تبليغاتX
فریادنامه
فریادنامه | یادداشت‌های جسته و گریخته‌ی امیر علیزاده

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاك
شاخه‌های شسته، باران‌خورده، پاك
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم كبوترهای مست
نرم‌نرمك می‌رسد اينك بهار


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 اسفند1384ساعت 17:56  توسط امیر علیزاده| 

نوروز نزدیک است. هر وقت که عید می‌شود از یک طرف مثل هر ایرانی دیگری خوشحال‌ام و دو هفته استراحت و گردش می‌کنم، اما از یک طرف هم اینکه مملکت دو هفته رسماً تعطیل می‌شود تاسف‌ می‌خورم.

مقصود من بیشتر منتشر نشدن روزنامه‌ها در این دو هفته است که به هیچ وجه قابل توجیه نیست. در طول کریسمس هم روزنامه‌های کشورهای خارجی (توسعه‌یافته) نهایتاً تنها دو تا سه روز درنمی‌آیند. اصلاً چگونه می‌توان دو هفته از رسانه‌ای مثل روزنامه که امروز آن را "رکن چهارم دموکراسی" می‌دانند، صرف‌نظر کرد؟ آن هم در کشوری مثل ایران که رادیو و تلویزیون‌اش در انحصار دولت است و اینترنت هم رسانه‌ی فراگیری نیست و در این گونه تعطیلاتِ بلندمدت استفاده از آن محدودتر هم می‌شود.

به نظر من این معنی‌اش چیزی جز این نیست که ایران هرگز وارد "عصر اطلاعات" نشده و مردم‌اش اهمیت حیاتی اطلاعات را ابداً درک نمی‌کنند. مثلاً چطور می‌توان بعد از این همه کش ‌و قوس و قیل ‌و قال سر مساله‌ی هسته‌ای، ناگهان در حساس‌ترین برهه قید همه چیز را زد و اخبار مربوط به آن را گزارش نکرد و آسوده‌خاطر دو هفته خورد و خوابید؟ یعنی برای مردم هم هیچ اهمیتی ندارد؟ 

تعطیلی دو هفته‌ای مطبوعات از نشانه‌های بارز توسعه‌نیافتگی‌ست. متاسفانه خود روزنامه‌نگاران هم در ایران از این تعطیلی استقبال که می‌کنند هیچ، از چند روز قبل هم به پیش‌باز آن می‌روند! یکی از همکاران می‌گفت: "حالا همه چیز این مملکت توسعه‌یافته است و همین یک مورد فقط مانده؟!" در جواب فقط می‌توان گفت که از یک جایی باید شروع کرد و کجا بهتر از خودمان!

اینکه کسی بعد از یک سال زندگی پر هیاهو و سخت در ایران حوصله روزنامه خواندن ندارد یا اینکه سیستم توزیع و حمل ‌و ‌نقل تعطیل است، هیچ کدام از نظر من دلیل قابل قبولی برای منتشر نشدن مطبوعات نیست. در این دو هفته هم می‌توان چند شماره با تیراژ پایین‌تر درآورد. فقط همت می‌خواهد و کمی هم حرفه‌ای‌گری...

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 اسفند1384ساعت 10:56  توسط امیر علیزاده| 

     عکس ها از سعید فرجی

بعد از دیدار با خاتمی چشم‌مان به جمال کروبی هم روشن شد! بالاخره هر چه باشد صاحب امتیاز اعتماد ملی است و ما هم دیر یا زود کارفرمایمان را ملاقات می‌کردیم. به همان حرافی و پرانرژی بود که در مصاحبه‌هایش خوانده و دیده بودم.

راستش من در انتخابات از معین حمایت کردم و حالا هم اصلاً پشیمان نیستم و از این هم متاسفم که کروبی رابطه‌اش با مشارکتی‌ها بد شده، اما در هر صورت او انصافاً ثابت کرده که مدیر عمل‌گرایی است و از ظرفیت‌های موجود خیلی خوب استفاده می‌کند.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 27 اسفند1384ساعت 0:55  توسط امیر علیزاده| 

          

کشور آلمان با یک بحران عجیب روبرو شده است. آخرین پژوهش موسسه جمعیت و توسعه برلین نشان می‌دهد که هر زن آلمانی به طور متوسط ۱.۳۶ بچه به دنیا می‌آورد که این پایین‌ترین میزان از زمان جنگ جهانی دوم است. در سال ۲۰۰۵ تنها ۶۷۶۰۰۰ بچه به دنیا آمدند. روزنامه بیلد دیروز با کنایه نتیجه‌گیری کرده بود که اگر این روند ادامه یابد، ۱۲ نسل دیگر آلمانی‌ها منقرض خواهند شد!

