اما با راهاندازی این سایت که خودش را هم «وابسته به جبههی مشاركت» معرفی کرده، یاد مسالهای افتادم که مدتهاست ذهنم را مشغول کرده و آن اینکه چرا جبههی مشارکت، به عنوان بزرگترین و پرطرفدارترین حزب اصلاحطلب در کشور، یک وبسایت رسمی ندارد؟ ظاهراً قبلاً سایت مشارکت اینجا بوده، اما از قرار معلوم این دامین از بین رفته. هر دلیلی هم که داشته، از نظر من غیرقابلتوجیه است، چون چگونه ممکن است حزبی که داعیه اصلاحطلبی دارد و مدام از محدودیت برای اطلاعرسانی مینالد، یک وبسایت رسمی فعال که در آن اخبار و مواضعاش را منتشر کند و با اعضا و طرفدارانش در ارتباط باشد، ندارد؟ این یک دوجین وبلاگی که به عنوان «پایگاهههای اطلاعرسانی» شاخهی جوانان و دفاتر کرج و حوزههای مختلق حزب راه افتادهاند، نه تنها به هیچ عنوان جای یک سایت اینترنتی رسمی را پر نمیکنند، بلکه به اعتبار و وجههی حزب هم آسیب میرسانند. به اعتقاد من این تنها از ضعف مدیریتی و سازماندهی ناشی میشود. همان دلیلی که باعث میشود خبرنامهی داخلی حزب هم به دست کسانی که حتی حاضراند بابت آن پول پرداخت کنند، نرسد! خیلی تاسفآور است.
جالب اینجاست که جبههی مشارکت در حالی از یک وبسایت رسمی برخوردار نیست که بسیاری از اعضای شورای مرکزی آن، از جمله احمد شیرزاد، رجبعلی مزروعی، مصطفی تاجزاده، کریم ارغندهپور و سعید شریعتی که در عین حال رئیس کمیتهی اطلاعرسانی حزب هم هست، وبلاگ و سایت شخصی دارند!
در هر صورت امیدورایم در این 9 ماه باقیمانده تا انتخابات مجلس هشتم، مشارکتیها یک فکری به حال این کمبودشان بکنند.
پ.ن: ظاهراً وبسایت سازمان مجاهدین انقلاب هم به همین سرنوشت دچار شده است.
تکمیلی:
آقای کریم ارغندهپور عزیز، لطف کرده و در نظرات توضیحی داده که گفتم بهتر است عیناً در همین جا بیاورم: « انتقادتان کاملا وارد است. البته مشارکت قبلا سایت فعالی داشت که متاسفانه به دلایلی تعطیل شد. برخی دوستان در کمیتهی اطلاعرسانی حزب بر روی سایت جدید مدتی است که کار میکنند و اتود کارشان هم در آدرس: www.mosharekat.ir قابل دیدن هست. امیدوارم زودتر این نقیصه برطرف شود. از توجهی که دارید به سهم خود سپاسگزارم.»
این سایت ظاهراً هنوز راه نیفتاده، اما در هر صورت جای خوشحالیست که این اشکال در حال برطرف شدن است، و همینطور پاسخگویی مسئولین حزب مشارکت هم جای تقدیر دارد.
از داوطلبینی که اعلام کرده بودند در این پروژه شرکت میکنند، خواسته شده بود که در روز بعد، از تجربهشان در این روز بگویند و تا حد امکان اگر فیلم یا عکسی گرفتهاند، آن را روی سایت با بقیه در میان بگذارند. اما جالب اینکه امروز در صفحهی اصلی سایت اعلام شده که «آنقدر از روزمان بدون کامپیوترهایمان لذت بردهایم که تصمیم گرفتیم یکشنبه را هم از آن استفاده نکنیم! ما دوباره دوشنبه آنلاین خواهیم شد.»
من به کامپیوتر (هنوز؟) معتاد نشدهام، و هر چند سفری یک هفتهای پیش رو دارم و به احتمال زیاد به کامپیوتر هم دسترسی نخواهم داشت، اما میخواستم این تجربه را در یک روز تعطیل و در حالیکه کامپیوتر هم دم دست است، کسب کنم. نه تنها آسمان به زمین نیامد، بلکه انصافاً تجربهی خوشایندی هم بود! در این روز بیشتر از هر روز دیگری مطالعه کردم و فوتبال هم بازی کردم. در کل خوب بود که توانستم یک روز کامل دگمهی «آنِ» کامپیوتر را فشار ندهم! پیشنهاد میکنم شما هم حتماً این تجربه را بکنید!
