تبليغاتX
فریادنامه
فریادنامه | یادداشت‌های جسته و گریخته‌ی امیر علیزاده
خب ظاهراً موج تغییرات باراک اوباما خیلی زود به ایران رسید و هفته‌نامه‌ی "شهروند امروز" توقیف شد. هر چقدر اول صبح با پیروزی باراک اوباما خوشحال شدیم، خبر توقیف این نشریه‌ی خوب آخر شب روی سرمان خراب شد! محمد قوچانی در شماره هفته‌ی گذشته در پاسخ به انتقادی از محسن آرمین نوشته بود که هر بار روزنامه یا نشریه‌ای که او و تیم‌اش در آن کار می‌کرده‌اند توقیف شده است، با «سماجت» سعی کرده‌اند «روزنه‌ای در فضای مطبوعاتی» برای خودشان بگشایند. نمی‌دانم این «سماجت» تا کی دوام می‌آورد.

همزمان با «شهروند امروز»، ظاهراً ماهنامه‌ی فرهنگی‌ـ‌هنری "ارژنگ" هم که به جای نشریه‌ی توقیف‌شده‌ی "هفت" درمی‌آمد، توقیف شده و از قرار معلوم  در روزها و هفته‌های پیش رو نوبت به روزنامه‌ها و نشریات دیگر اصلاح‌طلب هم می‌رسد و باز عده‌ای از دوستان و همکاران خانه به دوش، بیکار خواهند شد و آزادی ناچیز مطبوعات ایران، ناچیزتر...

تکمیلی:
"شهروند امروز" شنبه 18 آبان منتشر می‌شود! ـ کارگزاران

مرتبط:
ابر بارانش گرفته است... و چه بی‌موقع... ـ محسن آزرم 
مهم نيست «دليل» چه بوده! ـ فهیمه خضرحیدری
توهم «شهروند» بودن ـ ساسان آقایی
ابهام در دلیل توقیف "شهروند امروز" ـ مدیانیوز

بایگانی:
مطبوعات در محاق

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 2:21  توسط امیر علیزاده| 

‌طولانی‌ترین و گران‌ترین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا امروز به پایان می‌رسد. شبکه‌ی ZDF آلمان از 2:15 بامداد فردا برنامه‌اش شروع می‌شود و "آنلاین" آخرین گزارش‌ها را می‌دهد. من که بعد از تماشای بازی‌های لیگ‌ قهرمانان اروپا ـ تا آنجا که چشم‌ها یاری کنند! ـ می‌خواهم پای تلویزیون بنشینم ببینم آقای اوباما در نهایت پیروز می‌شود یا نه. چه بخواهی، چه نخواهی، انتخابات آمریکا در سرنوشت همه‌ی ما تاثیر می‌گذارد.

بر اساس آخرین نظرسنجی‌ها که ظاهراً باراک اوباما پیروز است، اما همان ظاهراً! می‌گویند در سیستم نظرسنجی آمریکا که خیلی هم دقیق نیست، ممکن است خیلی‌ها نژادپرستی‌شان را نشان ندهند. حالا نه الزاماً نژادپرستی، اما همین که دوست نداشته باشند یک سیاهپوست رییس جمهورشان شود.

من که هنوز فکر می‌کنم انتخاب شدن باراک اوباما، با وجود این همه حمایت از کالین پاول جمهوری‌خواه گرفته تا تام هنکس و رابرت دنیرو و بروس اسپرینگستین و خیلی‌های دیگر، در جامعه‌ای که درصد قابل توجه‌اش هنوز مخالف سقط جنین و مخالف ممنوعیت خرید و فروش آزاد اسلحه است و ظرفیت اصلاح‌طلبی‌اش در حد ال گور و جان کری هم نیست، در حد یک معجزه باشد! حالا باید ببینیم چه می‌شود دیگر...

در اینجا یک توضیح مختصر هم راجع به سیستم پیچیده‌ی انتخابات آمریکا بدهم. چون خودم هم دقیقاً نمی‌دانستم این کالج‌ انتخاباتی چگونه کار می‌کند و گفتم اینجا آنچه را متوجه شدم نقل کنم شاید به درد کسانی که نمی‌دانند بخورد.

انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در واقع یک جور انتخابات غیرمستقیم است. درست است که مردم در روز انتخابات به نامزد مورد نظرشان رای می‌دهند، اما در نهایت انتخاب رییس جمهور توسط کالج انتخاباتی انجام می‌گیرد. هر یک از ایالت‌های آمریکا بسته به جمعیت دارای تعداد مشخصی رای در این کالج انتخاباتی است. در واقع تعداد آرا برابر است با تعداد نمایندگان آن ایالت در مجلس نمایندگان که بر اساس جمعیت انتخاب می‌شوند و تعداد سناتورها که برای هر ایالت‌ دو نفر هستند. تعداد کل آرای کالج 538 رای است، که بیشترین با 55 رای از آن ایالت کالیفرنیاست و کمترین آرا را نیز آلاسکا با سه رای دارد. هر نامزدی که بتواند بیش از نصف آرای یک ایالت را کسب کند، کل آرای آن ایالت در کالج انتخاباتی را کسب کرده است. در نهایت هم هر نامزدی که در مجموع به 270 رای کالج دست یابد، پیروز می‌شود. هدف از طراحی سیستم کالج انتخاباتی، کاهش وزن ایالت‌های پرجمعیت و افزایش اهمیت ایالات کوچک‌تر است.