این در حالیست که دولت آلمان در سال‌های اخیر هزینه‌های زیادی برای تشویق و ترغیب زوج‌ها به بچه‌دار شدن انجام داد. در این پژوهش همچنین آمده که این روند منفی در سال‌های آینده نیز قطع نخواهد شد و آثار نامطلوبی روی سیستم بازنشستگی و در کل اقتصاد آلمان خواهد گذاشت. جامعه آلمان در حال حاضر میانگین سنی بالایی دارد و یکی از مشکلات اقتصادی این کشور نیز رکود است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 اسفند1384ساعت 12:34  توسط امیر علیزاده| 

      

یک زن بسیجی در مسابقات تیراندازی به عنوان عکس روز اشپیگل آنلاین انتخاب شده است. ( عکس از وحید سالمی؛ AP)

اشپیگل در مورد بسیجی نوشته است: "داوطلبین یک سازمان شبه‌نظامی که توسط آیت‌الله خمینی تاسیس شده است. بسیجی‌ها خود را ضامن مقررات اسلام می‌دانند."

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 اسفند1384ساعت 1:24  توسط امیر علیزاده| 

۱. سایت "فردا" خبر داده که "آزادی گنجی منتفی شد!" معصومه شفیعی همسرش، گفته بود که گنجی قرار است ۲۶ اسفند یعنی جمعه همین هقته آزاد شود! (مرتبط: آخرین خبر بد سال نفرین شده:گنجی آزاد نمی شود - محمدجواد روح)

۲. جورج بوش دیروز ایران را به دست داشتن در ساختن بمب‌هایی که در عراق منفجر می‌شوند، متهم کرد:

"Tehran has been responsible for at least some of the increasing lethality of anti-coalition attacks by providing Shia militia with the capability to build improvised explosive devices in Iraq."

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 13:30  توسط امیر علیزاده| 

چون برای شروع سال جدید و پشت سر گذاشتن یک سال پرحادثه و آغازی دیگر بی‌تابی می‌کنم، این ایده به نظرم مفید آمد و همان‌طور که شاید تا الان متوجه شده‌اید، "فریادنامه" شمارش معکوس را آغاز کرده است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 1:3  توسط امیر علیزاده| 

 مقاله هیوا یوسفی در اعتماد ملی در نقد انتخاب برترین‌های ورزش در سال ۸۴: "آنچه‌ كه‌ جمعه‌ شب‌ گذشته‌ به‌ نام‌ «انتخاب‌ برترين‌هاي‌ ورزشي‌ سال‌ 84» در سالن‌ همايش‌هاي‌ صداوسيما برگزار شد، ششمين‌ دوره‌ از مراسمي‌ بي‌نظم‌ و بي‌هويت‌ بود كه‌ علي‌رغم‌ تبليغات‌ وسيع‌ رسانه‌ ملي‌، صرف‌ هزينه‌هاي‌ زياد و برگزاري‌ هرساله‌ آن‌ در چنين‌ روزهايي‌، هنوز به‌ شدت‌ كم‌اعتبار است‌.
1- شش‌ سال‌ از برگزاري‌ اولين‌ انتخاب‌ برترين‌هاي‌ ورزش‌ كشور گذشته‌، اما هنوز كسي‌ به‌ درستي‌ نمي‌داند چه‌ نهادي‌ متولي‌ برگزاري‌ اين‌ مراسم‌ پرسروصدا است‌. هنوز روشن‌ نيست‌ بهترين‌هاي‌ ورزش‌ ايران‌ چگونه‌، با كدام‌ معيارها و توسط‌ چه‌ كساني‌ انتخاب‌ مي‌شوند. اينكه‌ مجري‌ برنامه‌ در طول‌ اين‌ مراسم‌ چهار ساعت‌ و نيمه‌ بارها تكرار مي‌كند: »به‌ انتخاب‌ شوراي‌ هماهنگي‌ صداوسيما« پاسخ‌ روشني‌ به‌  ابهامات‌ موجود نيست‌. آيا همه‌ مخاطبان‌ برنامه‌، اعضاي‌ شوراي‌ هماهنگي‌ صداوسيما را مي‌شناسند و از ميزان‌ صلاحيت‌ آنها در حوزه‌ ورزش‌ آگاهند؟ و مهم‌تر از همه‌ اينكه‌ با وجود سازمان‌ تربيت‌ بدني‌ و كميته‌ ملي‌ المپيك‌، چرا بايد صداوسيما متولي‌ برگزاري‌ اين‌ انتخابات‌ باشد؟ نمي‌شود سازمان‌ تربيت‌ بدني‌ كه‌ صلاحيت‌ بيشتري‌ هم‌ دارد متولي‌ باشد و رسانه‌ ملي‌، مراسم‌ را پوشش‌ دهد؟"
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 اسفند1384ساعت 11:39  توسط امیر علیزاده| 

