تبليغاتX
فریادنامه

فریادنامه

یادداشت‌های گاه ‌و بیگاه امیر علیزاده

امروز ساعت 13:50 تیم ملی در مرحله‌ی یک چهارم نهایی جام  ملت‌های آسیا مقابل کره‌ی جنوبی بازی می‌کند. امیر قلعه‌نویی، سرمربی تیم ملی در حالیکه در ماه‌های گذشته دفاع چهار نفره را با تیم تمرین کرده بود و در سه بازی مرحله‌ی اول هم با همین سیستم بازی کرده بود، مقابل کره ناگهان سیستم را تغییر داده و به سیستم 2-5-3 بازگشته است. سیستمی که در مرحله‌ی مقدماتی جام ملت‌ها در برابر همین کره توانسته یک پیروزی و یک تساوی کسب کند.

اما آیا این کار در این برهه درست است؟ کارشناسان می‌گویند تطابق دادن بازیکنان در یک سیستم جدید و آگاهی دادن به آنها در مورد وظایف‌شان چند ماه طول می‌کشد. تغییر ترکیب و آرایش بازیکنان داخل یک سیستم در طول یک فصل یا تورنمنتی بزرگ عادی‌ست، اما تغییر یک سیستم در جریان یک جام به ندرت اتفاق می‌افتد. فقط می‌توان به این امید بست که بازیکنان ایرانی اصولاً با سیستم 2-5-3 آشنا هستند و پس از جام جهانی زیر نظر قلعه‌نویی آن را بازی کرده‌اند.

مرتبط:
كدام سيستم؟ - مجید صالح

تکمیلی:
سیستم جواب نداد. ایران در ضربات پنالتی شکست خورد و حسرت ما ۳۵ ساله شد...

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 11:11  توسط امیر علیزاده| 

در صفحات 10 و 11 اعتماد ملی امروز یک پرونده در مورد باشگاه پاس کار کرده‌ایم. پاس خدابیامرز که حالا دیگر هیات فوتبال تهران و فدراسيون فوتبال و اداره‌ی ثبت شركت‌ها و سازمان خصوصی‌سازی که در اعتراض به واگذاری غیرقانونی آن به استان همدان در برهه‌ای اعتراض کرده بودند، حالا ساکت شده‌اند. ساکت‌شان کرده‌اند لابد!

در این پرونده، در گزارش اصلی مفصل به این واگذاری پرداخته شده و در یک یادداشت لزوم واگذاری باشگاه‌های فوتبال به بخش خصوصی مورد بررسی قرار گرفته است. گفتگوهایی هم با حميدرضا حاج‌بابايی، نماينده‌ی همدان و سيدجلا‌ل يحيی‌زاده، عضو كميسيون فرهنگی مجلس و يكی از منتقدان این واگذاری انجام شده. یادداشت علیرضا رجایی که روزگاری از هواداران پاس بوده، درباره‌ی «پاس و مساله‌ی قدرت غيرپاسخگو» هم بسیار خواندنی‌ست.

مرتبط:
پاس ناقص

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 تیر1386ساعت 14:45  توسط امیر علیزاده| 

روانپزشکی که به همراه تیم ملی فوتبال راهی مسابقات جام ملت‌های آسیا شده، قاعدتاً این روزها خیلی باید سرش شلوغ باشد. آن هم نه به خاطر مشکلات روحی و روانی‌ عادی‌ای که هر بازیکن در یک تورنمنت بزرگ با آن روبرو می‌شود، بلکه به این دلیل که باید بازیکنانی را مداوا کند که در خارج از میدان مسابقه نیز آسایش‌شان سلب می‌شود.

