تبليغاتX
فریادنامه

فریادنامه

یادداشت‌های گاه ‌و بیگاه امیر علیزاده

با خبری که شبکه‌ی سوم سیما امروز پخش کرد، آب پاکی را روی دست مدیران استقلال ریخت. بعد از تمام دروغ‌های وقیحانه‌ای که مسئولین این باشگاه در روز‌های گذشته بعد از حذف از لیگ قهرمانان آسیا سر هم کرده‌اند، امروز تلویزیون مدرکی را رو کرد که جای هیچ گونه بحثی را باقی نمی‌گذارد. این مدرک گفتگویی است که دوشنبه‌ی پیش خبرنگار سیما با امیر قلعه‌نویی، رئیس سازمان فوتبال استقلال انجام داده است. بر خلاف آنچه قلعه‌نویی در روزهای گذشته ادعا کرده و گفته که ساعت 10 صبح روز شنبه 21 بهمن فهرست بازیکنان استقلال را برای شرکت در لیگ قهرمانان آسیا به کنفدراسیون فوتبال آسیا اعلام کرده‌اند، در این مصاحبه که ۲۳ بهمن انجام شده، در پاسخ به خبرنگار که به پایان مهلت ارسال مدارک، یعنی همان ۲۲ بهمن (۱۱ فوریه) اشاره کرده، می‌گوید: «آنکه مساله‌ای نیست، فوق‌اش یک جریمه‌ای می‌پردازیم!»

به این ترتیب بود که آفتاب طبق معمول پشت ابر پنهان نماند و دست آقایان که در روز روشن دروغ می‌گفتند، رو شد. احتمالاً حالا دیگر همه می‌دانید که مدارک تازه روز پنجشنبه یعنی پنج روز بعد از پایان مهلت ای‌اف‌سی ارسال شده، آن هم با پست و نه با DHL! دلیل‌اش هم این بوده که آنها از اداره‌ی پست می‌توانستند رسید بگیرند که این مدارک را روز شنبه فرستاده‌اند. برای توجیه اینکه خُب چرا با فاکس نفرستاده‌اند هم گفتند «مشکل تلفنی» داشته‌اند!

یک نکته‌ی دیگر که لازم است توضیح داده شود این است که بر خلاف گمان عمومی، مدیریت باشگاه استقلال از روی سهل‌انگاری چنین اشتباه مهلکی را مرتکب نشده، بلکه کاملاً آگاهانه مدارک را تا مهلت نهایی نفرستاده‌ است.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 بهمن1385ساعت 0:35  توسط امیر علیزاده| 

                           

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی(IAEA) با همکاری سازمان بین‌المللی استاندارد این طرح جدید را ابداع کرده تا نسبت به تشعشات رادیواکتیو بتواند موثرتر هشدار دهد. به سه‌پره طرح قدیمی چند فلش موجی شکل، اسکلت و دو استخوان که سمبل مرگ است و یک آدمک در حال فرار افزوده شده‌اند تا از «مرگ‌ومیر و جراحت‌های بیهوده» اجتناب شوند. از نظر آژانس طرح قبلی «مفهوم شهودی» نداشته و خطر از آن استنباط نمی‌شده.

این سمبل جدید نتیجه یک پروژه پنج‌ساله است که در ۱۱ کشور مختلف انجام شده است. این طرح با گروه‌های مختلف جمعیتی از لحاظ سن، تحصیلات و جنسیت مورد آزمایش قرار گرفته تا اطمینان حاصل شود که حاوی پیام «خطر ـ دور بمانید!» باشد. راستی، طرح جدید با این پیام در شرایطی که کمتر از ده روز به پایان مهلت شورای امنیت برای تعلیق غنی‌سازی اورانیوم باقی مانده، چقدر با مصداق است!

+ نوشته شده در  جمعه 27 بهمن1385ساعت 11:51  توسط امیر علیزاده| 

نه، تهران دیگر پاسخ‌گوی نیاز هیچ نسلی نیست! در روز خاصی مثل روز ولنتاین که چند سالی‌ست وارد جامعه‌ی ایران هم شده، پایتخت ایران تبدیل به یک پارکینگ بزرگ می‌شود. خودروها متوقف‌اند، خیابان‌ها بسته و در هر گوشه‌‌ای از آن انگار حادثه‌ای رخ می‌دهد. هر وقت که بارانی می‌زند و برفی می‌بارد هم. در چنین مواقعی دسترسی به همان حداقل امکانات و اماکن عمومی شهر هم مستلزم سفری طاقت‌فرساست. برنامه‌ریزی هم معنایش را از دست می‌دهد، چون زمان غیرقابل‌کنترل‌تر از همیشه خواهد شد.