نهایی: معجزه رخ داد و باراک اوباما، این مرد خوش‌فکر و خوش‌بیان و کاریزماتیک، مقتدرانه‌تر و با اختلافی بیشتر از آنچه کسی تصور می‌کرد رییس جمهور شد (+ و +). کارنامه‌ی افتضاح جورج بوش و بحران مالی مردم آمریکا را بر آن داشت تا این تحول تاریخی را رقم بزنند و برای نخستین بار یک سیاهپوست را به کاخ سفید بفرستند. طبق نظرسنجی‌ها برای بیش از ۶۰ درصد از رای‌دهندگان مسائل اقتصادی مهم‌ترین عامل برای شرکت در انتخابات بود و عراق در اولویت بعدی قرار داشت و تنها برای ۱۰ درصد مردم مهم‌ترین عامل بود.

امیدواریم این "تغییر" منجر به تغییرات مثبت در این کشور و در کل جهان و به خصوص برای ما در ایران شود. اما اوباما کوهی از مشکلات را به ارث می‌برد. ۱۲ هزار میلیارد دلار بدهی، عراق، افغانستان، مساله‌ی رابطه با ایران، بحران انرژی و تغییر اقلیم و الخ. صاحب‌نظران این برهه را با دوره‌ی بیش از شصت سال پیش مقایسه می‌کنند که روزولت دو چالش عظیم جنگ جهانی دوم و رکود بزرگ را پیش رو داشت.

دیروز روزنامه‌ی "هرالد تریبون" با یک لطیفه‌ی ظریف به استقبال پیروزی باراک اوباما رفته بود: یکی از مشاورین باراک اوباما در روز انتخابات پیش او می‌رود و می‌گوید که یک خبر خوب و یک خبر بد برایش دارد. اوباما می‌گوید خب اول خبر خوب را بگو. مشاور هم خبر می‌دهد: «تو رییس جمهور آمریکا شدی!» بعد اوباما که پیش خود فکر می‌کند دیگر خبر بد هر چه باشد می‌تواند آن را تحمل کند، می‌گوید حالا خبر بد را بگو. مشاور هم می‌گوید: «تو رییس جمهور آمریکا شدی!» 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1387ساعت 10:43  توسط امیر علیزاده| 

بالاخره پس از سه سال و نیم یک دستی به سر و روی "فریادنامه" کشیدیم. خجالت‌آور بود این همه رخوت! البته همین تغییر و تحول هم فعلاً فقط در حد طراحی سرصفحه است که آن هم به لطف یک دوست صورت گرفته و بدون کمک او ممکن نبود. تغییرات اساسی‌تر انشالله بماند برای بعد! امیدوارم این وبلاگ با چهره‌ی نو‌ش زنده‌تر هم بشود. روح ادوراد مونش هم به خاطر خلق "جیغ" این شاهکار بزرگ شاد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 0:59  توسط امیر علیزاده| 

مقاله‌ای که برای ‌بی‌بی‌سی فارسی در مورد تاثیر بحران مالی جهان بر فوتبال، به ویژه در چهار کشور انگلستان، ایتالیا، اسپانیا و آلمان نوشتم  را می‌توانید در ادامه‌ی همین پست بخوانید.

***

با رشد فوتبال به عنوان يک صنعت در دهه‌هاى اخير و سرمايه‌گذارى‌هاى هنگفت در بازار بزرگ اين ورزش، باشگاه‌ها نيز همانند ساير بنگاه‌هاى تجارى، در معرض همان تلاطم‌هاى بازار‌هاى مالى جهان قرار مى‌گيرند. بحران مالى اخير جهان نيز در برابر فوتبال، به خصوص در كشورهاى پيشرو، استثنا قائل نخواهد شد.

به گفته‌ی كارشناسان اقتصادى بحران مالى مى‌تواند به صورت مستقيم و غيرمستقيم بر فوتبال اثر بگذارد.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آبان1387ساعت 22:37  توسط امیر علیزاده| 

دوستی پارسال به ایران آمده بود و پیش از بازگشت به کانادا، نشریاتی با موضوعات زنان و فرهنگی‌ـ‌هنری می‌خواست. من هم آن زمان دو مجله‌ی "زنان" و "هفت" را به او معرفی کردم. او هم این نشریات گرفت و با خود برد و خیلی هم خوشش آمد. آنقدر که وقتی همسرش دو، سه ماه پیش به ایران آمد به او سفارش داد تا شماره‌ها‌ی جدید این دو مجله را برایش ببرد. اما خبر نداشت که در این مدت هر دو دیگر وجود نداشتند. البته مانند آنچه در سال‌های گذشته اتفاق می‌افتاد "موقت" توقیف نشده بودند، امتیازشان کلاً لغو شده بود. یعنی از هستی ساقط شده‌ بودند. "زنان" و "هفت" یکی از ده‌ها نشریه‌ای بودند که در سه سال گذشته توسط هیات نظارت وزارت ارشاد، یک نهاد انتخابی، و نه مثل زمان دولت‌های قبل توسط نهاد انتصابیِ قضایی، به محاق رفتند.

