تبليغاتX
فریادنامه
فریادنامه | یادداشت‌های جسته و گریخته‌ی امیر علیزاده
قبلاً درباره‌ی هفته‌نامه‌ی «امید جوان» نوشته بودم. این هفته‌نامه‌ که حالا 14 ساله است، در قطع یک روزنامه در می‌آید و هر شنبه روی دکه می‌رود. «امید جوان» همچنان نواقص زیادی دارد، اما حالا بالاخره صاحب یک وب‌سایت شده است. ستون خواندنی «آیینه هفته»ی مهرداد خدیر، که چند سال است در صفحات میانی «امید جوان» نگاهی دقیق و تحلیلی به وقایع مهم ایران دارد، حالا در فضای مجازی هم برای خودش یک جای ثابت پیدا کرده است. اگر اشتباه نکنم مهرداد خدیر یکی دو سالی هست که سردبیر «امید جوان» هم شده است. 

می‌دانم در شرایط فعلی و این همه خبر بد، وب‌سایت‌دار شدن نشریه‌ی کوچکی مثل «امید جوان» بی‌اهمیت می‌نماید، اما همین که در فضای دشوار کنونی برای بقای مطبوعات، یک نشریه‌ی مستقل‌ منتقد با مشی اصلاح‌طلبانه و متعلق به بخش خصوصی، با همه‌ی کاستی‌ها و نقاط ضعف‌اش، این همه سال است که پابرجا مانده و با گام‌های کوچک رشد هم می‌کند، خودش غنیمت است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 13:47  توسط امیر علیزاده| 

۱) ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را-که بیان می‌دارد «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پيمايی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است»-رعایت کنند.

۲) ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ِ مجدد انتخابات هستیم.

۳) حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت می‌كنيم، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.

پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایرانی

 

Statement by a group of Iranian bloggers about the Presidential elections and the subsequent events
 
1) We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people's legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran's Constitution which emphasizes "Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam."

2) We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election.

3) Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government.

A part of the large community of Iranian bloggers
June 26, 2009

+ نوشته شده در  جمعه 5 تیر1388ساعت 16:53  توسط امیر علیزاده| 

انتظار (تنبلی) برای نسخه‌ی جدید بلاگرولینگ‌ بیهوده بود! البته راه افتاد این «بلاگرولینگ 2.0»، یک سری از دردسرهاش هم برطرف شده. من هم یک بلاگرول جدید ساختم، اما خیلی زود فهمیدم نه خیر واقعاً دیگر به درد نمی‌خورد و فرار کردن از تکنولوژی‌های جدید بی‌فایده است. به خصوص اینکه در دو روزی که استفاده کردم ازش، دیدم اصلاً وبلاگ‌ها پینگ نمی‌شوند. ضمن اینکه هر لینکی را که باز می‌کنید، یک آگهی مسخره بالایش نمایش داده می‌شود که باید هر دفعه ببندیش و گرنه آدرس اصلی وبلاگ را هم در آدرس‌بار نشان نمی‌دهد. اما دلیل اصلی اینکه بلاگرولینگ حتی نسخه‌ی جدیدش هم دیگر به درد نمی‌خورد، اصلاً همین بود که تکنولوژی‌های جدیدتر و بهتری آمده که در وب هم اغلب از این‌ها استفاده می‌کنند.

خلاصه مقاومت در برابر تغییرات ضروری، مثل همیشه بیهوده بود و تسلیم شدم و همان طور که خیلی از دوستان (+ و +) هم توضیح داده‌اند، رفتم سراغ این بلاگ‌چرخان‌های جدید که با استفاده از گوگل‌ریدر ساخته می‌شوند. باور کنید راحت‌تر از آن است که فکرش را می‌کنید. حتی یک آدم ناشی مثل من در زمینه‌ی کامپیوتر هم می‌تواند به راحتی یک بلاگ‌چرخانِ گوگلی مدرنِ فارسی که مزایای بسیاری نسبت به بلاگرولینگ دارد بسازد.

شدیداً توصیه می‌کنم کسانی که هنوز از نعمت این بلاگ‌چرخانِ‌ فوق‌العاده بی‌بهره‌اند، آن را بسازند تا مطالب تازه‌ی وبلاگ‌هایی که دوست دارند را از دست ندهند و وبلاگستان فارسی رونق بیشتری پیدا کند. اول از همه اینجا را بخوانید و بعد هم توضیحات پاسپارتو را که زحمات زیادی کشیده برای رفع اشکالات کد رادیو زمانه و کم‌‌نقص کردن این بلاگ‌چرخان. با آرزوی موفقیت!

