تبليغاتX
فریادنامه

فریادنامه

یادداشت‌های گاه ‌و بیگاه امیر علیزاده

                             

"سولبیچ" در مرز آلمان و لهستان، از سال ۱۹۴۵ متعلق به لهستان است و آلمانی‌ها از آنجا رفته‌اند. اما بعد از ۶۰ سال دوباره برگشتند! پمپ بنزین شرکت آرال در این شهر کوچک(عکس پایین) هر روز پر ماشین‌های آلمانی است، در حالیکه پمپ بنزین همین شرکت در آلمان(عکس بالا) که تنها با ماشین چند دقیقه با آن فاصله دارد، خالی خالی است. دلیل‌اش هم تنها قیمت پایین‌تر پمپ بنزین لهستانی آرال است که یک لیتر بنزین را کمی بیشتر از یک یورو می‌فروشد. این دو عکس امروز توسط خبرگزاری آلمان تقریباً همزمان گرفته شده‌اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 فروردین1385ساعت 13:41  توسط امیر علیزاده| 

بارسا قدم اول فینال رویایی اروپا را با پیروزی رونالدینیو در سن‌سیرو محکم برداشت، امشب آرسنال قدم بعدی را برمی‌دارد...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 12:31  توسط امیر علیزاده| 

              

برخلاف آنچه انتظار می‌رفت، تماشاگران دویسبورگی در بازی روز شنبه، با مهدی مهدوی‌کیا برخورد نامناسبی نداشتند و به طور مثال هر وقت پا به توپ شد، برایش سوت نزدند. فقط گروهی از هواداران تیم دویسبورگ که عضو اتحادیه غیررسمی هواداران این تیم به نام "یلو کوپیس" هستند، با او شوخی بی‌موردی کردند و پلاکاردی را بالا گرفتند که رویش نوشته شده بود: "یلو کوپی‌ها از حرم‌سرای مهدی استقبال می‌کنند!"

تکمله: مهدوی‌کیا در این بازی عملکرد قابل‌قبولی داشت و هامبورگ ۰-۲ پیروز شد و در کورس قهرمانی باقی ماند!

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 0:23  توسط امیر علیزاده| 

"بیلد" دست‌بردار نیست! در حالیکه روزنامه‌های سراسری و جدی آلمان حتی یک خبر هم از رسوایی مهدی مهدوی‌کیا کار نکردند، "بیلد" در چهار روز گذشته سه گزارش اختصاصی درباره زن دوم او منتشر کرده و حتی در تیترهایش لقب "فوتبالیست حرم‌سرا" را به او داده است. آخرین خبر این روزنامه این است که سمیرا سمیعی، دختر پرفسور سمیعی جراح مغز و اعصاب معروف، ار مهدوی‌کیا شکایت کرده و ۲۰ تا ۳۰ هزار یورو در ماه درخواست کرده است. "بیلد" دیروز حتی عقدنامه‌ای که در ایران بین این دو بسته شده را چاپ کرد. سمیرا سمیعی در آخرین اظهارنظرش گفته تحت هر شرایطی بچه را نگه خواهد داشت.

من همچنان معتقدم که نباید هیچ قضاوتی در مورد این ماجرا کرد، چون پیش از هر چیز زندگی خصوصی مهدوی‌کیاست و باید به آن احترام گذاشت، هر چقدر هم که کارش اشتباه و زشت. اما بحث من در اینجا اصلاً این نیست. بیشتر می‌خواستم درباره روزنامه "بیلد" و فلسفه وجودی‌اش بنویسم و اینکه چرا همواره به چنین اخباری دامن می‌زند.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 فروردین1385ساعت 1:39  توسط امیر علیزاده| 

ماجرای زن دوم مهدوی‌کیا ابعاد بدی پیدا کرده است. دیروز روزنامه "بیلد" خبر داد که سمیرا، در ماه دوم از او حامله است و حتی عکس سونوگرافی‌اش را هم چاپ کرده است! 

