تبليغاتX
فریادنامه
فریادنامه | یادداشت‌های جسته و گریخته‌ی امیر علیزاده

در پست قبل گفتم که این طرح «امنیت اجتماعی» دامن من را هم گرفت و یک هفته موجب عذاب و رنج شد. دیروز هم که درگيري پليس با زنان در ميدان هفت تير تهران به خون کشیده شد. تناقض‌آمیز است که در عنوان طرح از عبارت «امنیت» استفاده می‌کنند، اما با مردم این گونه برخورد می‌شود.

 

حدود یک ماه است که از این طرح که ابتدا آن را «مبارزه با بدحجابی» می‌خواندند، می‌گذرد. فرماندهان نیروی انتظامی که اصرار دارند این طرح را «امنیت اجتماعی» بنامند، مدام تاکید می‌کنند و آمار می‌دهند که 95 درصد برخوردهای پلیس «ارشادی» بوده است. اما آنچه هر روز و هر شب در خیابان‌ها اتفاق می‌افتد، واقعیت دیگری را نشان می‌دهد. مگر اینکه تعریفی که این مسئولین از «ارشادی» دارند، برخوردی دستوری و زننده و غیرمحترمانه باشد.

 

همان گونه که فرماندهان پلیس وقتی در گشت‌های شبانه شرکت می‌کنند، بدون توجه به مقام و جایگاه‌شان، در مورد جوانان و زنان بسیار شتاب‌زده قضاوت می‌کنند، «مجرم» را تشخیص می‌دهند و در محل به مجازات‌شان می‌رسانند، بدون اینکه مهلتی برای دفاع به او بدهند. حتی اگر هیچ کدام از مصادیق بدحجابی‌ای که برای زنان تعیین کرده‌اند شامل کسی نشود، باز هم ممکن است روسری برای لحظه‌ای از روی سر لیز بخورد و سردار از راه برسد و داد بزند: «کاری می‌کنم که حتی یک لحظه هم از روی سرت نیفتد!» و خودرو را توقیف کند. حال آنکه تا جایی که حافظه‌مان ما را یاری می‌کند، می‌دانیم که بر اساس قانون، نیروی انتظامی تنها ضابط قوه قضاییه است و تشخیص مصادیق بدحجابی را هم به گفته‌ی سخنگوی قوه قضاییه برعهده دارد. بدون چنین حکمی اما، احتمال اینکه «تر» و «خشک» ـ البته اگر چنین دسته‌بندی‌ای را از اصل قبول داشته باشیم ـ با هم بسوزند، زیاد است.

 

به هر حال، بعد از تشخیص سلیقه‌ای مصداق بدحجابی توسط مامورین نیروی انتطامی، بسیار راحت و در برخوردی تند دستور توقیف خودرو ـ که اتفاقاً تا جایی که اطلاع داریم، آن هم باید با حکم قضایی باشد ـ، صادر می‌شود. و تازه از اینجا شروع مکافات اصلی است. چرا که ترخیص خودرو و مراحلی که باید در معاونت مبارزه با مفاسد اجتماعی نیروی انتظامی در خیابان ورزا طی کرد، بسیار طاقت‌فرساست. انتظار در صف‌های طولانی، مراجعه در ساعات 3 و 4 صبح برای گرفتن نوبت در میان صدها نفر که اغلب خودروهایشان به دلیل بلند بودن صدای موسیقی و با جرم ایجاد «آلودگی صوتی» توسط راهنمایی و رانندگی!، و همچنین به دلیل حمل سگ در خودرو! و داشتن سرنشین «بدحجاب»، روزها و هفته‌هاست توقیف شده‌اند و شب قبل را با پتو و زیرانداز در کوچه و پس‌کوچه‌های محل به صبح رسانده‌اند، ترخیص خودرو را بعد از سررسید مدت توقیف آن، کاری بسیار سخت و آزار‌دهنده می‌کند. حتی شکایت‌های اهالی محالی در خیابان وزرا نیز که از دست این خیل جوانانی که شب‌ها مقابل خانه‌هایشان می‌خوابند عاصی شده‌اند و به خاطر دست‌فرو‌ش‌هایی که از 4 صبح پوشه و چای و خودکار و کیک می‌فروشند آرامش‌شان سلب شده، باعث نشده تا مسئولین به فکر چاره‌ای برای بهبود این وضعیت اسف‌بار باشند.        

