تبليغاتX
فریادنامه
فریادنامه | یادداشت‌های جسته و گریخته‌ی امیر علیزاده

این گزارشی بود که قبل از نوروز در سالنامه‌ی «اعتماد ملی» درباره‌ی پیشرفت کشورهای عربی حوزه‌ی خلیج فارس ـ به ویژه قطر ـ در ورزش، و تلاش‌شان برای گرفتن میزبانی المپیک نوشتم:

قطر می‌خواهد المپيک تابستانی برگزار كند. اين خبر خيلی جديدی نيست. مسوولا‌ن ورزش كشورهای عربی حوزه‌ی خليج فارس تا به حال چنين برنامه‌هايی را بلندپروازانه به زبان آورده‌اند. چند كيلومتر آن سوتر، در دبی هم در مورد اين موضوع صحبت شده است. در آنجا صحبت حتی از بازی‌های زمستانی بود. اما اين كار سترگ را هم نبايد از همسايگان جنوبی‌مان كه اخبار رشد و ترقی‌شان گوش جهان را كر كرده، بعيد دانست. حتی اگر ساختن سالن‌های بزرگ و پيست‌های غول‌آسای پرش اسكی و پيست‌های لوژسواری، در جغرافيای اين كشور از لحاظ معماری يک چالش بزرگ محسوب شود.

مادامی كه چاه‌های نفت و گاز خروشان‌اند و از آنها درست استفاده می‌شود چرا كه نه؟ كسی كه هر روز يک آسمانخراش روی ماسه‌های صحرا بنا می‌كند، كسی كه هر هفته يک پيست جديد بتون‌ريزی می‌كند، كسی كه هر ماه يک جزيره در خليج فارس جادو می‌كند، نبايد مشكلی هم با برگزاری رويداد بزرگی مثل المپيک داشته باشد.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 12:9  توسط امیر علیزاده| 

تاثیر شبکه‌های تلویزیونی لوس‌آنجلس به گمان‌ام خیلی کمتر و ممحدودتر از چند سال پیش، موقع راه‌اندازی‌شان شده. کیفیت پایین برنامه‌های آنها و رعایت نکردن اصول حرفه‌ای خیلی زود باعث کاهش مخاطبان شد.

مجید زُهری با همان نثر روان‌اش تحلیل خوبی درباره‌ی تاثیر مُخرّب این شبکه‌ها و آسیبی که به روحیه‌‌ی آدم می‌زنند، نوشته:

«در ميان رسانه‌ها، تلويزيون اين ويژگی را دارد که علاوه بر پيام، لحن کلام را نيز منتقل می‌کند. چشم‌-در-چشم ‌نشستن مخاطب و توليد‌کننده، با تلويزيون است که ممکن می‌شود. موضوع تأثيرگذاری جعبه‌ی سياه تنها در آگاهی‌هایی که می‌دهد خلاصه نمی‌شود؛ خمير روان آدمی را نيز فرم می‌دهد و بر ضميرش نقش می‌زند.

وقتی موضوع به تلويزيون‌های سياسی لوس‌آنجلسی می‌رسد، قِسم دوّم تأثيرگذاری برجسته‌تر می‌شود. بسياری از اين برنامه‌ها، گذشته از آن‌که در ازای وقتی که صرف‌شان می‌شود چيزی به آگاهی انسان نمی‌افزايند، بر اعصاب و روان او نيز تأثير مخرّب می‌گذارند. کار بعضی‌شان فقط پراکندن تخم نفرت‌ است و بس. يعنی نوع انتقال محتوا، تزريق تنفر است به انسان. انسانی که انباشته شود از تنفر، طبعاً نمی‌تواند سالم و آزادانديش باشد.

...