بعد از بحران آلودگی هوا در آذر ماه و مساله بحث‌برانگیز بنزین و دونرخی شدن آن در سال آینده، به پیشنهاداتی که در آن مطلب داده بودم عمل کردم و حالا بعد از دو ماه می‌توانم بگویم که نتیجه داد!

نمی‌توانستم صبر کنم و ببینم احمد توکلی و گنگش در مجلس هفتم تا کی همچنان می‌خواهند این کالای گرانبها را مفت مفت عرضه کنند و تا کی باید در این دود خفه بشویم! می‌خواستم از خودم شروع کنم و در مصرف آن صرفه‌جویی کنم! هر چند تاثیری در این شهر ۱۰ میلیونی ندارد، اما دست روی دست هم نمی‌توانستم بگذارم. برای همین همان کارهایی را که گفته بودم رعایت کردم:

  •   براي گرم كردن موتور نگذارید خودرویتان درجا کار کند. می‌توان با حركت با دنده سنگين و   سرعت آهسته در چند كيلومتر اول به طرز قابل توجهی از حجم آلاینده‌های خروجی کم کرد. 
  •  تعویض دنده در دور پایین موتور به طرز محسوسی باعث کاهش مصرف بنزین می‌شود. 
  •  از ثانیه شمار‌هایی که سر چهارراه‌ها نصب شده‌اند، استفاده کنید! این ثانیه‌های درشت قرمز معکوس به شما می‌گویند که مثلاْ اگر بیشتر از ۵۰ ثانیه تا سبز شدن چراغ مانده، ماشین‌تان را خاموش کنید! کاربرد اصلی این ثانیه‌شمار‌ها همین است.

همین چند تا کار ساده به شدت جواب داد! رعایت همین نکات باعث کاهش به طور متوسط دو تا سه لیتر بنزین در صد کبلومتر شد. باور نمی‌کنید خودتان امتحان کنید! ضرر ندارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 اسفند1384ساعت 0:48  توسط امیر علیزاده| 

    

بعد از مدت‌ها دوباره تماشای دربی لذت‌بخش بود. علیرغم اینکه گل نداشت، اما انصافاً فوتبال زیبایی بود. یک دلیلش هم البته تغییراتی بود که آری هان در سیستم پرسپولیس داد. بازی تک‌ضرب و روی زمین پرسپولیس اصلاً با بازی‌های بی‌هدف و Kick-and-Rush قبلی این فصلشان قابل مقایسه نبود.

امیدوارم آری هان بتواند در محیطی آرام و بدون پارازیت ‌-آن هم از نوع سلطانی‌اش- کارش را انجام دهد و گرفتار مشکلاتی که بگوویج و سوبل به آن برخوردند، نشود. هرچند هان از این دو نفر مربی بزرگتری است. او در همین مدت حضورش نشان داد که چه در نحوه انجام مذاکره با مدیریت باشگاه و چه در ایجاد تغییرات در سیستم بازی تیم، مربی با درایتی است.