روزنامه هامبورگی "هامبورگر مورگن‌پست" هم دیروز این جنجال را روی جلد آورد. البته موضع این روزنامه به دلیل اینکه در هامبورگ چاپ می‌شود و به باشگاه بزرگ شهر نزدیک است، موضعی خلاف روزنامه تند و عامه‌پسند "بیلد" دارد. چنانچه تیتر روی جلدش هم از " لشکرکشی علیه ستاره هامبورگ" خبر می‌دهد. شبکه عمومی ARD هم دیروز با این خانم که هنوز ادعایش مبنی بر عقد مهدوی‌کیا با او ثابت نشده، مصاحبه کرد. او حتی وکیل هم گرفته و مدعی حق و حقوقش شده است و با همین کار نشان داد که دردش چیست!

فارغ از خود ماجرا که به شدت تهوع‌آور است، واکنش مردم در ایران آدم را ناراحت می‌کند. در حالیکه طرفداران هامبورگ در گفت‌وگوهای تلویزیونی و همچنین در فوروم‌های اینترنتی اذعان می‌کنند که زندگی خصوصی مهدوی‌کیا حتی اگر دو زن داشته باشد، به آنها مربوط نیست و فقط انتظار دارند که با پیراهن هامبورگ خوب بازی کند، در ایران اغلب از او انتقادهای تندی می‌شود. عده‌ای هم با قضاوت‌های متعصبانه او را به باد دشنام می‌گیرند!

این نگاه در ایران که از نظرش قهرمانان ورزشی باید اسوه و نمونه اخلاق باشند و فرهنگ پهلوانی داشته باشند، آزاردهنده است. مهدوی‌کیا پیش از اینکه قهرمان باشد، یک انسان است و با شهرت و ثروتش، بیش از ما تحت فشار روانی قرار دارد و مجاز به خطاست! ما فقط باید از او توقع داشته باشیم که هرگاه پیراهن سفید تیم ملی را به تن کرد، برای ایران از جان مایه بگذارد و هواداران هامبورگی هم در هفت سال گذشته همواره از او انتظار داشته‌اند که هفته به هفته برای تیم هامبورگ بجنگد. نه کمتر و نه بیشتر! و مهدی مهدوی‌کیا از این حیث از بزرگ‌ترین بازیکنان تاریخ این مملکت است و این خطاها در زندگی شخصی‌اش برای ما چیزی از این ستاره کم نمی‌کند.

مرتبط: مهدوی‌کیا قهرمان است - یادداشت‌ام در اعتماد ملی

+ نوشته شده در  جمعه 25 فروردین1385ساعت 2:37  توسط امیر علیزاده| 

گزارش دیروز روزنامه بیلد شوکه‌کننده بود. تا نگاهم به تیتر "ستاره بوندس‌لیگا دو زن دارد" در کنار عکس مهدی مهدوی‌کیا افتاد، وحشت برم داشت! یک زنی به نامه سمیرا آمده و ادعا کرده که زن دوم مهدوی‌کیاست! باورم نشد تا اینکه بیانیه‌ای که باشگاه هامبورگ منتشر کرد را دیدم و در آن خواندم که مهدوی‌کیا به انجام یک "اشتباه بزرگ" اعتراف کرده! حالا معلوم نیست این "اشتباه بزرگ" تنها یک رابطه کوتاه بوده یا واقعاً او را به عقد خودش درآورده؟ در هر صورت که او خودش را در بد مخمصه‌ای انداخته، چون اولی در ایران حرام است و دومی(دو زن‌ داری) در آلمان قدغن! امیدوارم این ماجرا زود فیصله پیدا کند! گزارش اعتماد ملی را در زیر بخوانید.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 فروردین1385ساعت 10:37  توسط امیر علیزاده| 

                             

 با اینکه مدت زمان زیادی از ماجرای کاریکاتورهای اهانت‌آمیز به پیامبر می‌گذرد، "جامعه اسلامی دانشجویان" این پوستر را از بورد بسیج دانشگاه نمی‌کند و همچنان دعوت به تحریم کالاهای دانمارکی می‌کند. جالب اینکه در لیست برخی از شرکت‌ها اصلاً دانمارکی نیستند! مثل تولیدکننده ایتالیایی شکلاتkinder.

