. تنها يک پشتوانه مردمى پشتيبان امنيت اقتصادى است. مردم‌سالارى از طريق خلق فرصت‌هاى اقتصادى و امكانات اجتماعى براى همه ما اين امنيت كه رشد اقتصادى در گرو آن است را تامين مى‌كند.

سوم- نقش حفاظتى دموكراسى و حكومت مردم‌سالار از فقرا و اقشار كم‌درآمد را نيز نبايد ناديده گرفت. در واقع پاسخگو شدن دولت در يک نظام مردم‌سالار يكى از بهترين راه‌هاى از بين بردن فقر است. در پايان اين نكته قابل ذكر است كه نبايد نقش و اهميت حكومت هاى مردم‌سالار را صرفاً در كاركرد ابزارى آنها براى توسعه خلاصه كرد. در اينجا هدف تنها رد مستدل ديدگاهى بود كه در آن آزادى سياسى به توسعه اقتصادى لطمه وارد مى‌كند. در كل اين ادعا كه مردم از بين آزادى و رفع نيازهاى معيشتى و اقتصادى، دومى را انتخاب مى‌كنند مبهم است و طرح آن اصول سوال را نقض مى‌كند. چه كسى است كه وقتى فرصت انتخاب آزادى و دموكراسى به او داده شود آن را از دست بدهد؟

پی‌نوشت:
*ترجمه: دکتر وحید محمودی، انتشارات دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 خرداد1384ساعت 11:14  توسط امیر علیزاده| 

امروز گردهمایی حامیان معین در استادیم دانشکده تربیت بدنی به خوبی برگزار شد. استادیوم پر نشد، اما جمعیت زیادی آمده بود. کل برنامه در مجموع مثبت بود، ولی سخنرانی های محسن کدیور، فاطمه حقیقت جو، سعید حجاریان، ابرهیم یزدی و البته خود دکتر معین بهترین قسمت های برنامه بودند.

بعد از برنامه هم جمعیت بدون هیچ مشکلی در خیابان امیر آباد سرود خواندند و شعار دادند. البته نیروی انتظامی هم انصافاْ همکاری کرد و در برقراری نظم آنجا موثر بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 خرداد1384ساعت 3:8  توسط امیر علیزاده| 

برای آخرین بار می خواهم درباره تحریم کنندگان عزیز بنویسم. علیرغم محترم شدن نظر آن عده ای که راه خودشان را با دلیل و برهان انتخاب کرده اند و نمی خواهند در انتخابات شرکت کنند، هنوز عده کثیر یکدنده ای، متاسفانه  همچنان همان دلایل تکراری و غیر موجه را می آورند، که برای آخرین بار آنها را ذکر می کنم و در مورد آنها توضیح می دهم. انشاءالله در این فرصت اندک لطف کنند و برای یک بار هم که شده یک تجدید نظر اساسی و بر پایه منطق از شرایط فعلی بکنند.

۱. مشروعیت: مشروعیت ندادن به نظام اولین و محکمترین دلیل دوستان است. آخر شما را به خدا کمی در جواب هایی که می گیرید دقت کنید و این قدر بر مواضع تندتان پافشاری نکنید! بار ها گفته شده که مشارکت در انتخابات در ایران محال است زیر۴۰-۴۵ درصد برود! بنابراین مشروعیتی زیر سوال نمی رود، چون برای «مشروعیت زدایی» درصد مشارکت باید خیلی پایین تر از این ها باشد. در ضمن دسته بندی کردن کسانی که در انتخابات شرکت نمی کنند هم ممکن نیست. یعنی نمی شود در میان واجدین شرایط تحریم کننده مشخص کرد که کدام دسته هدفش مشروعیت ندادن به نظام بوده است و کدام دسته صرفاْ به خاطر بی زاری از سیاست با انتخابات سر و کاری نداشته است.

