تبليغاتX
فریادنامه

فریادنامه

یادداشت‌های گاه ‌و بیگاه امیر علیزاده

همان‌طور که مشخص بود و برخلاف آنچه خیلی از رسانه‌ها گمان می‌کردند، استعفای دادکان کاملاً بی‌اهمیت بود و تهدید فیفا به تعلیق فوتبال ایران به خاطر دخالت دولت در امور فوتبال که مصداق بارز نقض اساسنامه فیفا است، همچنان به قوت خود باقیست و حتی با توجه به نامه جدیدی که این نهاد بین‌المللی به فدراسیون فوتبال نوشته و «ایرانیوز» آن را منتشر کرده، بسیار جدی‌تر از آن است که در ابتدا تصور می‌شد.

در این نامه، چند ایراد جدید هم مطرح شده تا معلوم شود فیفا بیش از هر زمان دیگری عزمش را برای مبارزه با دخالت دولت‌ها و حمایت از استقلال فدراسیون‌ها جزم کرده است. ایراد اصلی فیفا، همان‌طور که همواره گفته شده، اساسنامه فدراسیون است که بر اساس آن رئیس مجمع فدراسیون، رئیس سازمان تربیت‌بدنی است که حتی اختیار برکناری رئیس فدراسیون را هم دارد. مورد دیگری هم معلوم بود، پرونده صنعت نفت آبادان است که با حکم دیوان عدالت اداری که یک محکمه غیرورزشی است، به لیگ‌برتر صعود می‌کند. طبق اساسنامه فیفا، دادگاه‌های مدنی حق دخالت در امور فدراسیون‌های عضو را ندارند و بالاترین محمکه، دادگاه ورزشی لوزان است.

این دو، موارد اصلی هستند که بر اساس رایز‌نی‌هایی که در ایران انجام شده قرار است حل شوند. اساسنامه اصلاح خواهد شد و رئیس سازمان‌ تربیت‌بدنی (معاون رئیس‌جمهور) دیگر رئیس مجمع فدراسیون نخواهد بود و حکم دیوان عدالت اداری هم ابطال خواهد شد و کمیته انضباطی فدراسیون، به عنوان بالاترین محکمه ورزشی فوتبال ایران، رای به صعود صنعت نفت خواهد داد.

اما در نامه اخیر فیفا سه مورد دیگر هم ذکر شده:

  • برگزاری دیدار نهایی جام‌حذفی به صورت تک‌دیدار و اینکه برگزاری این بازی به صورت رفت ‌و برگشت با دخالت مستقیم رئیس سازمان تربیت‌بدنی انجام شده است.
  • حضور تیم فوتسال استقلال تهران در لیگ فوتسال ایران؛ تیم فوتسال استقلال با نظر مدیران خارج از فدراسیون فوتبال، بعد از 5 هفته از آغاز لیگ وارد مسابقات شد. تیم استقلال به دلیل سقوط به لیگ دسته اول اجازه حضور در لیگ‌برتر فوتسال را نداشته است.
  • لغو یکی از دیدارهای لیگ‌برتر به درخواست نمانیدگان مجلس، بازی تیم استقلال با حرف اهوازی خود به دلیل تقارن با ماه رمضان، در حالی که می‌شد این موضوع با حکم فدراسیون فوتبال به شکل قانونی حل شود، با تقاضای نمایندگان مجلس و موافقت سازمان تربیت‌بدنی به تعویق افتاد.

بر اساس این خبر، مسئولان فیفا طی امروز و فردا، نتیجه بررسی‌های خود درباره فدراسیون فوتبال ایران را اعلام خواهند کرد. اگر دو مورد اول حل شود، من بعید می‌دانم دیگر فدراسیون محروم شود و قضیه با جریمه نقدی فیصله پیدا می‌کند و کار به محرومیت از جام ملت‌های آسیا در سال آینده و حضور سوریه به جای ایران نخواهد کشید. یعنی امیدوارم!

تکمیلی: کیومرث هاشمی، معاون رئیس سازمان تربیت‌بدنی و سرپرست موقت فدراسيون فوتبال، امروز به ما گفت که چنین نامه‌ای به دستش نرسیده است. علتش هم احتمالاً این است که فیفا همچنان مکاتباتش را با دادکان انجام می‌دهد. نامه قبلی فیفا هم که در آن ضرب‌الاجل ۲۴ آبان تعیین شده بود، خطاب به دادکان نوشته شده بود. این نامه را هم احتمالاً غلامحسین زمان‌آبادی، سخنگوی فدراسیون دادکان، از طریق پسرش میثم زمان‌آبادی که دبیر ورزش «ایرانیوز» است، منتشر کرده است.

