تبليغاتX
فریادنامه
فریادنامه | یادداشت‌های جسته و گریخته‌ی امیر علیزاده
تا ساعاتی دیگر سال تحویل می‌شود. به گمانم سالی سرنوشت‌ساز را پیش رو خواهیم داشت. به امید بهاری پرشکوه و سالی پربار و کم‌دغدغه، نوروز را به همگی تبریک می‌گویم...

غزلی از سیمین بهبهانی:

وقتی زمانه جوان است حس می‌کنم که جوانم
آبم که روشن و لغزان در رودخانه روانم

حس می‌کنم که سراپا شور و تلاش و نشاطم
موجم که در دل دريا جانی پر از هيجانم

فواره‌ام که به صورت، همتای بيد بلورم
رقصان و شاد و غزل‌خوان پيوسته در فورانم

دارم هوای دويدن همپای باد سبکپوی
بر آن سرم که برآيم از آزمون توانم

صد بوسه دارم و يک لب، کو آنکه غنچه بچيند؟
مات از بلوغ بهاری در برگريزان خزانم

سياره‌ای که زمين است خواهم که سعد بچرخد
وز نحس دور بماند اين جرم و آن دگرانم

چشمم به راه که پيکی با صلح‌نامه درآيد
جنگ يهود و مسلمان آتش فکنده به جانم

من جز يگانه نديدم پروردگار جهان را
هم جز يگانه نباشد در ديده خلق جهانم

ای هر که نام و به هرجا، پيشانی از تو لب از من
بگذار از دل تنگت شيطان و کينه برانم

مرتبط:
هفت سين نشانه‌هايی از آرزوهای نيک

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اسفند1385ساعت 23:41  توسط امیر علیزاده| 

تماشای مسابقات فوتبال اروپایی از شبکه‌ی سوم دیگر نه تنها هیچ لذتی ندارد، بلکه آزاردهنده است. تلویزیون ایران بدون هیچ گونه ابایی و به راحتی هر چهار لیگ بزرگ اروپا را می‌دزدد و با پایین‌ترین کیفیت آن را روی آنتن می‌فرستد. بر خلاف سال‌های گذشته، شبکه‌ی سه ظاهراً به جز لیگ قهرمانان اروپا زحمت خریدن حتی یک لیگ را هم دیگر به خود نداده است. این کار سیما نه تنها غیراخلاقی است، بلکه نسبت به مخاطب نیز یک توهین محسوب می‌شود. چون بیننده از شنیدن هر گونه صدای حقیقی در طول مسابقه محروم است و به جای صدای فریاد، ضربه‌ی شوت، سوت داور و از همه مهم‌تر تشویق‌های تماشاگران که تمام جذابیت یک مسابقه‌ی فوتبال هستند، باید به صدای ضبط‌شده‌ی ثابتی گوش کند که هیچ ارتباطی با جریان مسابقه ندارد.

اگر حق پخش مسابقات خریداری می‌شد، هم این مشکلات برطرف می‌شوند، هم برنامه‌های دیگری مثل گزارش‌های قبل از هر هفته جزو بسته‌ای می‌بود که آن کشور می‌فروخت. تماشای صحنه‌های قبل و بعد از هر مسابقه هم که بسیار جذاب هستند هم که در کل انگار در ایران تابو است! تولید انحصاری به صدا و سیما این اجازه را می‌دهد که هیچ هزینه‌ای نکند و تنها به فکر درآمدزایی باشد. نه حقوق پخش مسابقات خارجی را می‌خرد، و نه حق پخش مسابقات باشگاه‌های داخلی را که اصلی‌ترین منبع درآمد در فوتبال امروز است را به آنها می‌پردازد.

اما این فقط پخش مستقیم مسابقات فوتبال نیست که در تلویزیون ایران کیفیت بسیار پایینی دارد. سایر برنامه‌های ورزشی تولیدی در سیما نیز وضعیت بهتری ندارند. به جز برنامه‌ی «90» که آن هم تازه به اعتقاد من بسیار معمولی است، بقیه‌ی برنامه‌های این‌چنینی که یک یا چند مجری حضور دارند و به نقد و بررسی رویدادها‌ی ورزشی می‌پردازند، بی‌کیفیت‌اند.

