ادامهی مطلب
ادامهی مطلب
دوستان و همکارانم در اعتماد ملی ویژهنامهی خوب و کاملی برای المپیک پکن با محور کاروان ایران درآوردهاند که امروز به عنوان ضمیمهی روزنامه منتشر شده است. سایت بیبیسی فارسی نیز یک صفحهی ویژهی المپیک دارد که تقریباً کامل است و با خبر و گزارشهای تحلیلی به روز میشود. من هم یک مطلب دربارهی آلودگی هوا و خطر تروریسم به عنوان بزرگترین نگرانیها در المپیک، برای سایت نوشتهام که در ادامهی این پست میتوانید بخوانید.
ادامهی مطلب
وقتی تيم ملی هفتهی گذشته از سفر 17 روزهاش در اسپانيا و چک به ايران برگشت، احتمالا خيلیها از جمله هواداران و خبرنگاران به شدت كنجكاو شده بودند و دنبال تصاويری تازه از بازيكنان میگشتند تا ببينند در اين مدت نه چندان كم، چه تغييری كردهاند، چون به جز يک تصوير مربوط به آخرين بازی تداركاتی مقابل اسلاويا پراگ كه آن هم از وبسايت اختصاصی اين باشگاه برداشته شده بود و در آن تنها هادی عقيلی ديده میشد كه ميان دو بازيكن حريف روی زمين افتاده، در رسانهها برهوت محض تصويری و خبری حكمفرما بود. دريغ از يک عكس يا يک فيلم از تمارين تيم ملی، نه در اسپانيا و نه در جمهوری چک.
تلويزيون در كل اين 17 روز، هرگاه قصد پخش خبر كوتاهی از تيم ملی را داشت، تصاوير تكراری و آرشيوی مربوط به يک جلسهی تمرينی در كمپ تيم ملی را پخش میكرد و روزنامهها هم دل به آرشيو عكسشان بسته بودند. در واقع شرايطي به وجود آمده بود كه يادآور پوشش رسانهای 20، 30 سال پيش بود و هيچ ارتباطي به اطلاعرسانی از اردوی يک تيم ملی در عصر اطلاعات نداشت. تيمي كه از قضا سی و هفتم رنكينگ فيفاست، در 10 سال گذشته دو بار به جام جهانی راه يافته و اين اردوها را نيز به منظور آمادگی هرچه بيشتر برای صعود به جام جهانی 2010 آفريقای جنوبی برگزار كرد.
مسووليت اين وضعيت غيرحرفهایِ تاسفبار، بيش از هركس بر عهدهی فدراسيون فوتبال است كه لزومی به اطلاعرسانی نمیبيند و خبرنگار و عكاسی را همراه تيم ملی نمیبرد. حتی اگر اين خواست سرمربی تيم ملی بوده باشد كه بازيكنانش دور از هياهوی رسانهها تمرين كنند، غيرقابل توجيه است، چون فعلاً در شرايط حساس پيش از يک تورنمنت نيستيم و علاوه بر آن اگر هم نيازی به آرامش بود، میشد برخی جلسات تمرينی را پشت درهای بسته برگزار كرد، اما در عين حال در كنفرانسهاي مطبوعاتی به رسانههای عمومی پاسخگو بود.
دومين مقصر صدا و سيماست. معلوم نيست دفاتر اين نهاد عمومی در مادريد و پراگ در اين مدت چه میكردند و كجا بودند كه حتی يک بار هم نياز مردم به اخبار و تصاويری از وضعيت تيم ملی را برآورده نكردند. اما اين بیميلی صدا و سيما برای تهيه گزارشهای اختصاصی و ساختن برنامه از تمرينات تيم ملی در اردوی اروپايیاش، يک دليل كلیتر دارد كه به واقعيتی تلخ در فوتبال ايران برميگردد. اينكه صدا و سيما برای حقوق رسانهای تيم ملي، حتی يک ريال هم نمیپردازد، طبيعی است كه آدم برای چيزی كه مفت به دست آورده باشد، دلسوزی هم نمیكند. در صورتی كه اگر براي تصاحب حقوق رسانهای تيمی كه محصول فدراسيون فوتبال ايران است و هواداران بسياری هم دارد، هزينه میكرد همانند شبكههای خارجی برای اينكه هزينههايش را جبران كند، به سادگی از چنين فرصتهايی نمیگذشت و به تهيهی گزارشهای ديدنی و شنيدنی از تيم ملی اهميت میيداد و صرفاً به پخش 90 دقيقه مسابقه بسنده نمیكرد.