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 11:17  توسط امیر علیزاده| 

نمی‌دانم باز دسته گل دولت محترم نهم است یا نه، اما برق وبلاگستان خیلی وقته رفته و صدای کسی هم در نیامده! حداقل من که نشنیدم. برخی از ویلاگ‌ها تو همین تاریکی به کارشان ادامه‌ می‌دهند و پرده را پایین نکشیده‌اند و برخی دیگر هم که از امکانات جدیدتر استفاده می‌کنند. ما که از روی تنبلی (شما بخوانید عقب‌ماندگی!!) از این امکانات بی‌بهره‌ایم.

راست‌اش تو این همه مدت اصلاً سراغ ابزار فید نرفتم و با خرابی‌های مدام بلاگرولینگ و فیلتر آن توسط برخی از ISPها، از سرویس فیدخوان آنلاین گوگل ریدر هم استفاده نکردم. به تعریف‌های دوستان هم گوش نکردم. حالا کارم این شده که به صورت رندوم هر روز روی لینک وبلاگ‌ها کلیک کنم تا ببینم کدام‌ها به روز شده‌اند! اما ظاهراً دیگر وقت‌اش شده که تکانی بدهم به خودم و خودم را با تکنولوژی روز هماهنگ کنم، هر چند شتاب‌اش واقعاً ترسناک است. آقای پزشک به طور کامل و مبسوط توضیح داده که چگونه می‌توان یک لینکدونی "گودری" (گوگل+ریدر) ساخت.

البته خدا را چه دیدید، شاید فرجی شد و این بلاگرولینگ بی‌مصرف یک تکانی به خودش داد و وبلاگستان هم دوباره روشن شد و ما هم مجبور نشدیم دنبال آلترناتیوهای دیگر بدویم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 0:52  توسط امیر علیزاده| 

یک تشکر به شرکت داتک بدهکاریم! فکر می‌کنم تا به حال در وب زیاد از این ISP به خاطر فیل‌طرینگ شدیدش انتقاد شده. یکی از این موارد سایت بلاگرولینگ بود که برخلاف بسیاری از ارائه‌دهندگان خدمات اینترنت، داتک فیل‌طرش کرده بود. برای نویسندگان و خوانندگان وبلاگ این یک مورد دیگر بیش از حد آزاردهنده بود. نه اینکه کل این ماجرای فیل‌طرینگ بیهوده و مسخره نباشد، اما این یکی دیگر افتضاح بود!

حالا چند روز پیش یک ای‌میل اعتراضی به داتک زدم و در آن نوشتم این کارشان اصلاً درست نیست و مشتری برای انتخاب ارائه‌دهنده‌ی خدمات همین چیزهای در ظاهر ساده را برای تصمیم‌گیری ملاک قرار می‌دهد و شما اگر بخواهید مشتریان‌تان را حفظ کنید، باید دست از این کارها بردارید! خلاصه فرداش به طور ناگهانی فیل‌طر بلاگرولینگ برداشته شد! حالا اثر آن ای‌میل بوده یا اینکه واقعاً برنامه‌اش را داشته‌اند، نمی‌دانم. در هر صورت دست‌شان درد نکند، به این می‌گویند مشتری‌مداری!

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مرداد1387ساعت 0:51  توسط امیر علیزاده| 

 

در ادامه‌ی روند تحدید آزادی بیان و آزادی عرصه‌ی اطلاع‌رسانی در كشور، متاسفانه در هفته‌های اخیر شاهد آن بودیم كه موج جدیدی از فیلترینگ، دامان وبلاگ‌های سیاسی و اجتماعی به خصوص وبلاگ‌های فعال در حوزه‌ی زنان كه دارای خط مشی منتقدانه و اصلاح‌طلب هستند را گرفته است و كمتر روزی‌ست كه وبلاگی جدید به جرم مخالفت با گفتمان حاكم به محاق فیلتر فرو نرود.

 

این در شرایطی است كه وبلاگ‌های طرفدار دولت نهم و گفتمان حاكم به راحتی و با آزادی هرچه تمامتر به اشاعه و نشر دیدگاه‌های خود كه غالبا متضمن تهمت و افتراهای متعدد به نیروهای سیاسی و اجتماعی تحول‌خواه و دموكراسی‌طلب است، مشغول‌اند.

 

بی‌شک، فیلترینگ وبلاگ‌ها و سایت‌های شخصی و خبری امری مخالف اصول اولیه‌ی آزادی بیان و عقیده، حقوق بشر، گردش آزاد اطلاعات، ‌اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر (كه دولت ایران رسما آن را امضا نموده است) و حتی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سریعا نسبت به پایان این روند اسفبار اقدام كند.