برنامه‌‌ی قدیمی «ورزش و مردم» که یکشنبه شب‌ها با اجرای بهرام شفیع از شبکه‌ی یک پخش می‌شود، مدت‌هاست که فقط به محلی برای کسب درآمد مجری‌اش تبدیل شده، مجری‌ای که از قضا(!) ریاست فدراسیون هاکی را هم بر عهده گرفته است. در همان شبکه، برنامه‌ی «دیدار در وقت اضافه» که صبح‌های جمعه روی آنتن می‌رود هم که بیشتر تریبون اشخاصی مثل امیر قلعه‌نویی محشوب می‌شود.

برنامه‌ی «ورزش دو» نیز که جمعه شب‌ها از شبکه‌ی دوم پخش می‌شود، با مجری‌های جوان و غیرمتخصص و کم‌تجربه‌اش برنامه‌ای بسیار سطحی‌ست. تکه‌پاره کردن تعارف بین دو مجری و اظهارنظرهای بی‌جای آنها این برنامه را بسیار ملال‌آور کرده است.

تا موقعی که رقابتی در کار نباشد، انتظار افزایش کیفیت در تولید برنامه‌های ورزشی و رعیت اخلاق از سوی سیما بی‌جا است.

+ نوشته شده در  شنبه 26 اسفند1385ساعت 21:12  توسط امیر علیزاده| 

ويژه‌نامه‌ی نوروزی، یا به عبارت بهتر سالنامه‌ی «اعتماد ملی» منتشر شد. این سالنامه‌ ضمیمه‌ی روزنامه‌ی امروز است که می‌توانید آن را با قیمت ۷۰۰ تومان تهیه کنید. فکر می‌کنم از ویژه‌نامه‌ی پارسال خیلی بهتر باشد.

در بخش ورزشی ویژه‌نامه‌ی امسال دو گفتگو داریم با علی دایی و حسین رضازاده، نگاهی انداخته‌ایم به چشم‌اندازهای تیم ملی فوتبال در آستانه‌ی جام ملت‌های آسیا، در تحلیلی وضعیت ورزش ایران را در دولت نهم نقد کرده‌ایم و یک گزارش هم داریم از پیشرفت خیره‌کننده‌ی همسایگان عرب حوزه‌ی خلیج فارس و تلاش‌شان برای برگزاری المپیک.

در کل با منتشر نشدن روزنامه‌ها در دو هفته‌ی نوروز به شدت مخالف‌ام و اعتقاد دارم که توسعه‌نیافتگی یک کشور را می‌رساند. پارسال هم نظرم را گفته بودم. در هر صورت این خلاء مطبوعاتی را در ایران، ویژه‌نامه‌های نوروزی روزنامه‌ها تا حدودی پر می‌کنند، هر چند جایگزینی برای روزنامه نیستند.

تکمیلی:
توزيع دوباره‌ی ويژه‌نامه‌ی نوروزی «اعتماد ملی»
سنت سالنامه‌نويسی - محمد قوچانی
سالنامه اعتماد ملی و جای خالی شرق - کارپه دیم

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اسفند1385ساعت 11:8  توسط امیر علیزاده| 

کارپه‌دیم می‌گوید اینجا فیل‌تر شده است! همین‌طور است؟ در «داتک» که نیست. هر چند وقت یک بار از دوستانی می‌شنوم که «فریادنامه» مسدود شده! به گمانم به این سیستم مسخره‌ی فیل‌ترینگ مخابرات مربوط است، و گرنه چرا باید...