+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1384ساعت 0:44  توسط امیر علیزاده| 

                                   

امروز خبر ارجاع پرونده هسته‌ای‌ ايران به شوراى امنيت تیتر اول بسیاری از روزنامه‌های جهان بود. برخی‌هایشان که جدی‌تر و منتقدتر هستند، مثل روزنامه آلمانی "زود دویچه سایتونگ"، از "جدایی ابر‌قدرت‌ها" خبر می‌دهد و می‌نویسد چین و روسیه برخلاف امریکا که مدافع تحریم است، همچنان بر راه مذاکره پافشاری می‌کنند. تحلیل‌شان هم این است که ائتلاف بین‌المللی که در مساله هسته‌ای در برابر ایران تشکیل شده، "شکننده" است و موضع تند واشنگتن تنها باعث افزایش "ترک‌ها"ی این ائتلاف می‌شود. مثل حرف جان بولتون سفیر تندروی امریکا در سازمان ملل که گفته امریکا ابداً به شورای امنیت به عنوان "تنها راه‌حل این مشکل" اتکا نمی‌کند.

اما جدای این مساله که ائتلاف غرب و شرق در این مساله چقدر شکننده است، با ارجاع پرونده هسته‌ای به شورای امنیت و قوی‌تر شدن احتمال تحریم علیه ایران، برای خود من سوال است که در ایران انسجام و همبستگی و اتحاد مردم و حکومت تا چه حد ممکن است؟ چند روز پیش در یکی از کلاس‌های دانشگاه هم بحث بر سر این بود که آیا اصلاً انسجامی که در شش ماه اول انقلاب شکل گرفت، حالا هم ممکن است؟ این درست که "انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست"، اما آیا همه حاضرند همه این هزینه‌ها را بپردازند؟ یعنی جوان امروز از یک طرف از خودش می‌پرسد که چرا به ما زور می‌گویند؟ اما از طرفی جوانب دیگر قضیه را هم در نظر می‌گیرد و می‌پرسد این انرژی لامصب مگر چقدر اهمیت استراتژیک برای مملکت دارد که باید این همه به خاطرش دردسر کشید؟ اصلاً جوان امروز با هزارتا نیاز سرکوب شده و مشکل و بیکاری، حوصله تحریم و خدا نکرده جنگ را دارد؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 اسفند1384ساعت 13:28  توسط امیر علیزاده| 

بالاخره ایسنا میزگردی که درباره «مشكلات اقتصادي فوتبال ايران و چشم‌انداز جام جهاني» برگزار کرده بود را روی سایتش گذاشت. در این میزگرد محسن صفایی‌فراهانی رییس سابق  فدراسیون فوتبال و معاون کل سابق وزیر اقتصاد و مهرداد مسعودی روزنامه‌نگار مقیم لندن، مدیر اجرایی سابق اجرایی سازمان لیگ فوتبال کانادا و کارمند شرکت «فیفا فوتبال موندیال» حضور داشتند. من هم به عنوان به عنوان روزنامه‌نگاری که در زمینه اقتصاد فوتبال یک ذره مطالعه داشته‌ام دعوت شده بودم.

اگر کلی‌گویی‌ها و پراکنده‌گویی‌ها را حذف کنید، میزگرد بدی نبود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اسفند1384ساعت 10:49  توسط امیر علیزاده| 

گروهي از ايرانيان مقیم سوئد، در حمايت از انجام يك ديدار دوستانه بين تيم‌های ملی فوتبال ايران و سوئد، در اينترنت امصا جمع می‌کنند. قرار است امضاهای جمع‌آوری شده به همراه درخواستي، تسليم فدراسيون فوتبال سوئد شود.

نمی‌دانم این طومار واقعاً تا چه حد می‌تواند تاثیر داشته باشد. اما با وجود شرایط سیاسی فعلی و ناتوانی این فدراسیون بی‌عرضه در برنامه‌ریزی و پیدا کردن حریفان تدارکاتی درست و حسابی، این تنها کاری است که از عهده ما برمی‌آید.

متن طومار به زبان سوئدی است که در اینجا می‌توانید امضایش کنید. ترجمه متن نامه (از استکهلمیان):

به: فدراسيون ملي فوتبال سوئد

بزرگترين حادثه ورزشي سال يعني جام جهاني فوتبال، به زودی در آلمان برگزار خواهد شد. از جمله دو تيمي كه به اين مسابقات راه يافته‌اند، تيم‌هاي ملي ايران و سوئد هستند. تيم ملي فوتبال ايران كه تعدادی از بازيكنان آن در ليگ‌های خارجی عضويت دارند در حال حاضر برترين تيم آسيايي محسوب می‌شود و داراي يكی از بالاترين رتبه‌ها در رنکینگ فيفا در ميان همه تيمهای آسيايی است. تيم فوتبال سوئد نيز يكي از برترينها در اروپا بوده و رتبه بالايي در رنکینگ فيفا دارد.

