تبليغاتX
فریادنامه

فریادنامه

یادداشت‌های گاه ‌و بیگاه امیر علیزاده

آن فینال رویایی که بین آرسنال و بارسلونا مدت‌ها انتظارش را می‌کشیدیم، با اخراج ینس لمن متاسفانه خراب شد. حیف که فوتبال گاهی اوقات بی‌نهایت بی‌رحم می‌شود.

در هر صورت، اگر یک تیم در اروپا شایستگی قهرمانی در این فصل را داشت، آن بارسلونا بود. روزنامه بارسلونایی "اسپورت" در روزی که بارسا بعد از چهارده سال قهرمان اروپا شد، صفحه اولش را در یک قاب چاپ کرده است. ریکارد هم با تعویض‌هایی که انجام داد، به خیلی‌ها که او را مربی بزرگی نمی‌دانند، ثابت کرد که چقدر باهوش است. در این فینال پایه‌ریز پیروزی بارسا قطعاً نه رونالدینیو، بلکه لارسن و اینیستا و بلتی بودند که بعداً به بازی آمدند.

اما آرسنال هم الحق ۱۰ نفره عالی جنگید و تا پیروزی فاصله‌ای نداشت. حتی روزنامه‌های عامه‌پسندی مثل "اکسپرس" و "دیلی استار" و "میرور" که معمولاً در بریتانیا در چنین مواقعی به چیزی می‌تازند، فقط از "شکست شجاعانه" آرسنال تاسف خوردند. "گاردین" هم طبق معمول با تفسیرهای مثال‌زدنی‌اش نوشت: "آرسنال به یک پیروزی غیرقابل تصور نزدیک شد و با یک شکست فراموش‌نشدنی فینال را ترک کرد." اما "دیلی تلگراف" با تیتر شاعرانه "گمشده در فرانسه" به مهمیترین اتفاق فینال لیگ قهرمانان اشاره کرد: جای خالی ینس لمن.

مرتبط: چرا طرفدار بارسلونا هستم؟ - بهمن دارالشفایی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 اردیبهشت1385ساعت 12:31  توسط امیر علیزاده| 

تنگی وقت مهلت نداد تا به موقع درباره لیست نهایی تیم ملی بنویسم. دو روز گذشته و خیلی از کارشناسان خرسند‌اند از اینکه برانکو ایوانکوویچ منطقی‌تر از گذشته تصمیم گرفت. هر چند من هم از این خوشحالم که معدنچی و کاظمیان و صادقی و عنایتی و بختیاری‌زاده خط نخوردند، اما مثل آنها برانکو را ستایش نمی‌کنم، چون به نظر من این حداقل کاری بود که او می‌توانست انجام دهد و مطمئن‌ام احتمال اینکه این  بازیکنان در جام جهانی فرصت بازی پیدا کنند، کم است. علیرغم شایستگی‌هایشان، برانکو باز هم به همان یازده مرد همیشگی‌اش اطمینان خواهد کرد.

ضمن اینکه هرگز این مربی کروات را به خاطر اینکه ایمان مبعلی، یکی از بزرگترین استعدادهای فوتبال ایران در سال‌های اخیر را به جام‌جهانی نبرد نمی‌بخشم و ...


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 اردیبهشت1385ساعت 12:30  توسط امیر علیزاده| 

یک سال پیش، انتخابات ریاست جمهوری انگیزه‌ای بود برای راه‌اندازی این وبلاگ. می‌خواستم امکانی برای تبادل نظر و نقد کردن و نقد شدن داشته باشم. تصوراتی داشتم که بعضاً از واقعیت دور بود و اهدافی که اغلب محقق نشد.

اما در این یک سال "فریادنامه" ازخط‌مشی روزهای ابتدایی‌اش فاصله گرفته و مثل خودم تغییر کرده. من سعی کردم بیشتر در مورد مسائل تخصصی‌تر بنویسم و چیزهای زیادی هم در یک جامعه مجازی آموختم و در آن با آدم‌های زیادی آشنا شدم که الحق از بزرگ‌ترین محاسن‌اش بود.