۲.اقتدار معین بعد از خاتمی: دلیل دوم بعد از کلی قضاوت غیرعادلانه در مورد آقای خاتمی این است که «خاتمی که هیچ کار نتوانست بکند، معین چه کاری می تواند بکند؟» دریغ از ذره ای انصاف! نمی خواهم در اینجا از اول شروع کنم و دوباره تک تک دستاوردهایش را برشمرم. منکر این هم نیستم که رئیس جمهور ایران اختیاراتی را که باید داسته باشد، دارد. فقط می خواهم بگویم که اگر هم این گونه در مورد خاتمی قضاوت می کنید، درمورد معین این قدر زود داوری نکنید!

معین مطالبات مردم را می گوید. او به طور شفاف با مردم حرف می زند و از چیزهایی می گوید که خواسته های امروز من و شماست! تا همین حالا هم نشان داده که با شیوه دیگری نسبت به خاتمی از موانع عبور می کند! او بر خلاف خاتمی تحصیلات آکادمیک دارد! به «مدیریت علمی» که نیاز امروز ایران است، معتقد است و آن را راه حل مشکلات ایران می داند! از حقوق اقلیت ها می خواهد دفاع کند، از آزادی بیان و آزادی مطبوعات! تبعیض جنسیتی را محکوم می کند! معاونت حقوق بشر را راه می اندازد که پی گیر حقوق تک تک مردم باشد و ماهی یک بار به خود مردم گزارش دهد! او به توسعه انسان محور و رشد قابلیت های انسان ها که طبق مبانی و نظریات جدید لازمه توسعه یک کشور است، اعتقاد دارد! اشباه نکنید، این حرف ها را سایر کاندیداها نمی زنند! چون هر چقدر هم که برای کسب آرا تظاهر کنند، به دفاع از حقوق بشر و آزادی بیان اعتقاد ندارند!

پس چرا به دلایل مبهم و نامشخصی به کاندیدای با صلاحیتی مثل معین رای ندهم؟ مخصوصاْ به این خاطر که هیچ راهکار و روشنی از طرف تحریم کنندگان عنوان نمی شود! خودشان هم اعتراف می کنند که نتیجه انفعال آنها اصلاْ روشن نیست!

دوستان! یک بار دیگر در مورد این انتخابات فکر کنید! دقیق تر و واقع بینانه تر! و اگر باز هم به این نتیجه رسیدید که نباید رای داد، مسئولیتش را بر عهده بگیرید و رای ندهید! و گرنه این فرصت را از دست ندهید...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 خرداد1384ساعت 0:41  توسط امیر علیزاده| 

تبریک... برای صعود به جام جهانی، برای یک پیروزی غرورآمیز، برای یک موفقیت بزرگ، برای شکست کشوری کوچک با ادعاهای بزرگ، برای شرکت در بزرگترین رویداد ورزشی جهان و...و...و...

چه جشنی برپا شد در خیابانها! از همین جا می شد فهمید که جامعه نسبت به هشت سال پیش که ایران دفعه آخر به جام جهانی رفته بود، چقدر عوض شده! با آن که پیروزی مقابل استرالیا خیلی بیشتر چسبید، اما نحوه شادی مردم این بار چیز دیگری بود! من خودم با چند خارجی روبرو شدم که از فرط تعجب، چشمانشان گردگرد شده بود! آنچه را می دیدند باور نمی کردند!

این بار جشن ها و رقص های مردم بوی انتخابات هم می داد! عده ای معین را فریاد می زدند و دسته ای هم سنگ هاشمی را به سینه می زدند!

اما در این شب فقط یکی پیروز بود: ایران...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 خرداد1384ساعت 2:8  توسط امیر علیزاده| 

آقا حتی این انتخابات هم محاله که عشق به تیم ملی رو از ما بگیره!

امروز ایران با بحرین برای صعود به جام جهانی بازی می کنه! برای افتخار! برای غرور ما و برای هزار اتفاق دیگر که با رفتن به جام جهانی می افته!