در کوالالامپور، محل اسکان تیم ملی، كنترل‌های غیرمعمول و بی‌سابقه‌ای بر اعضای تيم از سوی حراست سازمان تربيت‌بدنی اعمال می‌شود. حتی به تی‌شرت‌های آستين حلقه‌ای بازيكنان هم اشكال گرفته می‌شود. آن طور که شنیده‌ می‌شود، ظاهراً یک روز هم دستور خروج تیم را از سالن بدنساری داده‌اند، چون در آنجا زنی مشغول ورزش بوده! این کنترل‌های بیش از حد شدید، امسال کادر فنی را نیز از قرار معلوم به ستوه آورده. طبیعی هم است. تصورش را بکنید که علاوه بر استرس بازی‌ها، فشردگی رقابت، فشار روانی، مسائل فنی و برنامه‌های سرمربی برای مدیریت انگیزش تیم، یک عامل بیرونی غیرقابل کنترل دیگر هم اضافه شود.

آن بازیکن که با پیراهن تیم ملی برای کشورس به میدان می‌رود، چه حالی می‌شود وقتی به او تذکر می‌دهند که لباس‌ات حتماً باید آستین داشته باشد؟ آیا واقعاً در چنین شرایط حساسی، این تذکرها لازم است؟ در  تیمی که اکثر اعضایش در کل سال، در لیگ‌های خارجی شاغل‌اند، واقعاً چه لزومی دارد کنترل تا این حد شدید باشد؟ معلوم نیست...

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 تیر1386ساعت 1:30  توسط امیر علیزاده| 

خُب تیم ملی فوتبال به زحمت و با بازی‌ای بد و کمی شانس نخستین بازی‌اش را در جام ملت‌های آسیا برد. اما هنوز تا قهرمانی راهی دراز و دشوار در پیش است! پس این الم‌شنگه‌ای که رسانه‌های دولتی و به ویژه صداوسیما به پا کرده برای چیست؟ واقعاً به یک پیروزی 2-یک در برابر ازبکستان این قدر باید نازید و ترانه‌های ملال‌آور برایش سرود و پوشش خبری ساده‌ی آن توسط رسانه های خارجی را به یک «بازتاب گسترده» تعبیر کرد؟

یک جای کار باید بلنگد که وقت و بی‌وقت، عوام‌فریبانه دست به دامن تیم ملی می‌شوند برای تحریک احساسات. اما افراط در «ایران، ایران» کردن، اثر معکوس دارد و تنها باعث لوث شدن‌اش می‌شود. مثل حالا که یک جایی در ته دل‌مان نگران‌ایم که اگر واقعاً تیم ملی گُل بکارد، دولتمردان فعلی فخر خواهند فروخت و باد در غبغب خواهند انداخت و شعارهای «من، من»شان را توی بوق خواهد کرد.

پ.ن: وای بر ما اگر واقعاً صلیب کشیدن هموطن‌مان را سانسور کرده باشند...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 14:29  توسط امیر علیزاده| 

امروز، ساعت ۱۳:۵۰ تیم ملی در چهاردهمین دوره‌ی جام ملت‌های آسیا مقابل ازبکستان نخستین گام‌اش را برای پایان دادن به یک حسرت ۳۱ ساله برمی‌دارد. ایران از آخرین باری که جام‌ ملت‌ها سال ۱۹۷۶ در ایران برگزار شد، دیگر نتوانسته قهرمان این رقابت‌ها شود. برای بی‌بی‌سی مطلبی نوشتم که مروری‌ست بر هفت دوره‌ی اخیر که پس از انقلاب برگزار شد. چون سایت بی‌بی‌سی فیلتر است و مقاله هم کمی خلاصه شده، متن کامل را در اینجا هم گذاشته‌ام.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 11:49  توسط امیر علیزاده| 

خوش‌بختانه هنوز می‌توانید در زمین‌‌ بازی، ولو فقط یک بار در فواصل طولانی، فلان تخم‌ِجنِ جسور را ببینید که نمایش‌نامه را کنار می‌زند و مرتکب اشتباهِ فاحشِ دریبل کردن کُلِّ طرفِ مقابل، داور و جمعیتِ جایگاهِ تماشاگران می‌شود، و این همه برای لذتِ شهوانیِ در آغوش کشیدنِ ماجرای ممنوعِ آزادی.