حالا چند روز پیش یک ایمیل اعتراضی به داتک زدم و در آن نوشتم این کارشان اصلاً درست نیست و مشتری برای انتخاب ارائهدهندهی خدمات همین چیزهای در ظاهر ساده را برای تصمیمگیری ملاک قرار میدهد و شما اگر بخواهید مشتریانتان را حفظ کنید، باید دست از این کارها بردارید! خلاصه فرداش به طور ناگهانی فیلطر بلاگرولینگ برداشته شد! حالا اثر آن ایمیل بوده یا اینکه واقعاً برنامهاش را داشتهاند، نمیدانم. در هر صورت دستشان درد نکند، به این میگویند مشتریمداری!
لیتبارسکی 48 ساله که صبح روز شنبه در محل کمپ سایپا در ازمیت ترکیه به تیم معرفی شد و رسما کارش را آغاز کرد، به عنوان بازیکن دو بار با تیم ملی آلمان در جامهای جهانی 1982 و 1986 نایب قهرمان و يک بار در جام جهانی 1990 قهرمان شده است، اما به عنوان مربی به موفقیت چشمگیری دست نیافته است.
ادامهی مطلب
با این سیستم فرسوده و خشک و ایدئولوژیکِ عقبافتادهی آموزشی ما که قاتل ذوق و خلاقیت کودکان است، واقعاً غنیمتیست که یک تشکل غیردولتی پیدا شود و برنامههای آموزنده و جالبی را برای بچهها تدارک ببیند.
یک تشکلی هست به نام انجمن طرح سبز که یک تشکل غیردولتی و غیرانتفاعیست و هدفاش آن طور که خودش بیان کرده، «حفاظت از حیات وحش و تنوع زیستی در ایران» است. این ارگان که ظاهراً اعضایش هم همه جواناند، یک سری کارهای میدانی و پروژههای تحقیقاتی و فعالیتهای دیگری را در این راستا انجام میدهد. من راستاش فقط تعریفشان را شنیدهام، البته از وبسایتشان هم پیداست که جوانان بسیار فعالیاند.
حالا یکی از کارهای بسیار جالبی که انجمن طرح سبز انجام داده، برگزاری یک کمپ تابستانی سه روزه با عنوان «انسان، طبیعت، تجربههای نو» برای کودکان و نوجوانانِ 10 تا 16 ساله در تالابِ بندر کیاشهر گیلانِ زیبا بود. در این کمپ یک سری آموزشها از کمپینگ و کولهچینی و نقشهخوانی و کار با قطبنما و GPS و درست کردن آتش و تهیهی غذا گرفته تا آموزش نجاری و چرخهی حیات و تکامل، به بچه داده شد و یک سری برنامههای تفریحی جذاب هم انجام شد.
واقعاً سطح آگاهی جامعهی ما در مورد محیط زیست و ضرورت حفظ منابع طبیعی پایین است و بهترین کار هم آموزش از همین سنین پایین است. آن هم آموزش نسلی که به قول یکی از مربیان این طرح، با موبایل و آیپاد و پلیاستیشن بزرگ میشود و تازه در مدارس ما هم که چیزی به آن صورت راجع به تنوع زیستی و محیط زیست یاد نمیگیرند. واقعاً دستشان درد نکند! البته بر خلاف عکسی که روی پوستر این برنامه هست، دختران و پسران متاسفانه حتی در این سن هم باید از هم جدا شوند! برنامهی قبلی که از نوزدهم تا بیست و یکم تیر ماه بود، مربوط به پسران بود و در برنامهی بعدی که از شانزدهم تا نوزدهم مرداد است، دختران میتوانند شرکت کنند. به هر حال گفتیم، همین هم غنیمت است...
