در مورد دلایل عقب ماندگی ما ایرانی ها تا به حال زیاد حرف زده شده. عده ای آ
ن را به توطئه خارجی ها نسبت می دهند، برخی معتقدند نفت عامل تمام این ناکامی ها و عقب افتادگی است و عده قلیلی هم این اواخر با رویکردی خودمنتقدانه رفتارها و عادات خود ما ایرانی ها را مورد نقد قرار داده اند. مثل صادق زیباکلام در کتاب خوب «ما چگونه ما شدیم؟»، یا «خلقیات ما ایرانیان» جمالزاده و «سازگاری ایرانی» دکتر بازرگان. یکی دیگر از کتابهای خوب در این زمینه «جامعه شناسی خودمانی» حسن نراقی است.
یکی از دوستان زحمت کشیده و به طور مفصل - والبته از نظر من کمی اغراق آمیز- معایب ما را برشمرده و آن را در یک فایل Power-Point ارائه کرده است. من قسمتی از این نوشته را که قابل دفاع تر است، بدون هیچ گونه اظهارنظری در اینجا قرار دادم:
• غربي ها سالها تلاش مي كنند و نرم افزار تهيه مي كنند ولي ما حاضر بخريد رسمي آن نيستيم و در عوض قفل آنرا مي شكنيم و به اين كار خود افتخار هم مي كنيم. همين روش در مورد افست كتاب هاي خارجي نيز صادق است.
• غربي ها به قانون احترام مي گذارند، ولي ما از قانون مي گريزيم.
• غربي ها به دانشگاه مي روند تا دانش بياموزند، ما مي رويم كه مدرك بگيريم.
• غربي ها كارها را به شيوه علمي انجام ميدهند، ما به شيوه استاد كاري و كدخدا منشي.
• در ايران فارغ التحصيلان مديريت و علوم سياسي غالبا” بيكارند، اما در عوض سياستمداران و مديران كشور همه پزشك، مهندس، روحاني و يا بنحوي كارشناسان رشته هاي ديگرند.
• غربي ها خدمت نظام وظيفه را امري ملي و مقدس مي دانند، ما آن را زورگويي. در قديم عوام به خدمت نظام وظيفه مي گفتند «اجباري».
• غالباْ تخيل را به تفكر ترجيح مي دهيم.
• غالباْ به دستور پزشك تمام دارويمان را مصرف نمي كنيم و به مجردي كه « احساس» بهبودي كرديم مصرف دارو را قطع مي كنيم.
• تقريباْ پنجاه سال است كه تيراژ كتاب هاي غيردرسي در ايران بين 2000 تا 3500باقيمانده است. راستي مگر جمعيت ايران در اين مدت ثابت بوده است؟
• در هر شرايطي منافع شخصي را به منافع جمع ترجيح ميدهيم.
• برآيند كار دو نفر هميشه كمتر از دو است. یعنی هم افزایی مان (Synergy) منفی است.
• بسياري از مردم وقتي دستگاهي را مي خرند قبل از خواندن دستور كاربري آن آنرا روشن و با سعي و خطا سعي مي كنند طرز كار آنرا ياد بگيرند و انگار مشغول «كشف» طرز كار آن هستند.
• فكر مي كنيم ماليات پول زور است، ولي هنگامي كه خودرو ما به چاله هاي خيابان مي افتد به دولت ناسزا مي گوييم.
• هنگامي كه پليس ما را جريمه مي كند او را نامرد خطاب مي كنيم، ولي رانندگان متخلف ديگر را ناسزا گفته و سراغ پليس را مي گرديم.
• به بدبيني بيش از خوش بيني تمايل داريم.
• منافع زود گذر را به منافع پايداري كه ديرتر بدست آيد ترجيح مي دهيم.
• در هر كاري اظهار فضل مي كنيم و از گفتن نمي دانم شرم داريم.
• كلمه من را بيش از ما بكار مي بريم.
• دايماْ از حاكميت انتقاد مي كنيم، ولي فراموش مي كنيم آنها هم مثل خود ما هستند و نمي پرسيم كه اگر به جاي آنها بوديم چكار مي توانستيم بكنيم.
• غالباْ مهارت را به دانش ترجيح ميدهيم.
• بيشتر در گذشته بسر مي بريم تا جايي كه آينده را فراموش مي كنيم.
• از دور انديشي و برنامه ريزي عاجزيم و غالباْ دچار روزمرگي و حل بحران هستيم.
• عقب افتادگي مان را بگردن كشورهاي قدرتمند و توطئه آنها مي اندازيم، ولي براي جبران آن قدمي بر نمي داريم.
• هنگاميكه به هدفمان نمي رسيم آنرا به حساب قسمت يا سرنوشت و بد بياري مي گذاريم ولي هرگز به تجزيه و تحليل علل آن نمي پردازيم.
• هميشه اخرين تصميم را در دقيقه نود مي گيريم.
• غربي ها اطلاعات متعارف خود را روي شبكه اينترت در دسترس عموم قرار مي دهند، ولي ما آنها را برداشته و از همكارمان پنهان مي كنيم.
• به مرده ها يمان بيش از زنده ها يمان احترام مي گذاريم.
• در غرب كارمندان بعد از بازنشستگي به گشت و گذار مي پردازند، ولي در ايران گوشه نشين و افسرده مي شوند.
• انتقاد پذير نيستيم و فكر مي كنيم كسي كه عيب ما را به ما بگويد بدخواه ما است.
• به افراد بر تر از خودمان حسادت می کنیم.
• غالباْ رابطه را به ضابطه ترجيح مي دهيم.
• غيبت از ديگران برايمان كاري عادي است.
• غالباْ افراد چاپلوس موقعيت بهتري در ادارات دارند.
• با رشوه دادن می خواهیم كارها یمان سريع تر انجام شود.
• تقدیر و سرنوشت را برتر از اراده و خواست ميدانيم.
• رئيس كل دادگستري تهران مجموع كل زندانيان شهر ژنو را 55 نفر ذكر كرد و اين در حالي است كه تعداد زندانيان استان تهران با لحاظ كاهش ده هزار نفري 26 هزار نفر است (همشهري 18/12/82)
• هر سال چند صد هزار نفر در تصادفات رانندگي،چند ده هزار نفر در اثر آلودگي هوا، چند هزار نفر در غرق شدن در دريا و صدها هزار نفر در اثر وقايع قابل پيش گيري جان خود را از دست مي دهند.
• عابر پياده عبور از خيابان را به عبور از روي پل هوايي ترجيح مي دهد.
• بر طبق آمار سازمان ملل ميزان متوسط كار مفيد در ژاپن 8 ساعت، در كانادا 4 ساعت و در ايران تنها 20 دقيقه است.