حالا بعد از یک سال باید اعتراف کنم که علیرغم مزایای زیادی که وبلاگ‌نویسی برایم داشته، چندین بار جدی به فکر تعطیلی "فریادنامه" افتاده‌ام، چون مرا بیش از اندازه درگیر مسائل روزمره کرده و باعث شده زمان کمتری برای دانشگاه و مطالعه داشته باشم. فعلاً دارم با خودم کلنجار می‌روم و تلاش می‌کنم تا راه‌های بهتری برای مدیریت وقتم پیدا کنم و "فریادنامه" را پابرجا نگه دارم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 اردیبهشت1385ساعت 12:18  توسط امیر علیزاده| 

قبلاً درباره کتاب «در اسارت فرهنگ» خانم طاهره شیخ‌الاسلام که با رویکردی خودانتقادی به عادات فرهنگی و اجتماعی ما ایرانی‌ها نگاه می‌کند، نوشته بودم.

حالا خانم شیخ‌الاسلام فعالانه دارد مقاله می‌نویسد‌ و به طرز دقیقی این عادات ما را تحلیل می‌کند. این مقالات را می‌توان در سایت "اخبار روز" خواند. تا به حال این مقالات از او منشر شده اند:

حرمت نان و نمک در فرهنگ ما، تقابل‌ دو فرهنگ‌ در مهاجرت‌ و پی‌آمدهای آن‌، وقت نشناسی ما، چرا از هم می گریزیم؟، ما و معذرت خواهی؟!، چرا حسادت می کنیم؟، ما و آبروداری ما، خجسته زنی کو ز مادر نزاد!

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 اردیبهشت1385ساعت 11:41  توسط امیر علیزاده| 

چند تا از نمایند‌ه‌های علاف پارلمان اتحادیه اروپا دوباره خواستار تحریم ایران از جام جهانی شده‌اند! آنها نامه‌ای به سپ بلاتر، رئیس فیفا نوشته‌اند و در آن از او خواسته‌اند تا تیم ملی ایران به‌ خاطر اظهارات‌ محمود احمدی‌نژاد رئيس‌جمهور‌ ايران‌، براي‌ "ویران‌ كردن‌ اسرائيل‌" و "افسانه" خواندن هولوکاست و همچنين‌ خودداری‌ ايران‌ از تعليق‌ برنامه‌ هسته‌ای‌اش‌، از شركت‌ در جام‌جهانی‌ محروم‌ شود!

حالا این نمایندگان که سردسته‌شان هم كريس‌ هيتون‌ هريس‌ نماينده‌ حزب‌ محافظه‌كاران‌ بريتانيا است، به دنبال جلب حمایت رهبران سیاسی کشورهایشان هستند و امروز این نامه را برای آنها هم می‌فرستند!

شرم‌آورتر از همه اینکه در این نامه پیشنهاد شده به جای ایران، بحرین که آخرین تیم آسیایی حذف شده در مرحله مقدماتی بوده و در گروه ایران هم سوم شده به جای تیم ملی ایران به جام جهانی برود! آن هم برای اینکه نشان داده شود که "اروپا علیه مسلمانان نیست و فقط با ایران و سیاست‌هایش مخالف است." 

هر چند این برای اولین بار نیست که یک مشت سیاستمدار ابله پیشنهاد‌ تحریم ایران در جام جهانی را می‌دهند و این بار هم با توجه به اینکه سپ بلاتر و آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان بارها تاکید کرده‌اند که سیاست و ورزش از هم منفک هستند و با محروم کردن ایران از جام جهانی مخالفند، بسیار بعید است که این بار هم کار به جایی ببرند، اما به اعتقاد من این گونه اقدامات بی‌تاثیر هم نخواهند بود و حداقل باعث می‌شوند تا با تیم ملی و طرفدارانش، در آلمان طور دیگری برخورد شود! نه اینکه الزاماً این برخوردها خصومت‌آمیز باشند، اما قطعاً دوستانه هم نخواهند بود.