بعضی از انسان‌ها، ضمير خود را در سخنان پر از خشونت و نفرت ديگران می‌بينند. در واقع با اين‌گونه سخنان خود را تراپی و ارضا می‌کنند. سخن پرخشم‌ونفرت، فقط آيينه‌ای در مقابل آنان می‌گذارد و فرصتی به آنان می‌دهد که آتش نفرت درون خود را شعله‌ورتر کنند.» [متن کامل]

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 1:42  توسط امیر علیزاده| 

یک بایرن مونیخ بی‌آزار از یک آث‌میلان باهوش شکست خورد. همین! یعنی در واقع به خودش باخت. میلانی‌ها آنچه لازم بود را انجام دادند و از مونیخ پیروز خارج شدند. اگر بایرن تیمی داشت که دارای خلاقیت‌های فردی بود و در خط‌ میانی‌اش ایده داشت، حالا به نیمه‌نهایی رفته بود. اتفاقی که شش سال است نیفتاده! مقصر اول و آخرش هم مدیریت محافظه‌کاری ا‌ست که انگار در این چند سال در خواب غفلت بود. مدیران اف‌ث بایرن با وجود ثروت فراوان نتواستند جای بازیکنی مثل میشائل بالاک را پر کنند. در نیمه‌ی دوم بازی با میلان کاملاً مشهود بود که بایرنی‌ها می‌دویدند، می‌جنگیدند و حداقل با پاس‌های تک‌ضرب سعی می‌کردند کمبود خلاقیت و ایده در تیم‌شان را جبران کنند، اما عاجزانه تقریباً هیچ موقعیت صد‌درصدی نتواستند برای خود خلق کنند. مادامی که مدیریت این باشگاه، در فوتبال مدرن امروز در سیاست‌های محافظه‌کارانه‌اش تجدیدنظر نکنند و جسارت بیشتری به خرج ندهند، یک‌هشتم یا نهایتاً یک‌چهارم لیگ قهرمانان در اروپا ایستگاه آخر است...

در مرحله‌ی نیمه‌نهایی همان طور که پیش از این هم انتظار می‌رفت، سه تیم انگلیسی حضور دارند. این برای اولین بار است که این اتفاق می‌افتد. قبل از این فقط اسپانیا در فصل ۲۰۰۰-۱۹۹۹ با رئال مادرید و بارسلونا و والنسیا و همین‌طور ایتالیا در فصل ۲۰۰۳-۲۰۰۲ با آث میلان و اینتر میلان و یوونتوس موفق به انجام آن شده بودند. هر چند مالکیت هر سه باشگاه منچستر یونایند، چلسی و لیورپول در دست غیرانگلیسی‌هاست، مربیان‌شان از کشورهای دیگری می‌آیند و ستاره‌های‌شان هم اغلب خارجی‌اند، اما این یک موفقیت بزرگ برای لیگ برتز انگلیس محسوب می‌شود. جالب اینجاست که چلسی و منچستریونایتد علیرغم رقابت شانه‌به‌شانه‌شان در لیگ برتر، ممکن است در جام حذفی و لیگ قهرمانان اروپا هم در فینال به هم بخورند.[+] در مرحله‌ی نیمه‌نهایی جام حذفی یا همان FA Cup یونایتد شنبه به مصاف واتفورد می‌رود و چلسی یکشنبه به مصاف بلکبرن. در لیگ هم که در هفته‌ی ماقبل آخر، 9 می یک بازی سرنوشت‌ساز در استمفورد بریج خواهند داشت و در لیگ قهرمانان نیز 24 و 25 آوریل و یکم و دوم می، نیمه‌نهایی‌های منچسترـمیلان و چلسی‌ـلیورپول برگزار می‌شوند. به گمان‌ام حداقل برای چند سالی باید به حکومت انگلیسی‌ها عادت کنیم...

مرتبط:
دیدگاه کوین نولان درباره‌ی موفقیت تیم‌های انگلیسی - بی‌بی‌سی
ميلان - احسان ابطحی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 فروردین1386ساعت 12:21  توسط امیر علیزاده| 

این صفحه‌ی اول امروز روزنامه‌ی آلمانی «تاگس‌سایتونگ» است. گزارش این روزنامه با تیتر «قمارباز بزرگ» درباره‌ی «خبر خوش هسته‌ای» احمدی‌نژاد است که گفته ایران می‌تواند سوخت هسته‌ای را در مقیاس صنعتی تولید کند. «تاگس‌سایتونگ» باورپذیری این ادعا را زیر سوال برده‌ است.