 

ما جمعی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، بدین وسیله اعتراض شدید خود را نسبت به روند تحدید آزادی بیان و عقیده در ایران كه با روی كار آمدن دولت نهم روبه فزونی گذاشته اعلام كرده و خواهان رفع فیلتر از تمام وبلاگ‌های فیلتر شده در سال‌های اخیر هستیم.

 


پ.ن.: برای امضای این بیانیه به اینجا بروید.
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 11:3  توسط امیر علیزاده| 

دو هفته پیش در اینجا از این گله کرده بودم که چرا جبهه‌ی مشارکت یک وب‌سایت رسمی ندارد. همان موقع کریم ارغنده‌پور توضیح داد که در کمیته‌ی اطلاع‌رسانی حزب بر روی سایت جدید مدتی است که کار می‌کنند و اتود کارشان هم در آدرس www.mosharekat.ir قابل دیدن هست. آن موقع هنوز نمی‌شد وب‌سایت را دید. اما امروز که چک کردم دیدم راه افتاده. البته ظاهراً هنوز اشکال فنی دارد و برخی از قسمت‌هایش به راحتی باز نمی‌شود. بخش انگلیسی‌اش هم هنوز کار دارد. ظاهر سایت ساده و زیباست و بخش‌بندی‌اش هم به نظر من خوب است. در هر صورت جای خوشحالی‌ست و امیدواریم این وب‌سایت به عنوان ارگان رسمی حزب مشارکت و فعال و کم‌نقص و باثبات به کارش ادامه دهد.

توضیح پی‌نوشت:
این سایت متاسفانه منظم به روز نمی‌شود و از قرار معلوم سران حزب تصمیم گرفته‌اند که پایگاه اینترنتی حزب، همان سایت نوروز باشد. هر چند همین‌اش هم غنیمتی‌ست، چنانچه تا آنجایی که من می‌دانم حزب کارگزاران سازندگی حتی یک چنین سایتی را هم ندارد. اما من با این رویکرد که سازمانی یک سایت با نام و دومینی متفاوت داشته باشد، مخالف‌ام و معتقدم که دومین سایت رسمی یک سازمان ـ چه تجاری باشد، چه غیردولتی و ورزشی و سیاسی ـ، باید همان نام آن سازمان را روی خود داشته باشد. امروز دومین سایت رسمی یک سازمان، عنصری از برندِ یک سازمان است و اهمیت دارد. از این لحاظ کار حزب سازمان مجاهدین انقلاب و حزب اعتماد ملی (هر چند باز نام بی‌ربط "سحام‌نیوز" را رویش گذاشته‌اند!) اصولی‌تر است. امیدوارم حزب مشارکت هم به سایت نوروز نهایتاً به عنوان یک سایت خبری نگاه کند، و سایت رسمی‌اش همین www.mosharekat.ir باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 خرداد1386ساعت 15:12  توسط امیر علیزاده| 

مدتی‌ست که سایت نوروز آغاز به کار کرده. اتفاق مبارکی است با وجود محدودیت‌ها برای اطلاع‌رسانی. تا کنون که از نظر من عملکرد سایت بد نبوده و مثل امروز تنها یک جور «لینک‌دونی» به نظر نمی‌رسد.

اما با راه‌اندازی این سایت که خودش را هم «وابسته به جبهه‌ی مشاركت»  معرفی کرده، یاد مساله‌ای افتادم که مدت‌هاست ذهنم را مشغول کرده و آن اینکه چرا جبهه‌ی مشارکت، به عنوان بزرگ‌ترین و پرطرفدارترین حزب اصلاح‌طلب در کشور، یک وب‌سایت رسمی ندارد؟ ظاهراً قبلاً سایت مشارکت اینجا بوده، اما از قرار معلوم این دامین از بین رفته. هر دلیلی هم که داشته، از نظر من غیرقابل‌توجیه است، چون چگونه ممکن است حزبی که داعیه اصلاح‌طلبی دارد و مدام از محدودیت برای اطلاع‌رسانی می‌نالد، یک وب‌سایت رسمی فعال که در آن اخبار و مواضع‌اش را منتشر کند و با اعضا و طرفدارانش در ارتباط باشد، ندارد؟ این یک دوجین وبلاگی که به عنوان «پایگاه‌ه‌های اطلاع‌رسانی» شاخه‌ی جوانان و دفاتر کرج و حوزه‌های مختلق حزب راه افتاده‌اند، نه تنها به هیچ عنوان جای یک سایت اینترنتی رسمی را پر نمی‌کنند، بلکه به اعتبار و وجهه‌ی حزب هم آسیب می‌رسانند. به اعتقاد من این تنها از ضعف مدیریتی و سازماندهی ناشی می‌شود. همان دلیلی که باعث می‌شود خبرنامه‌ی داخلی حزب هم به دست کسانی که حتی حاضراند بابت آن پول پرداخت کنند، نرسد! خیلی تاسف‌آور است.