من مانده‌ام که با این روش‌های بی‌فایده به چه چیزی می‌خواهند دست یابند؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 فروردین1385ساعت 22:39  توسط امیر علیزاده| 

یکی از چالش‌های مدیریت در اقتصاد جهانی امروز، انتقال کارمندان به واحدی در کشوری دیگر است. از آنجا که بررسی‌ها نشان داده فرهنگ ملی همواره از فرهنگ سازمانی قوی‌تر است، این افراد با وجود مهارت‌ها و توانمندی‌های کاری، به سختی می‌توانند خود را در کشور جدید سازگار کنند. آنها خیلی زود متوجه می‌شوند تفاوت‌های فرهنگی می‌شوند که نه تنها خارج از محیط کار، بلکه درون آن نیز وجود دارد.

از این رو بسیاری از شرکت‌های بزرگ، امروز برنامه‌ها و دوره‌های تمرینی ویژه‌ای را پیش از این انتقال‌ها تدارک می‌بینند که در آنها موضوعاتی از قبیل مدیریت استرس، آداب و معاشرت کاری در کشور‌های مختلف، مدیریت مالی و خودآگاهی آموزش داده می‌شود. شرکت جنرال موتورز که سالانه ۱۵۰ کارمند خود را با خانواده‌هایشان به کشورهای دیگر انتقال می‌دهد، در هر سال ۵۰۰ هزار دلار برای برگزاری این دوره‌ها هزینه می‌کند.

خصوصیات برجسته فرهنگ ملی ایرانی که در محیط کار تاثیرگذار است و ممکن است در انتقال یک او به یک واحد خارجی سازگاری با شرایط جدید را با مشکل روبرو کند، کدام هستند؟ می‌توانید چند تا را نام ببرید؟

ویژگی‌های فرهنگی که از روی تجربه و مطالعه به ذهن من می‌رسد عبارتند از: ناتوان در کار جمعی، متملق، نقدناپذیر، جزم‌اندیش، اما باهوش و در مقایسه با سایر کشورهای مشابه خیلی زود سازگارپذیر. نظر شما چیست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 10:21  توسط امیر علیزاده| 

یادداشتم در "اعتماد ملی" درباره ابراهیم میرزاپور و افت فاحش‌اش: تنها 62 روز به‌ جام‌ جهاني‌ مانده‌ و دلهره‌ ما را آزار مي‌دهد. دلهره‌اي‌ كه‌ با تماشاي‌ مسابقه‌ استقلال‌ و فولاد خوزستان‌ و بازي‌ ضعيف‌ ابراهيم‌ ميرزاپور دروازه‌بان‌ اول‌ تيم‌ ملي‌ با اشتباهات‌ مهلكش‌ بيشتر هم‌ شد. اگر پيش‌ از اين‌ بازي‌ تنها نقطه‌ ضعف‌ ميرزاپور شروع‌ مجددهايش‌ بود، حالا بايد ناتواني‌هاي‌ ديگري‌ را هم‌ به‌ آن‌ اضافه‌ كرد. دفع‌ ناقص او روي‌ گل‌ اول‌ و واكنش‌ عيجبش‌ بعد از شوت‌ حسين‌ كاظمي‌ روي‌ گل‌ دوم‌ (البته‌ اصلا اگر بتوان‌ آن‌ را واكنش‌ دانست)، هر بيننده‌اي‌ را در آستانه‌ جام‌ جهاني‌ نگران‌ مي‌كند و به‌ فكر فرو مي‌برد كه‌ چگونه‌ با اين‌ دروازه‌بان‌ مي‌توان‌ در آلمان‌ سربلند بود.

