۱. نورنبرگ را ترک کردم، با شادی و غم تؤامان، شادی از تجربه بینظیری که اندوختم و غم به خاطر اینکه یک ربع آخر مسابقه با مکزیک جهنم روی زمین بود. احساس حقارتآمیزیست وقتی ۳۰هزار مکزیکی با تمام وجود فریاد میزنند و پیروزیشان را بر تو جشن میگیرند. از طرف دیگر تو از دست یک مربی لجباز و یکدنده که در بحرانیترین لحظات هم دست از محافظهکاری برنمیدارد عصبانی هستی. مربیای که آخرسر چوب بیشهامتیاش را خورد و ما را هم ناکام کرد. اگر پیش از این محتاطانهتر انتقاد میکردم، حالا با جسارت کامل میگویم نه علی دایی شایستگی حضور در این جام جهانی را داشت، نه ابراهیم میرزاپور و نه برانکو که مقصر اصلی اوست.
نمیگویم باید مکزیک را شکست میدادیم، اما حداقل استحقاق تساوی را داشتیم. منتهی فرق مربیای مثل لاولپه با برانکو این است که او شهامت و درایت این را دارد که وقتی بازی تیمش گره خورده، در همان ابتدای نیمه دوم با انجام دو تعویض این گره را باز میکند.
در استادیوم هم تعداد مکزیکیها خیلی زیادتر بود که برای خود من علیرغم اینکه فضای شهر را دیده بودم، خیلی عجیب بود. حداقل دو سوم ۴۱ هزار نفر را مکزیکیها تشکیل میدادند و آنقدر بینظیر تشویق میکردند که من به عنوان هودار حریف لذت بردم! حتی شعارهای رکیکی هم که علیه ایران میدادند وزن داشت! خیلی هم فرهنگ فوتبال قویای دارند. اما متاسفانه ایرانیها مثل همیشه پراکنده بودند و در تشویقهایشان هم هماهنگ نبودند. در روز مسابقه هم متاسفانه، متاسفانه خیلی از ایرانیها ترجیح دادند در تظاهرات مسخرهای که اسراییلیهای نورنبرگ علیه احمدینژاد راه انداخته بودند و بکاشتاین وزیر داخلی بایرن از حزب راستی سوسیال مسیحیها در آن حضور داشتند، شرکت کنند. واقعاً دردناک است، بگذریم...
۲. اینجا با اینکه در جام جهانی از نزدیک حضور دارم، اما واقعاً نه بازیها را تا به حال توانستهام درست و حسابی ببینم و نه در جریان اخبار قرار دارم. از ایران هم که خبرهای بدی در مورد تجمع زنان میشنوم.
الان در برلین هستم. فردا اینجا برزیل با کرواسی بازی دارد و میتوانید تصور کنید که شهر پر است از طرفداران پرشور برزیلی. آخر هفته هم به فرانکفورت میروم، در لحظه آخر بلیط بازی با پرتغال را گیر آوردم، البته به قیمت ۲۲۰ یورو! راستش به خاطر هزینهاش دودل بودم، اما در نهایت تصمیم گرفتم که وقتی تا اینجا آمدهام این فرصت را هم از دست ندهم. پرتغال مقابل آنگولا پایینتر از حد انتظار بود و امیدوارم تغییراتی که برانکو ظاهراً قرار است بدهد، نوشدارو نباشد و ما بتوانیم شگقتیساز شویم.دوشنبه هم به لایپزیگ میروم. خود آلمانیها به خاطر نیروهای راست رادیکال که در شرق آلمان حضور فعالتری دارند هشدار دادهاند و به من توصیه کردهاند که مراقب باشم! برایم عجیب است. نمیدانم با وجود حکومت ۵۵ساله کمونیستها در آلمان شرقی چرا فاشیستها در شهرهای شرقی اینقدر زیادند! در جام جهانی که خیلی بعید است بتوانند کاری بکنند.
مرتبط: یار دوازدهم - گزارشم در اعتماد ملی