طولانیترین و گرانترین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا امروز به پایان میرسد. شبکهی ZDF آلمان از 2:15 بامداد فردا برنامهاش شروع میشود و "آنلاین" آخرین گزارشها را میدهد. من که بعد از تماشای بازیهای لیگ قهرمانان اروپا ـ تا آنجا که چشمها یاری کنند! ـ میخواهم پای تلویزیون بنشینم ببینم آقای اوباما در نهایت پیروز میشود یا نه. چه بخواهی، چه نخواهی، انتخابات آمریکا در سرنوشت همهی ما تاثیر میگذارد.
بر اساس آخرین نظرسنجیها که ظاهراً باراک اوباما پیروز است، اما همان ظاهراً! میگویند در سیستم نظرسنجی آمریکا که خیلی هم دقیق نیست، ممکن است خیلیها نژادپرستیشان را نشان ندهند. حالا نه الزاماً نژادپرستی، اما همین که دوست نداشته باشند یک سیاهپوست رییس جمهورشان شود.
من که هنوز فکر میکنم انتخاب شدن باراک اوباما، با وجود این همه حمایت از کالین پاول جمهوریخواه گرفته تا تام هنکس و رابرت دنیرو و بروس اسپرینگستین و خیلیهای دیگر، در جامعهای که درصد قابل توجهاش هنوز مخالف سقط جنین و مخالف ممنوعیت خرید و فروش آزاد اسلحه است و ظرفیت اصلاحطلبیاش در حد ال گور و جان کری هم نیست، در حد یک معجزه باشد! حالا باید ببینیم چه میشود دیگر...
در اینجا یک توضیح مختصر هم راجع به سیستم پیچیدهی انتخابات آمریکا بدهم. چون خودم هم دقیقاً نمیدانستم این کالج انتخاباتی چگونه کار میکند و گفتم اینجا آنچه را متوجه شدم نقل کنم شاید به درد کسانی که نمیدانند بخورد.
انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در واقع یک جور انتخابات غیرمستقیم است. درست است که مردم در روز انتخابات به نامزد مورد نظرشان رای میدهند، اما در نهایت انتخاب رییس جمهور توسط کالج انتخاباتی انجام میگیرد. هر یک از ایالتهای آمریکا بسته به جمعیت دارای تعداد مشخصی رای در این کالج انتخاباتی است. در واقع تعداد آرا برابر است با تعداد نمایندگان آن ایالت در مجلس نمایندگان که بر اساس جمعیت انتخاب میشوند و تعداد سناتورها که برای هر ایالت دو نفر هستند. تعداد کل آرای کالج 538 رای است، که بیشترین با 55 رای از آن ایالت کالیفرنیاست و کمترین آرا را نیز آلاسکا با سه رای دارد. هر نامزدی که بتواند بیش از نصف آرای یک ایالت را کسب کند، کل آرای آن ایالت در کالج انتخاباتی را کسب کرده است. در نهایت هم هر نامزدی که در مجموع به 270 رای کالج دست یابد، پیروز میشود. هدف از طراحی سیستم کالج انتخاباتی، کاهش وزن ایالتهای پرجمعیت و افزایش اهمیت ایالات کوچکتر است.
نهایی: معجزه رخ داد و باراک اوباما، این مرد خوشفکر و خوشبیان و کاریزماتیک، مقتدرانهتر و با اختلافی بیشتر از آنچه کسی تصور میکرد رییس جمهور شد (+ و +). کارنامهی افتضاح جورج بوش و بحران مالی مردم آمریکا را بر آن داشت تا این تحول تاریخی را رقم بزنند و برای نخستین بار یک سیاهپوست را به کاخ سفید بفرستند. طبق نظرسنجیها برای بیش از ۶۰ درصد از رایدهندگان مسائل اقتصادی مهمترین عامل برای شرکت در انتخابات بود و عراق در اولویت بعدی قرار داشت و تنها برای ۱۰ درصد مردم مهمترین عامل بود.
امیدواریم این "تغییر" منجر به تغییرات مثبت در این کشور و در کل جهان و به خصوص برای ما در ایران شود. اما اوباما کوهی از مشکلات را به ارث میبرد. ۱۲ هزار میلیارد دلار بدهی، عراق، افغانستان، مسالهی رابطه با ایران، بحران انرژی و تغییر اقلیم و الخ. صاحبنظران این برهه را با دورهی بیش از شصت سال پیش مقایسه میکنند که روزولت دو چالش عظیم جنگ جهانی دوم و رکود بزرگ را پیش رو داشت.
دیروز روزنامهی "هرالد تریبون" با یک لطیفهی ظریف به استقبال پیروزی باراک اوباما رفته بود: یکی از مشاورین باراک اوباما در روز انتخابات پیش او میرود و میگوید که یک خبر خوب و یک خبر بد برایش دارد. اوباما میگوید خب اول خبر خوب را بگو. مشاور هم خبر میدهد: «تو رییس جمهور آمریکا شدی!» بعد اوباما که پیش خود فکر میکند دیگر خبر بد هر چه باشد میتواند آن را تحمل کند، میگوید حالا خبر بد را بگو. مشاور هم میگوید: «تو رییس جمهور آمریکا شدی!»