تبليغاتX
فریادنامه

فریادنامه

یادداشت‌های گاه ‌و بیگاه امیر علیزاده

فکر می‌کنید این تصویر چیست؟ یک پوستر تبلیغاتی؟ نشریه‌ای هنری؟ آگهی در صفحات داخلی یک روزنامه؟ 

                               

نه! این صفحه‌ی اول یک روزنامه‌ی جدی است! روزنامه‌ی اتریشی «شتاندارد» که یکی از پرفروش‌ترین جراید اتریش محسوب می‌شود، صفحه‌ی اول شماره‌ی شنبه/یکشنبه‌‌اش را این گونه چاپ کرده است. این صفحه‌ی اول که هیچ تیتری ندارد، چیزی نیست به جز آگهی «ایکئا»ی اتریش. «ایکئا» کمپین بازاریابی بسیار تهاجمی‌ای را در اتریش برای طرح‌ها و محصولات جدیدش آغاز کرده و شعار می‌دهد که «انسان‌ها با نیاز‌ها، رویاها و ایده‌هاشان» در مرکز این کمپین قرار دارند. «ایکئا» با این طرح‌های رنگارنگ جدید قصد دارد موضع‌اش را در بازار اثاثیه و دکوراسیون اتریش، به عنوان مارکی که «شادی را در منازل زنده می‌کند، انسان را می‌فهمد و به آنها این امکان را می‌دهد که شکوفا شوند»، تثبیت کند. آگهی‌های متناسب با این استراتژی بازاریابی هم از شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی اتریش پخش می‌شوند.

اما مهم‌تر از این بازاریابی تهاجمی، اقدام روزنامه‌ی «شتاندارد» است. این روزنامه‌ی چاپ وین که گرایشی لیبرال دارد و اولین روزنامه‌ی اتریش با یک سردبیر زن است[+]، کل صفحه‌ی یک‌اش را با عنوان «خوشبختی جدید برای منزل تو» کاملاً به آگهی ایکئا اختصاص داده. حتی سرکلیشه‌های ستون‌های ثابت صفحه‌ی یک مثل «بورس»، «آب و هوا» و «امروز» سر جاش است، اما زیر آنها فقط طرح‌های ایکئا دیده می‌شود! به نظرم این اتفاق جدیدی در مطبوعات است، چون پیش از این چنین چیزی ندیده بودم. آیا این گونه آگهی دادن حرفه‌ای‌ست؟ با معیارهای اخلاقی سازگار است؟ مرز کسب درآمد برای یک روزنامه کجاست؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 11:41  توسط امیر علیزاده| 

نمی‌خواستم اینجا چیزی درباره‌ی مشاجره‌ی روزنامه با سازمان تربیت بدنی بنویسم. اما چون ماجرا همچنان ادامه یافته و سازمان (که همانند سایر بخش‌های دولت نهم انتقادناپذیر است و روابط عمومی‌اش وقت زیادی را برای «پاسخ‌گویی» صرف می‌کند) به برخوردهای سلبی و تندش ادامه می‌دهد، گفتم شرحی از ماجرا را بدهم. قضاوت با خودتان. 

داستان از شکست تیم ملی در جام ملت‌های آسیا و این یادداشت هیوا با عنوان «شكست قلعه‌نويی؛ شكست مديريت ورزش» آغاز شد. در این یادداشت او نوک انتقاد را به سمت مدیریت ورزش فعلی و شخص محمد علی‌آبادی، رییس سازمان گرفت و شیوه‌ی مدیریت و برنامه‌ریزی او را نقد گرفت. از متد خنده‌دار «خرد جمعی» برای انتخاب سرمربی گرفته تا گماشتن بستگانش در فدراسیون‌ها و اداره‌ها. به عنوان نمونه پسرش که عضو هيات‌رئيسه فدراسيون شناست و همسرش که عضو هيات‌رئيسه فدراسيون آمادگی جسمانی است. یا باجناق‌اش که مديريت كل امور اداری سازمان ورزش را به عهده گرفته و مسووليت بخشی از كارهای فدراسيون هندبال هم که به پسر او داده شده است.

