۲. تا به حال به برلین نیامده بودم. شهر فوقالعاده زیبا و جذابیست (با وجود گرمای غیرعادی و آزاردهندهاش!) و با بقیه شهرهای آلمان خیلی فرق دارد. یک دلیلش خب این است که پایتخت است و مرکز سیاسی، فرهنگی، علمی و تاریخی آلمان به شمار میرود و دلیل دیگرش هم این است که خیلی از جاهایش بعد از اتحاد دو آلمان ساخته شده است. مثل ایستگاه قطار مرکزی شهر که با چهار طبقهاش یک شاهکار معماری است و همین چند هفته پیش افتتاح شد.
اما از محل سابق دیوار برلین که میگذری (بقایایش در این عکس معلوم است) و هر چه به سمت شرق میروی، اختلافی که هنوز میان شرق و غرب وجود دارد را حس میکنی. هنوز سطح زندگی، نرخ بیکاری و امکانات و حتی فرهنگ مردم در شرق برلین، با غرب آن اختلاف دارد. میتوان گفت وضعیت برلین، نمایانگر وضعیت کل جامعه آلمان است. اختلاف میان شرق و غرب با جام جهانی آشکارتر هم شده است. هیچ تیمی به جز اوکراین در شهرهای شرقی اردو نزده است و مسافرین هم از رفتن به این شهرها به خاطر حضور نیروهای راست افراطی اجتناب میکنند. به طوری که شرقیها همچنان احساس میکنند که جزو آلمان نیستند. میتوان گفت اگر آلمانیها همان لاپیزیگ را هم به عنوان یکی از شهرهای برگزارکننده انتخاب نمیکردند، آلمان شرقی کاملاً از جام جهانی جدا میماند.
۳. فردا برلین را به مقصد فرانکفورت ترک میکنم. قصد دارم تا شنبه واقعبینی را کنار بگذارم و به پیروزی و یک شگفتی امیدوار باشم! همه ایرانیهایی که در آلمان و اروپا هستند، حتی اگر بلیط ندارند با پیراهن تیم ملی و پرچم به فرانکفورت بیایند!