جالب اینجاست که جبهه‌ی مشارکت در حالی از یک وب‌سایت رسمی برخوردار نیست که بسیاری از اعضای شورای مرکزی آن، از جمله احمد شیرزاد، رجبعلی مزروعی، مصطفی تاج‌زاده، کریم ارغنده‌پور و سعید شریعتی که در عین حال رئیس کمیته‌ی اطلاع‌رسانی حزب هم هست، وبلاگ و سایت شخصی دارند!

در هر صورت امیدورایم در این 9 ماه باقی‌مانده تا انتخابات مجلس هشتم، مشارکتی‌ها یک فکری به حال این کمبودشان بکنند.

پ.ن: ظاهراً وب‌سایت سازمان مجاهدین انقلاب هم به همین سرنوشت دچار شده است.

تکمیلی:
آقای کریم ارغنده‌پور عزیز، لطف کرده و در نظرات توضیحی داده که گفتم بهتر است عیناً در همین جا بیاورم: « انتقادتان کاملا وارد است. البته مشارکت قبلا سایت فعالی داشت که متاسفانه به دلایلی تعطیل شد. برخی دوستان در کمیته‌ی اطلاع‌رسانی حزب بر روی سایت جدید مدتی است که کار می‌کنند و اتود کارشان هم در آدرس: www.mosharekat.ir قابل دیدن هست. امیدوارم زودتر این نقیصه برطرف شود. از توجهی که دارید به سهم خود سپاسگزارم.»

این سایت ظاهراً هنوز راه نیفتاده، اما در هر صورت جای خوشحالی‌ست که این اشکال در حال برطرف شدن است، و همین‌طور پاسخ‌گویی مسئولین حزب مشارکت هم جای تقدیر دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت 12:59  توسط امیر علیزاده| 

هفته‌نامه‌ی «امید جوان» را تا به حال خوانده‌اید؟ 12 سال که دارد چاپ می‌شود و هر یکشنبه روی دکه می‌رود. از ظاهر و صفحه‌بندی‌اش این گونه برنمی‌آید که نشریه‌ی دست و حسابی‌ای باشد، به خصوص به این خاطر که در این روزگار حتی وب‌سایت هم ندارد. اما انصافاً هفته‌نامه‌ی تر و تمیزی است. زرد نیست و موضع مشخصی هم دارد. با این وجود تنها دلیلی که باعث می‌شود من هر یکشنبه آن را بخرم، ستون «از یکشنبه تا یکشنبه»اش است که در صفحات 6 و 7 منتشر می‌شود.

در این ستون مهرداد خدیر، مهم‌ترین خبر سیاسی هفته را تحلیل می‌کند، بسیار دقیق و موشکافانه. من از زمان انتخابات ریاست جمهوری سال 84 با نوشته‌هایش آشنا شدم. آن زمان او از دکتر معین حمایت می‌کرد و حالا هم دیدگاهی نزدیک به اصلاح‌طلبان و مشارکتی‌ها دارد. در شماره‌ی این هفته خدیر با عنوان «تعویذ جان فزایی، افسون عمر کاهی»، در مورد مصوبه‌ی اخیر مجلس هفتم برای تجمیع انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و افزایش عمر خود و کاهش عمر دولت، تحلیل بسیار خواندنی‌ای نوشته و 10 نکته‌ی مهم را در خصوص آن برشمرده است. توصیه می‌کنم تا قبل از یکشنبه‌ی بعد حتماً «امید جوان» را بگیرید و آن را بخوانید.

فقط افسوس که نشریه‌‌ای با سابقه‌ی «امید جوان» هر هفته با بی‌سلیقگی چاپ می‌شود. ای کاش به جای شکل روزنامه‌ای، هر هفته به صورت مجله و با صفحه‌بندی بهتری چاپ می‌شد و از همه مهم‌تر یک سایت اینترنتی آبرومند داشت.