در پاسخ به این یادداشت روابط عمومی سازمان تربیت بدنی این جوابیه را فرستاد و انتقادات جدی «اعتماد ملی» را از روی «غرض‌ورزی»، «عناد» و «به ‌ويژه برخوردهای سياسی» دانست! در این جوابیه پاسخی به انتقادات داده نشده و سازمان سعی کرده با زدن حرف‌هایی کلی باز برای خودش تبلیغ کند. ما هم در کنار این جوابیه توضیحی دادیم که در پی آن آمده است. در آن از برنامه‌های تبلیغاتی سازمان علی‌آبادی هم انتقاد کردیم و توضیحات شفافی درباره آنها و به خصوص بازی‌های کم‌فایده و پرهزینه‌ی «المپیاد ایرانیان» دادیم.

جوابیه‌ی بعدی یک سری توضیح و توجیه کلی دیگر درباره‌ی انتقادات وارده دربرداشت، البته با چاشنی توهین. سازمان ورزش دولت نهم، این بار انتقادها را حتی از روی «عقده‌گشایی» حزب شکست‌خورده در انتخابات ریاست جمهوری و «انتقام از مردم»!! دانست: «دوستان عزيز ما از شما خرده نمی‌گيريم. به هر حال در روزنامه‌ای فعاليت می‌كنيد كه بنای آن بر مخالفت با دولت مردمی نهم گذاشته شده است. همه هم وغم صاحبان روزنامه و متوليان آن كه شكست‌خوردگان انتخاب رياست‌جمهوری نهم و صاحبان رای عدم اعتماد ملت شريف ايران هستند اين است كه "عقده‌گشايی" كنند و در واقع با برخورد "مغرضانه" با همه بخش‌های دولت نهم، در واقع انتقام خود را از مردمی كه به آنان اعتماد نكرده‌اند بگيرند. در واقع ورزش هم يكی از بخش‌های اين دولت است و بايد افرادی كه به كار گرفته شده‌اند تا امروز قلم خود را در جهت اين هدف به خدمت بگيرند همه انرژی خود را صرف سياه‌نمايی و تخريب دولت البته در بخش ورزش نمايند.» پاسخ اعتماد ملی به این جوابیه در پی‌اش آمد. ضمن اینکه روز یکشنبه، 21 مرداد یادداشت تندی از حسین کروبی، پسر رییس حزب اعتماد ملی که «شکست‌خورده»‌ی انتخابات قلمداد شده یود، در صفحه ورزش چاپ شد (متاسفانه این یادداشت در وب‌سایت روزنامه گذاشته نشده).

اما برخورد سازمان تربیت‌بدنی با این انتقادات، تنها به همین جوابیه‌های توهین‌آمیز محدود نشد. ما پس از تماس با برخی از فدراسیون‌ها متوجه شدیم که سازمان در نامه‌ای محرمانه به همه‌ی فدراسیون‌ها، آنها و کارکنان‌شان را از انجام هر گونه مصاحبه‌ای با روزنامه‌ی «اعتماد ملی» منع کرده است و علاوه بر آن فدراسیون‌های مورد اشاره در این نامه‌نگاری‌ها را ملزم به این کرده که از طریق روابط عمومی خود به روزنامه پاسخ دهند.

دست آخر جوابیه‌ی سازمان به یادداشت حسین کروبی، همراه با اتهاماتی به او، و توضیح گروه ورزش در مورد بخش ورزشی نامه، در شماره‌ی امروز 23 مرداد، منتشر شده است.

ادامه دارد...

پی‌نوشت: این هم تصویر نامه‌‌ی محرمانه‌ای که سازمان تربیت بدنی برای همه‌ی فدراسیون‌ها فرستاده، که ما توانستیم یک نسخه‌اش را بدست بیاوریم (روی عکس کلیک کنید تا نامه را در سایر بزرگ‌تر ببینید).  