این روزها بعضی از همکاران ما بدجوری از برانکو انتقاد می کنن! اینکه او آدم محافظه کار و محتاطیه و حتی اینکه او برای جام جهانی کوچیکه !! این انتقادها بد نیستند اما منصفانه هم نیستند! برانکو به جرات می توان گفت که بهترین مربی تاریخ تیم ملی بوده! یک بار که تو این مملکت کار بلندمدت شده و ان شاء الله به هدف هم می رسه، سرو کله آدم های «برانداز» دوباره پیدا می شه! تازه اینکه تیم ملی خوب بازی نمی کنه رو هم من اصلاْ قبول ندارم و بیشتر به همان پیش داوری ها و قضاوت های عجولانه ما ایرانی ها برمی گرده!

بگذریم... امیدوارم امروز انتقام آن شکست شوم و فوق العاده تلخ چهار سال پیش از بحرینی ها گرفته بشه! آن بازی کذایی الحق یکی از بدترین روزهای مردم ایران بود که با تماشای صحنه تحقیرکننده دور افتخاری بازیکنان بحرین با پرچم سعودی ها، همون هایی که نسل پیش از آنها هموطنان ما بودند، به نهایت ذلت رسید.

اما امروز روز دیگریست، نه برای انتقام که برای صعود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 خرداد1384ساعت 1:25  توسط امیر علیزاده| 

به این نتیجه رسیدم که در این روزهای باقی مانده صحبت کردن با مردم در کوچه و خیابان و پخش اعلامیه و بروشور و پوستر، راه خیلی خوبی می تونه باشه! هر چند این هم فک زدن و بحث و جدل و کلی انرژی می خواد(و البته آمادگی خوردن فحش!). اما با این حال این هم روش خوبی برای تهییج و تشویق مردمه. و یک راه خوب برای روبرویی با طبقات دیگر جامعه و نه فقط با دایره بسته دور خودمون!

انصافاْ این رو هم بگم که روز به روز وضع امیدوارکننده تر می شه! هر روز بیشتر افرادی رو می بینم که تا دیروز انتخابات رو تحریم می کردن، اما امروز به این نتیجه رسیدن که انفعال راه حل خوبی در شرایط فعلی نیست!

راستی گروه ما یک سری از هنرمندان و نویسندگان حامی معین هستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 خرداد1384ساعت 1:0  توسط امیر علیزاده| 

در این چند روز تعطیلی فرصتی دست داد تا بیشتر با با تحریم کنندگان انتخابات بحث کنم و با نقطه نظرات آنها آشنا شوم. بعداْ درمورد دلایل آنها برای رای ندادن توضیح خواهم داد، اما پیش از آن خواستم نکاتی درباره نحوه برخورد و طریقه اسندلال این عده (که ما آنها را برای راحتی «تحریمیان» می نامیم) بگویم.

اغراق نمی کنم، اما به ندرت تحریمیانی را دیده ام که با آدم بتوانند منطقی و در فضایی محترمانه بحث کنند. آنها در واقع با زیرپاگذاشتن الفبای دموکراسی، به جای یک گفت و گوی خردمندانه و سازنده، طعنه آمیز حرف می زنند و انواع و اقسام متلک و تیکه را نثار آدم می کنند!

یک وقت سوءتفاهم نشود! این ویژگی ها را به همه «تحریمیان» تعمیم نمی دهم! هستند افرادی که آدم از بحث کردن با آنها لذت می برد، هر چند عقاید متضادی با آدم دارند. طرف صحبت من با همه چیز دانانی (!!) است که اظهارنظرهای چکشی می کنند و در حرفهایشان پیش داوری و قضاوت های ناعادلانه موج می زند. به این دلیل از لفظ «همه چیز دان» برای «تحریمیان» استفاده کردم چون در گفتن کلمه ساده «نمی دانم» شجاعت ندارند و راجع به هر چیزی غیرمنصفانه نظر می دهند.

اگر تحریم کننده ای چند دلیل منطقی برای رای ندادن آورد و از آن به صورت مستدل دفاع کرد و در ضمن به عقاید دیگران احترام گذاشت و دست به تمسخر آنها نزد، تصمیم او محترم است. والا او یک آدم غیردموکراتیک است که فقط از مسئولیت پذیری و مشارکت در توسعه ایران شانه خالی کرده است!