حالا همین گروه یک پروژهی دیگر را هم با همکاری «بنیاد ملی لپتاپ»، یک انجیاو که روز جهانی زمین را راه انداخته، شروع کرده که هدفاش کمک به کودکان، سالخوردگان، مدارس و پزشکان محروم و تنگدست در کشورهای جهان سوم، برای دسترسی به اینترنت از طریق بازیافت کامپیوترهای قدیمی و خراب است. برای این کار میخواهند 100 هزار دلار جمعآوری کنند. کار این پروژه در روز بعدی خاموشی کامپیوترها با برگزاری برنامههای گوناگون در شهرهای سراسر جهان آغاز میشود. هر کس بخواهد میتواند مبلغی را اهدا کند.
مرتبط:
۴ فروردين روز خاموشی کامپيوتر - عصیان
راهحل دائمی: فیل را فراموش کنید! - کارپهدیم
پس چه چیز بالاترین خلاف است؟ آزادی بیان و فکر توی سرمان بخورد، یعنی گردش اطلاعات، آن هم در حالت حداقلیاش، نیز ممنوع است؟ فیلتر کردن سایتها در ایران هیچگاه ضابطه و معیار مشخصی نداشته، اما این یکی دیگر انصافن شاهکار است! از هر لحاظ که فکر میکنی، میبینی اصلن قابلدرک نیست! امیدوارم همان گونه که یک روزی سایتهایی مثل بلاگرولینگ بیخودی مسدود و بعدن دوباره باز شدند، فیلتر بالاترین هم به زودی برداشته شود...
راه حل: فیلترشکن UltraSurf - یک برنامه کمحجم که بسیار هم جواب میدهد.
تکمیلی:
مهدی پیشنهاد داده که از طریق شماره تلفنهای ۸۸۰۳۱۵۰۹-۸۸۰۳۱۵۳۰ یا ایمیل filter@dci.ir به شرکت فناوری اطلاعات نسبت به فیلترینگ بالاترین اعتراض کنیم. ایدهی خوبیست، چون اعتراض اولین گام میتواند باشد. او این استدلالها را برای اعتراض توصیه کرده:
۱) نفس محدود کردن اطلاعات و اینترنت به پیشرفت ایران صدمه خواهد زد.
۲) بالاترین از نظر فنآوری اینترنتی در فضای اینترنت ایران اهمیت دارد و وجودش به ایجاد رقابت بیشتر و بهتر شدن وبسایتهای ایرانی کمک خواهد کرد.
۳) بالاترین لینکهای متنوع دارد و لینکهای سیاسی تنها بخشی از لینکهای کاربران را تشکلیل میدهند.
۴) وبسایت بالاترین سیاسی نیست و هیچ خط مشی سیاسیای چه آشکار و چه پنهان ندارد.
من با موارد ۱ و ۲ و ۴ موافقترام!
در همین زمینه:
در مورد فیلترینگ بالاترین چه بکنیم؟ - وبلاگ بالاترین
ما میمانیم - جمهور
ولی کیست که نداند این گونه نیست و ایران هنوز سالها با عصر اطلاعات فاصله دارد. کمتر ارگانی تو این مملکت پیدا میشود که وبسایتی فعال داشته باشد و از طریق آن ارتباطش را با مخاطبین خود حفظ کند. وبسایتی مثل سایت مرکز کنترل کیفیت هوا را در نظر بگیرید که به خصوص در این روزهای وارونگی هوا و تنگنفسی در تهران چقدر میتوانست کارا باشد، اما متاسفانه در صورت ورود به اغلب بخشهای آن با پیام «در دست تهیه» مواجه میشوید! یا وبسایتهای دانشگاهها که بیشترشان ایستا و غیرفعالاند.
