جام جهانی تمام شد، با خاطرهای تلخ از یک اسطوره که شکست! زین ا
لدین زیدان، همان نابغه، فرشته آبی... باورش سخت است! بله، آدم جایزالخطاست و ما هم هیچ گاه نخواهیم فهمید که درون زینالدین زیدان چه میگذشت که آن کار را کرد، شاید همانطور که خودش امشب برای اولین بار در مورد این قضیه در تلویزیون فرانسه حرف زده، مارکو ماتراتزی واقعاً به مادر و خواهر او توهین کرده، و شاید اگر هر کس دیگری جای او بود واکنش بدتری نشان میداد. شکی هم در این نیست که ماتراتزی انسان بیشخصیتی است. او منفورترین بازیکن در استادیومهای ایتالیاست و همیشه بیشترین دشنامها را میشنود! با وجود همه اینها زیزوی بزرگ نباید آن کار را میکرد! این ضربه سر یک اشتباه مهلک بود و جای هیچ عذرخواهیای را باقی نگذاشت. کاری که او کرد بینهایت زشت بود و آن تصویر فوتبالیست هنرمندی که با توپ روی زمین پرواز میکرد را حداقل در ذهن من خدشهدار کرد! آن نابغه آرام و محجوب... هنوز هم باورم نمیشود!
اما از این تاسفبارتر واکنش عجولانه برخی از نهادها و رسانههاست که با استناد به گمانهزنی یکی دو روزنامه خارجی که از روی لبخوانی مدعی شده بودند ماتراتزی زیدان را «تروریست» خطاب کرده، نامه نوشتند و تحلیل کردند و زیدان را ستودند. «کیهان» آن را با تیتر "زیدان سربلند رفت" روی جلد آورد، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس اقدام زیدان را «دفاع از حیثیت اسلام» دانست، فدراسیون ورزشهای جانبازان و معلولان هم در پیامی از زیدان حمایت کرده و تحلیل خبرگزاری مهر هم که جای تاسف دارد. حالا که معلوم شد ماتراتزی او را تروریست خطاب نکرده، اما بر فرض هم اگر کرده بود، آیا کار زیدان قابل ستایش است؟ آیا این گونه باید از حیثیت اسلام دفاع کرد؟ آیا این تایید خشونتطلبی نیست؟
دوست و همکارم، محمد شهرابی، در این رابطه یادداشتی برای روزنامه اعتماد ملی نوشت که متاسفانه کار نشد. این یادداشت را میتوانید در اینجا بخوانید.
محمد شهرابی: در شرايطي كه تمام جهان حركت غيرورزشي زينالدين زيدان را در فينال جامجهاني محكوم كردند، موضعگيری تعدادي از روزنامههاي ورزشي و سياسي ايران در قبال اين حركت واقعاً عجيب بود. نكته عجيبتر اينكه بعضي از شخصيتهاي سياسي نيز از اين اقدام زيدان حمايت كرده و آن را «دفاع از حيثيت اسلام» خواندند بدون اينكه اصول جوانمردانه ورزشي را در نظر بگيرند. آيا واقعاً اين حركت زيدان قابل دفاع است؟
به نظر ميرسد موضعگيري عجولانه همكاران و سياستمداران ما با استناد به گمانهزنيهاي برخي از رسانههاي خارجي بوده كه عنوان كردهاند ماتراتزي زيدان را تروريست خطاب كرده است. پيش از هر چيز بايد اين موضوع را مدنظر گرفت كه اين گمانهزنيها هنوز از سوي هيچ مرجع رسمي تاييد نشده و تنها در حد يك شايعه است. ضمن اينكه خود ماتراتزي قبول كرده كه به زيدان اهانت كرده اما اينكه او را تروريست خوانده است را تاييد نكرده است. حالا اگر در نظر بگيريم كه مدافع ايتاليا چنين توهيني هم به بازيكن مسلمان فرانسه كرده نميتوانيم از حركت غيرورزشي زيدان دفاع كنيم. همانطور كه تمام روزنامههاي فرانسه نيز از اين اقدام دفاع نكرده و آن را يك رفتار غيراخلاقي قلمداد كردند.
وقتي روزنامه معتبر اكيپ مينويسد: «زيدان يكي از اصول اساسي ورزشي را زير پا گذاشت» و از او ميپرسد: «ما به بچههايمان كه تو برايشان الگو بودي چه بايد بگوييم؟» توجيه ما براي دفاع از اقدام زيدان چيست؟ وقتي نشرياتي مثل فيگارو، ليبراسيون، لوپاريزين و... كه همهشان زيدان را اسطوره فرانسه معرفي ميكنند، از اين رفتار او انتقاد ميكنند، ما چه دليلي براي حمايت از او داريم؟ وقتي سرمربي فرانسه از اظهار پشيماني زيدان حرف ميزند و ميگويد كه او افسوس ميخورد وقتي گالاس همتيمي زيدان اين حركت را «اشتباه» توصيف ميكند، وقتي وزير ورزش فرانسه اين حركت را «غيراخلاقي و نابخشودني» ميخواند و وقتي 27 درصد مردم فرانسه در يك نظرسنجي ميگويند زيدان را نميبخشند و 61 درصد هم با نكوهش اين اقدام تاكيد ميكنند كه «او را ميبخشند» با چه منطقي ميتوان از اين اقدام دفاع كرد؟
او حتي خودش بعد از بازي به خاطر كاري كه كرد حاضر نشد در مراسم اهداي مدالها شركت كند و در رختكن نيز از همتيميهايش عذرخواهي كرد. آن وقت كيلومترها اين طرفتر مردماني به دفاع از او برخاستهاند بدون اينكه اطلاعات دقيقي از اصل ماجرا داشته باشند.
دفاع از زيدان، دفاع از «ناجوانمردي» در ورزش است. ورزش و بهويژه فوتبال قواعد اخلاقي روشني دارد كه احترام به آنها در هر شرايطي در اولويت قرار دارد. امروزه تمام سعي نهادهاي بينالمللي فوتبال از قبيل فيفا، يوفا و... بر اين است كه هرچه بيشتر اين قواعد را در فوتبال حاكم كنند و اگر كسي در برابر اين جريان قرار بگيرد محكوم است. مبارزاتي كه فيفا و يوفا با اقدامات نژادپرستانه بعضي از هواداران، مديران، تيمها، بازيكنان و... ميكنند و جرايمي كه براي آنها در نظر ميگيرند را بايد در همين راستا ارزيابي كرد. اقدام ماتراتزي چه زيدان را تروريست خوانده باشد و چه توهين ديگري كرده باشد از هر نظر محكوم است اما پاسخي كه زيدان به او داد را هم بايد فارغ از هرگونه گرايش ديني و مذهبي، محكوم كرد. همانطور كه تمام رسانههاي تصويري جهان بارها اين حركت او را نشان دادند و از آن به عنوان يك اقدام زشت نام بردند. به قول كارشناسان يكي از رسانههاي معتبر جهان كه اين اقدام را «افتضاح» تعبير كرد، سالهاي سال در مورد اين صحنه حرف زده ميشود و قطعاً خود زيدان بيش از همه از آن سرخورده خواهد شد. براي زيدان، يكشنبهشب پايان همه چيز بود. او كاري كرد كه برايش يك عمر پشيماني به بار آورد.
مرتبط: زيدان، سوژهای تازه برای محافظهکاران ايران - احمد زیدآبادی، بیبیسی؛ چرا ایران زیدان را دوست دارد؟ - مقاله حسین درخشان در گاردین؛ زیدان و ماتراتزی و اسلام و مسئولان ایرانی - محمدعلی ابطحی