                  
سرمقاله‌ی امروز «تاگس‌سایتونگ» را هم دکتر بهمن نیرومند، نویسنده، مترجم و روزنامه‌نگار مقیم آلمان نوشته که قسمت‌هایی از آن را نقل می‌کنم. مسلم است که این به نشانه‌ی تایید یا رد نظرات او نیست. تنها خواستم آن را انعکاس دهم.

نیرومند خبر احمدی‌نژاد را تکراری دانسته و نوشته این شبیه همان چیزی است که دقیقاً یک سال پیش با «الم‌شنگه‌ی فراروان» گفت و از «ورود ایران به باشگاه قدرت‌های هسته‌ای» خبر داد. از نظر او هر دو ادعا «توخالی»‌اند: «واقعیت این است که ایران نه تنها از بمب اتم، بلکه حتی از توانایی تولید سوخت برای استفاده‌ی صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای هم خیلی دور است. این را همه‌ی سازمان‌های اطلاعاتی(به استثنای سازمان‌های اسرائیلی) و موسسات تحقیقاتی تایید می‌کنند.» این نویسنده «خبر خوش» احمدی‌نژاد را تنها یک «بلوف» می‌داند که از طریق آن می‌خواهد تلاش کند تا توده‌هایی که «دسته‌دسته از دست او می‌گریزند» را بازگرداند.

نیرومند نوشته که تعداد منتقدین احمدی‌نژاد در داخل و همچنین نارضایتی مردم در حال افزایش است و تنها «بحران‌های خارجی» می‌توانند او را نجات دهند، و تنها کسی که از این بحران‌ها استقبال می‌کند، آمریکاست. نیرومند در خاتمه نوشته: «آدم از خودش می‌پرسد که اگر احمدی‌نژاد وجود نداشت، جورج بوش چه کار می‌کرد.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 11:56  توسط امیر علیزاده| 

چند سالی می‌شود که در تعطیلات عید دیگر ترجیح می‌دهم به شمال نروم و به جای آن همه شلوغی و ناآرامی، فرصت را غنیمت بدانم و به مناطق جدیدی سفر کنم.

نوروز امسال هم با تور به جنوب رفتم. دقیق‌تر بگویم خطه‌ی بین بوشهر و بندرعباس. سفری بسیار مفید و باارزش بود. همانند پارسال، امسال سفرم را در اینجا به طور گذرا و بسیار خلاصه و با عکس‌های غیرحرفه‌ای‌ام، مرور می‌کنم. حوصله داشتید، شما هم بیایید! اما پیش از آن باید به یکی، دو نکته اشاره کنم. علیرغم تمام زیبایی وصف‌نانشدنی خلیج فارس، یک چیز آدم را آزار می‌دهد و آن اینکه چقدر امکانات توریستی ناچیز است. بنادر در همه جای دنیا معمولاً جذابیت‌های خاصی دارند و اکثر کشورها تلاش می‌کنند تا از آنها برای جذب توریست استفاده کنند، اما در کرانه‌ی خلیج فارس تقریباً هیچ بندری نیست که به جز آثار باستانی(آن هم به طور محدود و با نگهداری بد) و خود خلیج، جذابیت دیگری داشته باشد و به سختی بتوان بیشتر از یک روز را در بندری گذراند. طعنه‌آمیز است که عنوان تور هم عبور از کرانه‌های خلیج فارس بود.

یک مساله‌ی دردناک دیگر وضعیت بندر بوشهر بود. شهری که از حدود ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، در دوره‌ی عیلامی مسکون و آباد بود و در زمان زندیه قسمت عمده‌ای از بازرگانی خلیج فارس و اقیانوس هند را به خود اختصاص داده بود و یکی از نخستین شهرهایی‌ست که در آن چاپ سنگی دایر شد و مردمانش اولین ایرانیانی بودند که با مجله و روزنامه آشنا شدند، امروز محروم است و تنها سه، چهار سال است که دوباره آرام آرام دارد زنده می‌شود. اینکه به چه دلایلی این اتفاق افتاده بحثی مفصل می‌طلبد. من فقط خواستم آنچه را که دیدم و حس کردم، بازگو کنم.