 

تاسف‌آورتر این که مردم در شرایطی تحت چنین فشاری قرار می‌گیرند و این همه نیرو و هزینه پلیس کشور در شرایطی صرف برخورد با جوانان و زنان و در کل صرف یک طرح سلیقه‌ای می‌شود که کیف‌زن‌ها و جیب‌برها و زورگیرها و ضبط‌دزدها، آسایش و امنیت مردم را سلب کرده‌اند و دماراز روزگارشان درآورده‌اند. طرحی که حتی رئیس قوه قضاییه هم نسبت به نتیجه‌ی معکوس و اثرات مخرب‌اش هشدار داده است. موسیقی هم در حالی «آلودگی صوتی» قلمداد می‌شود که موتورسیکلت‌های قدیمی و غیراستاندارد 125 تهران را به یکی از آلوده‌ترین شهرهای جهان از لحاظ صوتی تبدیل کرده‌اند و هیچ برخوردی با آنها نمی‌شود.

 

اما آنچه بیشتر مایه افسوس و ناراحتی‌ست، نوع برخوردی است که پلیس با مردم می‌کند، از همان لحظه‌ی‌ اول تا زمانی که قرار است فرد تعهد بدهد و خلاص شود و خودرویش را ترخیص کند. فارغ از وقت و انرژی‌ای که از دست می‌رود، تو بیشتر از اینکه به شخصیت‌ات بی‌احترامی می‌شود، آزرده می‌شوی. بعید است سرداری که خودش در این طرح فعالانه شرکت می‌کند، با قانون اساسی کشورش که در بند ششم اصل دوم آن از جایگاه «کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توام با مسئولیت او در برابر خدا» صحبت شده، ناآشنا باشد. یا در جایی نشنیده باشد که جامعه‌شناسان احترام به شخصیت و حیثیت انسان‌ها را از لوازم ابتدایی آزادی دانسته‌اند...

 

در همین زمینه:

 سردار احمدی‌مقدم! خیالت راحت، این عکس در روزنامه چاپ نمی‌شود - مسیح‌ علی‌نژاد

مالكان خوروهای توقيف‌شده در طرح امنيت اجتماعی سرگردان در خيابان وزراء ـ ایلنا

کرامت انسان + ساده نيست ـ‌ پرستو دوکوهکی
دستگيری اراذل يا تشديد خشونت و تحقير آدمی؟ + ما كجا زندگی می‌كنيم؟ ـ فهیمه خضرحیدری

كاركرد خشونت و وحشت‌افكنی ـ‌ علی معظمی

از بدحجابی تا صورت خونین یک تار مو فاصله است ـ مژگان جمشیدی
حاکمیت وحشت ـ محمدجواد روح

فراخوان عمومی برای محکوم کردن توحش ـ محمدرضا یزدان‌پناه

بوی نفی انسانیت ـ مسعود رفیعی
از توحش بی‌زاریم + زن طاعون نیست ، تو طاعونی! - جمهور

انسان، گرگ انسان - مریم شبانی

طرح ناامنی اجتماعی ـ سهام‌الدین بورقانی

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 11:53  توسط امیر علیزاده| 

اصلاً دل و دماغ نوشتن را ندارم. راست‌اش در راستای این طرح «امنیت اجتماعی» ماشین من را هم هفته‌ی پیش توقیف کردند و بعد از کلی دوندگی و سگدو زدن، امروز بالاخره توانستم ترخیص‌اش کنم. دلیل توقیف خودرو هم بماند. فقط اینکه احساس می‌کنم از انرژی خالی شده‌ام، خسته‌ام... دو روز بی‌خوابی کشیدن و در خیابان وزرا توی صف ایستادن و با معاونت مبارزه با «مفاسد اجتماعی» سر و کار داشتن، کار راحتی نیست. اینکه شأن و شخصیت‌ات هم له می‌شود، به کنار. کمی بگذرد و حالم سر جایش بیاید، شاید بیشتر در این باره نوشتم. فعلاً نایی برایم نمانده.

راستی، تو این گیرودار پاک یادم رفت! امروز «فریادنامه» دو ساله شد...

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 13:18  توسط امیر علیزاده| 

یادداشت‌ام در اعتماد ملی در انتقاد از نحوه‌ی پخش تلویزیونی مسابقات فوتبال اروپا توسط صداوسیما:

وقتي 5 سال پيش دو تيم اورتون و منچسترسيتي در ليگ برتر فوتبال انگليس به مصاف هم رفتند، حدود 400 ميليون نفر آن بازی را در چين زنده تماشا كردند. در آن زمان نه اورتون مدعی قهرمانی بود و نه منچسترسيتی.