بعدنوشت:
وب‌سایت "امید جوان" راه افتاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 13:23  توسط امیر علیزاده| 

دیروز روز خاموشی کامپیوتر بود و من هم در آن شرکت کردم. در این روز قرار بود که عده‌ای به طور همزمان کامپيوترهايشان را خاموش کنند. چنین روزی برای اين ايجاد شد تا بر نگرانی‌ای که نسبت به عادت شدید انسان‌ها در استفاده از کامپيوتر که کم و بیش به حالت اعتیاد درآمده، تاکید شود. هدف اين پروژه اين بود که تا حدودی بررسی شود که چه اتفاقی می‌افتد اگر تعداد زيادی از کابران ثابت کامپيوتر آن را به مدت يک روز خاموش کنند و در آن روز کارهای دیگری انجام دهند.

از داوطلبینی که اعلام کرده بودند در این پروژه شرکت می‌کنند، خواسته شده بود که در روز بعد، از تجربه‌شان در این روز بگویند و تا حد امکان اگر فیلم یا عکسی گرفته‌اند، آن را روی سایت با بقیه در میان بگذارند. اما جالب اینکه امروز در صفحه‌ی اصلی سایت اعلام شده که «آنقدر از روزمان بدون کامپیوترهایمان لذت برده‌ایم که تصمیم گرفتیم یکشنبه را هم از آن استفاده نکنیم! ما دوباره دوشنبه آنلاین خواهیم شد.»

من به کامپیوتر (هنوز؟) معتاد نشده‌ام، و هر چند سفری یک هفته‌ای پیش رو دارم و به احتمال زیاد به کامپیوتر هم دسترسی نخواهم داشت، اما می‌خواستم این تجربه را در یک روز تعطیل و در حالیکه کامپیوتر هم دم دست است، کسب کنم. نه تنها آسمان به زمین نیامد، بلکه انصافاً تجربه‌ی خوشایندی هم بود! در این روز بیشتر از هر روز دیگری مطالعه کردم و فوتبال هم بازی کردم. در کل خوب بود که توانستم یک روز کامل دگمه‌ی «آنِ» کامپیوتر را فشار ندهم! پیشنهاد می‌کنم شما هم حتماً این تجربه را بکنید!

حالا همین گروه یک پروژه‌ی دیگر را هم با همکاری «بنیاد ملی لپ‌تاپ»، یک ان‌جی‌او که روز جهانی زمین را  راه انداخته، شروع کرده که هدف‌اش کمک به کودکان، سالخوردگان، مدارس و پزشکان محروم و تنگدست در کشورهای جهان سوم، برای دسترسی به اینترنت از طریق بازیافت کامپیوترهای قدیمی‌ و خراب است. برای این کار می‌خواهند 100 هزار دلار جمع‌آوری کنند. کار این پروژه در روز بعدی خاموشی کامپیوترها با برگزاری برنامه‌های گوناگون در شهرهای سراسر جهان آغاز می‌شود. هر کس بخواهد می‌تواند مبلغی را اهدا کند.

مرتبط:
۴ فروردين روز خاموشی کامپيوتر - عصیان

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 13:31  توسط امیر علیزاده| 

کارپه‌دیم می‌گوید اینجا فیل‌تر شده است! همین‌طور است؟ در «داتک» که نیست. هر چند وقت یک بار از دوستانی می‌شنوم که «فریادنامه» مسدود شده! به گمانم به این سیستم مسخره‌ی فیل‌ترینگ مخابرات مربوط است، و گرنه چرا باید...

راه‌حل دائمی: فیل را فراموش کنید! - کارپه‌دیم

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اسفند1385ساعت 0:42  توسط امیر علیزاده| 

بالاخره «بالاترین» هم فیلتر شد! نمی‌دانم چرا! یک جورهایی انتظارش را می‌کشیدم، با این حال درک‌اش نمی‌کنم! آخر دلیل‌اش چیست که سایتی که تنها لینک سایر وب‌سایت‌ها در آن گذاشته می‌شود و تنها ویژگی‌اش این است که در ساختاری دموکراتیک لینک‌ها رای می‌آورند، مسدود شود؟ اگر هم لینک مطالب «بودار» و «خلاف»، در آن رای زیاد می‌آورد که خب پدرآمرزیده‌ها، خود آن‌ها فیلتر هستند دیگر! در بالاترین هم که نمی‌شود کل مطلب را خواند! 