راه‌حل دائمی: فیل را فراموش کنید! - کارپه‌دیم

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اسفند1385ساعت 0:42  توسط امیر علیزاده| 

اتحادیه‌ی اروپا دیروز بزرگترين طرح خود براى حفاظت از آب و هوا و امنيت انرژى را تصويب کرد. كشورهاى عضو اتحاديه‌ى اروپا در این اجلاس در بروكسل تصميم گرفتند تا سال ۲۰۲۰ به ميزان ۲۰ درصد از گازهاى گلخانه‌اى بكاهند و همچنین به میزان ۲۰ درصد سهم انرژی‌های تجدیدشدنی را بیفزایند.

همه‌ی رهبران اروپایی این اجلاس را یک موفقیت بزرگ خواندند. ژوزه مانوئل باروسو، رئيس كميسيون اتحاديه‌ى اروپا گفت این به بدون اغراق مهم‌ترین اجلاسی بوده که در دوران ریاست‌اش در آن شرکت کرده و  ژاک شيراک، رئيس جمهور فرانسه هم كه به خاطر سهم زیاد انرژی هسته‌ای در تامین برق کشورش(۷۹ درصد)، از مخالفان سرسخت در زمينه‌ى سياست حفاظت از آب و هوا و امنيت انرژى‌ست، در اجلاس دیروز خانم مركل را رهبری "باهوش" خواند.  

اروپایی‌ها حتی گفته‌اند اگر چين و آمريكا که بزرگترين كشورهاى توليدكننده‌ى گازهاى گلخانه‌اى هستند، همکاری كنند، حاضراند ميزان کاهش انتشار این گازها را به ۳۰ درصد برساند.

                

در زمینه کاهش استفاده از انرژی‌ هسته‌ای هم اروپایی‌ها مدت‌هاست که به توافق رسیده‌اند. شکل بالا میزان استفاده‌ی کشورهای اروپایی از انرژی هسته‌ای برای تولید برق را نشان می‌دهد. عددی که داخل کادرهای سیاه است، تعداد نیروگاه‌های هسته‌ای در هر کشور را نشان می‌دهد و عدد داخل دایره‌ی زرد سهم انرژی هسته‌ای در تولید برق به درصد را.

تکمیلی:
استقبال سازمان ملل از اجلاس آب و هوا در اتحاديه اروپا

مرتبط:
افزايش دما برای نخستين بار سبب رويش درختان در مناطق قطبی شده است

+ نوشته شده در  شنبه 19 اسفند1385ساعت 12:34  توسط امیر علیزاده| 

شاید در شرایط فعلی که هنوز شادی صدر و محبوبه عباسقلی‌زاده در انفرادی زندانی‌اند، فعلاً جای این بحث نباشد، اما به اعتقاد من حالا موقع مناسبی‌ست. بحث در مورد نکته مهمی که الپر هم به آن اشاره کرده است.

هیچکس به اینکه فعالان زنی که بعد از تجمع‌شان مقابل دادگاه انقلاب بازداشت شدند، شهامت و جسارتی مثال‌زدنی و ستودنی دارند، تردیدی ندارد. بحث فقط بر سر این متدهای پرهزینه در شرایط فعلی جامعه است. وقتی خبر دستگیری آنها را شنیدم، پیش خودم فکر کردم آیا در جامعه‌ی امروز ما که اکثریت زنان تا حدود زیادی از حقوق‌شان آگاهی ندارند، همین کمپین‌ها و انتشار جزوه و دایر کردن کارگاه‌های آموزشی مفیدتر نیستند؟ آیا این عزیزان که هر کدام‌شان توانایی و انرژی چنین فعالیت‌هایی را دارند، بهتر نیست قلم در دست بگیرند یا پای تخته بایستند تا پشت میله‌های زندان؟ همیشه از آدم‌های مختلف شنیده‌ام که فعالیت‌های فعالان جنبش زنان در ایران فراگیر نیست و دایره‌ی مخاطبین‌شان محدود است. خب، بهتر نیست هدف فعالیت‌ها در همین جهت باشد؟ با سازماندهی‌ و برنامه‌ریزی‌ای بهتر؟

این‌ها فقط تاملات شخصی و پرسش‌هایی بود که برایم پیش آمده بود. در هر حال، امیدوارم آن دو بزرگوار هم هر چه زودتر آزاد شود و دیگر رهایی را ترک نکنند.