قسمت‌هایی از این سفر را به طور مصور و خلاصه در ادامه تعریف می‌کنم.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 18 فروردین1386ساعت 2:20  توسط امیر علیزاده| 

دیروز روز خاموشی کامپیوتر بود و من هم در آن شرکت کردم. در این روز قرار بود که عده‌ای به طور همزمان کامپيوترهايشان را خاموش کنند. چنین روزی برای اين ايجاد شد تا بر نگرانی‌ای که نسبت به عادت شدید انسان‌ها در استفاده از کامپيوتر که کم و بیش به حالت اعتیاد درآمده، تاکید شود. هدف اين پروژه اين بود که تا حدودی بررسی شود که چه اتفاقی می‌افتد اگر تعداد زيادی از کابران ثابت کامپيوتر آن را به مدت يک روز خاموش کنند و در آن روز کارهای دیگری انجام دهند.

از داوطلبینی که اعلام کرده بودند در این پروژه شرکت می‌کنند، خواسته شده بود که در روز بعد، از تجربه‌شان در این روز بگویند و تا حد امکان اگر فیلم یا عکسی گرفته‌اند، آن را روی سایت با بقیه در میان بگذارند. اما جالب اینکه امروز در صفحه‌ی اصلی سایت اعلام شده که «آنقدر از روزمان بدون کامپیوترهایمان لذت برده‌ایم که تصمیم گرفتیم یکشنبه را هم از آن استفاده نکنیم! ما دوباره دوشنبه آنلاین خواهیم شد.»

من به کامپیوتر (هنوز؟) معتاد نشده‌ام، و هر چند سفری یک هفته‌ای پیش رو دارم و به احتمال زیاد به کامپیوتر هم دسترسی نخواهم داشت، اما می‌خواستم این تجربه را در یک روز تعطیل و در حالیکه کامپیوتر هم دم دست است، کسب کنم. نه تنها آسمان به زمین نیامد، بلکه انصافاً تجربه‌ی خوشایندی هم بود! در این روز بیشتر از هر روز دیگری مطالعه کردم و فوتبال هم بازی کردم. در کل خوب بود که توانستم یک روز کامل دگمه‌ی «آنِ» کامپیوتر را فشار ندهم! پیشنهاد می‌کنم شما هم حتماً این تجربه را بکنید!

حالا همین گروه یک پروژه‌ی دیگر را هم با همکاری «بنیاد ملی لپ‌تاپ»، یک ان‌جی‌او که روز جهانی زمین را  راه انداخته، شروع کرده که هدف‌اش کمک به کودکان، سالخوردگان، مدارس و پزشکان محروم و تنگدست در کشورهای جهان سوم، برای دسترسی به اینترنت از طریق بازیافت کامپیوترهای قدیمی‌ و خراب است. برای این کار می‌خواهند 100 هزار دلار جمع‌آوری کنند. کار این پروژه در روز بعدی خاموشی کامپیوترها با برگزاری برنامه‌های گوناگون در شهرهای سراسر جهان آغاز می‌شود. هر کس بخواهد می‌تواند مبلغی را اهدا کند.

مرتبط:
۴ فروردين روز خاموشی کامپيوتر - عصیان

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 13:31  توسط امیر علیزاده| 

از قرار معلوم رای دادگاه داوری ورزش در لوزان سوئيس(CAS) در مورد لغو محرومیت باشگاه استقلال از شرکت در لیگ قهرمانان آسیا دارد کارساز می‌شود و کنفدراسیون فوتبال آسیا در حال بررسی آن است.

 

دادگاه داوری ورزش در اطلاعیه‌اش عنوان کرده که به این علت با درخواست استقلال برای بازگشت به لیگ قهرمانان آسيا موافقت كرده که خواسته جلوی «ریسک یک لطمه‌ی جبران‌ناپذیر» را بگیرد.

 

این مرجع قضایی همچنین اعلام کرده که تفسیر قوانین AFC را همچنان مورد بررسی قرار خواهد داد و در این میان باشگاه استقلال می‌تواند در ادامه‌ی مسابقات لیگ قهرمانان که دو بازی‌ مرحله‌ی گروهی‌اش برگزار شده، «حداقل تا تصمیم نهایی CAS» شرکت کند. این دادگاه خاطرنشان کرده که علاوه بر این باید تصمیم بگیرد که آیا استقلال اجازه انجام بازی‌هایی که تاکنون مجاز به شرکت در آنها نشده را دارد یا نه.

