تبليغاتX
فریادنامه
فریادنامه | یادداشت‌های جسته و گریخته‌ی امیر علیزاده
پس از این همه معطلی و کش و قوس علما برای انتخاب سرمربی تیم ملی برای سه بازی دشوار باقیمانده در مرحله‌ی مقدماتی جام جهانی در پیونگ‌یانگ مقابل کره شمالی، در تهران در برابر امارات و در سئول با کره جنوبی، آخر سر محمد مایلی‌کهن را انتخاب کردند. مربی‌ای که تیم ملی را به جام جهانی ۹۸ فرانسه نتوانست ببرد و اخراج شد، یکی از بهترین تیم‌های امید تاریخ فوتبال ایران را به المپیک آتن نتواست ببرد و اخراج شد و بیشتر به خاطر اخراج یک بازیکن از تیم به دلیل بازی تخته نرد در اردو سر و صدا کرده بود، مربی‌ای که باعث سقوط تیم فولاد،‌ قهرمان لیگ برتر به لیگ یک شد.

"تصمیم‌گیران" علیرغم شایستگی افشین قطبی و صلاحیت‌اش در این شرایط نسبت به سایر مربی‌ها، در پایان پروسه‌ی کمدی تعیین جایگزین علی دایی،‌ به سه گزینه‌ی محمد مایلی‌کهن، محمود یاوری و امیر قلعه‌نویی رسیده بودند! هر سه زمانی سرمربی تیم ملی بوده‌اند، بی‌موفقیت.

وقتی هم یک خبرنگار پس از اعلام مایلی‌کهن به عنوان سرمربی جدید تیم ملی از آقای کفاشیان،‌ "رییس" فدراسیون فوتبال با اشاره به ناکامی‌های این مربی در گذشته پرسید یک مربی چند بار باید امتحان خود را پس بدهد، فقط گفته: «مربيان داخلی سرمايه‌های ما هستند و تجربه‌های آنها سكو‌های بعد را به دنبال خواهد داشت.» سکوهای بعد؟! کدام سکو؟؟ یک خبرنگار دیگر هم وقتی پرسید با توجه به ناكامی تيم اميد در رسيدن به المپيک و عدم موفقيت تيم ملی در رقابت‌های مقدماتی جام جهانی 98 چطور مایلی کهن را انتخاب كرديد، جناب كفاشيان فرموده: «مايلی كهن در گذشته هم تلاشش را براي تيم ملی انجام داد و در حال حاضر هم بر اساس نظر هيات رييسه فدراسيون فوتبال انتخاب شد»، خجالت‌آور است که هیچ مزیت بهتری به ذهن آقای رییس فدراسیون نرسیده است!

آقای مایلی‌کهن هم هیچ چیز برای از دست دادن ندارد و در واقع در موقعیتی «برد‌ ـ برد» قرار دارد. به اعتقاد من انگیزه‌های شخصی او برای روکم‌کنی از علی دایی، دشمن‌اش، بیشتر از "احساس مسئولیت" اوست. اگر تیم ملی ایران به جام جهانی راه یابد که تمام ناکامی‌های کارنامه‌‌اش پاک می‌‌شود و شکستی سخت را به علی دایی متحمل خواهد کرد. اگر هم راه نیافت که نه تنها هیچ تقصیری را گردن نمی‌گیرد، که باز هم می‌تواند داد و بیداد کند و علی دایی را که یک سال تیم را در اختیار داشته، به عنوان مقصر اصلی جلوه دهد.

در این میان تنها دوستداران تیم ملی‌ هستند که در صورت ناکامی تیم ملی و راه نیافتن به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی افسوس خواهند خورد و حسرت‌اش برایشان باقی خواهد ماند. و نه دولتمردان و مدیران و مربیان نالایقی که دیگر فردا نخواهند بود...

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 23:51  توسط امیر علیزاده| 

چگونه کار به جایی رسید که صد هزار تماشاگر آزادی در تهران، به طرز بی‌سابقه‌ای تیم ملی عربستان را تشویق کردند؟ این سوال را علی دایی باید از خود بپرسد و به این فکر کند که چرا تماشاچیان پس از شکست گران به عربستان علیه‌اش شعارهای رکیکی دادند و او مجبور شد در میان بازیکنان سعودی راهی رختکن شود؟ چه راحت اسطوره‌ها فرومی‌ریزند. به ویژه وقتی مغرور و زیاده‌خواهانه بخواهند با زمین و زمان بجنگند.