                                            

ادامه‌ی ماجرا:
دومین پاسخ حسین کروبی به سازمان تربیت بدنی
جوابیه‌ی فدراسیون آمادگی جسمانی
پشت پرده‌ی المپياد ايرانيان - هیوا یوسفی

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 12:29  توسط امیر علیزاده| 

           

چقدر به دل نشست قهرمانی بسکتبال در آسیا. موفقیت بسیار بزرگی بود. برای اولین بار قهرمان جام ملت‌های آسیا شدیم و پس از ۶۰ سال دوباره به المپیک راه یافتیم. پس از انقلاب این نخستین بار است که در یک ورزش تیمی به المپیک تابستانی راه می‌یابیم. می‌توانید تصور کنید که اگر سال دیگر این جوانان در پکن با غول‌های NBA هم‌گروه شوند و ایران-آمریکا این بار در المپیک تکرار شود،‌ چه ابعادی خواهد داشت؟

فارغ از همه‌ی این‌ها، نحوه‌ی قهرمانی تیم خیره‌کننده و غرورانگیز بود. درست است که اگر تیم چین که میزبان المپیک است،‌ با تیم اول‌اش می‌آمد ایران احتمالاً قهرمان نمی‌شد، اما با این حال این کاری بزرگ بود. درخشش فوق‌العاده‌ی حامد حدادی،‌ سانتر ۲.۱۷ متری تیم با‪ ۳۱‬امتياز و ‪ ۱۰‬ريباند، توپ‌دزدی‌های بی‌نظیر مهدی کامرانی، هوش و تکنیک عالی صمد نیکخواه، همه باعث این پیروزی تاریخی بود. و البته رایکو ترومن، مربی بزرگ صربستانی تیم. او نشان داد که با استفاده از مربیان بزرگ چه قله‌هایی را می‌توان فتح کرد.

بسکتبال ایران پنج سالی می‌شود که سیر صعودی داشته است. قهرمانی تيم جوانان در هند، قهرمانی تيم ‌اميد در تهران، قهرمانی تيم صباباتري در باشگاه‌های آسيا که امسال در تهران برگزار شد، مدال برنز در بازی‌های آسیایی دوحه و حالا قهرمانی شگفت‌انگیز در جام ملت‌های آسيا گواه یک برنامه‌ریزی خوب بلندمدت هستند.

مرتبط:
بسکتبالِ مردانِ ايران: قهرمان آسيا - پرستو دوکوهکی
دو سال جلوتر از برنامه - عنایت آتشی
فیلم 3 دقیقه‌ی آخر بازی 

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 0:51  توسط امیر علیزاده| 

۱۴ مرداد ۱۳۸۶ جنبش آزادی‌خواه و عدالت‌طلب مشروطه در ایران ۱۰۱ ساله می‌شود

اما

هنوز دانشجوی ایرانی را به بند می‌کشند....

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 12:55  توسط امیر علیزاده| 

مطلب‌ام در اعتماد ملی درباره‌ی ساختار قدرت در فوتبال جهان و جایگاه محمد بن‌همام، رییس کنفدراسیون فوتبال آسیا در آن:

محمد بن‌همام خيلی دوست دارد از دوره‌ی چهاردهم جام ملت‌های آسيا كه هفته‌ی گذشته در جاكارتا با قهرمانی عراق به پايان رسيد، با عبارات پرطمطراقی چون «نقطه‌ی عطف» يا «عصر جديد در برگزاری تورنمنت‌ها» در قاره‌ی آسيا ياد كند. او «به جرأت» می‌گويد، دومين جام ملت‌هايی كه در دوره‌ی رياست او بر كنفدراسيون فوتبال آسيا برگزار شده، اولين بار بود كه به صورت «كاملاً‌ حرفه‌ای» سازماندهی و برگزار شد. ریيس قطری ای‌اف‌سی ادعا می‌كند كه بيشتر يا «حتی همه» مسابقاتی كه در گذشته در آسيا برگزار می‌شد، در قسمت مديريت و برگزاری «آماتور» بودند و موفقيت يا عدم موفقيت در برگزاری مسابقات قبلی، همه «اتفاقی» بود. اما اكنون اين مسابقات توسط «انسان‌های كاملا‌ حرفه‌ای» اداره و برگزار شد. ‌

