تبليغاتX
فریادنامه
فریادنامه | یادداشت‌های جسته و گریخته‌ی امیر علیزاده
در پایان روز دوم المپیک پکن، چین با شش مدال طلا و دو نقره در جدول مدال‌ها بالاتر از کره‌ی جنوبی و آمریکادر رده‌ی اول قرار دارد. چینی‌ها می‌خواهند برای نخستین بار در تاریخ المپیک اول شوند. آنها چهار سال پیش هم در آتن برای اولین بار از روس‌ها بالاتر قرار گرفتند و تنها شش مدال طلا نسبت به آمریکا کمتر داشتند. بسیاری از کارشناسان معتقدند که تعداد کل مدال‌های آمریکا در این المپیک هم بیشتر خواهد بود، اما چین با کسب مدال‌های طلای بیشتر در کشور خودش اول خواهد داشت. در مورد این هدف بلند چین و برنامه‌ریزی بلندمدت آنها برای رسیدن به آن، برای ویژه‌نامه‌ی اعتماد ملی ـ که پنجشنبه‌ی گذشته منشتر شد اما در وب‌سایت گذاشته نشد ـ مطلبی نوشتم که در ادامه‌ی این پست می‌توانید بخوانید.
ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 1:32  توسط امیر علیزاده| 

بالاخره انتظارها به سر رسید و المپیک پکن از دیروز در رشته‌ی فوتبال زنان با شعار "یک جهان، یک رویا" آغاز شد. البته مراسم افتتاحیه فردا برگزار می‌شود. با وجود تمام انتقادهایی که به خاطر برخی مسائل سیاسی و اجتماعی به چینی‌ها وارد است، فکر می‌کنم بازی‌های باشکوه و به‌یادماندنی‌ای را شاهد باشیم.

دوستان و همکارانم در اعتماد ملی ویژه‌نامه‌ی خوب و کاملی برای المپیک پکن با محور کاروان ایران درآورده‌اند که امروز به عنوان ضمیمه‌ی روزنامه منتشر شده است. سایت بی‌بی‌سی فارسی نیز یک صفحه‌ی ویژه‌ی المپیک دارد که تقریباً کامل است و با خبر و گزارش‌های تحلیلی به روز می‌شود. من هم یک مطلب درباره‌ی آلودگی هوا و خطر تروریسم به عنوان بزرگ‌ترین نگرانی‌ها در المپیک، برای سایت نوشته‌ام که در ادامه‌ی این پست می‌توانید بخوانید.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 مرداد1387ساعت 1:41  توسط امیر علیزاده| 

یادداشت‌ام در اعتماد ملی در انتقاد از اینکه از تیم ملی فوتبال در کل اردوی ۱۷ روزه‌اش در اسپانیا و چک خبری نبود و تنها یک عکس منتشر شد:

وقتی تيم ملی هفته‌ی گذشته از سفر 17 روزه‌اش در اسپانيا و چک به ايران برگشت، احتمالا‌ خيلی‌ها از جمله هواداران و خبرنگاران به شدت كنجكاو شده بودند و دنبال تصاويری تازه از بازيكنان می‌گشتند تا ببينند در اين مدت نه چندان كم، چه تغييری كرده‌اند، چون به جز يک تصوير مربوط به آخرين بازی تداركاتی مقابل اسلا‌ويا پراگ كه آن هم از وب‌سايت اختصاصی اين باشگاه برداشته شده بود و در آن تنها‌ هادی عقيلی ديده می‌شد كه ميان دو بازيكن حريف روی زمين افتاده، در رسانه‌ها برهوت محض تصويری و خبری حكمفرما بود. دريغ از يک عكس يا يک فيلم از تمارين تيم ملی، نه در اسپانيا و نه در جمهوری چک.