مرتبط: گزارش رویترز

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 اردیبهشت1385ساعت 11:35  توسط امیر علیزاده| 

مطلبم در اعتماد ملی به بهانه خداحافظی زین‌الدین زیدان: در ميان‌ 5\6 ميليارد نفر جمعيت‌ جهان‌ كمتر كسی پيدا می‌شود كه‌ به‌ خوبی زين‌الدين‌ زيدان‌ فوتبال‌ بازی‌ كند. شايد به‌ اندازه‌ انگشتان‌ دو دست‌، شايد هم‌ يك‌ دست‌، شايد هم‌ كمتر ... اما او پسر مهاجران‌ مسلمان‌ الجزايری‌، بعد از جام‌جهانی‌ كفش‌هايش‌ را می‌آويزد. به‌ خاطر همين‌ 78 هزار نفری‌ كه‌ يكشنبه‌ شب‌ به‌ سانتياگو برنابئو رفته‌ بودند تا با او خداحافظی‌ كنند دقايقي‌ به‌ افتخار او برخاستند و برايش‌ كف‌ زدند، براي‌ قدرداني‌، براي‌ اينكه‌ پنج‌ سال‌ تمام‌ از هنر نابش‌ حظ‌ كرده‌ بودند. "زيزو" هم‌ با يک‌ گل‌ و چند قطره‌ اشک‌ پاسخ‌شان‌ را داد و ديگر هيچ‌ نگفت‌ و رفت‌. 

زيدان‌ در يكي‌ از آن‌ مدارس‌ فوتبال‌ معروف‌ فرانسه‌ پرورش‌ يافت‌ و يك‌ دهه‌ تمام‌ فوتبال‌ دنيا را تحت‌الشعاع‌ خود قرار داد. فرانسه‌ را قهرمان‌ جهان‌ و اروپا كرد و مهم‌تر از آن‌ چگونگی‌ انجام‌ اين‌ كار بود. او توپ‌ را نوازش‌ می‌كرد، روي‌ پاشنه‌اش‌ می‌چرخيد و آن‌ را از تكل‌ها و لگدها در امان‌ نگه‌ مي‌داشت‌ و گاهي‌ به‌ نظر می‌رسيد كه‌ انگار بر جاذبه‌ زمين‌ غلبه‌ می‌كند. پاس‌های‌ بی‌نظيرش‌، ديد عالی‌اش‌، هوش‌ سرشارش‌، بدون‌ حتی‌ يك‌ حركت‌ اضافي‌. او ورزش‌ جديدی‌ ابداع‌ كرد، باله‌ با توپ‌.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 اردیبهشت1385ساعت 12:58  توسط امیر علیزاده| 

 بخش فارسی AFC هم از امروز راه افتاد. اتفاق خیلی خوشحال‌کننده‌ای است که هم برای ترویج بیشتر زبان فارسی در وب و هم برای فوتبال ایران که حالا به یک منبع اطلاعاتی رسمی فارسی زبان دسترسی پیدا کرده، مفید است. جدای آن، همین که سایت رسمی یک نهاد بین‌المللی به فارسی منتشر می‌شود، جای بسی خوشحالی است. بخش‌های جالبی هم دارد. مثل باشگاه طرفداران که شامل مسابقه و چند قسمت دیگر است.

طبق آماری که خود AFC داده هشتاد درصد بازدیدکنندگانش از ایران هستند که اگر واقعاً صحت داشته باشد، نباید به حساب این گذاشت که ایرانی‌ها از چینی‌ها و هندی‌ها فوتبالدوست‌ترند و بیشتر با کامپیوتر سروکار دارند، بلکه به اعتقاد من فقط و فقط نشان‌دهنده این است که در ایران چقدر رسانه حرفه‌ای کم است، علیرغم ۱۴، ۱۵ روزنامه ورزشی.

