از عزاداری و سوگواری،
از رنگ سیاه و تسلیت گویی،
از گریه و هق هق و شیون و زاری بیزارم!
از روضه و روضه خوان که میکروفن به دوش،
از کله سحر تا بوق سگ،
از این گور به آن گور می دود متنفرم!
از سنگ قبر و گلهای پرپر شده روش،
از حلوا و خرما با گردو ...حالم بهم می خورد!
+ نوشته شده در پنجشنبه 1 دی1384ساعت 21:52  توسط امیر علیزاده|