تقصير را بيش از هر كس بايد در خود او جست كه همواره در برابر انتقادات دفاع روبه جلو كرده و اشتباهاتش را نپذيرفته است. اعتراض تماشاگران را كه پنجشنبه با شعارهاي تندي به اوج رسيد، محكوم كرده و در برخورد با روزنامهها از همان شيوهاي استفاده كرده كه كاپيتان و سرمربي تيم ملي استفاده ميكنند. اگر ميرزاپور در گذشته راحتتر با انتقاد كنار ميآمد امروز با تاثيرپذيري از همين سبك برخورد، به منتقدش حمله ميكند.
مقصر بعدي در اين وضعيت حاد شخص سرمربي تيم ملي است كه با حمايت بيجا و غيرمنطقياش، ناخواسته ميرزاپور را تضعيف كرده است. برانكو هميشه با اين حرف تكراري كه دروازهبان بهتري از ميرزاپور وجود ندارد، بيشهامت بودن خود را توجيه كرده است. برانكو بعد از پايان مرحله مقدماتي جام جهاني و مشاهده اشتباهات فاحش ميرزاپور در دو بازي مقابل ژاپن و كرهجنوبي، فرصت كافي داشت تا با ايجاد رقابت در اين پست حساس فشار بيشتري را به او بياورد. در اثر چنين رقابتي يا دروازهباني رشد ميكرد كه از ميرزاپور بهتر بود يا خود او پيشرفت ميكرد و حالا آمادگي بيشتري داشت. برانكو كه اشتباهات ميرزاپور را پنجشنبه در آزادي از نزديك ديد، بايد از خود بپرسد كه دروازهبان تيمش كه هفتهبههفته زير فشار انتقادات و اعتراضها افت كرده است توان تحمل فشار بازي در جام جهاني مقابل مكزيك و پرتغال را خواهد داشت يا نه. از آنجا كه ايران مقابل اين تيمها قطعا بيشتر دفاع ميكند، حضور دروازهباني مطمئن اجتنابناپذير است.
غفلت برانكو ممكن است در اين جام جهاني براي تيم ملي گران تمام شود. شايد با توجه به فرصت اندك باقيمانده و تعداد كم بازيهاي تداركاتي، آزمايش دروازهبان ديگري مثل وحيد طالبلو، حسن رودباريان يا مهدي رحمتي ديگر دير شده اما با توجه به عملكرد ضعيف ميرزاپور در ماههاي گذشته به نظر نميرسد راه ديگري وجود داشته باشد.