+ نوشته شده در  جمعه 18 اسفند1385ساعت 11:53  توسط امیر علیزاده| 

مدت‌ها بود که تماشای فوتبال این قدر برایم مهیج و لذت‌بخش نبوده است. در واقع از جام جهانی، دو بازی رفت و برگشت بایرن مونیخ و رئال مادرید در مرحله‌ی یک‌هشتم نهایی لیگ قهرمانان اروپا، برای اولین بار بود که به وجود آمدم! هر دو بازی دراماتیک بود و مملو از هیجان! بازی این دو تیم با آن سابقه‌ی تاریخی و رابطه‌ی خصومت‌آمیزشان، همیشه جذاب است. حالا سریع‌ترین گل تاریخ لیگ قهرمانان که دیشب توسط روی ماکای به ثمر رسید هم در یکی از همین مصاف‌های دو تیم برای همیشه ثبت شد.

همانند سال‌های اخیر این تیم‌های انگلیسی هستند که حضوری پرقدرت در لیگ قهرمانان دارند. در این فصل هم با منچستر یونایتد، چلسی و لیورپول، سه تیم از هشت تیم نهایی از انگلیس می‌آیند. قبل‌ها اسپانیایی‌ها و ایتالیایی‌ها پیش‌رو بودند، اما دیگر این طور نیست. امسال اینتر میلان، اف‌ث بارسلونا و رئال مادرید در مر‌حله‌ی یک‌هشتم حذف شدند. به اعتقاد من یکی از مهم‌ترین دلایل این تحول در فوتبال اروپا، ثمره‌ی سرمایه‌گذاری‌های شخصی در باشگاه‌های انگلیسی است. هر سه این باشگاه‌ها مالکیت خصوصی دارند. منچستر یونایتد را ملکوم گلیزر آمریکایی خرید، اکثریت سهام چلسی هم که در اختیار رومن آبراموویچ روس است، لیورپول را هم که به تازگی جورج جیلت معروف و تام هیکس در ازای ۴۳۰ میلیون دلار خریدند. البته مدل سرمایه‌گذاری و مدیریت در باشگاه‌های انگلیسی با مدل نامنظم و فاسد ایتالیایی‌اش فرق دارد و به اعتقاد من به آن مشکلات برنمی‌خورد.

در هر صورت امسال هم این سه تیم مدعی اصلی قهرمانی هستند. رده‌بندی پنج‌ساله‌ی یوفا پیشرفت انگلیس را به خوبی نشان می‌دهد، هر چند هنوز اسپانیا اول است (در ستون آخر عدد اول نشان‌دهنده‌ی تعداد تیم‌هایی است که هنوز در لیگ قهرمانان و جام یوفا حضور دارند و عدد دوم مجموع تعداد تیم‌هایی است که در ابتدای فصل به این دو رقابت راه یافته بودند). اسپانیایی‌ها در جام یوفا با چهار تیم در مرحله‌ی یک‌هشتم نهایی که امشب انجام می‌شود، بیشترین تیم را در این رقابت‌ها دارند.

مرحله‌ی یک‌چهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا که تیم‌ها به جز درآمد‌های تلویزیونی و فروش بلیط، به تنهایی  ۲.۵ میلیون یوروی دیگر به خاطر صعود به این مرحله می‌گیرند، فردا قرعه‌کشی می‌شود. یک نکته‌ی جالب دیگر در مورد لیگ قهرمانان اروپا این است که از وقتی با این فرمت برگزار می‌شود و نه در آن زمان که جام باشگاه‌های اروپا بود، تا کنون هیچ تیمی نتوانسته از عنوان قهرمانی‌اش دفاع کند.