همه تعاريفی كه او از مهم‌ترين محصول سازمان متبوعش به عمل می‌آورد، درست است و اينكه جام ملت‌های آسيا در اين دوره از لحاظ مديريت، بازاريابی و سازماندهی حرفه‌ای برگزار شد، از چشمان هيچ ناظری پنهان نماند. اما در جايی ديگر بن‌همام به چيزی اعتراف می‌كند كه گويای يک نكته‌ی بااهميت است. او می‌گويد در برگزاري جام‌ ملت‌های امسال كه برای نخستين بار در چهار كشور برگزار شد، «شخص سومی» هم كمک كرد و از برگزاری جام‌جهانی و مسابقات، شباهت‌های فراوانی به جام‌جهانی كه محصول فيفاست، داشت. اما اين شباهت تنها به مديريت بازاريابی و مسائلی چون حمايت تام از اسپانسرها و اعطای حقوق تجاری شديداً انحصاری به آنها محدود نمی‌شود. برای درک بهتر اين نزديكی بايد سپ بلا‌تر، ریيس سویيسی فدراسيون بين‌المللی فوتبال و شركايش در كنفدراسيون‌های قاره‌ها را شناخت.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 13 مرداد1386ساعت 22:51  توسط امیر علیزاده| 

یادداشت‌ام در اعتماد ملی درباره‌ی حذف تیم ملی فوتبال در جام ملت‌های آسیا:

10 روز از حذف تيم ملی فوتبال در جام ملت‌های آسيا گذشته و بحث‌های مفصلی به ويژه در تلويزيون براي بررسیي دلا‌يل اين ناكامی انجام شده است. كارشناسانی آمدند و رفتند، اما هيچ‌يک به درد واقعی فوتبال ايران حتی اشاره‌ای گذری هم نكردند. آنها در اين مباحثه‌های طولا‌نی انگشت اتهامشان را تنها به سمت امير قلعه‌نويی و تصميم‌های اشتباهش نشانه رفتند، بدون اينكه نيم‌نگاهی به مشكلا‌ت اساسی فوتبال در اين كشور بيندازند.

در اينكه سرمربي تيم ملی يكی از عوامل اصلی اين شكست است، شكی نيست. اما چقدر بايد از او پرسيد كه چرا سمت راست تيم را كه در سال‌های گذشته نقطه قوتش بوده، به هم ريخته و از حسين كعبی استفاده نكرده است؟ يا چرا جواد كاظميان و ايمان مبعلی را اين‌قدر كم در تركيب قرار داده؟

چند بار بايد گوشزد كرد كه از بازيكنان در پست‌های غيرتخصصی‌شان بازی گرفته؟ چه فايده‌ای دارد كه مدام از سرمربی تيم ايراد گرفته شود كه چرا وقتی ايران در برابر كره بر بازي سوار بوده، تعويض سومش را برای هجومی‌تر كردن بازی تيم و افزايش فشار به حريف به كار نبرده و از دقيقه 90 به فكر اين بوده كه طالب‌لوی پنالتی‌گير را در دقايق پايانی وقت اضافی به ميدان بفرستد؟ بله، همه‌ی اين تصميم‌های غلط باعث باخت تيم ملي شدند، اما معضل اصلی فوتبال ايران فقط همين است؟ واقعا علت اصلی ناكامی دوباره‌ی تيم ملی در آسيا همين مسائل جزئی بود؟ تكرار آنها در اين بحث‌های كش‌دار و انتقاد از مربی‌ای كه مدعی است مسووليت شكست فقط بر عهده اوست، اما از طرفی هيچ انتقادی را نمی‌پذيرد، چه فايده‌ای دارد؟ هيچ! امير قلعه‌نويی معلول است، نه علت.

