زيدان در يكي از آن مدارس فوتبال معروف فرانسه پرورش يافت و يك دهه تمام فوتبال دنيا را تحتالشعاع خود قرار داد. فرانسه را قهرمان جهان و اروپا كرد و مهمتر از آن چگونگی انجام اين كار بود. او توپ را نوازش میكرد، روي پاشنهاش میچرخيد و آن را از تكلها و لگدها در امان نگه ميداشت و گاهي به نظر میرسيد كه انگار بر جاذبه زمين غلبه میكند. پاسهای بینظيرش، ديد عالیاش، هوش سرشارش، بدون حتی يك حركت اضافي. او ورزش جديدی ابداع كرد، باله با توپ.
زيدان فوتبال را در حد يك هنر ارتقا داد. مثل ديگو مارادونا پيش از او. هيچكس نمیدانست زيدان در لحظه بعد با توپ چه كار خواهد كرد. او با نبوغی استثنايي فضاهايی را باز ميكرد كه تصور میرفت فوتبال مدرن با استراتژیهای دفاعیاش آنها را بسته است. زيدان كسی بود كه ميتوانست در يك لحظه همه چيز را تغيير دهد اما با توپ و نه با الفاظ. او هيچگاه نه ميخواست و نه میتوانست كه با اتوريته تيمش را رهبري كند. در فرانسه او همواره زيدان آرام و مودب بود و این ديديهدشان جسور بود که تيم را رهبری میكرد. حتی وظيفه خارج كردن رئال از مخمصهاي كه چند سال است گرفتارش شده هم كار زيزو نبود. در فرانسه فيلمي ساختهاند كه حالا قبل از جامجهاني روي پرده رفته، "زيدان، يك تصوير از قرن بيستويكم" اين فيلم زيدان را تنها در يك بازی نشان میدهد، اما از 17 زاويه، تا شايد نبوغش را بهتر درک كنيم.
حالا 33 سال از عمرش گذشته و هزاران كيلومتر را با پاهايش پيموده و هزاران بار با آنها توپ را لمس كرده است. سنگينیاش ديگر در اين فصل هم آشكار شده بود و اينكه تصميم گرفت زودتر از سررسيد قراردادش از رئال خداحافظی كند و با جامجهانی فوتبال را كنار بگذارد هم نه تنها نشاني از وطنپرستی، بلكه بزرگیاش بود. زيدان هيچگاه اين حقيقت را انكار نكرد كه قلبش براي "آبيها" میتپد. او میخواهد در لحظهای بزرگ كنار برود و نه در تيمی كه سال به سال شعلههايش در آن فروكش كرد. بعد از سه سال بدون افتخار در پرافتخارترين باشگاه دنيا زيدان ديگر نمیخواهد با رئال باشد. فقط میخواهد يک بار ديگر پيراهن "اكيپ تری كلور"، تيم سه رنگ را بپوشد و بدرخشد. به عنوان هديه به همه آنهايی كه عاشق فوتبال هستند و میخواهند از رقص با توپ لذت ببرند، برای آخرين بار.