 

كنفدراسيون فوتبال آسيا هم هنوز تصميم خود را در خصوص رای دادگاه داوری ورزش اعلام نكرده و بیست روز فرصت دارد که به آن اعتراض کند.

 

همان طور که ملاحظه می‌کنید، هنوز پرونده‌ی استقلال تکلیف‌اش به طور قطعی مشخص نشده. اما آنچه مسلم است، این است که تصمیمات دادگاه داوری ورزش لوزان مورد تایید فیفاست. در اساسنامه‌ی فیفا از CAS، به عنوان بالاترین مرجع قضایی در مورد تصمیم‌گیری و حل و فصل اختلافات در امور فوتبال نام برده شده. چند سال پیش فیفا قصد داشت یک دیوان قضایی مستقل را برای حل و فصل مسائل مربوط به فوتبال ایجاد کند، اما بعد از بررسی‌های لازم به این نتیجه رسید که این اقدام عملی نیست و به همین خاطر با شورای بین‌المللی داوری برای ورزش (ICAS)، موسسه‌ای سوییسی که CAS را اداره می‌کند، وارد مذاکره شد و سرانجام به توافق رسید تا CAS براساس اساسنامه‌ی فیفا از یازدهم نوامبر سال 2002 در مورد مسائل مربوط به فوتبال قضاوت کند. فیفا در دهم دسامبر همان سال در نامه‌ای به تمامی فدراسیون‌ها و کنفدراسیون‌ها این را اعلام کرد.

 

دادگاه داوری ورزش لوزان، در سال 1984 در راستای حرفه‌ای شدن المپیک توسط کمیته‌ی بین‌المللی المپیک(IOC) و رییس وقت‌اش آنتونیو سامارانش تاسیس شد، اما سرانجام در سال 1994 از نظر سازمانی از IOC جدا و با رفتن زیر نظر ICAS مستقل شد.

 

CAS تا به حال چندین بار علیه فیفا رای داده است. در اختلاف فیفا و «وادا»، آژانس جهانی مبارزه با دوپینگ چنین شد و لغو محرومیت باشگاه آاس رم از انجام نقل و انتقال توسط فیفا در سال 2005 نمو‌نه‌ی دیگری از آن است. تیم ملی فوتبال کامرون هم بعد از اینکه توسط فیفا به خاطر پوشیدن پیراهن‌های یکسره ای که پوما رقیب آدیداس(شریک تجاری فیفا)، شش امتیازش در مرحله‌ی مقدماتی جام جهانی 2006 کسر شد، وقتی تهدید کرد که به دادگاه داوری ورزش شکایت می‌کند، بخشیده شد. با این حال، برای کنفدراسیون فوتبال آسیا این نخستین بار است که با رای این دادگاه روبرو می‌شود.

 

در هر صورت، هر تصمیمی که در خصوص استقلال گرفته شود، امیدوارم سرپوشی نشود بر کوتاهی‌ها و اشتباهات مدیران و مسئولین‌اش. هر چند اقدام اعتراض این باشگاه به دادگاه داوری ورزش که به راهنمایی مسئولین فعلی فدراسیون فوتبال انجام شد، قابل تحسین است، اما به اعتقاد من چنین اهمالی نباید بدون مجازات بماند تا بلکه عبرتی شود برای آینده.

 

تکمیلی:
دبير كل ديوان داوری ورزش: حضور تيم استقلال در ليگ قهرمانان آسيا بلامانع است - ایرنا
استقلا‌ل 70 ميليون دلا‌ر غرامت می‌خواهد! - اعتماد ملی

 

آخرین خبر:
کنفدراسیون فوتبال آسیا: با نظر دادگاه حکمیت ورزش استقلال از لیگ قهرمانان محروم خواهد ماند

 

در همین زمینه:

آفتاب برای استقلال هم پشت ابر نماند
سرانجام مدیریت غیراخلاقی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 فروردین1386ساعت 17:31  توسط امیر علیزاده|