                                                                                                                         والسلام

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 خرداد1384ساعت 17:58  توسط امیر علیزاده| 

از این جملات شنیده اید که زمان تنها منبع جبران ناپذیر در اختیار انسان است؟ یا اینکه  زمان به یک کالای لوکس تبدیل شده است؟

چند وقت پیش داشتم مقاله جالبی در مجله آلمانی «شترن» درباره استفاده بهینه از زمان می خواندم. در این مقاله که با مشاوره علمی نوشته شده ، توصیه شده که برای احساس خوشبختی آدم باید وقت بیشتری برای خودش بگذارد و شجاعت «نه» گفتن به دیگران را در مواقعی داشته باشد. من که خیلی به این حرف معتقد هستم! به نظرم مشکلات بسیاری از ما ایرانی ها همین است که شدیداْ اسیر رودربایستی ها می شویم و نمی توانیم «نه» بگوئیم!

توصیه دیگر این بود که اهدافمان را به ترتیب اهمیت اولویت بندی کنیم، تا هم کارهای مهمتر را کاراتر انجام دهیم و هم در نهایت برای خودمان وقت بیشتری داشته باشیم. در توضیح علمی این مطلب گفته شده که مغز ما از روحمان فوق العاده سریعتر است. اگر در زندگی همه چیز را مغزمان به ما دیکته کند، گرفتار می شویم. چون روح برای واکنش نشان دادن به زمان بیشتری احتیاج دارد. برای همین هر چند وقت یک بار لازم است تا با تجربه کردن آهسته، مثلاْ با پیاده روی، آفتاب گرفتن، یا یک استراحت ساده، این فرصت را به مغز و جسم و روحمان بدهیم تا با هم هماهنگ شوند.

در پایان از خورخه لوئیس بورخس نقل قولی می کنم:

«اگر می توانستم یک بار دیگر زندگی کنم، سعی می کردم بیشتر اشتباه کنم. نمی خواستم این قدر بی نقص باشم، بیشتر استراحت می کردم، کمی بیشتر از آنچه بودم دیوانگی می کردم، کمتر مسائل را جدی می گرفتم، این قدر سالم زندگی نمی کردم، بیشتر ریسک می کردم، بیشتر سفر می کردم، بیشتر غروب آفتاب را تماشا می کردم، بیشتر کوهنوردی می کردم، بیشتر در رودخانه ها شنا می کردم.

من یکی از آن آدم های باهوش بودم که هر دقیقه از عمرشان را مثمرثمر گذراندند. لحظات پر از شادی هم داشتم، اما اگر می تونستم دوباره آغاز کنم، سعی می کردم فقط اوقات خوب داشته باشم. اگر هنوز این را نمی دانی، زندگی فقط از همین لحظات تشکیل شده.

اگر می توانستم یک بار دیگر زندگی کنم، از اول بهار تا آخر پائیز پابرهنه راه می رفتم. و با بچه ها بازی می کردم.

اما ببینید...من ۸۵ سالم است و می دانم که به زودی می میرم.»  

                                   

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 خرداد1384ساعت 14:16  توسط امیر علیزاده| 

این ابتکار عالی حلقه زدن دور میدان آزادی توسط ستاد نسیم که نسل سومیهای یاور معین هستند، بالاخره محقق شد. خیلی کار خوبی بود.خیلی بهتر و موثرتر از اقدامات مصنوعی و پرهزینه ستاد آقای هاشمی! مثل بالا و پائین کردن و ویراژ دادن تو جردن با ماشین های اخرین مدلی که زیر برچسب و عکس محو شدن! یا حتی شام مجانی دادن که خدا وکیلی تو قرن بیست و یکم متود جالبیه!!

حلقه زدن دور آزادی یک نوآوری بود. هم این میدان معنای سمبولیکش زنده شد و هم روی اهمیت حیاتی آزادی که در دنیای امروز همه چیز به آن وابسته است، تاکید شد.