در كل، مصاف‌شان براي یک فوتبالدوست معمولی هيچ جذابيتی نداشت. چيزی كه باعث شده بود اين تعداد چينی پای تلويزيون بنشينند و به جای بازی‌های حساس‌تر منچستريونايتد و آرسنال و ليورپول، چنين مسابقه‌ی معمولی‌ای را تماشا كنند، اولين حضور يک بازيكن چينی در ليگ برتر بود. در واقع دو بازيكن، آن هم روبه‌روی يكديگر. بازی لی‌تای و سان‌جی‌های مقابل هم آن‌قدر برای مردم چين جذاب بود كه بازی اورتون و منچسترسيتی را به ديدن تيم‌های بزرگ‌تر و فوق‌ستاره‌هايشان ترجيح بدهند. امتيازی كه مردم ايران از آن بی‌بهره‌اند، چون اغلب محكوم‌اند مسابقه‌ای را ببيند که صدا و سيما توانسته از يک شبكه‌ی خارجی با ترفندهای عجيب! بردارد و روی آنتن بفرستد.

مثل روز شنبه، كه علی كريمی برخلا‌ف معمول در تركيب اصلی بايرن‌مونيخ قرار داشت و مقابل بوروسيا مونشن‌گلا‌دباخ يک پاس گل زيبا داد، اما فوتبالدوستان در ايران مجبور بودند بازی فوق‌العاده بی‌اهميت فولهام در برابر تيم دوم ليورپول را تماشا كنند. نمونه‌هايی از اين دست‌كم نيستند. در كل برای اينكه بتوان بازی‌های آندرانيک تيموريان در تيم بولتون، جواد نكونام در اوساسونا، رحمان رضايی در ليورنو، وحيد هاشميان در هانوفر و مهدی مهدوی‌كيا در هامبورگ را تماشا كرد، بايد اميدوار بود كه شبكه‌های خارجی بازی‌های اين تيم‌ها را پخش كنند؛ چيزی كه به ندرت اتفاق می‌افتد.

فارغ از اينكه نخريدن حقوق پخش مستقيم بازی‌های فوتبال و برداشتن آن از ساير شبكه‌ها كاری غيراخلا‌قی است و روی كيفيت پخش هم تاثير می‌گذارد، يک پيامد ديگرش هم اين است كه نمی‌توان بازی لژيونرهای ايراني را كه برای ما با اهميت‌تر از ساير اتفاقات آن ليگ‌هاست، تماشا كرد. اگر صدا و سيما هم تابع قوانين تجاري بود و حقوق پخش تلويزيونی مسابقات را می‌خريد، می‌توانست انتخاب كند كه چه بازی‌هايی را برای پخش می‌خواهد و فوتبالدوستان ايرانی هم بيشتر از تماشای بازی‌های فوتبال لذت می‌بردند و از ديدن هموطن‌شان بيشتر احساس غرور می‌كردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 11:36  توسط امیر علیزاده| 

هفته‌نامه‌ی «امید جوان» را تا به حال خوانده‌اید؟ 12 سال که دارد چاپ می‌شود و هر یکشنبه روی دکه می‌رود. از ظاهر و صفحه‌بندی‌اش این گونه برنمی‌آید که نشریه‌ی دست و حسابی‌ای باشد، به خصوص به این خاطر که در این روزگار حتی وب‌سایت هم ندارد. اما انصافاً هفته‌نامه‌ی تر و تمیزی است. زرد نیست و موضع مشخصی هم دارد. با این وجود تنها دلیلی که باعث می‌شود من هر یکشنبه آن را بخرم، ستون «از یکشنبه تا یکشنبه»اش است که در صفحات 6 و 7 منتشر می‌شود.

در این ستون مهرداد خدیر، مهم‌ترین خبر سیاسی هفته را تحلیل می‌کند، بسیار دقیق و موشکافانه. من از زمان انتخابات ریاست جمهوری سال 84 با نوشته‌هایش آشنا شدم. آن زمان او از دکتر معین حمایت می‌کرد و حالا هم دیدگاهی نزدیک به اصلاح‌طلبان و مشارکتی‌ها دارد. در شماره‌ی این هفته خدیر با عنوان «تعویذ جان فزایی، افسون عمر کاهی»، در مورد مصوبه‌ی اخیر مجلس هفتم برای تجمیع انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و افزایش عمر خود و کاهش عمر دولت، تحلیل بسیار خواندنی‌ای نوشته و 10 نکته‌ی مهم را در خصوص آن برشمرده است. توصیه می‌کنم تا قبل از یکشنبه‌ی بعد حتماً «امید جوان» را بگیرید و آن را بخوانید.