پس چه چیز بالاترین خلاف است؟ آزادی بیان و فکر توی سرمان بخورد، یعنی گردش اطلاعات، آن هم در حالت حداقلی‌اش، نیز ممنوع است؟ فیلتر کردن سایت‌ها در ایران هیچ‌گاه ضابطه و معیار مشخصی نداشته، اما این یکی دیگر انصافن شاهکار است! از هر لحاظ که فکر می‌کنی، می‌بینی اصلن قابل‌درک نیست! امیدوارم همان گونه که یک روزی سایت‌هایی مثل بلاگ‌رولینگ بی‌خودی مسدود و بعدن دوباره باز شدند، فیلتر بالاترین هم به زودی برداشته شود...

راه حل: فیلترشکن UltraSurf - یک برنامه کم‌حجم که بسیار هم جواب می‌دهد.

تکمیلی:
مهدی پیشنهاد داده که از طریق شماره تلفن‌های ۸۸۰۳۱۵۰۹-۸۸۰۳۱۵۳۰ یا ایمیل filter@dci.ir به شرکت فناوری اطلاعات نسبت به فیلترینگ بالاترین اعتراض کنیم. ایده‌ی خوبی‌ست، چون اعتراض اولین گام می‌تواند باشد. او این استدلال‌ها را برای اعتراض توصیه کرده:

۱) نفس محدود کردن اطلاعات و اینترنت به پیشرفت ایران صدمه خواهد زد.
۲) بالاترین از نظر فن‌آوری اینترنتی در فضای اینترنت ایران اهمیت دارد و وجودش به ایجاد رقابت بیشتر و بهتر شدن وب‌سایتهای ایرانی کمک خواهد کرد.
۳) بالاترین لینک‌های متنوع دارد و لینکهای سیاسی تنها بخشی از لینک‌های کاربران را تشکلیل می‌دهند.
۴) وب‌سایت بالاترین سیاسی نیست و هیچ خط مشی سیاسی‌ای چه آشکار و چه پنهان ندارد.

من با موارد ۱ و ۲ و ۴ موافق‌تر‌ام!

در همین زمینه:
در مورد فیلترینگ بالاترین چه بکنیم؟ - وبلاگ بالاترین
ما می‌مانیم - جمهور

+ نوشته شده در  جمعه 13 بهمن1385ساعت 1:14  توسط امیر علیزاده| 

همواره گفته می‌شود که زبان فارسی یکی از پراستفاده‌ترین زبان‌ها در وبلاگ‌هاست. اما آشکار است که دلیل این پدیده بیشتر به دلیل فقدان آزادی مطبوعات و آزادی بیان است، که اگر جز این می‌بود و این تعداد زیاد وبلاگ‌های فارسی‌زبان نشانه‌ای از نفوذ اینترنت در زندگی مردم ایران بود، خرید اینترنتی در شهر پرترافیک تهران رایج بود و یا حداقل باید سازمان‌ها و نهادهایی که دایره مخاطبین‌شان گسترده است، یک وب‌سایت آبرومند می‌داشتند که مرتب به روز هم می‌شد و به موقع اطلاع‌رسانی می‌کرد.

ولی کیست که نداند این گونه نیست و ایران هنوز سال‌ها با عصر اطلاعات فاصله دارد. کمتر ارگانی تو این مملکت پیدا می‌شود که وب‌سایتی فعال داشته باشد و از طریق آن ارتباطش را با مخاطبین خود حفظ کند. وب‌سایتی مثل سایت مرکز کنترل کیفیت هوا را در نظر بگیرید که به خصوص در این روزهای وارونگی هوا و تنگ‌نفسی در تهران چقدر می‌توانست کارا باشد، اما متاسفانه در صورت ورود به اغلب بخش‌های آن با پیام «در دست تهیه» مواجه می‌شوید! یا وب‌سایت‌های دانشگاه‌ها که بیشترشان ایستا و غیرفعال‌اند.

دو دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی مشهد حال تحقیقی را انجام داده‌اند که هدف از آن  بررسی وضعيت وب‌سايت‌های سازمان‌ها و فدراسيون‌های ورزشی ايران بر اساس «معيارهای عمومی و تخصصی» بوده است. آنها در این تحقیق ‪ ۹۸‬وب‌سايت مرتبط به سازمان‌ها و فدراسيون‌ها ‬را بررسی کرده‌اند که به نتایج جالبی هم رسیده‌اند: ‪ ۵۷/۱‬درصد از وب‌سايت‌ها به‌روزرسانی می‌شوند كه از اين تعداد فقط ‪ ۷‬درصد در بازده زمانی ‪ ۲۴‬ساعت به روز می‌شوند. ‪ ۶۲/۳‬درصد از اين وب‌سايت‌ها در ارتباط با مخاطب ناكارآمد عمل می‌کنند و  ‪ ۷۶/۸‬درصد از وب‌سايت‌ها به پيغام‌های ارسالی پاسخ نمی‌دهند. در ‪ ۶۵/۶‬ درصد از سايت‌های بررسی شده نيز مقالات علمی و آموزشی ارايه نمی‌شود. در کل نتیجه‌گیری شده که سازمان‌ها و فدراسيون‌های ورزشی در ارايه اطلاعات ضعيف عمل كرده و حضور وب‌سايت‌ها در شبكه اينترنت قاعده‌مند و مبتنی بر برنامه‌ريزی و سياست‌گذاری مدون و مشخصی نيست.