ادواردو گالئانو، فوتبال در آفتاب و سایه، ترجمه‌ی اکبر معصوم‌بیگی، نشر دیگر، صفحه ۲۰

از امروز ساعت ۱۶ به وفت تهران چهاردهمین دوره‌ی جام ملت‌های آسیا آغاز می‌شود. به امید فرصتی برای در آغوش کشیدن آزادی در این سه هفته...

مرتبط:
صفحات ویژه در اعتماد ملی: آغاز عصر جديد در فوتبال آسيا؛ عقب‌ماندگی تاريخی فوتبال آسيا - هیوا یوسفی؛ بررسی گروه‌ها: گروه A، گروه ‌B ، گروه C، گروه D

+ نوشته شده در  شنبه 16 تیر1386ساعت 10:42  توسط امیر علیزاده| 

فعالان زن ایرانی نامه‌ای (فارسی) نوشته‌اند به فیفا و ای‌اف‌سی برای دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاه‌ها که با امضای آن، به طور اتوماتيک نسخه‌ای از آن به سپ بلاتر و محمد بن‌همام، روسای این دو نهاد ارسال می‌شود. آنها با اشاره به مقررات و موازين فيفا درباره ممنوعيت هرگونه تبعيض براساس جنسيت خواستار گنجاندن چنین مقرراتی در اساسنامه جديد فدراسيون ايران شده‌اند. ما هم در اعتماد ملی گزارشی نوشتیم که خوشبختانه تیترش در صفحه‌ی یک هم آمد.

به نظرم، اقدام بسیار خوبی‌ست، اما یک نکته‌ که در این میان نباید فراموش شود، این است که ممنوعیت ورود زنان به استادیوم در ایران، یکی از فاکتورهایی بود که ایران قید تلاش برای گرفتن میزبانی جام ملت‌های آسیا را بزند. ایران ده‌ها فاکتور لازم دیگر را هم ندارد که تامین آنها هم در شرایط فعلی اگر سخت‌تر از مهیا کردن ورود زنان به استادیوم نباشد، راحت‌تر هم نیست. از جمله استاندارد‌های خود استادیوم‌ها، زیر‌ساختارهای لازم، حمل و نقل عمومی، امکانات IT و الخ. البته این حق اساسی زنان است که به استادیوم بروند و به آن نباید فقط به عنوان عاملی برای گرفتن میزبانی مسابقات بین‌المللی نگاه شود. حقی که در دولت نهم چند ماهی‌ست که حتی از خبرنگاران زن هم برای تهیه گزارش و با اهداف کاری سلب شده است.

در این میان محمد علی‌آبادی، رئیس سازمان تربیت بدنی و معاون احمدی‌نژاد، خبر از یک اقدام عجیب و غیرقابل‌توجیه برای ساختن یک استادیوم ۴۰ هزار نفری مخصوص زنان داده است! ضيا آذری، مدير مجموعه‌ی ورزشی آزادی تهران هم این خبر را تایید کرده  و گفته اين استادیوم قرار است در داخل مجموعه‌ی ورزشی آزادی و در ضلع شمال غربی آن با بودجه‌اي بالغ بر ۲۵ ‬ميليارد تومان احداث شود! هزینه‌ی احداث اين ورزشگاه در لايحه‌ی بودجه نیز ظاهراً پيش‌بينی شده و مجلس هم آن را ابلاغ كرده است. ۲۵ میلیارد تومان، برای تفکیک دوباره‌ی جنسیت‌ها! اين استادیوم که معلوم نیست بر چه اساسی ظرفیت‌اش ۴۰ هزار نفر تعیین شده، طوری طراحی شده كه كاملا سرپوشيده است! این همه ما در شهرهای مختلف کمبود استادیوم مدرن داریم، به جای ساختن در این شهرها و لغو ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه‌ها که مزایای بسیاری برای خود فوتبال هم دارد، می‌خواهند با چنین هزینه‌ی سنگینی یک استادیوم ۴۰ هزار نفره در کنار یک استادیوم صد هزار نفری بسازند! یکی برای مردان، یکی برای زنان!