  
تقصير را بيش‌ از هر كس‌ بايد در خود او جست‌ كه‌ همواره‌ در برابر انتقادات‌ دفاع‌ روبه‌ جلو كرده‌ و اشتباهاتش‌ را نپذيرفته‌ است‌. اعتراض‌ تماشاگران‌ را كه‌ پنجشنبه‌ با شعارهاي‌ تندي‌ به‌ اوج‌ رسيد، محكوم‌ كرده و در برخورد با روزنامه‌ها از همان‌ شيوه‌اي‌ استفاده‌ كرده كه‌ كاپيتان‌ و سرمربي‌ تيم‌ ملي‌ استفاده‌ مي‌كنند. اگر ميرزاپور در گذشته‌ راحت‌تر با انتقاد كنار مي‌آمد امروز با تاثيرپذيري‌ از همين‌ سبك‌ برخورد، به‌ منتقدش‌ حمله‌ مي‌كند.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1385ساعت 0:0  توسط امیر علیزاده| 

دیروز برای مصاحبه با رنه سیموئز قرار داشتیم، سرمربی تیم ملی امید. آدم عجیبی بود. حرف داشت برای گفتن. پر از ایده بود. خیلی خوب استدلال می‌کرد. آنقدر پرحرارت حرف می‌زد که حس می‌کردی پرتغالی را بدون نیاز به مترجم بدش هم می‌فهمی. برای چند تا از جواب‌هایش، برای اینکه بهتر آدم را متقاعد کند، از داخل کیف‌اش یک جدول یا نمودار بیرون می‌کشید و روی آن توضیح می‌داد. کتاب زیاد می‌خواند و خیلی تلاش می‌کند که بازیکنانش را هم تشویق به این کار کند و برای شروع به آنها گفته که هر روز خاطراتشان را در یک برگ بنویسند و به او بدهند. معتقد است فوتبال فقط بازی با توپ نیست.

یکی از مسئولین فدراسیون می‌گفت در ایران فقط دو مربی خارجی را به عنوان مربی تاثیرگذار می‌شناسد: اول تومیسلاو ایویچ و بعد هم همین سیموئز برزیلی. اما در جواب به این سوال که پس چرا جانشین برانکو نمی‌شود، فقط گفت که دیگر دیر شده...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 1:59  توسط امیر علیزاده| 

اسپانیا کشوری است که در آن دو حقیقت وجود دارد. یکی از مادرید می‌آید و دیگری از بارسلونا و هر دو هر روز صبح روی دکه‌های روزنامه‌فروشی هستند. امروز هم بعد از تساوی دیشب رئال و بارسا، این دو حقیقت فریاد می‌شکند:

 

روزنامه مادریدی "آس" از داور مسابقه ناراضی است و می‌نویسد:"مدینا اعتصاب نکرد" و با طعنه اشاره به پایان اعتصاب داوران اسپانیایی قبل از دربی می‌کند. "آس" در انتقاد از داور نوشت:" او یک پنالتی به نفع بارسا گرفت، روبرتو کارلوس را اخراج کرد و خطای روی رونالدو را مجازات نکرد!" این روزنامه ورزشی که در اسپانیا به نوعی بولتن باشگاه رئال محسوب می‌شود در ادامه نوشت:" این ما هستیم که باید از دست داروران به اعتصاب برویم. با اینکه در مورد ما هیچ پولی نمی‌تواند یاس عمیق ما را جبران کند." در مورد روزنامه ورزشی "آس" جالب است بدانید که ۲۰۹۰۰۰ تیراژ دارد و در انتشار اخبار اختصاصی باشگاه رئال مادرید، از روزنامه "مارکا" که آن هم چاپ مادرید است و با تیراژ ۳۵۴۰۰۰ نسخه، پرفروش‌ترین روزنامه اسپانیا هم محسوب می‌شود جلو زده است. اما "آس" به قدری به رئال نزدیک شده که تقریباً هیچ‌گاه نمی‌تواند به خود اجازه انتقاد از این باشگاه را بدهد. "مارکا" با اینکه به رئال مادرید همواره وفادار است، خود را روزنامه کل اسپانیا می‌داند.