تلويزيون در كل اين 17 روز، هرگاه قصد پخش خبر كوتاهی از تيم ملی را داشت، تصاوير تكراری و آرشيوی مربوط به يک جلسه‌ی تمرينی در كمپ تيم ملی را پخش می‌كرد و روزنامه‌ها هم دل به آرشيو عكس‌شان بسته بودند. در واقع شرايطي به وجود آمده بود كه ياد‌آور پوشش رسانه‌ای 20، 30 سال پيش بود و هيچ ارتباطي به اطلا‌ع‌رسانی از اردوی يک تيم ملی در عصر اطلا‌عات نداشت. تيمي كه از قضا سی ‌و هفتم رنكينگ فيفاست، در 10 سال گذشته دو بار به جام جهانی راه يافته و اين اردوها را نيز به منظور آمادگی هرچه بيشتر برای صعود به جام جهانی 2010 آفريقای ‌جنوبی برگزار كرد.

مسووليت اين وضعيت غيرحرفه‌ایِ تاسف‌بار، بيش از هركس بر عهده‌ی فدراسيون فوتبال است كه لزومی به اطلا‌ع‌رسانی نمی‌بيند و خبرنگار و عكاسی را همراه تيم ملی نمی‌برد. حتی اگر اين خواست سرمربی تيم ملی بوده باشد كه بازيكنانش دور از هياهوی رسانه‌ها تمرين كنند، غيرقابل توجيه است، چون فعلاً‌ در شرايط حساس پيش از يک تورنمنت نيستيم و علا‌وه بر آن اگر هم نيازی به آرامش بود، می‌شد برخی جلسات تمرينی را پشت درهای بسته برگزار كرد، اما در عين حال در كنفرانس‌هاي مطبوعاتی به رسانه‌های عمومی پاسخگو بود.

دومين مقصر صدا و سيماست. معلوم نيست دفاتر اين نهاد عمومی در مادريد و پراگ در اين مدت چه می‌كردند و كجا بودند كه حتی يک بار هم نياز مردم به اخبار و تصاويری از وضعيت تيم ملی را برآورده نكردند. اما اين بی‌ميلی صدا و سيما برای تهيه گزارش‌های اختصاصی و ساختن برنامه از تمرينات تيم ملی در اردوی اروپايی‌اش، يک دليل كلی‌تر دارد كه به واقعيتی تلخ در فوتبال ايران برمي‌گردد. اينكه صدا و سيما برای حقوق رسانه‌ای تيم ملي، حتی يک ريال هم نمی‌پردازد، طبيعی است كه آدم برای چيزی كه مفت به دست آورده باشد، دلسوزی هم نمی‌كند. در صورتی كه اگر براي تصاحب حقوق رسانه‌ای تيمی كه محصول فدراسيون فوتبال ايران است و هواداران بسياری هم دارد، هزينه می‌كرد همانند شبكه‌های خارجی برای اينكه هزينه‌هايش را جبران كند، به سادگی از چنين فرصت‌هايی نمی‌گذشت و به تهيه‌ی گزارش‌های ديدنی و شنيدنی از تيم ملی اهميت میي‌داد و صرفاً به پخش 90 دقيقه مسابقه بسنده نمی‌كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 مرداد1387ساعت 11:29  توسط امیر علیزاده| 

یک تشکر به شرکت داتک بدهکاریم! فکر می‌کنم تا به حال در وب زیاد از این ISP به خاطر فیل‌طرینگ شدیدش انتقاد شده. یکی از این موارد سایت بلاگرولینگ بود که برخلاف بسیاری از ارائه‌دهندگان خدمات اینترنت، داتک فیل‌طرش کرده بود. برای نویسندگان و خوانندگان وبلاگ این یک مورد دیگر بیش از حد آزاردهنده بود. نه اینکه کل این ماجرای فیل‌طرینگ بیهوده و مسخره نباشد، اما این یکی دیگر افتضاح بود!

حالا چند روز پیش یک ای‌میل اعتراضی به داتک زدم و در آن نوشتم این کارشان اصلاً درست نیست و مشتری برای انتخاب ارائه‌دهنده‌ی خدمات همین چیزهای در ظاهر ساده را برای تصمیم‌گیری ملاک قرار می‌دهد و شما اگر بخواهید مشتریان‌تان را حفظ کنید، باید دست از این کارها بردارید! خلاصه فرداش به طور ناگهانی فیل‌طر بلاگرولینگ برداشته شد! حالا اثر آن ای‌میل بوده یا اینکه واقعاً برنامه‌اش را داشته‌اند، نمی‌دانم. در هر صورت دست‌شان درد نکند، به این می‌گویند مشتری‌مداری!