نه تنها نیازهای حمل و نقل، تهران از ارضای نیازهای تفریحی-سرگرمی، فرهنگی-هنری و ورزشی-اجتماعی نسل جوان هم عاجز است. آلودگی هوا، آلودگی صوتی، آلودگی بصری و صد جور مشکل ریز و درشت دیگر که اینجا مجال باز کردن‌اش نیست، زندگی در تهران را بسیار سخت کرده‌اند. متاسف‌ام، اما به نظر من چشم‌انداز که هیچ، حتی روز‌نه‌ای هم وجود ندارد که بتوان از داخل آن به روشنایی آینده نگریست و امیدوار ماند.

مربوط:
تهران چگونه مُرد؟ ـ ناصر خالدیان
اين روز
 ـ فلُّ سَفَه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت 13:22  توسط امیر علیزاده| 

این هم توی این مملکت حکایتی‌ست که هر کس بر مسندی می‌نشیند، اولین کاری که به نظرش لازم می‌آید، داشتن یک «رسانه» است. این به خودی خود ممکن است خیلی هم بد نباشد، اما جدیدن راه‌اندازی سایت‌های غیررسمی که خیلی در آنها اغلب به مخالفین و منتقدین و رقبا تاخته می‌شود و هیچ نظارتی هم روی آنها نیست، بسیار باب شده است. فقط کافی‌ست به تعداد زیاد سایت‌های خبری یا به قول خودشان «خبری-تحلیلی» که اخیراً ایجاد شده، نگاهی بیندازید. منبع برخی از سایت‌ها را نیز می‌شود به راحتی تشخیص داد و همین ایرادی بسیار بزرگ است. چون به محض اینکه مشخص شد چه کسی به آن پایگاه خبری خط می‌دهد، بینندگانش زیاد می‌شود و دامنه اثرگذاری(منفی) آن هم بیشتر می‌شود.

یکی از این سایت‌ها «سوت» است که اخیرن اتهام بسیار سنگین و کذبی را به محسن صفایی‌فراهانی و روزنامه‌ی «اعتماد ملی» زده است. لازم نیست کنکاش زیادی کنید تا بدانید گردانندگان آن چه کسانی هستند. از محتوای اغلب خبرهایش هویداست که به مسئولین فعلی سازمان تربیت‌بدنی وصل است. گفته می‌شود این سایت «خبری، تحیلی، ورزشی»(!)، که از فرط غیرحرفه‌ای بودن حتی قسمت «درباره ما» را هم ندارد، با محمد آخوندی، سخنگوی سازمان و معاون امور بین‌الملل محمد علی‌آبادی رییس سازمان ورزش، در ارتباط است.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 بهمن1385ساعت 1:40  توسط امیر علیزاده| 

یک سوال: ‌تبلیغات از لحاظ شرعی یا اخلاقی با عزاداری و سوگواری‌های مذهبی منافاتی دارد که روی هر بیلبورد یک روبان مشکی بزرگ زده‌اند؟
+ نوشته شده در  شنبه 14 بهمن1385ساعت 23:22  توسط امیر علیزاده| 

بالاخره «بالاترین» هم فیلتر شد! نمی‌دانم چرا! یک جورهایی انتظارش را می‌کشیدم، با این حال درک‌اش نمی‌کنم! آخر دلیل‌اش چیست که سایتی که تنها لینک سایر وب‌سایت‌ها در آن گذاشته می‌شود و تنها ویژگی‌اش این است که در ساختاری دموکراتیک لینک‌ها رای می‌آورند، مسدود شود؟ اگر هم لینک مطالب «بودار» و «خلاف»، در آن رای زیاد می‌آورد که خب پدرآمرزیده‌ها، خود آن‌ها فیلتر هستند دیگر! در بالاترین هم که نمی‌شود کل مطلب را خواند! 