تکمیلی:
قرعه‌کشی مرحله‌ی يک‌چهارم نهايی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 11:55  توسط امیر علیزاده| 

        

                                           

در این زمینه:
دستگيری گسترده‌ی زنان در برابر دادگاه انقلاب - فهیمه خضرحیدری
عکس فعالان زن بازداشت‌شده در تجمع مسالمت‌آمیز مقابل دادگاه انقلاب [+،+] - کسوف
دوباره زن سانسور شد - جمهور
8 مارس نزديک است... - مریم شبانی
جنبش زنان از بند 209 عبور خواهد کرد: پرتره‌ای از پروین اردلان - مهرانگیز کار
گفتگو با نسرین ستوده وكيل مدافع پروین اردلان و نوشین احمدی - دویچه وله
سکوت ما - عیسی سحرخیز، روز
سایه سیاست بر مسائل اجتماعی زنان - کریم ارغنده‌پور

تکمیلی:
آزادی هشت نفر از فعالان زن از زندان - گزارش بی‌بی‌سی
گفتگو با پرستو دوکوهکی پس از آزادی - میدان زنان
مصائب پس از آزادی - پرستو
زنان در زندان - احمد زیدآبادی، روز

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اسفند1385ساعت 11:6  توسط امیر علیزاده| 

همین چند روز پیش به خاطر مساله‌ی استقلال درباره‌ی ضرورت رعایت اخلاق در مدیریت نوشته بودم. اما مشکل ظاهراً در ایران فراگیر است! تا به حال به این روزشمارهای متعددی که در زمان شهرداری قالیباف خیلی زیادتر هم شده‌اند، دقت کرده‌اید؟ این‌ها به خودی خود بد نسیتند، اما به نظر من لازم نبود برای هر پروژه کوچک و بزرگی از آنها اشتفاده شود!

               جمال رحمتی

اما بحث من اصلاً این نیست. در اینکه قالیباف همیشه یک شومن بزرگ بوده و معمولاً در این جور خودنمایی‌ها افراط می‌کند شکی نیست، مادامی که در این نوع مدیریت صداقت وجود داشته باشد، ایرادی هم ندارد. اما به محض اینکه دوز و کلکی در کار باشد و به اعتماد مردم بی‌احترامی شود، این کار غیراخلاقی است.

تا به حال در مورد چند تا از این روزشمارها دقت کرده‌ام که چند روز ثابت می‌مانند یا حتی در برخی از روزها خاموش می‌شوند تا شمارش از دست شهروندان دررود و بعداً دوباره با همان عدد قبلی شمارش معکوس ادامه پیدا کند! بهترین نمونه‌اش هم روزشمار پروژه‌ی پل تقاطع نیایش و سئول در بزرگراه نیایش است که فکر کنم از این طریق یکی دو هفته‌ای پروژه را عقب انداخته!

یعنی مدیر این پروژه پیش خودش چه فکری کرده؟ شاید فکر کرده مردم آنقدر مشکل  و دغدغه دارند و این‌قدر بیکار نیستند که هر روز به عدد این روزشمارها دقت کنند! این جوری هم می‌توانند نشان دهند که دقیق و منظم هستند، هم می‌توانند پروژه را «سر فرصت» پیش ببرند! از این به بعد با دقت بیشتری به صداقت و اخلاق شهرداری شک کنید! 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 اسفند1385ساعت 13:3  توسط امیر علیزاده| 

خب، این فاجعه‌‌ی استقلال هم بالاخره به سرانجام رسید. کمیته‌ی اجرایی کنفدراسیون آسیا همان طور که انتظار می‌رفت با درخواست این باشگاه مبنی بر تجدیدنظر در محرومیت‌اش برای حضور در لیگ قهرمانان آسیا موافقت نکرد و اولین پیامدش هم که استعفای دسته‌جمعی مدیرعامل و هیات مدیره و سرپرست و حذف سازمان فوتبال از ساختار سازمانی باشگاه بود. بخشی که ریاست‌اش را امیر قلعه‌نویی بر عهده داشت و از ابتدا رسالتی نامشخص داشت.