در پایان این مراسم قطعنامه تجمع پاسداشت آزادی هم توزیع شد.

 

پی نوشت: گزارش تصویری حسن سربخشیان و آرش عاشوری نیا را هم  ببینید. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 خرداد1384ساعت 0:38  توسط امیر علیزاده| 

آقا الحق که آین آقای هاشمی رفسنجانی مدیر سرمایه دار و باهوشی است!

به هر جا که این روزها می رویم بیلبوردها و پوسترهای ایشان به شدت توی چشم می زند! (البته ناگفته نماند که عکس های خلبانی آقای قالیباف و پورتره های عظیمشان هم بدک نیست!!)

آقای هاشمی فعلاْ روی جوانان بالای شهر تمرکز کرده! باور ندارید سری به فرشته و جردن و فرمانیه بزنید! معلوم است که بازار هدف ستاد ایشان در حال حاضر این طبقه اجتماعی خاص است(دلیلش را خیلی دوست دارم که بدانم!)

حالا این ها به کنار، نمی دانم چطور تبلیغات آقای هاشمی سر از وبلاگ ما درآورد؟! عدل ما که خودمان را در اینجا می کشیم تا از جناب آقای معین حمایت کنیم !! چه کنیم در برابر این همه اقتدار...

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 خرداد1384ساعت 2:2  توسط امیر علیزاده| 

سرانجام  دکتر معین همان گونه تصمیم گرفت که اکثریت قاطع حامیانش- ونه مخالفان و تحریمیان و منفعلان که در این چند روز به شدت فعال شده بودند - از او خواستند. واقعاً خالی کردن صحنه مبارزه چه فایده ای داشت؟ وقتی که هدف «ادامه اصلاحات» و «اصلاح دموکراتیک» کشور است، وقتی که مقصود «ساختن وطن بر پایه قانون» است، از شانه خالی کردن چه بهره ای حاصل می شد؟ هیچ...

 

دیگر زمان «قهرمان بازی» و «قهرمان پروری» در این مملکت سررسیده است! ما دیگر قهرمان ملی نمی خواهیم! ما دیگر نمی خواهیم سیاست جایی باشد برای تخلیه هیجان! برای آرزوهای دست نیافتنی و اتوپیایی! سیاست عرصه ایست برای تدبیر، چانه زنی و تبدیل تهدید به فرصت!

 

 ما بیش از هر موقعی به سیاستمدارانی احتیاج داریم که واقع بین باشند، خردمند باشند و تصمیمات منطقی بگیرند. معین هم کاری جز این نکرد. اگر نمی آمد نه تنها انگ ناتوانی به او می زدند که حامیانش نیز از هم می پاشیدند و سازماندهی مجدد و برنامه ریزی دوباره غیر ممکن می شد!

 

می دانم که حتماْ مرا به خوش خیالی و ایده آلیستی متهم می کنید! اما من برعکس مدعی ام که واقع بینانه فکر می کنم، چون شدیداْ به نهادینه کردن تدریجی دموکراسی معتقدم! 

 

البته موانع پیش رو را هم انکار نمی کنم. دکتر معین هم در بیانیه اش گفته که «مي‌دانم گره‌هاي پيش رو فراوان است، مي‌دانم آنچه در اين ايام با آن رو به رو شده‌ام تصويري فشرده از واقعيت‌هاي پيچيدة بعد از انتخابات نيز هست»، امادر نهایت به اين نتيجه «دشوار» رسيده كه «بايد دوباره آمد و ايستاد تا وطن را بر پايه‌ قانون ساخت».

 

به امید اینکه مردم هم دوباره «بیایند» و «بیایستند»...

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 خرداد1384ساعت 2:0  توسط امیر علیزاده| 

الان داشتم به چند مطلبی که تا به حال در عمر کوتاه این وبلاگ نوشته ام، نگاه می کردم که متوجه شدم همه آنها سیاسی هستند، در حالیکه کار اصلی ام روزنامه نگاری ورزشی ست (البته در فضای فعلی گرایش به سیاست جداْ اجتناب ناپذیر است) !!