آخرین خبر: ظهر امروز(چهارشنبه اول آذر) مهلت اعضای كميته اضطراری فيفا برای اعلام نظر درباره پرونده فوتبال ايران به پايان می‌رسد. كميته‌ای كه اعضای آن، ژوزف بلاتر(رئيس) و روسای شش كنفدراسيون فوتبال اروپا، آسيا، آفريقا، آمريكای شمالی، آمريكای لاتين و استراليا هستند. قرار است رای نهايی درباره پرونده فوتبال ايران، پس از بررسی آراي اين 7 نفر صادر شود. ‌ طبق شنيده‌ها احتمال اينكه مهلتی ديگر به فوتبال ايران داده شود، زياد است اما اين فرصت بر اساس شرايطی خاص و برای اصلاح اساسنامه فدراسيون فوتبال، برگزاری مجمع و تعيين اعضای انتخابی فدراسيون خواهد بود. اگر در بيانيه‌ای كه فيفا به زودی صادر می‌كند، رای به تعليق فوتبال ايران داده نشود، ممكن است پيشنهاد تشكيل كميته‌‌ای مطرح شود كه هدفش نظارت اصلاحات در قوانين فوتبال ايران خواهد بود. كميته‌ای مشترک كه چند عضو آن، نمايندگان فيفا خواهند بود و چند عضو ديگر هم به پيشنهاد مديران فوتبال ايران بايد انتخاب شوند. ‌ اين كميته مامور خواهد شد در مدت زمانی مشخص ضمن تغيير اساسنامه، مقدمات برگزاری مجمع فوتبال و انتخاب رئيس، نايب‌رئيس و دبير فدراسيون را فراهم كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 آبان1385ساعت 9:45  توسط امیر علیزاده| 

نوشته‌ام در اعتماد ملی در نقد لوگوی جدید لیگ برتر فوتبال ایران:

مهم‌ترين ويژگی يک لوگو سادگی آن است، سادگی‌ای كه باعث شود تا در ياد همه بماند و اعتماد مخاطب را جلب كند.
ويژگی‌ای كه به جرات می‌توان گفت ‌لوگوی جديد ليگ برتر فوتبال ايران فاقد آن است.

وب‌سايت رسمی فدراسيون فوتبال با معرفی لوگوی جديد ليگ برتر كه از امسال تحت عنوان جام خليج فارس برگزار می‌شود، ‌اعلام كرده‌ است كه اين لوگو در مسابقه‌ای از ميان بيش از 130 طرح انتخاب شده است. اين لوگو كه همه عناصر «ايران»، «فوتبال» و «خليج فارس» را در ابتدايی‌ترين حالت در كنار هم جا داده، سادگي و زيبايي لازم را ندارد كه مخاطب را جذب كند و به ياد بماند. ‌ لوگوی جديد منحصر به فرد و رسا نيست و در نگاه اول ليگ برتر فوتبال ايران را نمايش نمی‌دهد.

علاوه بر ايرادهای طراحی، در استفاده از واژه‌های انگليسی هم دقت كافی نشده است. در زير لوگو به جای عبارت صحيح «Premier League»، به عنوان ترجمه ليگ برتر از «High League» استفاده شده كه بی‌معنی است. به جز اين از واژه «Cup» هم استفاده شده كه در زبان فوتبال برای مسابقات حذفی به كار می‌رود و نه ليگ.

+ نوشته شده در  جمعه 26 آبان1385ساعت 0:25  توسط امیر علیزاده| 

یادداشتم در اعتماد ملی درباره الکس فرگوسن و کار بلندمدت مربیان:

تنها هشت هفته از فصل جديد ليگ برتر فوتبال ايران گذشته اما از هم‌اكنون بايد سرنوشت چند مربی را به نتيجه بازی‌هاي بعدی وابسته دانست. هم صمد مرفاوی در استقلال، هم محمد مايلی‌كهن در فولاد خوزستان و هم عباس رضوی در راه‌آهن به نظر نمی‌رسد ديگر فرصت زيادي براي جبران ناكامی‌های اخير خود داشته باشند. اين در حالی است كه هر سه، ‌تازه در همين فصل كارشان را در باشگاه‌هايشان شروع كرده‌اند. البته اين اتفاق جديدي نيست، چه اينكه در ايران همواره اهداف كوتاه‌مدت هستند و مديران ديد وسيعی ندارند. اما چرا اين‌گونه است؟ چرا نمی‌توان سال‌ها و حتی دهه‌ها به يک مربی اعتماد داشت، وفادار ماند و از همه فراز و نشيب‌ها با او عبور كرد؟ چون در فوتبال حرفه‌ای بی‌رحم امروز اين ديگر امكان‌پذير نيست؟

