چند وقت پیش داشتم مقاله جالبی در مجله آلمانی «شترن» درباره استفاده بهینه از زمان می خواندم. در این مقاله که با مشاوره علمی نوشته شده ، توصیه شده که برای احساس خوشبختی آدم باید وقت بیشتری برای خودش بگذارد و شجاعت «نه» گفتن به دیگران را در مواقعی داشته باشد. من که خیلی به این حرف معتقد هستم! به نظرم مشکلات بسیاری از ما ایرانی ها همین است که شدیداْ اسیر رودربایستی ها می شویم و نمی توانیم «نه» بگوئیم!
توصیه دیگر این بود که اهدافمان را به ترتیب اهمیت اولویت بندی کنیم، تا هم کارهای مهمتر را کاراتر انجام دهیم و هم در نهایت برای خودمان وقت بیشتری داشته باشیم. در توضیح علمی این مطلب گفته شده که مغز ما از روحمان فوق العاده سریعتر است. اگر در زندگی همه چیز را مغزمان به ما دیکته کند، گرفتار می شویم. چون روح برای واکنش نشان دادن به زمان بیشتری احتیاج دارد. برای همین هر چند وقت یک بار لازم است تا با تجربه کردن آهسته، مثلاْ با پیاده روی، آفتاب گرفتن، یا یک استراحت ساده، این فرصت را به مغز و جسم و روحمان بدهیم تا با هم هماهنگ شوند.
در پایان از خورخه لوئیس بورخس نقل قولی می کنم:
«اگر می توانستم یک بار دیگر زندگی کنم، سعی می کردم بیشتر اشتباه کنم. نمی خواستم این قدر بی نقص باشم، بیشتر استراحت می کردم، کمی بیشتر از آنچه بودم دیوانگی می کردم، کمتر مسائل را جدی می گرفتم، این قدر سالم زندگی نمی کردم، بیشتر ریسک می کردم، بیشتر سفر می کردم، بیشتر غروب آفتاب را تماشا می کردم، بیشتر کوهنوردی می کردم، بیشتر در رودخانه ها شنا می کردم.
من یکی از آن آدم های باهوش بودم که هر دقیقه از عمرشان را مثمرثمر گذراندند. لحظات پر از شادی هم داشتم، اما اگر می تونستم دوباره آغاز کنم، سعی می کردم فقط اوقات خوب داشته باشم. اگر هنوز این را نمی دانی، زندگی فقط از همین لحظات تشکیل شده.
اگر می توانستم یک بار دیگر زندگی کنم، از اول بهار تا آخر پائیز پابرهنه راه می رفتم. و با بچه ها بازی می کردم.
اما ببینید...من ۸۵ سالم است و می دانم که به زودی می میرم.»