این یادداشتی است که دزبازه فینال لیگ قهرمانان نوشته ام و تحت عنوان «فرمول موفقیت در فوتبال» در روزنامه ایران ورزشی  چاپ شد که گفتم محض تنوع و علیرغم این روز حساس و تصمیم سرنوشت ساز دکتر معین آن را در اینجا کار کنم:

«اگر فوتبال با قوانين كسانى كه همه چيز را در مسائل مالى و ريخت و پاش خلاصه مى كنند كار مى كرد، امشب در ديدار نهايى ليگ قهرمانان چلسى مقابل يوونتوس بازى مى كرد. چندى پيش سران باشگاه بايرن مونيخ حذف خود را در مرحله يك چهارم نهايى بهانه يى كردند تا با آن از كيك حقوق پخش تلويزيونى تكه بزرگ ترى را از سازمان ليگ فوتبال آلمان بخواهند. از نظر اين افراد كه پول را يك فاكتور مهم براى رسيدن به افتخار و موفقيت مى دانند، در ۲۰ سال آينده جام قهرمانى بين لندن و مادريد و ميلان و تورين دست به دست خواهد شد و اروپا بايد نگران قدرت چند باشگاه معدود باشد. اين چشم انداز واقعاً وحشتناك است.
اماحداقل در دو سه سال اخير ثابت شده كه فوتبال چقدر كم با بودجه و دارايى ارتباط دارد. امسال اين را نه فقط ليورپول با صعود خود به فينال، بلكه آيندهوون با نمايش خيره كننده اش مقابل ميلان نشان داد. در دوئل انگليسى نيمه نهايى پاهايى كه ۳۱۵ ميليون مى ارزند هيچ گلى را به ثمر نرساندند، اما در عوض پاهاى ۱۹۰ ميليون يورويى ليورپولى ها گل زدند. در استاديوم فيليپس نيز تيم صرفه جو و ۸۰ ميليونى آيندهوون با يك تيم از پا درآمده ۲۵۶ ميليونى موش و گربه بازى كرد.
بله، هيچ كس در اين شك ندارد كه باشگاه هايى مثل چلسى، رئال مادريد، آث ميلان و يوونتوس در آينده نيز به مراحل يك چهارم نهايى و نيمه نهايى راه خواهند يافت - بر منكرش لعنت! - اما قطعاً تيم هايى هم خواهند بود كه شگفتى ايجاد مى كنند و شانه به شانه آنها به رقابت مى پردازند، مثل آيندهوون و ليورپول در اين فصل و اف ث پورتو و والنسيا در فصل گذشته. جالب اينجا است كه در ۱۲ فينال گذشته ليگ قهرمانان اروپا فقط چهار بار دو تيم بزرگ درديدار نهايى به مصاف يكديگر رفته اند.
فرمول موفقيت در فوتبال بسيار پيچيده تر از محاسبات ساده اعداد و ارقام بودجه ساليانه و قيمت هاى هفت، هشت رقمى بازارهاى نقل و انتقال است. ايجاد انسجام درون تيم، مديريت مؤثر و كاراى مربى و به عبارتى وجود دستخط او در تيم، نسبت به گدايى كردن براى سرمايه و پول در اولويت هستند.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 خرداد1384ساعت 1:5  توسط امیر علیزاده| 

اطلاعیه ای که آقای خاتمی بعد از نامه رهبری اعلام کرد شاید از نظر خیلی ها تکراری باشه. اما پنج نکته ای که او به آنها تأکید کرده مهم است، دقت کنید :

«۱- وزير محترم كشور به عنوان مسوول اجراي انتخابات تمامي ظرفيت‌ها و توانايي‌هاي صف و ستاد وزارت، استانداري‌ها و فرمانداري‌ها را با سازوكارهاي قانوني و اختيارات برگرفته از قوانين موضوعه كشور به كار گيرند تا اطمينان كامل نسبت به سلامت انتخابات از مرحله تبليغات تا شمارش آرا و اعلام نتايج حاصل شود.