پس چه چیز بالاترین خلاف است؟ آزادی بیان و فکر توی سرمان بخورد، یعنی گردش اطلاعات، آن هم در حالت حداقلی‌اش، نیز ممنوع است؟ فیلتر کردن سایت‌ها در ایران هیچ‌گاه ضابطه و معیار مشخصی نداشته، اما این یکی دیگر انصافن شاهکار است! از هر لحاظ که فکر می‌کنی، می‌بینی اصلن قابل‌درک نیست! امیدوارم همان گونه که یک روزی سایت‌هایی مثل بلاگ‌رولینگ بی‌خودی مسدود و بعدن دوباره باز شدند، فیلتر بالاترین هم به زودی برداشته شود...

راه حل: فیلترشکن UltraSurf - یک برنامه کم‌حجم که بسیار هم جواب می‌دهد.

تکمیلی:
مهدی پیشنهاد داده که از طریق شماره تلفن‌های ۸۸۰۳۱۵۰۹-۸۸۰۳۱۵۳۰ یا ایمیل filter@dci.ir به شرکت فناوری اطلاعات نسبت به فیلترینگ بالاترین اعتراض کنیم. ایده‌ی خوبی‌ست، چون اعتراض اولین گام می‌تواند باشد. او این استدلال‌ها را برای اعتراض توصیه کرده:

۱) نفس محدود کردن اطلاعات و اینترنت به پیشرفت ایران صدمه خواهد زد.
۲) بالاترین از نظر فن‌آوری اینترنتی در فضای اینترنت ایران اهمیت دارد و وجودش به ایجاد رقابت بیشتر و بهتر شدن وب‌سایتهای ایرانی کمک خواهد کرد.
۳) بالاترین لینک‌های متنوع دارد و لینکهای سیاسی تنها بخشی از لینک‌های کاربران را تشکلیل می‌دهند.
۴) وب‌سایت بالاترین سیاسی نیست و هیچ خط مشی سیاسی‌ای چه آشکار و چه پنهان ندارد.

من با موارد ۱ و ۲ و ۴ موافق‌تر‌ام!

در همین زمینه:
در مورد فیلترینگ بالاترین چه بکنیم؟ - وبلاگ بالاترین
ما می‌مانیم - جمهور

+ نوشته شده در  جمعه 13 بهمن1385ساعت 1:14  توسط امیر علیزاده| 

صحبت از «پادرمیانی» امیررضا خادم بود و «حسن نیت» علی‌آبادی، اما آب از آب انگار تکان نخورده!کماکان سازمانی‌ها با یک‌دندگی روی خواسته‌هاشان پافشاری می‌کنند و به توافق‌نامه‌ای که با فیفا امضا کرده‌اند، پایبند نیستند. به خاطر این کوتاهی نشست‌های کمیته انتقالی هم که قرار بود از  يكشنبه از سرگرفته شود، دوباره به حالت تعلیق درآمد.

اختلاف همچنان بر سر بند الف این توافق‌نامه است. همان‌طور که پیش از این هم نوشتم، بر اساس این بند تصمیم‌گیری در مورد امور اجرایی فدراسیون فوتبال هم به عهده این کمیته شش نفره است. اما علیرغم صحبت‌هایی که در جلسات با خادم عنوان شد، سازمانی‌ها به سه رای‌شان قانع نیستند و می‌گویند امور اجرایی را آنها انجام می‌دهند و کمیته فقط به اصلاح اساسنامه و برگزاری انتخابات ریاست فدراسیون رسیدگی کند. این در حالیست که فیفا فدراسیون فعلی را اصلاً به رسمیت نمی‌شناسد و مکاتبات فدراسیون بدون امضای اعضای کمیته شش نفره اعتبار ندارد.[+]

گفته می‌شود در جلساتی که با حضور خادم برگزار شد، كيومرث هاشمی به نمايندگي از سازمان تربيت‌بدنی تعهد داد در كوتاه‌ترين مدت، با كنار گذاشتن داريوش مصطفوی دبیر(سابق) فدراسیون، مقدمه واگذاری امور اجرايی فدراسيون فوتبال به شخصی كه منفعتی در انتخابات آينده نداشته باشد را فراهم سازد. از قرار معلوم مصطفوی حتی کتباً هم استعفا داده، اما هاشمی از صفایی‌فراهانی خواسته بركناری مصطفوی تنها خواسته او در امور اجرايی فدراسيون باشد و بعد از آن كميته وقت‌اش را صرف تنظيم اساسنامه كند، اما ظاهراً صفايی‌فراهانی این را نپذیرفت و برای همين هم خبر نامه استعفای مصطفوی هيچگاه رسما اعلا‌م نشد.[+]