کافیست فقط نگاهی به وب‌سایت باشگاه‌های فوتبال بیندازید. البته اگر داشته باشند! مثلاً پرسپولیس که با این همه طرفدار و افتخار و سابقه، ‌سایت‌ اینترنتی‌اش شرم‌آور است. استقلال و پاس و فولاد اهواز و فولاد مبارکه سپاهان هم اغلب طراحی بدی دارند و دیربه‌دیر به روز می‌شوند.

وب‌سایت‌ سازمان‌های غیرورزشی هم کم‌وبیش به همین ترتیب است و کمترشان مثل سایت شهرداری تهران کامل و فعال هستند و به طور مرتب اطلاعات لازم را عرضه می‌کنند. هر گاه این وضعیت تغییر کرد آنگاه می‌توان به اینترنتی شدن جامعه‌مان که امروز از مقدمات توسعه است، ادعا کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 دی1385ساعت 0:19  توسط امیر علیزاده| 

چه خبر است؟ چرا چنین خبری شده و در این چند روز که روزنامه‌ها هم درست و حسابی منتشر نشدند، حتی از وبلاگستان هم صدایی بلند نمی‌شود؟ شاید من دارم اشتباه می‌کنم و موضوع آنقدرها مهم نیست که همه نسبت به آن بی‌اعتنایند. اما نه، گمان نمی‌کنم! ناسلامتی صحبت از محدودیت است و سلب آزادی، آزادی جریان اطلاعات: ارايه اينترنت پر سرعت با ظرفيت بيش از ‪ ۱۲۸‬كيلو بيت ممنوع! یعنی عصر اطلاعات، عصر برتری دانش، دسترسی بهتر و آسان‌تر به اطلاعات،  برای دانلود کردن سریع‌تر یک مقاله، عکس یا هر فایل دیگر، ارسال و دریافت و تبادل راحت‌تر اطلاعات، تجارت الکترونیک، کاهش دیوان‌سالاری و صرفه‌جویی در زمان، همه‌اش کشک!

به کجا داریم می‌رویم ما؟ هدف از اعمال این محدودیت‌‌ها چیست؟ جلوی چه چیزی قرار است گرفته شود؟ تا به حال فایده‌ای داشته؟ بعید می‌دانم!

مرتبط: - آغاز مخالفت‌ها با محدودسازی اينترنت پرسرعت
           - گام ديگر دولت نهم برای محدود كردن جريان آزاد اطلاع‌رسانیِ؛ اعتماد ملی

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 مهر1385ساعت 1:52  توسط امیر علیزاده| 

 بخش فارسی AFC هم از امروز راه افتاد. اتفاق خیلی خوشحال‌کننده‌ای است که هم برای ترویج بیشتر زبان فارسی در وب و هم برای فوتبال ایران که حالا به یک منبع اطلاعاتی رسمی فارسی زبان دسترسی پیدا کرده، مفید است. جدای آن، همین که سایت رسمی یک نهاد بین‌المللی به فارسی منتشر می‌شود، جای بسی خوشحالی است. بخش‌های جالبی هم دارد. مثل باشگاه طرفداران که شامل مسابقه و چند قسمت دیگر است.

طبق آماری که خود AFC داده هشتاد درصد بازدیدکنندگانش از ایران هستند که اگر واقعاً صحت داشته باشد، نباید به حساب این گذاشت که ایرانی‌ها از چینی‌ها و هندی‌ها فوتبالدوست‌ترند و بیشتر با کامپیوتر سروکار دارند، بلکه به اعتقاد من فقط و فقط نشان‌دهنده این است که در ایران چقدر رسانه حرفه‌ای کم است، علیرغم ۱۴، ۱۵ روزنامه ورزشی.

