رد صلاحیتهای غیرقانونی و گسترده، این انتخابات را از مفهوم واقعیاش دور کرده و رقابت را بسیار محدود کرده است. تقریباً هیچ کاندیدایی از جبههی مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب و نهضت آزادی به عنوان احزاب اصلاحطلب پیشرو، صلاحیتاش تایید نشده، و همینطور صلاحیت بسیاری از وزرا و نمایندگان و استانداران سابق. رد صلاحیت حدود ۲۲۰۰ نفر از کاندیداها، باعث شده که تکلیف اکثر حوزهها از قبل روشن شود. اصلاحطلبان تنها یکسوم کرسیهای مجلس را میتوانند به دست بیاورند، آن هم با کاندیداهایی که اغلبشان ناشناخته هستند. برای همین از خودم میپرسیدم چرا باید در این انتخابات شرکت کنم؟ فکر میکردم که اگر هم بخواهم شرکت کنم، اصلاً به چه کسانی رای دهم؟ یکی از دلایلی که نمیخواستم رای دهم، اعتراض به خود اصلاحطلبان بود، چون فکر میکنم نباید به این سادگی از این حق پایمالشدهشان میگذشتند. به این فکر میکردم که شما اگر مقیم استانهای فارس و اصفهان و گیلان باشید، اگر هم بخواهید در انتخابات شرکت کنید، نمیتوانید چون اصلاحطلبان در این حوزهها اصلاً لیستی ارائه نکردهاند!
همهی اینها برایم دلایلی کافی بود که پس از انتخابات مجلس هفتم که به هیچ وجه از تحریماش پشیمان نیستم، دورهی هشتم را هم تحریم کنم. اما وقتی دربارهاش فکر کردم دیدم این بار وضعیت تا حدودی متفاوت است. دو سال و نیم است که ما دولتی داریم که فکر میکنم نیازی نباشد بگویم مملکت را دچار چه بحرانی کرده است. دیدم در این یک سال و نیم باقیمانده حتی اگر یک فراکسیون اقلیت قابل قبول هم در مجلس داشته باشیم که دارای وزن بیشتری از اقلیت مجلس هفتم باشد، خیلی بهتر از این است که دست روی دست بگذاریم تا یک مجلس یک دست اصولگرایتشکیل شود که مثل مجلس قبلی بیبخار باشد. میدانم با در اختیار داشتن یک سوم کرسیها، کاری از پیش نمیرود اما بودنشان بهتر از نبودنشان است. کما اینکه حضور محمدعلی نجفی، معصومه ابتکار و احمد مسجدجامعی در شواری شهر تهران هم خوب بوده و تجربهی مثبتی بوده است. علاوه بر این فراموش نکنیم که انتخابات بعدی ریاست جمهوری در سال ۸۸ هم در دورهی همین مجلس هشتم است و چه احمدینژاد انتخاب بشود و چه کاندیدای اصلاحطلبان، مهم است که برای گرفتن رای اعتماد از مجلس، یک توازنی میان نمایندگان آن برقرار باشد و اصلاحطلبان در مجلس نماینده داشته باشند.
بعد دیدم آن نامزدهای ردصلاحیتشدهای که من دوست داشتم به آنها رای بدهم نیز حمایتشان را از اصلاحطلبان اعلام کردهاند. جبههی مشارکت، سازمان مجاهدین و نهضت آزادی نیز هر یک در بیانیههایی جداگانه (+ و + و +) اعلام کردهاند که در این انتخابات شرکت میکنند. گفتم نمیشود هر یک از ما یک کاری کند، چون در آن صورت تاثیر همهی این تصمیمات متضاد بسیار اندک خواهد بود.
جدای همهی اینها، به اعتقاد من رایمان به اصلاحطلبان در حکم «نه» خواهد بود به دولت احمدینژاد و «نه» به روند جاری و نحوهی برگزاری انتخابات و رد صلاحیتهای غیرقانونی. برای همین به لیست اصلاحطلبان رای خواهم داد. البته به نظرم باید چند نفر از لیست اعتماد ملی مثل رسول منتجبنیا، فاطمه کروبی، سلطانیفر و قهرمان صفوی را جایگزین افرادی چون محمود دعایی، الهه راستگو، عابدی جعفری و اشرفی اصفهانی در لیست اصلاحطلبان کرد. چون با وجود همهی انتقاداتی که کروبی و حزبش این اواخر علیه اصلاحطلبان مطرح کردهاند، حداقل از این نفرات در لیست اصلاحطلبان آنها اصلاحطلبترند و مهمتر از آن وزن بیشتری به آن فراکسیون اقلیت خواهند داد.
تکمیلی:
نتایج نهایی انتخابات مجلس ـ صدای آلمان
مرتبط:
معرفي كانديداهای ائتلاف اصلاحطلبان تهران
من رای میدهم ـ کریم ارغندهپور
فرصت را از دست ندهیم ـ غلامحسین کرباسچی
همراه شو لطفاً عزیز! ـ ابراهیم نبوی
نه گفتن ـ عنکبوت
به فهرست اصلاحطلبان رای دهید ـ محمدرضا یزدانپناه
برای نه به فاشیسم، رای میدهم! ـ مهری محسنی
به لیست ائتلاف اصلاحطلبان رای میدهم ـ اکبر منتجبی
حمایت منصور اسانلو از اصلاحطلبان
نمونهی تكميلشدهی برگهی رأی



هفتهنامهی «امید جوان» را تا به حال خواندهاید؟ 12 سال که دارد چاپ میشود و هر یکشنبه روی دکه میرود. از ظاهر و صفحهبندیاش این گونه برنمیآید که نشریهی دست و حسابیای باشد، به خصوص به این خاطر که در این روزگار حتی وبسایت هم ندارد. اما انصافاً هفتهنامهی تر و تمیزی است. زرد نیست و موضع مشخصی هم دارد. با این وجود تنها دلیلی که باعث میشود من هر یکشنبه آن را بخرم، ستون «از یکشنبه تا یکشنبه»اش است که در صفحات 6 و 7 منتشر میشود.