شکست به رقیب دیرینه در خانه، عدل در برهه‌ای حساس از مرحله‌ی مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ که حالا موجب سقوط تیم به رده چهارم شد. با تنها ۶ امتیاز، پایین‌تر از کره شمالی (۱۰)، کره جنوبی (۸) و عربستان (۷). هنوز سه بازی مانده و با توجه به اینکه تیم سوم هم می‌تواند به جام جهانی راه یابد، هوز فرصت بسیار است. اما از این سه بازی، دو بازی در پیونگ یانگ و سئول است و بعید است با این تیم بتوان در آنجا کاری کرد.

طعنه‌آمیز است که این شکست در حضور محمود احمدی‌نژاد، رییس دولت نهم رقم خورد. مثل شکست تیم ملی کشتی در فینال ماه گذشته جام جهانی تهران. انگار که آمده بود تا ثمره‌ی سیاست‌های چهار سال حکمرانی خود را فقط و فقط در فوتبال ببیند. برکناری شتابزده و عوامفریبانه‌ی رییس فدراسیون فوتبال پس از جام جهانی، لغو بازی‌های تدارکاتی در پی سیاست‌ خارجی ناکارآمد، بایکوت مربی خارجی برای تیم ملی و ممانعت از انتصاب افشین قطبی به دلایل واهی، و در کل دخالت‌های مکرر در تصمیم‌گیری‌های مربوط به فدراسیون، و حالا این شکست که تیم ملی فوتبال ایران را در آستانه ناکامی در راهیابی به جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی قرار داده است. احمدی‌نژاد به استادیوم آمد و دو ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری از نزدیک شاهد شکستی شد که خود در آن نقشی پررنگ داشت. پررنگ‌تر از سرمربی مغرور تیم ملی.

تکمیلی:
آنچه برخی خبرگزاری‌های نزدیک به دولت از صبح یکشنبه مبنی بر برکناری علی دایی خبر داده‌اند، سرانجام قطعی شد (+ و +): علی دایی پس از اولین شکست تاریخی ایران در تهران مقابل عربستان سعودی اخراج شد! او دیگر سرمربی تیم ملی نیست! من فکرش را نمی‌کردم که به این سرعت این اتفاق بیافتد. همان گونه که انتصاب دایی از همان ابتدا تصمیمی اشتباه بود و مبنای اصولی نداشت، اخراج او نیز با شتابزدگی مسئولین ورزش ایران صورت پذیرفت و بیشتر تابع جو عمومی بود تا علت‌های منطقی.

علی دایی، اسطوره‌ی فوتبال ایران به همین راحتی "سوخت" و معلوم نیست در آینده او چه خواهد کرد، شاید درسی گرفته باشد و با کمی انتقاد از خود فکر کند که واقعا دلایل ناکامی‌اش چه بود. در مورد جانشینان او گمانه‌زنی‌ها آغاز شده. نام‌هایی چون محمد مایلی‌کهن و امیر قلعه‌نویی که هر دو زمانی در هدایت تیم ملی ناکام بوده‌اند، شنیده می‌شود. آیا تصمیم‌گیران همچنان بر استفاده نکردن از مربی خارجی و افشین قطبی اصرار می‌ورزند؟ آیا هنوز نفهمیده‌اند که راهیابی به جام جهانی مربی‌ای بادانش و لایق ـ فارغ از ملیت و اصل و نسب او ـ را می‌طلبد؟ برای عبور سالم از گردنه‌ی خطرناک فعلی، به یک مربی توانمند نیاز است که تیم ملی و فوتبال ایران را هم به خوبی بشناسد. گزینه‌هایی چون افشین قطبی و لوکا بوناچیچ در شرایط کنونی دارای این ویژگی‌هایند.

مرتبط:
گزارش تصویری ـ کسوف
آیا احمدی‌نژاد عامل باخت تیم فوتبال ایران بود؟ ـ جمهور
جنجال در نشست خبری دايی ـ ایسنا
شعار تماشاگران عليه دايی و تشويق علی كريمی ـ ایسنا
شکست برنامه تبلیغاتی احمدی‌نژاد در ورزشگاه آزادی ـ یاری نیوز

+ نوشته شده در  شنبه 8 فروردین1388ساعت 23:31  توسط امیر علیزاده|