 

در سوی مقابل، روزنامه بارسلونایی "موندو دپورتیوو" با ۱۰۹۰۰۰ تا تیراژ است که فقط از بارسا و کاتالونیا و خارج می‌نویسد و اسپانیا برایش وجود ندارد. "موندو دپورتیوو" از حالا قهرمانی بارسا را مسجل می‌داند، اما در عین حال از عملکرد این تیم قبل از بازی برگشت مقابل بنفیکا نگران است: "بارسا پوزش می‌خواهد! آبی و اناری‌ها همه چیز را در اختیار رئال گذاشتند اما آنها بلد نبودند از آن استفاده کنند." "موندو دپورتیوو" در تحلیل این تساوی می‌نویسد:" از همه مهمتر این است که اختلاف ۱۱ امتیازی با رئال مادرید هفت هفته پیش از پایان لیگ، قهرمانی را تضمین می‌کند. اما بازی بدون هدف بارسا مانع از این شد که آدم استادیوم را با شادمانی ترک کند." این روزنامه معتقد است که اخراج کارلوس بازی را "خراب" کرد، اما به رئال "نظم" داد. "اسپورت" دیگر روزنامه ورزشی اسپانیا است که آن هم از بارسلونا می‌نویسد، با ۱۲۳۰۰۰ تیراژ.

 

این چها روزنامه ورزشی روزانه در اسپانیا در مجموع ۴.۷ میلیون خواننده دارند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 فروردین1385ساعت 11:12  توسط امیر علیزاده| 

سفر یک هفته‌ایم بعد از طی حدود ۱۸۰۰ کیلومتر، آن هم با ماشین شخصی خودم، تجربه خیلی خوبی بود. هم به خاطر دیدن آثار باستانی که تا به حال مجال دیدنشان نبود و از‌ آن مهمتر آشنایی از نزدیک با فرهنگ و آداب و رسوم متفاوت در این کشور. در این هفت روز به همدان و کرمانشاه و اندیمشک و شوش و خرم‌آباد و محلات رفتم و در هر شهر و روستایی چیزی حیرت مرا برمی‌انگیخت. از سبک زندگی‌ها و سطح تحصیلات متفاوت گرفته تا اختلاف‌های اساسی در امکانات و ساختارهای زیربنایی شهرها، اما آنچه که بیشتر از همه چیز آدم را ناراحت‌ می‌کرد، اختلافات میان قوم‌ها بود. نفرتی که کرمانشاهی‌ها با آن درباره کردها حرف می‌زدند و داوری‌های لرهای خوزستان در مورد هموطنان عرب که متاسفانه گاه به نژادپرستی می‌زد، فراتر از چیزی بود که تصور می‌کردم. 

در هر صورت با تمام زیبایی‌ها و زشتی‌هایش، سفر بسیار مفیدی بود که با چند عکس سعی کرده‌ام قسمت‌هایی از آن را روایت کنم:


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 فروردین1385ساعت 15:37  توسط امیر علیزاده| 

دارم چند روزی می‌روم سفر. بعد از سال‌ها تصمیم گرفتم نوروز را دیگر به شمال و سواحل شلوغ‌پلوغ دریای خزر نروم. می‌روم تا برای اولین بار آرام‌گاه بو‌علی و باباطاهر و طاق‌بستان و چغازنبیل و قلعه فلک‌الافلاک و آتشکوه را ببینم. جای جبران کوتاهی‌های گذشته در این مملکت زیاد است و فرصت کم...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 فروردین1385ساعت 1:40  توسط امیر علیزاده| 

Blogroll Me!