ادامهی مطلب
ادامهی مطلب
به نظر من پایاننامه قسمت مهمی از تحصیلات تکمیلی است. پایاننامه فراتر از یک کار پژوهشیست و چه کاربردی باشد و چه نظری، باید ذهن دانشجو را در مسیر تبیین و حل مسائل اجتماعی و سازمانی به حرکت درآورد. دانشجو با نوشتن پایاننامه دانشاش را در یک فضای واقعی به کار میگیرد و میآزماید. اما در ایران متاسفانه آن طور که باید و شایسته است، به آن اهمیت داده نمیشود.
قبول دارم که دانشجویان کمکاری میکنند، در طول تحصیلشان مطالعهی کافی ندارند، و اغلب کار پایاننامه را هم میخواهند سَمبَل کنند و مدرکشان را بگیرند. اما استادها هم واقعاً باید نگاهی به خودشان بیاندازند و از خودشان بپرسند که آنها چقدر در کیفیت پایین پایاننامهها مقصرند؟ مورد صحبت من در اینجا داشنگاههای دولتی است و طبعاً در سایر دانشگاهها هم این مشکل وجود دارد. اغلب اساتید مشاغل دیگری هم دارند و به دلیل شرایط اقتصادی و دستمزدهای نسبتاً پایین در دانشگاه، کمتر استادی را میتوانید پیدا کنید که تدریس در دانشگاه شغل اصلیاش باشد. به خاطر همین هم کمتر به کارهای پژوهشی و نوشتن مقاله و کار با دانشجویان میرسند. متاسفانه کم نیستند استادهایی که دانششان به روز نیست و همچنین استادهایی که حتی به زبان انگلیسی هم تسلط ندارند!
حالا قصدم این نیست که بگویم مقصر اصلی استادها هستند! فقط هر وقت استادی درمیآید که داشجویان فلاناند و بهمان و اصلا درس نمیخوانند و بیسوادند و الخ، عصبانی میشوم که چرا ضعفهای خودشان را نمیپذیرند! فکر میکنم این مشکل کل جامعهی ماست که آدمها خیلی سخت از خودشان انتقاد میکنند. کیفیت پایین نظام آموزش عالی ایران دلایل متعددی دارد. یک دلیلش کوتاهی و تنبلی دانشجویان است، یکیاش هم کمکاری استادها.