اما كسی نيامد علت‌های اصلی را بازگو كند. هيچ‌كس نگفت اصلا‌ قلعه‌نويی چرا و چگونه برای هدايت تيم ملی انتخاب شد. كارشناسی نيامد دلا‌يل ضعف ليگ برتر ايران را تجزيه و تحليل كند و پاسخ بدهد كه از ليگ ايران كه در رنكينگ فيفا دومين تيم آسياست، چرا تنها 3 بازيكن در ساير تيم‌های شركت‌كننده حضور داشتند؟ برنامه‌ای نگذاشتند كه در آن تشريح شود چرا باشگاه‌هاي ايران 16 سال است كه نتوانسته‌اند در آسيا قهرمان شوند؟ چرا نمی‌توانند بازيكنان خارجي خوب را جذب و بازيكنان خوب داخلی را حفظ كنند؟ موانع درآمدزايی‌شان در اين ورزش دولتی چيست؟ هيچ صاحب‌نظری سوال نكرد كه اصلا‌ استراتژی فوتبال ايران چيست؟ چرا قطر و امارات مربی‌شان را با وجود حذف در مرحله اول ديگر اخراج نمی‌كنند و جام ملت‌های آسيا تنها قسمتی از برنامه‌های 4 ساله‌شان است، اما درِ فوتبال ايران همچنان بر همان پاشنه می‌چرخد و تورنمنت به تورنمنت فقط به فكر گرفتن نتيجه است؟

كارشناسی نيامد بگويد خُب، حالا‌ كه باختيم و اين جام هم گذشت، از اين به بعد برنامه‌مان چيست؟ در اساسنامه‌ای كه جديدا به تصويب رسيده و فوتبال ايران را از يک محروميت شرم‌آور نجات داده، چه مسائلی عنوان شده؟ در انتخابات پيش رو نامزدهای احتمالی چه كسانی هستند و برنامه‌هايشان چيست؟

بله، در فوتبال ايران اين همه پرسش اساسی و درد صعب‌العلا‌ج وجود دارد، منتها ما 10 روز تمام فقط درباره تعويض طالب‌لو و نيمكت‌نشينی كعبی و كاظميان بحث می‌كنيم.

مرتبط:
جنجال پایانی برنامه‌ی جام چهاردهم - عماد عطایی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 13:51  توسط امیر علیزاده| 

از ته دل برای عراقی‌ها خوشحالم. قهرمانی در جام ملت‌های آسیا یکی از فرصت‌های معدود برای شادی آنها بود که نمی‌دانند فردا زنده‌اند یا نه. این شادمانی پس از سال‌ها جنگ حق‌شان بود. تیم ملی‌شان نیز بدون اغراق استحقاق این قهرمانی را بیش از هر تیم دیگری در چهاردهمین دوره‌ی جام ملت‌های آسیا را داشت.

               

ژوروان ویرا، سرمربی برزیلی تیم  با اینکه تنها دو ماه فرصت داشت، اما تیمی منسجم ساخته بود. او تیمی را در اختیار گرفت که اکثر بازیکنانش سه سال پیش در المپیک آتن چهارم شده بودند و در لیگ‌های خارجی بازی می‌کنند. تنها ۸ بازیکن در لیست ۲۳ نفره تیم در لیگ عراق توپ می‌زنند.  علاوه بر این یک فاکتور مهم دیگر موفقیت این جوانی آن است. میانگین سنی این تیم که قهرمان آسیا شد،‌ تنها  ۲۳ سال بود. در ضمن عامل «انگیزه» را هم نباید در این تیم فراموش کرد. انگیزه‌ی شاد کردن ملتی رنج‌دیده، هر چند کوتاه...

