تبليغاتX
فریادنامه

فریادنامه

یادداشت‌های گاه ‌و بیگاه امیر علیزاده

دیروز عصر به مراسم «شب چله» مجله چلچراغ رقتم. واقعاْ عالی بود! از برگزاری منظمش گرفته تا برنامه های عالی اش و البته حضور گرم خاتمی! همه دوستان هم کلی «خاتمی گیر» شده اند و از این جشن کلی تعریف و تمجید کرده اند. اما من با اینکه خیلی بهم خوش گذشت و با فال حافظی که خاتمی گرفت و انیمیشن بزرگمهر حسین پور و فوتوکليپ شهرام مکری با عکس‌های حجت سپهوند و متن ابراهيم رها و مخصوصاْ با لطیفه های امیر مهدی ژوله خیلی حال کردم، اما می خواهم  برای خالی نبودن عریضه یک کم انتقاد کنم!

              

اول اینکه نشریه چلچراغ که این جشن عالی را برپا کرد و دستش هم درد نکند، به طرز فاحشی همان کیفیت سابقش را هم از دست داده و از لحاظ تیراژ و فروش وضعیت بسیار بدی دارد، با کلی برگشتی! خیلی جالب است که این روزها نویسندگان قدیمی چلچراغ در هر جمعی که هستند اصرار خاصی دارند که بگویند «چند ماه» است دیگر در چلچراغ نمی نویسند! به اعتقاد من یک نشریه باید پیش از هر چیز به فکر حفظ خوانندگانش و رضایت آنها باشد تا برگزاری جشن های این چنینی! راستش من هیچ وقت جزو این خوانندگان نبودم، اما خیلی راحت متوجه این افت کیفی می شوم.

دومین نکته ای هم که به ذهنم رسید، جوی است که به وجود آمده و حالا آقای خاتمی را تقدیس می کند. نه این و نه دسته ای که همه چیز خاتمی را از بیخ و بن نفی می کند، اصلاْ خوب نیست. چنین جوی مانع به وجود آمدن فضایی می شود که بتوان در آن واقع بینانه و منطقی خاتمی را نقد کرد.

همین! شاید این انتقادها حالا خیلی بی مورد بودند، اما به هر حال به ذهنم رسیدند!    

+ نوشته شده در  جمعه 2 دی1384ساعت 11:23  توسط امیر علیزاده| 

Blogroll Me!