تبليغاتX
فریادنامه

فریادنامه

یادداشت‌های گاه ‌و بیگاه امیر علیزاده

امتحانات دانشگاه فرارسیده اند و من نمی دانم اینجا دوباره چی کار می کنم! حالا که آمدم گفتم یک چیزی بنویسم! از اینکه من به این نتیجه رسیده ام که در دوره فوق لیسانس دیگر نمی شود شب های امتحان درس خواند و دانشگاه باید در اولویت باشد و عهد کرده ام که از ترم دیگر که درس هایم تخصصی تر شد وقت بیشتری بگذارم برای درس خواندن؟ خیلی خیلی بیشتر...

یا از این روزهای سخت برای ما ایرانی ها که منتظریم ببینیم در نهایت امروز در لندن اعضای دائمی شورای امنیت چه تصمیمی برای ما می گیرند؟ منزوی و تحریم مان می کنند یا نه؟ "تحریم هوشمند"(+) یا "ممنوعیت صادرات بنزین" یا حتی "کنار گذاشتن از جام جهانی"؟ اصلاْ نمی توانم تصور کنم که بعدش چه می شود!

یا از جوانان بی عاری که در همان روز نشست وزرای خارجه فرانسه و انگلیس و آلمان در برلین که در تهران برف می بارد، تفریح جدیدی ابداع می کنند و سر و مر گُنده تا نیمه شب در خیابان ولیعصر بالا و پایین می روند و به داخل خودروهای همدیگر برف پرتاب می کنند؟ 

من هم می روم سراغ همان درس و مشقم... هر چه باداباد...

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1384ساعت 10:26  توسط امیر علیزاده| 

Blogroll Me!