به واسطه حوادث اخير، بسياري از تيم‌هاي ملي كشورهاي مختلف، تصميم گرفته‌اند كه ديدار دوستانه‌اي با تيم ملي ايران انجام ندهند.

تيم ملي فوتبال ايران در قلبهاي ايرانيان جاي دارد از زن و مرد گرفته تا پير و جوان. به همين واسطه، اگر دليل شكست اين تيم به واسطه عدم آمادگي آن اتفاق بیافتد تعداد ‪ ۷۰‬ميليون ايراني در سراسر جهان كه حدود ‪ ۱۰۰‬هزار نفر از آنان در سوئد زندگي مي‌كنند، غمگين و دل شكسته خواهند شد.

ما كساني كه اين طومار را امضا مي‌كنيم بر اين عقيده هستيم كه مي‌بايست ورزش را از سياست جدا كرد. به همين خاطر، از فدراسيون فوتبال سوئد تقاضا مي‌كنيم تا از تيم ملي ايران جهت برگزاري ديدار دوستانه با تيم ملي فوتبال سوئد، تيم ديگري كه ما به آن هم علاقه داريم، دعوت كند. بگذاريد سوئد سرمشق خوبي براي ديگران باشد.

با احترام

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 اسفند1384ساعت 0:54  توسط امیر علیزاده| 

                           منبع: روزنامه فرانکفورتر روندشائو

+ نوشته شده در  شنبه 13 اسفند1384ساعت 11:17  توسط امیر علیزاده| 

دو روز از پیروزی ظاهراً  "بزرگ" تیم ملی در برابر کاستاریکا گذشته است، اما برای پذیرش حقیقت هیچ وقت دیر نیست. این پیروزی هرگز نباید آدم را فریب دهد. چون نه این کاستاریکا، تیمی بود که در گروه کونکاکاف سوم شد و در خانه‌اش به سختی با نتیجه ۲-۳ مغلوب فرانسه شد، و نه این تیم‌ملی با تصمیمات غیرمنطقی سرمربی‌اش، تیمی بود که بشود به آن امیدوار بود. حالا خدمتتان عرض می‌کنم.

در مورد کاستاریکا همین بس که ترکیب‌اش مقابل ایران را با ترکیبی که جلوی فرانسه بازی کرد مقایسه کنید و به این دقت کنید که در آزادی تنها پنج بازیکن روی نیمکت داشت، در حالیکه در بازی‌های تدارکاتی انجام شش تعویض مجاز است. یک نمونه خیلی روشن از اینکه این تیم با کاستاریکای اصلی اختلاف داشت غیبت فوق‌ستاره‌شان پائولو ونچاپ بود.

اما تیم‌ملی ایران! هر کارشناس متوسطی، دیگر شکی در این ندارد که جواد کاظمیان با توجه به آمادگی فعلی‌اش بهترین جانشین برای مهدی مهدوی‌کیا در سمت راست به شمار می‌رود. اما چرا برانکو او را نادیده می‌گیرد و از آندرانیک تیموریان در آنجا که پست غیرتخصصی‌اش است استفاده می‌کند؟ چرا کاظمیان را در یک بازی تدارکاتی تنها چهار دقیقه مانده به پایان بازی به زمین می‌فرستد تا حتی یک توپ هم به پایش نخورد؟ آن هم به جای محرم نویدکیا که در نیمه دوم تازه به میدان رفته بود؟ آیا به جز این است که چنین کاری روحیه هر دو را تضعیف و اعتمادبه‌نفس‌شان را کاهش می‌دهد؟ اگر به گفته خودش می‌خواسته نویدکیا را که هنوز آماده نیست "تست" کند، چه دلیلی دارد که یک نیمه کامل به او بازی دهد؟ تعویص یک بازیکن تعویضی، یکی از کارهایی است که یک مربی در بازی‌های رسمی و معمولاً از روی ناچاری انجام می‌دهد، نه در یک بازی تدارکاتی و چهار دقیقه مانده به پایان دیدار! آن هم بازیکنی که برای بازگشت به آمادگی قبلی نیاز مبرمی به اعتمادبه‌نفس دارد! اصلاً انجام چهار تعویض همزمان در ابتدای نیمه دوم در شرایطی که ایران برای این صد روز باقیمانده هیچ حریف تدارکاتی دیگری را پیدا نکرده و در این شرایط از این فرصت‌های اندک باید برای هماهنگی هر چه بیشتر تیم بهره ببرد، چه فایده‌ای می‌تواند داشته باشد؟ از اینکه علی دایی چرا دوباره ۹۰ دقیقه بازی می‌کند و هیچ فرصتی به زوج‌های رویایی هاشمیان-عنایتی و هاشمیان-اکبرپور داده نمی‌شود هم می‌گذریم!

