تبليغاتX
فریادنامه

فریادنامه

یادداشت‌های گاه ‌و بیگاه امیر علیزاده

محمدصادق جنان‌صفت: با جرات می‌گویم پلیدتر و درنده‌خوتر از «ناداری و فقر» نمی‌شناسم. خنجر این زشت بدکردار دیوسیرت، کاری‌تر از هر خنجر زهرآلود دیگری سینه انسان و انسانیت را می‌درد و می‌شکافد. انسان نادار آبرو از دست می دهد، چاپلوسی را هنر می داند، ترس را تحسین می‌کند، دزدی را شرافت می‌پندارد، آدم‌کشی برایش آسان می‌شود، شرف‌فروشی آزارش نمی‌دهد و ...

 

روزنامه‌نگاران آیا رسالت و وظیفه دارند با این اهریمن زشت‌خوی شوم نبرد کنند؟ شما چه فکر می کنید؟

سلاح کارآمد، نیرومند و جاودانی که در این نبرد به کار می‌آید کدام است؟ دراین‌باره اختلاف‌نظر هست: برخی قانون، بعضی عدالت، برخی روشنگری، بعضی دوری از خشونت و ... را سلاح کارساز می‌دانند. من در کنار آنها اما به این باور ژرف رسیده‌ام که جز «آزادی» هیچ سلاحی تن این اهریمن - ناداری - را نمی‌درد و او را ناکار نمی‌کند.

 

شما کدام سلاح را پیشنهاد می‌کنید؟

 

 

نظر من: آزادی، آزادی و آزادی!

با آزادی است که فقیر می تواند مطالباتش را به گوش حكومت برساند. با انتخابات آزاد و گفت وگوى آزاد است كه نادار مى تواند پيگير خواسته‌هایش از حكومت باشد. دموكراسى از فقرا حفاظت می‌کند. پاسخگو شدن دولت در يك نظام مردم‌سالار يكى از بهترين راه‌هاى از بين بردن فقر است.


محروميت و گرسنگى و قحطى تنها در جوامع پادشاهى قديم و ديكتاتورى معاصر و در ديكتاتورى تكنوكرات مدرن رخ داده است در حالى كه اين گونه بحران ها هيچ گاه در كشور‌هايى كه در آنها منظم انتخابات آزاد برگزار مى شوند، داراى احزاب مخالف هستند كه مى توانند انتقاد كنند و در آنها روزنامه‌ها بدون سانسور اجازه دارند درباره سياست هاى دولت گزارش دهند و مطالبات مردم را منعكس كنند اتفاق نيفتاده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 اسفند1384ساعت 12:2  توسط امیر علیزاده| 

Blogroll Me!