این کار به همت شاهین رحمانی، سردبیر اسبق هفته‌نامه تماشاگران و روزنامه ایران ورزشی که به مالزی، مقر AFC رفته و حالا در آنجا اقامت دارد انجام شده است. انصافاً هم باید گفت که شاهین جزو معدود کسانی در ایران است که توانایی انجام چنین کاری را دارد. من مدت زیادی همکارش بودم. او آدم منظمی است و همیشه ایده‌های زیادی هم دارد و دائم به دنبال نوآوریست.

به هر حال، تولد این سایت اتفاق مبارکی‌ست و امیدوارم که در آینده رشد کند. فقط باید به شاهین بگویم آیین نگارش در وب را رعایت کند!

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 اردیبهشت1385ساعت 23:7  توسط امیر علیزاده| 

دیگر نمی‌توانم خودم را پینگ کنم! دو روز است خودم را کشته‌ام، اما فایده‌ای ندارد! هر بار که دگمه پینگ را فشار می‌دهم، بلاگرولینگ شش خط در توضیح و تفسیر ارورش می‌نویسد که من هم اصلاً سردرنمی‌آورم! قبلاً بلاگفا اتوماتیک خودش در لیست‌ بلاگرولینگ پینگ می‌شد، نمی‌دانم لامصب دیگر چرا این هم کار نمی‌کند!‌ به گمانم توطئه‌ای علیه "فریادنامه" در کار است...

تکذیبیه: ظاهراْ خیلی از دوستان این مشکل را با بلاگرولینگ دارند، لذا بدین وسیله اعلام می‌شود که توطئه علیه "فریادنامه" توهمی بیش نبوده!

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 اردیبهشت1385ساعت 10:48  توسط امیر علیزاده| 

                             

خیاط‌ها در لومه، پایتخت توگو به شدت مشغول دوختن تی‌شرت و پرچم هستند. از وقتی تیم ملی توگو برای اولین بار به جام جهانی راه پیدا کرده، تقاضا برای این کالاها افزایش یافته است. اما با وجود درآمد سرانه ۳۸۰ دلار در این کشور آفریقایی، به ندرت کسی پول سفر به آلمان را دارد.

+ نوشته شده در  شنبه 16 اردیبهشت1385ساعت 1:10  توسط امیر علیزاده| 

دلیل اینکه برای صدا و سیما اخبار پراهمیت‌تر از سایر برنامه‌هاست، همواره برایم روشن بوده و خوشحالم از اینکه نسبت به هر برنامه دیگری در اولویت است و اهمیت‌اش توسط مسئولین اصلاً دست‌کم گرفته نمی‌شود.

وقتی هم امشب یک ربع آخر نیمه اول بازی زنده هامبورگ و کلن از هفته‌های پایانی بوندس‌لیگا به خاطر اخبار شبانگاهی شبکه سه که اصلاً نباید ساعت دیگری به جز ۲۲ پخش شود، قطع شد، خوشحال شدم. واقعاً دمشان گرم! دائماً نگران بودم که نکند این اخبار ۱۵ دقیقه‌ای حیاتی را عقب بیاندازند و بین دو نیمه آن را پخش کنند! 

به این ترتیب امشب هم همانند شب‌های دیگر سر وقت پای اخبار شبانگاهی نشستم و به جای پاس‌ها و فرارهای تکراری مهدوی‌کیا و آخرین نفس‌های بی‌فایده هامبورگ در کورس قهرمانی آلمان، از اخبار دسته اولش به وجد آمدم: پیرمرد فوتبالیست در ژاپن، برگزاری جشنواره در ژاپن برای تشویق مردم به نوشیدن چای و ازدواج مرد ۳۴ ساله در مالزی با پیرزن ۱۰۳ ساله و احساس آرامشش در کنار او.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 اردیبهشت1385ساعت 0:55  توسط امیر علیزاده| 

کاش می‌شد زمان را هم مثل سایر منابع کمیاب ذخیره یا خرید و فروش کرد...