خبرهای بدی را در روزهای آتی خواهیم شنید. در این شرایط احتمال اینکه صفایی‌فراهانی و خبیری و غفاری، سه عضو معتمد فیفا و ای‌اف‌سی در این کمیته، در یک جلسه مطبوعاتی کناره‌گیری‌شان را اعلام کنند، کم نیست. در این صورت فیفا هم بدون شک دست روی دست نخواهد گذاشت و دوباره امکان تعلیق وجود خواهد داشت. آن هم در شرایطی که تیم ملی امید نهم اسفند در تهران اولین بازی‌اش را باید در مرحله مقدماتی المپیک ۲۰۰۸ انجام دهد.

برای اینکه فوتبال ایران در مسیر صحیحی قرار بگیرد و توسعه یابد، شاید بد نباشد یک بار از مقدماتی المپیک یا حتی جام ملت‌های آسیا محروم شود و یک دوره‌ای ریاضت بکشد، بلکه خودکامگانی که قدرت کورشان کرده را بیدار کند و سر عقل بیاورد.

تکمیلی:
ــ
امیررضا خادم: نگرانی‌ها برطرف شده است، كميته جلسات‌اش را پيگيری می‌كند 
ــ گزارش اعتماد ملی: از ملا‌قات صفايی و دادكان در زمين تنيس تا خبر بركناری مصطفوی به دستور برادر احمدی‌نژاد؛ 17 روز از تعطيلی هيات‌رئيسه انتقالی گذشت

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 بهمن1385ساعت 2:5  توسط امیر علیزاده| 

پنجشنبه شب سالگرد روزنامه‌ی اعتماد ملی بود. خیلی از شخصیت‌های بزرگ سیاست آمده بودند. و البته تعداد معدودی هم از حوزه‌های دیگر که به هیچ وجه قابل‌قیاس نبود. همین نکته، یعنی ترکیب میهمانان این نشست و همین‌طور طریقه برگزاری مراسم، به طرزی نمادین نمایانگر بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف ما در این روزنامه بود: «سیاسی» بودن!

در واقع بیشتر مراسم به صحبت‌های سیاسی گذشت، آن‌قدر که آدم فکر می‌کرد این مراسم برای حزب اعتماد ملی است و نه روزنامه اعتماد ملی! اگر هم در حوزه مطبوعات حرفی زده شد، درباره تهدید توقیف و سختی کار بود و نه بیش! جای خالی ارزیابی عملکرد تک‌تک گروه‌ها، نقد روزنامه از زاویه اصول روزنامه‌نگاری و یادآوری کمبودها و نقیصه‌های روزنامه بسیار توی ذوق می‌زد. به عبارتی به حاشیه‌ها خیلی بیشتر از خود متن که روزنامه باشد پرداخته شد. در صورتی که به نظر من باید بیش از هر چیز خودمان را نقد می‌کردیم و فرصت می‌دادیم تا نقدمان کنند. حتی اشاره دقیقی به نقاط قوت نشریه هم نشد.

شاید این گونه استدلال شود که این روزنامه، حزبی است و فلسفه وجودی‌‌اش از همان ابتدا سیاسی بوده، اما من این توجیه را قبول ندارم! به اعتقاد من اگر هم روزنامه‌ای چنین هدفی دارد، باید آن را اصولی و درست انجام دهد. به عنوان یک نمونه که شاید خیلی پیش‌پاافتاده و ساده به نظر برسد، همین که روزنامه صفحه «علم و دانش» و صفحه‌ای مثل «سبک زندگی» یا «خانه» ندارد، به خوبی نشان‌دهنده این نقطه ‌ضعف است.

علیرغم محدودیت‌های مالی و شرایط سخت برای بقا، روزنامه «اعتماد ملی» پتانسیلی به مراتب بیشتر از این دارد، اما برای بالفعل کردن آن ابتدا می‌بایست درک درستی از نقاط ضعف‌مان داشته باشیم.

در همین زمینه:
ــ سالگرد روزنامه اعتماد ملی - اکبر منتجبی
ــ روزنامه اعتماد ملی و نیاز امروز ما - محمدعلی ابطحی
ــ توقفی بلندتر برای یک کولی - علی‌اصغر سیدآبادی

+ نوشته شده در  شنبه 7 بهمن1385ساعت 2:34  توسط امیر علیزاده| 

Blogroll Me!