۲ـ وزير محترم اطلاعات، وزارت كشور و ستاد انتخابات را در اين مهم ياري رسانده و در شناسايي متخلفان و به منظور برخورد با قانون‌شكنان از همه ظرفيت‌هاي قانوني خود بهره گيرند.

۳- رييسان و مسوولان همه‌ي دستگاه‌ها، ارگان‌ها و نهادهاي عمومي كشور مراقبت به عمل آورند تا از هر گونه سوء استفاده نامزدها و هواداران آنان از امكانات عمومي جلوگيري شده و متخلفان و خاطيان را بدون اغماض تحت پيگرد قانوني قرار دهند.

۴- نيروهاي انتظامي و نظامي شامل سپاه پاسداران، ارتش جمهوري اسلامي و بسيج عزيز طبق قانون از هر گونه اقدامي كه شائبه دخالت در مراحل مختلف انتخابات داشته باشد به هر شكل و عنوان اجتناب نمايند و فرماندهان محترم و مسوولان حفاظت اطلاعات نيروهاي مسلح به كمك ستاد انتخابات و مسوولان بازرسي انتخابات عناصر خاطي احتمالي را به مراجع قضايي و قانوني معرفي نمايند.

۵- از رياست محترم قوه قضاييه درخواست مي‌كنم تا با معرفي نماينده‌اي ويژه و تشكيل كميته‌اي مركب از اين نماينده محترم و وزيران محترم كشور و اطلاعات در اطمينان بخشي به مردم شريف براي اجراي مقررات و برگزاري انتخابات سالم تشريك مساعي فرمايند.»

معلوم است که آقای رئیس جمهور همان طور که وعده داده بود، عزمش را جزم کرده تا به عنوان آخرین دستاوردش، انتخابات سالمی رو برگزار کنه و جلوی هر گونه تقلب رو بگیره. این پنج نکته هم هشدار است و هم دستور به وزیر کشور و استانداری ها و فرمانداری ها و به وزیر اطلاعات که با کوچکترین تخلفی برخورد کنن ! 

الوعده وفا، آقای خاتمی... 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 خرداد1384ساعت 13:56  توسط امیر علیزاده| 

مصطفی تاج زاده خبر داده که دکتر معین تا ۴۸ ساعت دیگه «تصمیم سرنوشت سازش» رو اعلام می کنه.او گفته ظرف این مدت نظریات مخالف و موافق حضور در انتخابات رو کسب می کنند و باتوجه به مصوبه نهایی کنگره سراسری حامیان معین وبا «توکل به خدا»، دکتر معین تصمیم نهایی رو می گیره. این نشان میدهد که آنها جداْ در برابر یک دوراهی هستن!

البته یک نکته دیگه هم هست و اون اینه که شورای نگهبان هنوز به صورت رسمی تأیید صلاحیت دکتر معین را اعلام نکرده! در انتخابات مجلس هفتم هم از طرف مقام رهبری دستور تجدید نظر صادر شد اما این شورای عزیز نشنید!

من خودم از ته دل دوست دارم که اصلاح طلبا و معین از این فرصت استفاده کنن، چون با وارد شدن به صحنه انتخابات بیشتر از تحریم می تونن برای رسیدن به اهدافشون تلاش کنن.

احتمالاْ همین اتفاق هم خواهد افتاد... با «توکل به خدا»...

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 خرداد1384ساعت 13:43  توسط امیر علیزاده| 

اون اتفاقی که نباید می افتاد افتاد ! اون اتفاقی که روز به روز بیشتر از گوشه و کنار شنیده می شد ! همون اتفاقی که با هیچ منطقی جور در نمی اومد !