فقط افسوس که نشریه‌‌ای با سابقه‌ی «امید جوان» هر هفته با بی‌سلیقگی چاپ می‌شود. ای کاش به جای شکل روزنامه‌ای، هر هفته به صورت مجله و با صفحه‌بندی بهتری چاپ می‌شد و از همه مهم‌تر یک سایت اینترنتی آبرومند داشت.

بعدنوشت:
وب‌سایت "امید جوان" راه افتاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 13:23  توسط امیر علیزاده| 

بر خلاف بازی رفت چلسی و لیورپول که چنگی به دل نزد، بازی برگشت دیشب بسیار تماشایی بود. مصاف دو تیم در لیورپول از سرعت وحشتناکی برخوردار بود، انگار ۱۲۰ دقیقه دو تیم با یک ریتم ثابت و تند بازی می‌کردند. ضربات پنالتی هم در نهایت این نبرد را دراماتیک‌تر کرد. به نظر من با لیورپول تیمی برد که انسجام تیمی‌اش بهتر از چلسی بود که چند مصدوم هم داشت. این برای دومین بار در سه سال اخیر است که رافائل بنیتس با «قرمزها» به فینال لیگ قهرمانان اروپا صعود می‌کند. در سال 2005 لیورپول در دیدار نهایی آث‌میلان را شکست داد. جالب است که اگر این فینال دوباره تکرار شود. بنیتس مربی‌ای است که فوق‌العاده به تجزیه و تحلیل بازی‌های حریفانش اهمیت می‌دهد و استاد این است که تاکتیک تیمش را در هر مسابقه بر اساس بازی حریف‌اش طرح‌ریزی کند. دلیل اینکه او تا به حال موفق نشده لیگ برتر انگلیس را ببرد، این است که در تقویم فشرده‌ی فوتبال انگلیس او نتواسته این گونه برنامه‌ریزی را با استمرار انجام دهد.

یک مساله‌ی دیگر که در بازی دیشب مو را به تن آدم سیخ می‌کرد، جو بی‌نظیر استادیوم آنفیلد بود. تشویق تماشاگران لیورپول آنقدر پرشور بود که اصلاً احساس نمی‌کردی فقط 42 هزار تماشاچی در استادیوم هستند. آخر بازی هم که طبق معمول همه یک‌صدا آهنگ You’ll Never Walk Alone را خواندند. این آهنگ را با صدای تماشاگران آنفیلد می‌توانید از اینجا دانلود کنید.

تکمیلی:
فینال دو سال پیش تکرار می‌شود. میلان مقتدرانه منچستر یونایتد را در سن‌سیرو ۳-صفر شکست داد. نتیجه‌ی غیرمنتظره‌ای بود انصافاً! حالا سیلویو برلوسکنی، مالک باشگاه آ‌ث‌میلان هم به خواسته‌اش برای مصاف دوباره با لیورپول رسید. آرزوی او برای گرفتن انتقام هم می‌رسد؟

مرتبط:
هی مرد! تو هیچ وقت نباختی ـ امیدک
میلان را دیدید؟ ـ احسان ابطحی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 12:47  توسط امیر علیزاده| 

اتفاقات دردناکی که در باشگاه پرسپولیس می‌افتد را لابد تا به حال شنیده‌اید و از استعفای انصاری‌فرد خبردار شده‌اید. نه اینکه انصاری‌فرد مدیر لایقی بوده و حالا با رفتن او همه چیز کن‌فیکون می‌شود، نه! تلخی ماجرا به خاطر اهداف پشت پرده‌ای است که از تغییرات هیات مدیره در این باشگاه دنبال می‌شود.