نوشتن نامه تنها راهی است که برای اعتراض به این تبعیض‌ها در حال حاضر از دست‌مان برمی‌آید. امضایتان را دریغ نکنید!

مرتبط:
حقِّ ديدن - پرستو دوکوهکی

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 تیر1386ساعت 11:15  توسط امیر علیزاده| 

سهمیه‌بندی بنزین از دیشب تمام و کمال آغاز شد و لابد، لابد که نه حتماً وضعیت اسف‌بار شهر را دیدید. آخرین اخبار و گزارش‌ها را هم از طربق بالاترین می‌توانید پی‌گیری کنید. فکر نمی‌کنم دیگر کسی در درستی اصل سهمیه‌بندی و واقعی‌تر شدن قیمت آن که اگر هیچ فایده‌ای نداشته باشد، حداقل روی الگوی مصرف تاثیر مثبتی می‌گذارد، تردیدی داشته باشد. منتهی اینکه سهمیه‌ی آزاد اعلام نمی‌شود و مدل اجرا کردن سهمیه‌بندی توسط دولت نهم که بی‌برنامه و نا‌منظم است،‌ جای نگرانی باقی می‌گذارد. بحث‌های کارشناسی را به کارشناسان واگذار می‌کنیم(در انتهای مطلب لینک سه تحلیل را گذاشته‌ام).

 

تنها کاری که از دست ما برمی‌آید و از حالا به بعد باید جدی‌تر آن را دنبال کنیم، مصرف بهینه‌ی بنزین است. با چند کار ساده می‌توان به طرز قابل توجهی در مصرف این ماده‌ی گرانبها صرفه‌جویی کرد. قبل‌ها هم گذرا در مورد راه‌های آن اشاره کرده بودم، اما گفتم الان موقع مناسبی است تا آنچه تاکنون خوانده‌ام و شنیده‌ام و تجربه کرده‌ام را بار دیگر مرور کنم. البته با رعایت این‌ راه‌ها بعید است که بتوان مصرف را به زیر صد لیتر در ماه رساند، اما با این حال بی‌فایده هم قطعاً نخواهد بود. شاید هم برخی از راه‌ها از نظرتان تکراری و کلیشه‌ای باشد، اما در هر صورت به اعتقاد من یک تجدید نظر اساسی در الگوی مصرفی‌تان حیاتی است. نه برای همکاری با دولت احمدی‌نژاد، بلکه تنها به خاطر محیط زیست!

 

·          برای گرم كردن موتور نگذارید خودرویتان درجا کار کند. می‌توان با حركت با دور موتور پایین و سرعت کم در چند كيلومتر اول (حتی در زمستان) مصرف بنزین را کاهش داد و همچنین از حجم آلاینده‌های خروجی کم کرد. 

·          در کل دنده را در دور پایین موتور تعویض کنید. این کار به طرز محسوسی باعث کاهش مصرف بنزین می‌شود. 

·          از ثانیه شمار‌هایی که سر چهارراه‌ها نصب شده‌اند، استفاده کنید! این ثانیه‌های درشت قرمز معکوس به شما می‌گویند که مثلاْ اگر بیشتر از ۵۰ ثانیه تا سبز شدن چراغ مانده، ماشین‌تان را خاموش کنید! کاربرد اصلی این ثانیه‌شمار‌ها همین است. در کل به هنگام توقف‌های طولا‌نی‌تر از ۵۰، ۶۰ ثانیه ماشین‌تان را خاموش کنید. حتی در داغی تابستان هم یکی، دو دقیقه از خیر کولر بگذرید، نمی‌پزید!