با این حال آیا باید صلاحیت و شایستگی این مربی بی‌کاریزما را باور کرد؟ نباید نسبت به شهامت و اقتدار او در برابر این فدراسیون دیکتاتور که بی‌اختیارش کرده تردید داشت؟

+ نوشته شده در  جمعه 12 اسفند1384ساعت 10:39  توسط امیر علیزاده| 

محمدصادق جنان‌صفت: با جرات می‌گویم پلیدتر و درنده‌خوتر از «ناداری و فقر» نمی‌شناسم. خنجر این زشت بدکردار دیوسیرت، کاری‌تر از هر خنجر زهرآلود دیگری سینه انسان و انسانیت را می‌درد و می‌شکافد. انسان نادار آبرو از دست می دهد، چاپلوسی را هنر می داند، ترس را تحسین می‌کند، دزدی را شرافت می‌پندارد، آدم‌کشی برایش آسان می‌شود، شرف‌فروشی آزارش نمی‌دهد و ...

 

روزنامه‌نگاران آیا رسالت و وظیفه دارند با این اهریمن زشت‌خوی شوم نبرد کنند؟ شما چه فکر می کنید؟

سلاح کارآمد، نیرومند و جاودانی که در این نبرد به کار می‌آید کدام است؟ دراین‌باره اختلاف‌نظر هست: برخی قانون، بعضی عدالت، برخی روشنگری، بعضی دوری از خشونت و ... را سلاح کارساز می‌دانند. من در کنار آنها اما به این باور ژرف رسیده‌ام که جز «آزادی» هیچ سلاحی تن این اهریمن - ناداری - را نمی‌درد و او را ناکار نمی‌کند.

 

شما کدام سلاح را پیشنهاد می‌کنید؟

 

 

نظر من: آزادی، آزادی و آزادی!

با آزادی است که فقیر می تواند مطالباتش را به گوش حكومت برساند. با انتخابات آزاد و گفت وگوى آزاد است كه نادار مى تواند پيگير خواسته‌هایش از حكومت باشد. دموكراسى از فقرا حفاظت می‌کند. پاسخگو شدن دولت در يك نظام مردم‌سالار يكى از بهترين راه‌هاى از بين بردن فقر است.


محروميت و گرسنگى و قحطى تنها در جوامع پادشاهى قديم و ديكتاتورى معاصر و در ديكتاتورى تكنوكرات مدرن رخ داده است در حالى كه اين گونه بحران ها هيچ گاه در كشور‌هايى كه در آنها منظم انتخابات آزاد برگزار مى شوند، داراى احزاب مخالف هستند كه مى توانند انتقاد كنند و در آنها روزنامه‌ها بدون سانسور اجازه دارند درباره سياست هاى دولت گزارش دهند و مطالبات مردم را منعكس كنند اتفاق نيفتاده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 اسفند1384ساعت 12:2  توسط امیر علیزاده| 

                         احمدی‌نِژاد در کمپ تیم ملی، یک روز قبل از بازی تدارکاتی مهم مقابل کاستاریکا! / عکس از میلاد پیامی-فارس
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 اسفند1384ساعت 23:55  توسط امیر علیزاده| 

با اعلام  لیست خبرنگاران واجد دريافت بليت دیگر معلوم شد که این فدراسیون فوتبال ظرفیت پذیرش کوچکترین انتقادی را هم ندارد و از هر قدرتی که در اختیار دارد استفاده می‌کند تا منتقد را خاموش کند. متاسفم برای این فدراسیون که از قدرتش به طرز قبیحی استفاده می‌کند و هیچ ابایی هم ندارد.