همین است که در رده‌بندی جدید آزادی مطبوعات که سالانه توسط گزارشگران بدون مرز منتشر می‌شود، ایران در سال ۲۰۰۸ در میان ۱۷۳ کشور رتبه‌ی شرم‌آور ۱۶۶ را به خود اختصاص داده! پایین‌تر از کشور‌هایی چون عراق، افغانستان، یمن، سومالی، عربستان، فلسطین و بلاروس. گزارشگران بدون مرز در گزارش خود "یادآور" شده که "ایران سال‌هاست که صدرنشین کشورهای خاورمیانه برای داشتن بیشترین تعداد روزنامه‌نگاران زندانی است. و با ١٠ روزنامه‌نگار و وب‌نگار زندانی بزرگترین زندان خاورمیانه برای روزنامه‌نگاران است."

اما من باور دارم که این رده‌بندی، رتبه‌ی واقعی ایران نمی‌تواند نشان داده شده باشد و  در اصل ما شاید جلوتر هم باشیم از برخی کشورها. در هر حال مطمئن‌ام "زنان"ها و "هفت"‌های بعدی دیر یا زود خواهند آمد و ماندگار خواهند بود...

تکمله: یک چیز را یادم رفت بگویم و آن روزنامه‌هایی است که دولت فعلی پس از توقیف و لغو امتیاز ده‌ها نشریه‌ی قدیمی و معتبر، با ریخت و پاش بسیار زیاد منتشر کرده و از قرار معلوم باز هم در دست انتشار دارد. یکی روزنامه‌ی "خورشید" به صاحب امتیازی سازمان تامین اجتماعی است که با چاپ بسیار خوب و تیراژی بالا منتشر می‌شود. این روزنامه که در دکه‌ها توی چشم می‌زند، با پیشنهاد حقوق‌های بسیار بالا و اعطای لپ‌تاپ!! تلاش زیادی کرده تا روزنامه‌نگاران مفلوک با حقوق‌های ناچیز در روزنامه‌های خصوصی را جذب کند. اما خوشبختانه هنوز هم هستند روزنامه‌نگاران باشرفی که دست رد می‌زنند به این جور پیشنهادها. دیگر روزنامه‌ی جدید دولتی، "وطن امروز" به صاحب امتیازی مهرداد بذرپاش از یاران وفادار رییس جمهور، است که بیشتر در بیلبوردهای متعدد و تابلوهای گران دور زمین‌های فوتبال مسابقات لیگ برتر دیده می‌شود. اگر گزارشگران بدون مرز برای رتبه‌بندی سال ۲۰۰۹ آزادی مطبوعات، این جراید جدید و دست و دلبازی دولت برای رسانه‌ها را در نظر بگیرد، احتمالاً ایران چند پله‌ای صعود خواهد کرد!

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آبان1387ساعت 2:14  توسط امیر علیزاده| 

نمی‌دانم باز دسته گل دولت محترم نهم است یا نه، اما برق وبلاگستان خیلی وقته رفته و صدای کسی هم در نیامده! حداقل من که نشنیدم. برخی از ویلاگ‌ها تو همین تاریکی به کارشان ادامه‌ می‌دهند و پرده را پایین نکشیده‌اند و برخی دیگر هم که از امکانات جدیدتر استفاده می‌کنند. ما که از روی تنبلی (شما بخوانید عقب‌ماندگی!!) از این امکانات بی‌بهره‌ایم.

راست‌اش تو این همه مدت اصلاً سراغ ابزار فید نرفتم و با خرابی‌های مدام بلاگرولینگ و فیلتر آن توسط برخی از ISPها، از سرویس فیدخوان آنلاین گوگل ریدر هم استفاده نکردم. به تعریف‌های دوستان هم گوش نکردم. حالا کارم این شده که به صورت رندوم هر روز روی لینک وبلاگ‌ها کلیک کنم تا ببینم کدام‌ها به روز شده‌اند! اما ظاهراً دیگر وقت‌اش شده که تکانی بدهم به خودم و خودم را با تکنولوژی روز هماهنگ کنم، هر چند شتاب‌اش واقعاً ترسناک است. آقای پزشک به طور کامل و مبسوط توضیح داده که چگونه می‌توان یک لینکدونی "گودری" (گوگل+ریدر) ساخت.

البته خدا را چه دیدید، شاید فرجی شد و این بلاگرولینگ بی‌مصرف یک تکانی به خودش داد و وبلاگستان هم دوباره روشن شد و ما هم مجبور نشدیم دنبال آلترناتیوهای دیگر بدویم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 0:52  توسط امیر علیزاده|