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مرداد1387ساعت 0:51  توسط امیر علیزاده| 

مطلب‌ام درباره‌ی پی‌یر لیتبارسکی، سرمربی جدید تیم سایپا،که برای سایت بی‌بی‌سی فارسی نوشته‌ام  را می‌توانید در ادامه‌ی همین پست بخوانید:
 
پی‌یر لیتبارسکی تنها دو هفته پس از اخراج از باشگاه دسته‌ دومی آویسپا فوکواوکا در ژاپن، به عنوان سرمربی جدید تیم فوتبال سایپا منصوب شد. بازیکن پیشین تیم ملی آلمان با قراردادی یک ساله جانشین علی دایی، سرمربی کنونی تیم ملی ایران شده است.

لیتبارسکی 48 ساله که صبح روز شنبه در محل کمپ سایپا در ازمیت ترکیه به تیم معرفی شد و رسما کارش را آغاز کرد، به عنوان بازیکن دو بار با تیم ملی آلمان در جام‌های جهانی 1982 و 1986 نایب قهرمان و يک بار در جام جهانی 1990 قهرمان شده است، اما به عنوان مربی به موفقیت چشم‌گیری دست نیافته است.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 0:20  توسط امیر علیزاده| 

با این سیستم فرسوده و خشک و ایدئولوژیکِ عقب‌افتاده‌ی آموزشی ما که قاتل ذوق و خلاقیت کودکان است، واقعاً غنیمتی‌ست که یک تشکل غیردولتی پیدا شود و برنامه‌های آموزنده و جالبی را برای بچه‌ها تدارک ببیند.

یک تشکلی هست به نام انجمن طرح سبز که یک تشکل غیردولتی و غیرانتفاعی‌ست و هدف‌اش آن طور که خودش بیان کرده، «حفاظت از حیات ‌وحش و تنوع زیستی در ایران» است. این ارگان که ظاهراً اعضایش هم همه جوان‌اند، یک سری کارهای میدانی و  پروژه‌های تحقیقاتی و فعالیت‌های دیگری را در این راستا انجام می‌دهد. من راست‌اش فقط تعریف‌شان را شنیده‌ام، البته از وب‌سایت‌شان هم پیداست که جوانان بسیار فعالی‌اند.

حالا یکی از کارهای بسیار جالبی که انجمن طرح سبز انجام داده، برگزاری یک کمپ تابستانی سه روزه با عنوان «انسان، طبیعت، تجربه‌های نو» برای کودکان و نوجوانانِ 10 تا 16 ساله در تالابِ بندر کیاشهر گیلانِ زیبا بود. در این کمپ یک سری آموزش‌ها از کمپینگ و کوله‌چینی و نقشه‌خوانی و کار با قطب‌نما و GPS و درست کردن آتش و تهیه‌ی غذا گرفته تا آموزش نجاری و چرخه‌ی حیات و تکامل، به بچه داده شد و یک سری برنامه‌های تفریحی جذاب هم انجام شد.  

واقعاً سطح آگاهی جامعه‌ی ما در مورد محیط زیست و ضرورت حفظ منابع طبیعی پایین است و بهترین کار هم آموزش از همین سنین پایین است. آن هم آموزش نسلی که به قول یکی از مربیان این طرح، با موبایل و آی‌پاد و پلی‌استیشن بزرگ می‌شود و تازه در مدارس ما هم که چیزی به آن صورت راجع به تنوع زیستی و محیط زیست یاد نمی‌گیرند. واقعاً دست‌شان درد نکند! البته بر خلاف عکسی که روی پوستر این برنامه هست، دختران و پسران متاسفانه حتی در این سن هم باید از هم جدا شوند! برنامه‌ی قبلی که از نوزدهم تا بیست و یکم تیر ماه بود، مربوط به پسران بود و در برنامه‌ی بعدی که از شانزدهم تا نوزدهم مرداد است، دختران می‌توانند شرکت کنند. به هر حال گفتیم، همین هم غنیمت است...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 0:24  توسط امیر علیزاده|