اما جای گلگی نیست، جای سرکوب شانس هم نیست! این تیم جوان آلمان با همین عملکرد هم از شگفتیهای جام بود. تیم جوان کلینزمن را هیچ کس باور نداشت و بیشتر مورد تمسخر قرار گرفت. اما آرژانتین را حذف کرد و با بازیهایی هیجانآور تا نیمهنهایی بالا آمد. در برابر ایتالیا هم از لحاظ نیرویی تنها چند ثانیه کم آورد. کلینزمن یک چیز را در این جام ثابت کرد و آن اینکه میتوان برای موفقیت برنامهریزی کرد.
این ایتالیا مستحق پیروزی بود، نه به خاطر اینکه بهتر بازی کرد یا دو بار به تیر دروازه زد. فقط چون دفاعی مستحکم داشت و بازیکنان محکم و ورزیدهاش یک دقیقه بیشتر از آلمانیها انرژی و نیرو داشتند. اما این ایتالیا هنور هم دوستداشتنی نیست و همچنان با این دفاعش ملالآور است. متاسفم! اما همین است. مشکل اینجاست که همیشه با وجود بازیکنانی بزرگ، امکانات و منابع لازم برای خوب و هجومی بازی کردن را داشته، اما ترسو و دفاعی بازی کرده! راستش تماشای یک تیم که در اکثر مواقع بازی، بازیکنانش ته زمین خودی لایه لایه ردیف شدهاند و دفاع میکنند اصلاً لذتی ندارد. فلسفه فوتبال ایتالیا همیشه این بوده که خوب دفاع کند و یک جوری گل بزند. تیم لیپی هم که قبل از جام تصور میشد لاجوردیهایی هجومی ساخته، از همین فلسفه محافظهکارانه پیروی میکند. به بهترین شکل ممکن...
