قبل از سفر به آلمان مهلتی دست داد تا چند روز هم به هلند و فرانسه بروم. آن هم به طرز جانفرسایی، چون از فرانکفورت تا دلفت به خاطر اینکه به یک قطار در شهر مرزی ونلو دیر رسیدم، مجبور شدم در کل شش بار قطار عوض کنم. در کلن، مونشنگلادباخ، ونلو، ایندهوون، اوترخت و لاهه.
دلفت یک شهر کوچک دانشجویی بین روتردام و لاهه است که دانشگاه فنیاش معروف است. دانشکدههای دانشگاه دلفت قسمت بزرگی از شهر را تشکیل میدهند و هر کدام ساختمان بزرگی دارد. دانشگاه فنی دلفت جزو پنج دانشگاه اول فنی اروپاست.
چیز دیگری که بلافاصله در دلفت توجهتان را جلب میکند، تعداد زیاد دوچرخههاست. اگر در شهرهای دیگر مشکل جای پارک وجود دارد، در دلفت جای پارک دوچرخه نیست.
یک روز هم به لاهه و آمستردام رفتم. همیشه دلم میخواست بدانم آمستردام چه جذابیتهایی دارد که از شهرهای دیگر اروپا هم برای تفریح به اینجا میآبند. فکر میکنم آزادی در این شهر به معنای واقعی حداکثر است. این را از بدو ورود، هم با اسنشاق بوی گراس که در هوا پیچیده میتوان فهمید (فروش جوینت در هلند قانونی است) و هم از آرم شهر که سه تا X است؛ XXX، به عبارتی شهر افراطها. افراط در همه چیز. از خرید جوینت و استعمال آن در برخی از کافههای مخصوص گرفته تا آزادی همجنسبازها برای ازدواج و فاحشهگری و منطقه معروف ردلایت.
مردم هلند هم آدمان خونگرمی هستند و با آلمانیها فرق دارند. تب جام جهانی هم که بالا گرفته و این را در کوچه و پس کوچهها و پشت پنجرهها و رنگ نارنجیای که همه جا توی چشم میزند میتوان فهمید. تقریباً در هر ساختمانی حداقل یک پنجره است که پشت آن پرچم سه رنگ هلند یا نارنجی آویزان شده!