دو دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی مشهد حال تحقیقی را انجام دادهاند که هدف از آن بررسی وضعيت وبسايتهای سازمانها و فدراسيونهای ورزشی ايران بر اساس «معيارهای عمومی و تخصصی» بوده است. آنها در این تحقیق ۹۸وبسايت مرتبط به سازمانها و فدراسيونها را بررسی کردهاند که به نتایج جالبی هم رسیدهاند: ۵۷/۱درصد از وبسايتها بهروزرسانی میشوند كه از اين تعداد فقط ۷درصد در بازده زمانی ۲۴ساعت به روز میشوند. ۶۲/۳درصد از اين وبسايتها در ارتباط با مخاطب ناكارآمد عمل میکنند و ۷۶/۸درصد از وبسايتها به پيغامهای ارسالی پاسخ نمیدهند. در ۶۵/۶ درصد از سايتهای بررسی شده نيز مقالات علمی و آموزشی ارايه نمیشود. در کل نتیجهگیری شده که سازمانها و فدراسيونهای ورزشی در ارايه اطلاعات ضعيف عمل كرده و حضور وبسايتها در شبكه اينترنت قاعدهمند و مبتنی بر برنامهريزی و سياستگذاری مدون و مشخصی نيست.
کافیست فقط نگاهی به وبسایت باشگاههای فوتبال بیندازید. البته اگر داشته باشند! مثلاً پرسپولیس که با این همه طرفدار و افتخار و سابقه، سایت اینترنتیاش شرمآور است. استقلال و پاس و فولاد اهواز و فولاد مبارکه سپاهان هم اغلب طراحی بدی دارند و دیربهدیر به روز میشوند.
وبسایت سازمانهای غیرورزشی هم کموبیش به همین ترتیب است و کمترشان مثل سایت شهرداری تهران کامل و فعال هستند و به طور مرتب اطلاعات لازم را عرضه میکنند. هر گاه این وضعیت تغییر کرد آنگاه میتوان به اینترنتی شدن جامعهمان که امروز از مقدمات توسعه است، ادعا کرد.
به کجا داریم میرویم ما؟ هدف از اعمال این محدودیتها چیست؟ جلوی چه چیزی قرار است گرفته شود؟ تا به حال فایدهای داشته؟ بعید میدانم!
مرتبط: - آغاز مخالفتها با محدودسازی اينترنت پرسرعت
- گام ديگر دولت نهم برای محدود كردن جريان آزاد اطلاعرسانیِ؛ اعتماد ملی
طبق آماری که خود AFC داده هشتاد درصد بازدیدکنندگانش از ایران هستند که اگر واقعاً صحت داشته باشد، نباید به حساب این گذاشت که ایرانیها از چینیها و هندیها فوتبالدوستترند و بیشتر با کامپیوتر سروکار دارند، بلکه به اعتقاد من فقط و فقط نشاندهنده این است که در ایران چقدر رسانه حرفهای کم است، علیرغم ۱۴، ۱۵ روزنامه ورزشی.
این کار به همت شاهین رحمانی، سردبیر اسبق هفتهنامه تماشاگران و روزنامه ایران ورزشی که به مالزی، مقر AFC رفته و حالا در آنجا اقامت دارد انجام شده است. انصافاً هم باید گفت که شاهین جزو معدود کسانی در ایران است که توانایی انجام چنین کاری را دارد. من مدت زیادی همکارش بودم. او آدم منظمی است و همیشه ایدههای زیادی هم دارد و دائم به دنبال نوآوریست.
به هر حال، تولد این سایت اتفاق مبارکیست و امیدوارم که در آینده رشد کند. فقط باید به شاهین بگویم آیین نگارش در وب را رعایت کند!
تکذیبیه: ظاهراْ خیلی از دوستان این مشکل را با بلاگرولینگ دارند، لذا بدین وسیله اعلام میشود که توطئه علیه "فریادنامه" توهمی بیش نبوده!
آمار داده شده که فارسی سومین زبان مورد استفاده در وبلاگ های دنیاست و این برایم حیرتانگیز است!
من هم همیشه قصد داشتم که به عنوان یک ایرانی که در آرزوی توسعه و سربلندی وطنش است، یک جایی از نگرانیها، دغدغهها و البته امیدهایم بنویسم و دیدگاهم را درباره موضوعات مختلف بیان کنم و نقد کنم و نقد بشوم.
در همین ابتدا هم میخواهم سنگهایم را وابکنم و به خاطر ضعفم در نوشتن عذرخواهی کنم!