بعد از واگذاری گزینشی ۳۷ ID کارت، فدراسیون تصمیم گرفت به سایر خبرنگاران متقاضی از محل سهمیه بلیط‌هایی که در اختیار دارد بلیط بازی‌های ایران را به آنها بدهد. اما در کمال ناباوری باز هم همان رویه شرم آور را پیش گرفت و تنها به ۴۰ نویسنده «خودی» و کسانی که مجیزش را می‌گویند بلیط داد و روزنامه نگاران منتقدش را نادیده گرفت.

این گونه می‌شود که نشریه‌هایی مثل «به سوی افتخار» و «تماشاگران» که دیگر منتشر نمی‌شوند، هریک دو نماینده دارند، مجله غیرحرفه‌ای و ضعیف «فوتبال» سه نماینده دارد که یکی از آنها علی فتح‌الله‌زاده مدیر عامل اسبق باشگاه استقلال است که حالا به عنوان خبرنگار!! به جام‌جهانی می رود، و خبرنگار متملقی که در یک روزنامه معتبر به مدیر روابط عمومی فدراسیون تریبون می‌دهد و در آن مجموعه با او همکار می‌شود، در نهایت به هدف کوچکش می‌رسد و به عنوان نماینده سایت فدراسیون!! به جام‌جهانی می‌رود.

نگرانم، هم از آینده روزنامه‌نگاری که به خاطر این آرمان‌های کوچک رسالت واقعی‌اش را فراموش می‌کند و هم از این سبک مدیریت که با چند تا کاغذ پاره دهان همه را می‌بندد.

خوشبختانه من خودم اقدام به خرید بلیط کرده‌ام و محتاج فدراسیون نیستم، اما از حقوق ضایع شده‌ام نمی‌توانم بگذرم. علاوه بر آن دوست دارم بازی با پرتغال که بلیطش به من نرسید را هم تماشا کنم، اما کاری بیشتر از نوشتن یک نامه اعترا‌ض‌آمیز به دبیر انجمن نویسندگان، خبرنگاران و عکاسان ورزشی از دستمان ساخته نیست.

+ نوشته شده در  شنبه 6 اسفند1384ساعت 23:44  توسط امیر علیزاده| 

اعتماد ملی: "بنياد بين‌المللي غدير استان قم وابسته به آيت‌الله خزعلي و كانون بسيج فرهنگيان سازمان و نواحي اين استان اقدام به انتشار سالنامه ۱۳۸۵ با ويژگي‌هاي خاص كرده‌اند.

 

 در اين سالنامه كه در چاپي نفيس و با تيراژ بالا منتشر شده است، روز تاريخي ۱۲فروردين كه همواره در سالنامه كشور، به عنوان روز جمهوري اسلامي پي‌نوشت و به عنوان تعطيل رسمي اعلام مي‌شود همانند روزهاي عادي به نمايش گذاشته شده است.

همچنين در اين سالنامه از روز ۲۹ اسفند تنها به عنوان روز شهادت امام‌رضا(ع) ياد شده و هيچ اشاره‌اي به روز صنعت ملي نفت نشده است.

در اين تقويم مناسبت‌هايي همچون، سالروز تاسيس سپاه، سالروز تاسيس مسجد جمكران و روز امور تربيتي و تربيت اسلامي قيد شده است اما از مناسبت‌هاي مربوط به ورود امام به كشور و فاجعه ۷ تير هيچ نشاني وجود ندارد.

اصل اين سالنامه در روزنامه محفوظ است."

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 اسفند1384ساعت 22:29  توسط امیر علیزاده| 

ارنست هاپل، مربی اسطوره اتریشی تیم ملی هلند در جام جهانی ۱۹۷۸ و باشگاه هامبورگ در اوایل دهه هشتاد یک بار گفته بود:«یک روز بدون فوتبال، یک روز از دست رفته است.»

من که روزهای زیادی را بیهوده از دست می دهم، امروز و فردا را قطعاْ از دست نخواهم داد! اصلاْ با وجود بایرن-میلان، رئال-آرسنال، چلسی-بارسلونا و وردر-یووه چگونه می توان یک روز را از دست داد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 اسفند1384ساعت 1:2  توسط امیر علیزاده|