گماشتن حبیب کاشانی و حسن بیادی، نمایندگان شورای شهر تهران در هیات مدیره‌ی باشگاه پرسپولیس توسط احمدی‌نژاد، فقط در حکم معامله‌ای با آنها بوده تا برای انتخاب شهردار تهران به کاندیدای مورد نظر دولت و نه قالیباف رای دهند. پرویز سروری، نماینده‌ی مجلس که ظاهراً پیش از این رابط سپاه در لبنان بوده هم دیگر عضو انتصابی جدید هیات مدیره است. انصاری‌فرد هم که می‌دانست در هر صورت بعد از جلسه‌ی فردا برکنار می‌شود، استعفا داده. دیروز صبح هم محمد علی‌آبادی، رئيس سازمان تربيت بدنی و رئيس مجمع باشگاه پرسپوليس که رابطه‌ی خوبی با انصاری‌فرد دارد و ظاهراً با برکناری او مخالف بوده، با او ديدار كرده  و از او خواسته که از هرگونه «تنش‌زدايی» و «جبهه‌گيری» خودداری كند، چون پرسپوليس در اين شرايط بيش از هر چيز نياز به «آرامش» دارد!

در این 17 ماه که انصاری‌فرد مدیر بود، هر اشکالی هم که داشت، وضعیت باشگاه به یک ثبات نسبی رسیده بود، تیم هم خوب بازی می‌کرد و طرفداران هم دوباره به استادیوم می‌آمدند. اما حالا با این تغییرات وضعیت قطعاً دوباره بغرنج خواهد شد. دردناک‌تر از همه این است که این‌ها فقط بازی قدرت آقای رییس جمهور است و نه حتی مثل سایر تصمیماتش از روی عوام‌فریبی. تنها چیزی که او در این میان به فکرش نبوده، سرنوشت باشگاه پرسپولیس و میلیون‌ها هوادارش است. اما طرفداران پرسپولیس متوجه اهداف دولت خواهند شد. در همین بازی امروز مقابل صباباتری هم گفته می‌شود که دسته‌ای از هواداران می‌خواهند علیه بیادی و کاشانی شعار بدهند.

روزهای تاریکی پیش رو دارد پرسپولیس...

توضیح تکمیلی:
با وجود اینکه باشگاه استقلال در حال حاضر نه هیات مدیره دارد و نه مدیر عامل و بالطبع منطقی‌تر این بود که کاشانی و بیادی در این باشگاه گماشته شوند، هم تنش کمتری داشت، هم استقلال در هر صورت از بلاتکلیفی درمی‌آمد و هم به این نماینده‌ی شورای شهر امتیاز داده می‌شد، اما دولت با وجود این آنها را به پرسپولیس برد. چرا؟ دلیل‌اش آن طور که گفته می‌شود حمید استیلی است که رابطه‌ی نزدیکی با حبیب کاشانی دارد و او را متقاعد کرده که به پرسپولیس برود تا انصاری‌فرد و دنیزلی را سرنگون کند و خودش فصل آینده به پرسپولیس بازگردد. استیلی حدود چهار ماه پیش به علت اختلاف با دنیزلی و کارشکنی‌هایی که می‌کرد، برکنار شده بود. منابع داخلی باشگاه می‌گویند استیلی برای فصل بعد با چند بازیکن هم از حالا مذاکره کرده است. یک گزینه‌ی احتمالی حضور او در کنار فیروز کریمی‌ست و گزینه‌ی دیگر نیز که مطرح شده، هدایت پرسپولیس توسط او و حمید درخشان است.

مرتبط:
معامله‌ی دولت با پرسپوليس و استقلا‌ل - سرمقاله‌ی اعتماد ملی
تماشاگران پرسپوليس عليه كاشانی شعار دادند - گزارش اعتماد ملی
طومار گروهی از هواداران پرسپولیس در حمایت از انصاری‌فرد

آخرین خبر:
معادلات پرسپوليس تغيير كرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 12:37  توسط امیر علیزاده| 

بازی روز یکشنبه صباباتری و پرسپولیس می‌تواند یک نقطه‌ی عطف در تاریخچه‌ی لیگ حرفه‌ای فوتبال ایران باشد. باشگاه صباباتری در این مسابقه میزبان است، اما طبق آنچه بنا بر دلایل امنیتی همواره در فوتبال ایران همواره مرسوم بوده، بازی‌های دیگر تیم‌های تهرانی مقابل استقلال و پرسپولیس باید در استادیوم آزادی برگزار شود و به بیانی سایر تیم‌ها در برابر این دو باشگاه پرطرفدار حق میزبانی ندارند که این با ابتدایی‌ترین اصول فوتبال حرفه‌ای مغایر است. به عبارتی دیگر، در این فصل که چهار تیم سایپا، پاس، پیکان و صباباتری در لیگ برتر حضور داشته‌اند، استقلال و پرسپولیس ۱۹ بازی خانگی انجام می‌دهند، در حالیکه این چهار باشگاه تنها در ۱۱ بازی میزبان هستند.