بله، دکتر مصطفی معین با ۱۰ سال سابقه وزارت و ۶ سال نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی رد صلاحیت شد ! من بعد از شنیدن این خبر شوکه شده بودم ! بهت زده و ناراحت ! به این فکر می کردم که در هفته های آتی چی می شه ؟ به اینکه اصلاح طلبان چی کار خواهند کرد ؟

مصطفی تاج زاده که زودتر و شدیدتر از بقیه واکنش نشان داد و دولت بعدی رو «دولت کودتا» نامید! محمدرضا خاتمی هم از سناریویی حرف زده که از قبل مشخص شده و طی آن «رئيس‌‏جمهوري كه بايد به كاخ رياست‌‏جمهوري برود، تعيين شده است». در اون میان به یاد تلاش های خودم برای دعوت به شرکت در انتخابات هم افتادم! چقدر با دوست و غریبه بحث کرده بودم ! چقدر می گفتم با انتخاب معین می توان گامی به جلو برداشت ! اما...

هنوز هم نمی تونم بفهمم که چگونه تونستند این کار رو بکنند! با چه توجیهی؟ به فکر پیامدهایش هم بودند؟ با وجود بحران «مشارکت حداقلی» و فشارهای خارجی! نمی فهمم...

راستی خاتمی چه کار خواهد کرد ؟ او ابتدای سال قول داده بود که انتخابات آزاد برگزاز خواهد کرد. آیا مثل انتخابات مجلس هفتم سکوت خواهد کرد یا برای اولین بار جلوی این ردصلاحیت های غیرقانونی می ایسته و تن به این «انتصابات» (تاج زاده) نمی ده ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 خرداد1384ساعت 1:7  توسط امیر علیزاده| 

اصلاْ باعقل جور در نمی آد. رد صلاحیت معین را می گم! هر چقدر می شینم و منطقی درباره این کار  فکر می کنم، به این نتیجه می رسم که محال است شخصیتی مثل او رد صلاحیت بشه، یا به عبارتی صلاحیتش احراز نشه !!

اما وقتی دیدم که در دو روز گذشته این قضیه چقدر در روزنامه ها بازتاب داشته و چه شخصیت های مهمی واکنش نشان داده اند و از «تلاش های پیدا و پنهان برای رد صلاحیت معین» اظهار نگرانی کرده اند، فهمیدم که این احتمال جداْ وجود داره ! 

محمد قوچانی، سردبیر روزنامه شرق، در تیتر اول این روزنامه رد صلاحیت معین رو «پایان تلاش های چپ اسلامی برای گرم کردن تنور انتخابات» و «خاتمه یک دور دیگر در تاریخ اصلاحات» دونسته.

من خودم رد صلاحیت معین رو بعید می دونستم و راستش نمی دونم اگه واقعاْ این اتفاق بیافته به جز تحریم انتخابات دیگه چی کار باید کرد! اما از این ناراحت کننده تر برای من واکنش شخصیت های سیاسی بود. اغلب تنها به فکر «مشارکت» و در تبع آن «مشروعیت» هستند! آیت الله موسوی اردبیلی، یکی از مراجع تقلید مهم این مملکت حتی گفته « هر اقدامی که باعث مأیوس شدن مردم از حضور در پای صندوق های رأی شوند شرعاْ حرام است»! محمد عطریانقر، از نزدیکان هاشمی نیز به شورای نگهبان پیشنهاد کرده که با عملکرد خود «مشارکت حداکثری» را رقم بزنه، محمد علی ابطحی مشاور رئیس جمهور هم  معین رو تنها کسی می دونه که می تونه در بخش « آرای خاکستری» تحرک ایجادکنه!

اما افسوس که هیچ کس نگفت صلاحیت معین رد نشه چون برنامه های خوبی داره ! افسوس که هیچ کس نگفت صلاحیت معین رد نشه چون از دموکراسی حرف می زنه ! افسوس که هیچ کس نگفت صلاحیت معین رد نشه چون به آزادی اهمیت می ده ! افسوس که هیچ کس نگفت صلاحیت معین رد نشه چون شایستگی هدایت ایران در گذارش به توسعه رو داره! افسوس...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 خرداد1384ساعت 14:26  توسط امیر علیزاده|