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 اردیبهشت1385ساعت 9:5  توسط امیر علیزاده| 

                 

بازی میان تیم ملی فوتبال زنان ایران و تیم منتخب برلین- کرویتسبرگ امروز در استادیوم آرارات با نتیجه ۲-۲ به پایان رسید، تا مسئولین فوتبال زنان ما از خواب نایب‌قهرمانی غرب آسیا بلند شوند و بفهمند که اختلافشان با فوتبال روز دنیا چقدر است. از نظر من برگزاری چنین بازی‌هایی برای پیشرفت تیم مستعد زنان ایران بسیار مفید است و باید بیشتر برگزار شوند. هر چند اگر در آینده هم بخواهند در این شرایط انجام شوند دیگر هیچ‌ تیمی برای انجام بازی‌های تدارکاتی به ایران نخواهد آمد.

من نمی‌دانم چه لزومی داشت که پوشش اسلامی برای تیم برلینی هم اجباری شود وقتی که از اول قرار نبود تماشاگر مرد به استادیوم راه بدهند. خبرگزاری آلمان گزارش داده که این تیم آلمانی با این پوشش برای بازی مشکل داشته، مخصوصاً موقع ضربات سر. بعد هم خبر داده که آنها هیچ شکایتی از این وضعیت نکرده‌اند.

با چنین شرایطی دیگر چه تیمی حاضر است به ایران بیاید؟ به نظر من فرصت بازی‌های تدارکاتی باارزش‌تر از پوشش چنین مسابقاتی در رسانه‌ها است که بخواهند به خاطرش تیم حریف را مجبور کنند روسری و گرم‌کن بپوشند. این فرصت‌های اندک را باید غنیمت شمرد.

یک انتقاد هم به خانم‌های فوتبالدوست! طبق گزارش‌ها فقط ۶۰۰ نفر به استادیوم آرارات رفته بودند، که جای تاسف است. من خودم انتظار داشتم با توجه به اینکه این اولین بازی تیم ملی زنان در ایران است، بیشتر از این‌ها به آرارات بروند. این عده هم طبق گزارش خبرگزاری آلمان ظاهراً بین دو نیمه با موزیکی که از بلندگوها پخش شده، پا شدند رقصیدند و بعد از قطع آهنگ و تذکر مسئولین سرجایشان نشستند!

خبر تکمیلی: خدیجه سپنجی، نایب‌ريیس فدراسیون فوتبال ایران به بی‌بی‌سی گفته آلمانی‌ها با خواسته خودشان تصمیم گرفتند که لباس‌هایشان مانند لباس‌های بازیکنان ایران باشد و در پایان هم از این وضعیت ابراز رضایت کردند.

مرتبط: گزارش تصویری ایسنا (1) و (2)؛ زنان و فوتبال احمدی‌نژاد را متحول کرده‌اند - سیبستان؛ در سرزمين عجايب - مریم میرزا

+ نوشته شده در  جمعه 8 اردیبهشت1385ساعت 22:58  توسط امیر علیزاده| 

یادداشتم در مورد مهدوی‌کیا بازتاب خوبی داشت. نظرات متفاوت بود، عده‌ای مخالف بودند و می‌گفتند یک ورزشکار محبوب چه بخواهد، چه نخواهد، مسئولیت دارد و باید مراقب رفتارش باشد. عده‌ای هم موافق بودند و مثل من اعتقاد دارند که مادامی که رفتار آنها آسیبی به جامعه نزند، جزو زندگی خصوصی‌اش است و به هیچ کس مربوط نیست.