به اعتقاد من این بهترین واکنش ممکن بود. پیش از این هم گفته بودم که حذف مدیرانی که این اشتباه مهلک و نابخشودنی را مرتکب شده‌اند، عاقلانه‌ترین تصمیمی است که می‌توانست گرفته شود. حرف دیگری نیست. فقط یادداشتی را که پیش از تصمیم کمیته‌ی اجرایی ای‌اف‌سی نوشته بودم و امروز در اعتماد ملی با عنوان «مدیریت غیراخلاقی» چاپ شد را در ادامه می‌آورم:


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 23:41  توسط امیر علیزاده| 

نمی‌دانم چرا بودجه توی این مملکت در بعضی جاها این‌قدر بی‌حساب و کتاب مصرف می‌شود. انگار علف خرس است و فقط باید یک جوری مصرفی برایش پیدا کرده باشند. و گرنه من مطمئن‌ام اگر به صورت علمی برایش برنامه‌ریزی می‌شد، هیچ‌وقت به جیب خود دولت برنمی‌گشت.

در این یک هفته‌ی اخیر دو مورد را دیده‌ام که مصداق چنین چرخه‌ی احمقانه‌ای هستند. یکی دیروز بود که مفتح، مخبر كميسيون تلفيق لايحه بودجه اعلام کرد قرار است برای کمک به دانشجويان دانشگاه‌های دولتی كه بايد شهريه بپردازند و همچنين دانشگاههای آزاد، مبلغ ۱۲۰ ميليارد تومان وجوه اداره شده در اختيار صندوق‌‏های رفاه دانشجويی اين دانشگاه‌ها قرار گيرد تا به صورت قرض‌الحسنه به دانشجويان پرداخت كنند و دانشجويان پس از فراغت از تحصيل و اشتغال به تدريج اين وام را بازپرداخت كنند. یعنی به عبارتی دولت به دانشجویان وام می‌دهد تا آنها شهریه‌ی دانشگاه‌های دولت را بپردازند! وام دادن به دانشجویان کار پسندیده‌ای‌ست، اما این کار باید توسط نهاد سومی که از بخش خصوصی می‌آید صورت بگیرد و نه خود دولت!

مورد دیگر هم گفتگوی چند روز پیش هادیانی، مديرعامل شركت توسعه و نگهداری اماكن ورزشی، با رادیو بود. این شرکت بزرگ‌ترين شركت وابسته به سازمان تربيت بدنی است که با هدف‌ تامين زيرساخت‌های ورزش چهر سال پیش تاسیس شد. در واقع شركت توسعه و نگهداری اماكن ورزشی، بازوی اجرایی سازمان ورزش در کارهای عمرانی است و بودجه زیادی به آن تعلق می‌گیرد، به ویژه امسال که افزایش قابل‌توجهی هم داشته. هادیانی در مورد اختلاف‌اش با برخی فدراسیون‌ها برای در اختیار قرار دادن اماکن ورزشی، توضیح داد که از آنها اجاره گرفته می‌شود و در ادامه گفت البته سازمان تربیت‌بدنی با بودجه‌ای که به فدراسیون‌ها می‌دهد به آنها برای پرداخت این مبالغ کمک می‌کند! یعنی فدراسیون‌ها که قاعدتاً سازمان‌هایی غیردولتی هستند، از دولت پول می‌گیرند تا بعداً اجاره‌ی دولت را بدهند! در اینجا هم درست‌اش این بود که مالکیت و توسعه و نگهداری اماکن ورزشی در اختیار بخش خصوصی می‌بود.

خلاصه اینکه دولت انحصارطلب هم می‌خواهد خودش همه‌کاره باشد، هم کارها جلو برود! همین می‌شود که ورزشگاه نقش جهان اصفهان نصفه و نیمه افتتاح می‌شود و حالا هم بی‌خاصیت یک گوشه افتاده و درش تخته شده است!

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اسفند1385ساعت 1:36  توسط امیر علیزاده|