این کار به همت شاهین رحمانی، سردبیر اسبق هفته‌نامه تماشاگران و روزنامه ایران ورزشی که به مالزی، مقر AFC رفته و حالا در آنجا اقامت دارد انجام شده است. انصافاً هم باید گفت که شاهین جزو معدود کسانی در ایران است که توانایی انجام چنین کاری را دارد. من مدت زیادی همکارش بودم. او آدم منظمی است و همیشه ایده‌های زیادی هم دارد و دائم به دنبال نوآوریست.

به هر حال، تولد این سایت اتفاق مبارکی‌ست و امیدوارم که در آینده رشد کند. فقط باید به شاهین بگویم آیین نگارش در وب را رعایت کند!

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 اردیبهشت1385ساعت 23:7  توسط امیر علیزاده| 

دیگر نمی‌توانم خودم را پینگ کنم! دو روز است خودم را کشته‌ام، اما فایده‌ای ندارد! هر بار که دگمه پینگ را فشار می‌دهم، بلاگرولینگ شش خط در توضیح و تفسیر ارورش می‌نویسد که من هم اصلاً سردرنمی‌آورم! قبلاً بلاگفا اتوماتیک خودش در لیست‌ بلاگرولینگ پینگ می‌شد، نمی‌دانم لامصب دیگر چرا این هم کار نمی‌کند!‌ به گمانم توطئه‌ای علیه "فریادنامه" در کار است...

تکذیبیه: ظاهراْ خیلی از دوستان این مشکل را با بلاگرولینگ دارند، لذا بدین وسیله اعلام می‌شود که توطئه علیه "فریادنامه" توهمی بیش نبوده!

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 اردیبهشت1385ساعت 10:48  توسط امیر علیزاده| 

این اینترنت ADSL پارس آنلاین تو سرش بخوره!! لامصب هر چی فیلتر شکن بوده، فیلترکرده! واقعاْ که دستش درد نکنه! دیگه هیچ جا نمی شه رفت! نه بلاگ رولینگ، نه برخی از وبلاگ ها، نه گزاگ و  نه بعضی از سایت های خبری. باید به این شرکت تبریک گفت و پیشنهاد داد که در تبلیغاتش زین پس به جای واژه نامانوس «اینترنت» از «فیلتر آباد» یا «فیلترکده» استفاده کنه!! 

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آبان1384ساعت 1:24  توسط امیر علیزاده| 

سایت پارسیک امکان جالبی را برای آدم های ناتوان و کم حوصله ای مثل من که «لینکدونی» برای وبلاگشان راه نمی اندازند، فراهم کرده! فقط با اضافه کردن یک کد می توانید آخرین اخبار را در سایتتان نمایش دهید که همان طور که گفتم مورد استقبال آدمهای تبلی مثل من قرار می گیرد! اما وقتی که در منابع اخبار این سایت دقت کردم دیدم که اغلب یا از خبرگزاری فارس(راستی) است، یا از خبرگزاری دولتی ایرنا و یا از روزنامه «هموطن سلام» (متعلق به علی آقا محمدی). البته خود پارسیک ادعا کرده که هیچ گرایش سیاسی ندارد. امیدوارم این طور باشد!!
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 شهریور1384ساعت 0:58  توسط امیر علیزاده| 

بالاخره ما هم بعد از مدتها همتی کردیم و وبلاگ راه انداختیم!

جایی خواندم که فارسی سومین زبان مورد استفاده در وبلاگ‌های دنیاست و این برایم حیرت‌آور بود.  

دغدغه‌ی من از راه انداختن وبلاگ این بود که یک جایی از نگرانی‌ها، دغدغه‌ها و البته امیدهایم داشته باشم و دیدگاهم را درباره موضوعات مختلف بیان کنم و نقد کنم و نقد بشوم، که نقد کلید پیشرفت است. این وبلاگ هم چیزی نیست به جز یک وسیله‌ی ساده برای ثبت دغدغه‌ها و دیدگاه‌ها و دانسته‌ها و ندانسته‌ها و بازخورها.

روی نام‌اش خیلی فکر نکردم و خیلی اتفاقی وقتی داشتم شعر «فریاد» فریدون مشیری را می‌خواندم، به ذهنم رسید:

مشت می‌کوبم بر در
پنجه می‌سایم بر پنجره‌ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده‌ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
آی
با شما هستم
این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی می‌گردم
لب بامی
سر کوهی دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم
آه
می‌خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد
من به فریاد همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد
مشت می‌کوبد بر در
پنجه می‌ساید بر پنجره‌ها
محتاجم
من هوارم را سر خواهم داد
چاره‌ی درد مرا باید این داد کند
از شما خفته چند
چه کسی می‌آید با من فریاد کند؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 اردیبهشت1384ساعت 19:45  توسط امیر علیزاده|