آخرین بازتاب هم در جایی بود که فکرش را هم نمی‌کردم. هفته‌نامه یالثارات در شماره اخیرش یاددشتم را "یاوه‌گویی" خوانده است، بدون اینکه بنویسد چرا و دلیلی بیاورد برای حرفش. از آنجا که برای دیدن مطالب سایت‌اش هم باید عضو شد، من به قرار دادن عکس مطلب که در صفحه ۲ نشریه چاپ شده، اکتفا می‌کنم.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت 11:56  توسط امیر علیزاده| 

بعد از تماشای دو بازی برگشت نیمه‌نهایی شاید به نظر برسد که آن فینال رویایی میان آرسنال و بارسلونا، خیلی هم زیبا نباشد. اما من فکر نمی‌کنم این دو تیم ۲۷ اردیبهشت در استاددوفرانس پاریس هم اینقدر محتاطانه بازی کنند. یعنی امیدوارم، چون از نظر من دو تیمی که در حال حاضر مدرن‌ترین و زیباترین فوتبال دنیا را بازی می‌کنند، به دیدار نهایی راه پیدا کرده‌اند.

با این حال به عنوان یک فوتبالدوست ناراحتم که دو شب متوالی پای تلویزیون نشستم تا بهترین و سطح‌بالاترین فوتبال را تماشا کنم، اما حتی یک گل هم ندیدم. یکی از دلایل‌اش هم، چه بخواهید و چه نخواهید، پول زیادی است که به باشگاه‌ها می‌رسد و مربیان را تحت فشار زیادی برای نتیجه گرفتن قرار می‌دهد. برای مثال در همین مرحله، اختلاف درآمد تیمی که تا فینال صعود می‌کند و تیمی که در نیمه‌نهایی حذف می‌شود، حداقل ۱.۴ میلیون یورو است. به عبارتی در حالیکه در نیمه‌نهایی تیم‌ها ۲.۵۵ میلیون یورو می‌گیرند، پاداش نایب قهرمان ۳.۹ و پاداش تیم قهرمان ۶.۴ میلیون یورو است. تازه این فقط پاداش نقدی را شامل می‌شود و در مجموع کل پاداش‌های تیم قهرمان می‌تواند به ۱۸ میلیون یورو هم برسد، با احتساب سایر پاداش‌ها و حقوق پخش و این‌ها. نمی‌خواهم بگویم پول تنها عامل بازی‌های کم و بیش خسته‌کننده این دو شب بوده، اما بی‌تاثیر هم نبوده است.

اما در تک بازی فینال اگر تیم‌ها بخواهند هم خیلی نمی‌توانند محافظه‌کارانه بازی کنند. مخصوصاً وقتی که یکی از تیم‌ها زود گل بزند. مثل فینال پارسال که علیرغم حضور تیمی مثل لیورپول شش گل داشت و مهیج بود.

در هر صورت بی‌صبرانه سه هفته انتظار می‌کشیم. برای فینال رویایی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت 1:19  توسط امیر علیزاده| 

                               

ینس لمن باز هم شاهکار کرد! "دیوار آلمانی" آرسنال ۷۴۵ دقیقه است که در لیگ قهرمانان فرو نریخته! یک رکورد تاریخی در اروپا! حتی ریکلمه هم از روی نقطه پنالتی نتوانست او را مغلوب کند! آنقدر کارش بزرگ بوده که روزنامه عامه‌پسند و ضدآلمانی "سان" او را روی جلد آورده و "سوپرمن" خوانده‌اش، چون آرسنال برای اولین بار به فینال رفته! حالا یورگن کلینزمن هم به تصمیمی که گرفته می‌بالد و به دروازه‌بان اولش افتخار می‌کند. خودش بعد از بازی گفته در بهشت است! با او آرسنال می‌تواند در پاریس آخرین گام را هم بردارد، برای قهرمانی... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 اردیبهشت1385ساعت 12:16  توسط امیر علیزاده| 

خبر عجیب است! نمی‌دانم چه شده که تازه حالا و عدل احمدی‌نژاد به فکر زنان و حق‌شان برای ورود به استادیوم‌ها افتاده! واقعاً آدم شاخ درمی‌آورد از این همه انعطاف‌پذیری! باورش سخت است!