سر الكس فرگوسن سرمربی اسكاتلندی تيم منچستريونايتد اين كليشه را رد می‌كند، چون امروز بيستمين سالروز آغاز كارش در اين تيم را جشن می‌گيرد. اين مربی 65 ساله دقيقاً مثال نقض چنين تفكری است كه همكاری بلندمدت با يک مربی را در فوتبال تجاری و پرنوسان امروز غيرممكن می‌داند. شايد تلقی خيلی‌ها اين باشد كه فرگوسن يک استثنا است و در تاريخ فوتبال اشتباهاً دير ظهور كرده، چون ترتيب وقايع به گونه‌اي بوده كه او در اين برهه قاعدتاْ نمی‌توانسته اين همه سال يكی از بزرگ‌ترين باشگاه‌های جهان را هدايت كند اما او تنها نيست و آرسن ‌ونگر فرانسوي هم چندی پيش دهمين سالگرد كارش در باشگاه آرسنال را جشن گرفت. در ديگر باشگاه‌هاي بزرگ اروپا هم دوره زمانی سه- چهار سال، حداقل مدت زمان كار يک مربی است. در زمانی كه مديران تحت فشار زيادی از سوي هواداران، رسانه‌ها و به‌خصوص اقتصاد قرار دارند و طبعاً اين فشار را به مربيان هم منتقل می‌كنند، تصميم‌گيری صبورانه و وفاداری به ارزش‌های باشگاه روز به روز سخت‌تر می‌شود. اما منچستريونايتد و آرسنال نمونه‌های موفقي از باشگاه‌هايی هستند كه مديريت‌شان استراتژيک است و استخدام يک مربی و همكاری با او بر اساس فلسفه وجودي و خط مشی باشگاه صورت می‌گيرد؛ چيزی كه در كشور ما دور از ذهن به نظر می‌آيد.

در اينجا 10 سال و 20 سال اعدادی رويايی‌اند و روزمرگی و نتيجه‌گرايی مصيبت فوتبال هستند. حتی در تيم‌های پايه هم كه هدف اصلی پرورش بازيكن و اندوختن به تجربه جوانان است و نه كسب نتيجه، تنها با یک شكست تمام صلاحيت مربی‌اي چون اوليويرای برزيلی زير سوال می‌رود. اگر هم باشگاهی مثل فجرسپاسی چند سال است كه از غلام پيروانی جدا نشده، بيشتر به دليل شرايط بد مالی بوده تا به خاطر يک برنامه بلندمدت و فلسفه‌ای خاص. در بقيه باشگاه‌ها هم ملاک تصميم‌گيری و برنامه‌ريزی، نتايج و موفقيت‌ها در كوتاه‌مدت هستند و ما در حسرت الكس فرگوسن، امروز از دور به او تبريک می‌گوييم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1385ساعت 12:14  توسط امیر علیزاده| 

بی‌خانمانی، خشکی، کمبود آب. نه، صحبت از یک کشور فقیر آفریقایی نیست. این سناریوی وحشتناک در مورد جهان خودمان است. این وضعیت گوشه‌ای از عواقب تهدیدآمیز و خطرناک گرم شدن کره زمین و تغییرات جوی است که در گزارش ۷۰۰ صفحه‌ای سر نیکولاس استرن، اقتصاددان ارشد سابق بانک جهانی به گوردون براون، وزیر خزانه‌داری انگلیس آمده و تونی بلر از آن به عنوان مهمترین پیپری یاد می‌کند که در دوران نخست‌وزیری‌اش دریافت کرده است.

این گزارش به قدری تکان‌دهنده بود که اغلب روزنامه‌های اروپا آن را تیتر یک کرده بودند. اهمیت‌اش هم در این بود که این بار نه یک دانشمند، بلکه یک اقتصاددان نسبت به افزایش نشر گازهای گلخانه‌ای هشدار می‌دهد. اما متاسفانه و شاید به اندازه خود این گزارش دردناک، این بود که برخلاف تمام مطبوعات در دنیا، روزنامه‌های ایرانی وقتی روز دوشنبه مفاد شوکه‌کننده این گزارش منتشر شد، آن را پوشش ندادند. حال یا به خاطر همان مشکل همیشگی زبان در میان روزنامه‌نگاران یا به دلیل اینکه اهمیت موضوع را تشخیص نداده‌اند، که هر دو فاجعه است به نظرم. فکر می‌کنم آنقدر در روزمره‌گی و مشکلات پیش‌پاافتاده و تصمیمات احمدی‌نژاد گیر افتاده‌ایم که دیدمان فراتر از این مرزها نمی‌رود.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 10:45  توسط امیر علیزاده| 

Blogroll Me!