تبليغاتX
فریادنامه

فریادنامه

یادداشت‌های گاه ‌و بیگاه امیر علیزاده

دیروز رفتم استادیوم، برای «بدرقه» و این حرف‌ها؛ اما بیشتر رفتم تا قبل از سفر به جام جهانی آخرین بازی تیم ملی را از نزدیک ببینم و برای "اعتماد ملی" هم گزارش بنویسم. راستش بیشتر از اینکه از ۵ گل زده به بوسنی به وجد بیایم نگران شدم. چون دو گلی که ما به عنوان تیم راه‌یافته به جام جهانی خوردیم وزن بیشتری نسبت به ۵ گل زده‌مان به تیمی دارد که این بازی برایش صرفاً دوستانه بود و نیمه دوم هم کاملا واداده بود. این دو گل که ما به خاطر اشتباه مدافعانمان خوردیم، مثل دو گلی که کرواسی به ما زد، ۹ روز قبل از جام جهانی سیلی‌ای بود تو گوش تیم ملی. در این دو بازی بالکانی‌ها به ما نشان دادند که ما چقدر در دفاع ضعف داریم و این نگران‌کننده است.

علاوه بر این، چیز دیگری که در این دو بازی یک بار دیگر آشکار شد، آمادگی بازیکنانی مثل آرش برهانی،مهرزاد معدنچی و رضا عنایتی بود که به احتمال زیاد در جام جهانی دقایق زیادی را بازی نخواهند کرد. دیروز همین‌طور که تیم ملی چپ و راست گل می‌زد، به این فکر کردم که چقدر خوب می‌شد اگر این‌ها پیش از این فرصت بیشتری پیدا می‌کردند و در جام جهانی از توانایی‌هایشان بیشتر استفاده می‌شد. فکر می‌کردم که ای کاش برانکو شهامت بیشتری داشت و ... 

نکته دیگری که دیروز در استادیوم آزادی به ذهنم خطور کرد، این بود که با توجه به اختلافات شدید سازمان و فدراسیون، این آخرین مسابقه‌ای بود که فدراسیون دادکان در ایران برگزار کرد، با تمام بی‌نظمی‌ها و ناتوانی‌هایش! دیروز نوید مجد مسئول روابط عمومی فدراسیون هم ادعا می‌کرد که به دستور علی‌آبادی از ورود سران فدراسیون به جایگاه ویِژه ممانعت شود و برای همین پهلوان و تیمسار نو‌آموز و دادکان کنار زمین بودند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 15:45  توسط امیر علیزاده| 

Blogroll Me!