 

چندی پیش شبکه‌ی آلمانی ARD برنامه‌ای در رابطه با صرفه‌جویی در مصرف بنزین داشت و می‌گفت همین دو راه آخر 20 درصد مصرف بنزین را کاهش می‌دهد.

 

·          باد لاستیک‌هایتان را تنظیم کنید!

·          موتور خودرویتان را هم به همچنین!

·          برای مسافت‌های کوتاه با پای پیاده بروید یا از دوچرخه استفاده کنید. شاید این راه حل کمی  آرمانی به نظر بیاید، اما عملی‌ست! تازه ورزش هم کرده‌اید.

·          مسیر مناسب را انتخاب کنید! مسیر کوتاه‌تر همیشه به معنای مصرف کمتر نیست. ترافیک و توقف‌های دائم در یک مسیر کوتاه ممکن است منجر به مصرف بیشتری شود تا موقعی که در یک مسیر طولانی‌تر اما خلوت‌تر بروید. به رادیو پیام گوش کنید، به پیام‌های تابلوهای مرکز کنترل ترافیک دقت کنید و به ساعت هم توجه کنید و پیش از حرکت مسیرهای ممکن را در ذهن‌تان مرور کنید، تا مسیر بهینه را انتخاب کرده باشید.

 

استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی هم هر چند با امکانات و ظرفیت‌های فعلی در ایران، راحت نیست و نمی‌توان از مردم انتظار داشت که داوطلبانه از رفاه‌شان بگذرند، اما در هر صورت یکی از بهترین راه‌حل‌هاست. گازسوز کردن خودرو نیز در صورت امکان یک راه‌حل دیگر است.

 

اگر راه دیگری هست که می‌شناسید و من از قلم انداخته‌ام، در قسمت نظرات بگذارید تا اضافه کنم.

 

یک مقاله‌ی بسیار مفید درباره‌ی راه‌های صرفه‌جویی در مصرف بنزین را اینجا می‌توانید بخوانید.

 

در اینجا هم پیشنهادهای بسیار خوبی شده است.

 

در همین زمینه:

عطر بنزین، بوی دود - مریم شبانی

غم نان یا غم آزادی؟ - سرزمین رویایی

آتش بنزین بر سفره‌ی مردم - جمهور

پمپ‌بنزين‌های تهران در آتش سوختند - مصطفی قوانلو قاجار

از آب گل‌آلود ماهی نگیریم - محمدجواد روح

سهميه‌بندی بنزين تصميم درستی است - معصومه ابتکار

ریشه‌ی آشوب‌ها بیشتر سیاسی و اجتماعی است - نیما نامداری

نمی‌بينيد؟ - احمد زیدآبادی

خودکشی سهمیه‌بندی - آرش حسن‌نیا

 

 

مرتبط:

دو نکته در باب سهمیه‌بندی بنزین - حامد قدوسی

افزایش قیمت بنزین تاثیری روی تورم ندارد - رهام وزیری

بنزین و عقلانیت - حامد قدوسی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 تیر1386ساعت 12:39  توسط امیر علیزاده| 

یک سال دیگر هم از عمر گذشت، شد ۲۶ تا! به همین سادگی و قابل پیش‌بینی‌تر از همیشه. اما هم‌آیندی طعنه‌آمیزی بود که خانم احمدنیای عزیز، درس بزرگ زندگی را روی وبلاگ‌اش داده. در نگاه اول خیلی کلیشه‌ای‌ست، اما از صبح چند بار آن را خوانده‌ام تا بتوانم به خاطر بسپارم‌اش...

پ.ن: حرفم را پس می‌گیرم، اصلاً قابل پیش‌بینی نبود...

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 تیر1386ساعت 19:57  توسط امیر علیزاده| 

Blogroll Me!