آدم انصافاً می‌ماند که این لطف بزرگ را به حساب مهرورزی بگذارد یا عوامفریبی؟ آخر ناگهان چه شد که به زنانی که تا دیروز رفتن‌شان به استادیوم "رعشه" به جان مردان می‌انداخت، حالا باید "بخشي از مرغوب‌ترين مكان‌هاي تماشاگران" اختصاص داده شود؟! در هر صورت من که به شخصه از دستور آقای رییس جمهور استقبال می‌کنم، اما هرگز این تحول را به حساب او نمی‌گذارم! فعلاً حرف بیشتری نیست، والسلام!

مرتبط: دستور غيرمنتظره‌ - سرمقاله اعتمادملي (۵ ارديبهشت)؛ يک مشکل ديگر خانم‌ها هم حل شد! - آرش غفوری؛ یک گام به پیش؟ - آزاده اکبری؛ تصميم‌ رئيس‌ براي‌ جمهور - سیامک رحمانی، اعتماد ملی؛ شوق تبريک گفتن و شنيدن - پرستو دوکوهکی؛ غنیمت گیری از دولت اصولگرایان - فهیمه خضرحیدری

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 اردیبهشت1385ساعت 13:27  توسط امیر علیزاده| 

۱. لیگ پنجم هم به پایان رسید و آن تیمی که شایستگی بیشتری داشت، قهرمان شد. استقلال در این فصل تیم خیلی خوبی داشت و بهترین فوتبال را بازی کرد. قهرمانی استقلال از چند جهت دیگر هم حسن داشت. یکی اینکه بعد از چند سال با حضور استقلال، لیگ قهرمانان آسیا دوباره جذاب‌تر خواهد شد، هر چند منکر اهمیت راهیابی تیم‌هایی مثل فولاد و سپاهان هم نیستم. حسن دیگر هم قهرمان نشدن پاس است. با اینکه باید برای مدیریت این باشگاه به خاطر اینکه هر سال در صدر فوتبال ایران است و عملکرد با ثباتی دارد احترام قائل بود، اما به سیستم نظامی‌اش و اینکه برای رسیدن به هدف دست به هر کاری می‌زند، انتقاد وارد است.

         عکس از میلاد پیامی؛ خبرگزاری فارس

۲. جشن قهرمانی امسال هم با بی‌نظمی و بی‌سلیقگی تمام برگزار شد. من نمی‌دانم واقعاً برنامه‌ریزی برای اجرای یک مراسم زیبا و منظم چقدر سخت است؟ هیچ چیز برای یک هوادار غرورآمیزتر این نیست که اعضای تیم محبوبش روی سکوی پیروزی ایستاده‌اند و جام را بالای سر می‌برند و سرود قهرمانی می‌خوانند، اما صحنه‌های دیروز در آزادی با آن هم آدم بی‌ربط وسط جشن، بیشتر یک کمدی مضحک و توهین به شعور هوادار و بیننده بود.

۳. پروپاگاندای تلویزیون هم تمان لذت تماشای یک مسابقه فوتبال را از آدم گرفت! پخش جمله تکراری تبریک به دانشمندان جوان برای دستیابی به چرخه کامل سوخت هسته‌ای و تبریک‌گویی‌های آقای گزارشگز در مسابقه‌ای که سرنوشت قهرمانی لیگ در آن رقم می‌خورد، واقعاً بی‌جا است!

۴. امروز برای برانکو هم روز بدی بود! چون نه تنها رضا عنایتی دو گل دیگر زد و صاحب کفش طلایی شد و رکورد شکست، بلکه میثم منیعی هم هتریک کرد و وحید طالب‌لو باز هم پنالتی گرفت. حق هر سه این بازیکن حضور در ترکیب اصلی تیم ملی است.

مرتبط: آفرین به دانشمندان جوان باشگاه استقلال - شهرام شریف، قهرمانی مبارکشان، اما ... - آرش غفوری، استقلال بالاتر از استاندارد فوتبال ایران - بهمن دارالشفایی، قهرمانی استقلال و چند نکته - آتش در نیستان، عاشق موج مکزیکی - مصطفی قوانلو قاجار

+ نوشته شده در  شنبه 2 اردیبهشت1385ساعت 1:7  توسط امیر علیزاده| 

Blogroll Me!