در همین زمینه:
فوتبال جنگ‌زده

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 1:41  توسط امیر علیزاده| 

برخلاف آنچه که گفته می‌شد کنفدراسیون فوتبال آسیا ممکن است در اعطای میزبانی جام ملت‌های اسیا در سال ۲۰۱۱ به قطر ممکن است تجدید نظر کند، سرانجام میزبانی به این کشور کوچک حاشیه‌ی خلیج فارس رسید تا آرزوهای ما برای میزبانی بزرگترین رویداد فوتبال این قاره بربادرود.

شایعه شده بود که ای‌اف‌سی تمایل ندارد دیگر تجربه‌ی رقابت‌های امسال که بی‌تماشاگر بود را چهار سال دیگر با قطر کم‌جمعیت تکرار کند و ترجیح می‌دهد با ایران راه بیاید. اما این تصمیم در نهایت نشان داد که حرکت به سمت حرفه‌ای‌گری و سازماندهی و برگزاری اصولی بازی‌ها برای کنفدراسیون فوتبال آسیا از اهمیت بیشتری برخوردار است. ضمن اینکه کیومرث هاشمی، معاون سازمان تربیت بدنی هفته‌ی گذشته در مالزی، وقتی با طعنه به لزوم حضور تماشاگران زن در استادیوم‌های جام ملت‌ها گفت «شرايط گرفتن ميزبانی تابع شاخص‌ها و استانداردهايی است كه برخی از اين شاخصه‌ها با فرهنگ ما سازگار نيست و اين گونه صلاح ديديم كه درخواست‌مان را ارايه ندهيم»، آب پاکی را روی دست همه‌ی کسانی ریخت که ذره‌ای به برگزاری این مسابقات در ایران امید داشتند.

جالب اینکه قطر با برگزای جام ملت‌ها در سال 1988 و 2011 پس از ایران تنها کشوری خواهد بود که این مسابقات را دو بار برگزار می‌کند. ما قبل از انقلاب دو بار در سال‌های 1968 و 1976 دو بار میزبان جام ملت‌های آسیا بودیم. اما حالا دیگر میزبانی این رقابت‌ها به آرزویی دوردوست تبدیل شده، نه فقط به خاطر غیبت زنان در استادیوم‌ها که به هزار و یک نقطه‌ضعف دیگر که برگزاری حرفه‌ای در چهار شهر مختلف را در این کشور دشوار ساخته است. حداقل تا 12 سال دیگر باید منتظر بود، چرا که سال 2015 نیز استرالیا به احتمال خیلی زیاد برای نخستین بار این رویداد بزرگ را برگزار خواهد کرد.

مرتبط:
امضا علیه تبعیض

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 12:0  توسط امیر علیزاده| 

۱. پس از پرشین‌بلاگ، هکرها به بلاگفا هم حمله کردند. به دنبال سرقت دامین blogfa.com، مسئولین سایت بعد از اینکه در تصمیمی عجیب اعلام کردند که قصد دارند از BLOGFA.IR بصورت دامنه‌ی اصلی سایت استفاده کنند، سرانجام بامداد شنبه موفق شدند دامنه را بازپس بگیرند. این حادثه نشان داد که چقدر امنیت سایت‌های فارسی پایین است. باید به فکر راه‌حلی اساسی‌تر بود.

2. زندگی در ایران امروز سخت و پراضطراب شده است. احساس می‌کنم نه تصمیمات حکومت و نه واکنش‌های مردم، هیچ‌‌یک در حالت تعادل قرار ندارد و این خیلی بد است، چون به جای آرامش، به تو استرس می‌دهد. درصد غیرقابل‌ پیش‌بینی بودن و تلاطم رویداد‌ها بالا رفته و در چنین وضعیتی باید توانایی تصمیم‌گیری در شرایط ابهام را داشت. همین زندگی را سخت و توٱم با نگرانی و ترس می‌کند....

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 0:51  توسط امیر علیزاده| 

Blogroll Me!