جالب اینجاست که این باشگاه‌ها نه تنها حق میزبانی‌شان سلب می‌شود، بلکه باید در دو مسابقه‌ای که مجبوراند در استادیوم آزادی میزبان استقلال و پرسپولیس باشند، برای هر دیدار ۱۰ میلیون تومان هم یه این ورزشگاه بپردازند. اما اکنون باشگاه صباباتری نمی‌خواهد از حق میزبانی‌‌اش بگذرد و شدیداً پی‌گیر آن است که بازی یکشنبه را در ورزشگاه خانگی‌اش، یعنی صباشهر برگزار کند.  طبق آئین‌نامه‌ی مسابقات تیم میزبان این حق را دارد که دیدارهای خانگی‌اش را در ورزشگاه خود برگزار کند. عباس مرادی قائم مقام باشگاه یادآوری کرده که پارسال صباباتری سه بازی در لیگ قهرمانان آسیا را در صباشهر برگزار کرده است و لذا هیچ مشکلی برای میزبانی در برابر پرسپولیس و استقلال ندارد. ورزشگاه صباشهر برای 20 هزار تماشاگر گنجایش دارد و طبق قانون 10درصد ظرفیت ورزشگاه در اختیار تماشاگران تیم میهمان قرار می‌گیرد. بر این اساس صباباتری می‌تواند دو هزار بلیت را در اختیار تماشاگران پرسپئلیس یا استقلال قرار بدهد و هرکس که بلیت تهیه می‌کند به آنجا برود.

همیشه عنوان می‌شود که شورای تامین استان مُصرّ است که بازی‌های خارج از خانه‌ی پرسپولیس و استقلال در تهران، باید در استادیوم آزادی برگزار شود. رضا افتخاری، رئیس سازمان لیگ برتر گفته فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ برتر هیچ‌گونه مشکلی برای برگزاری دیدار صباباتری و پرسپولیس در ورزشگاه خانگی صباباتری ندارند و در این زمینه شورای تامین تصمیم گیرنده‌ی نهایی است. اما علی جهانبخشی، مدیرکل سیاسی- انتظامی استانداری تهران یک اظهارنظر جالب و بااهمیت کرده است. او گفته برگزاری مسابقات دو تیم استقلال و پرسپولیس خارج از ورزشگاه آزادی در حیطه‌ی اختیارات فدراسیون فوتبال است و ارتباطی به شورای تامین استان ندارد. البته او خاطرنشان کرده که نظر فرمانداری شهرستانها هم مهم است.

امروز ساعت ۱۴ در استانداری تهران جلسه‌ی کمیسیون ورزش شورای تامین استان تهران با حضور نمایندگان باشگاه صباباتری برگزار می‌شود.  در این جلسه معاون استاندار و فرمانداری تهران، فرماندهان انتظامی تهران بزرگ، استان تهران، قرارگاه ثارالله، بسیج منطقه مقاومت استان تهران، ریاست سازمان اطلاعات استان تهران، مدیرکل محترم سازمان اطلاعات غرب تهران و معاونت دادستان و سرپرست دادسرای ناحیه عمومی و انقلاب تهران حضور دارند (این هم برای خودش جالب است که برای تعیین محل یک مسابقه‌ی فوتبال در ایران چه کسانی باید تصمیم بگیرند). جلسه‌ی امروز می‌تواند یک بار برای همیشه به یکی از بزرگ‌ترین نقاط ضعف لیگ برتر فوتبال ایران پایان دهد.

تکمیلی:
همان طور که انتظار می‌رفت، شورای تامین با درخواست صباباتری موافقت نکرد و بازی طبق برنامه روز یکشنبه در استادیوم آزادی برگزار می‌شود. البته این را هم باید در نظر گرفت که این برهه از فصل زمان مناسبی برای این تغییر نبود. در آن صورت پرسپولیس هم می‌توانست اعتراض کند که چرا استقلال هر دو بازی‌اش را مقابل صباباتری در آزادی برگزار کرده است. ان‌شاءااله سال دیگر...

در همین زمینه:
یادداشت‌ام در اعتماد ملی با عنوان «فرار از مسئولیت» که در ادامه آمده است.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 اردیبهشت1386ساعت 12:19  توسط امیر علیزاده|