***
در شكست سوئيس به اوكراين در جام جهانی نكته غريبی نهفته بود. اين باخت، تنها ناكامي يک تيم اروپای غربی در برابر يک تيم از يک جای ديگر در جهان بود. اروپای غربی در اين جام حكومت كرد، دقيقا به همان علتی كه انقلاب علمیمان را رقم زد و ما را به ثروتمندترين منطقه جهان تبديل كرد.
حتی برزيل هم در برابر ما حرفی براي گفتن نداشت. آرژانتين هم از فينال 1986 تا به حال، در جریان بازی مقابل هيچ تيم اروپای غربی پيروز نشده است (البته دوبازی از اين هشت بازي را با ضربات پنالتی برد). ژاپن، آمريكا و لهستان، به خانه رفتند، در حاليكه كشورهای كوچكتر اروپای غربی مثل پرتغال، هلند يا سوئد صعود كردند. برتری منطقه ما جای هرگونه شگفتی را از اين جام گرفت.
مزيت ما از نظر نورمن ديويس، مورخ بريتانيايی اروپا، "آب و هوای مطبوع مصرف كننده" در اين قاره است. در غرب اروپا آب و هوا ملايم است و چون اغلب باران میآيد، زمين در اين منطقه حاصلخيز است كه اين باعث میشود صدها ميليون نفر در كوچكترين فضا دركنار هم زندگی كنند. تا قرن پيش در هيچ جا چنين تراكم جمعيتی وجود نداشت. به خاطر همين ملتها هميشه در اينجا با يكديگر در ارتباط بودهاند. هر ايدهای با ديگری به سرعت تقسيم میشد. "انقلاب علمی" قرنهای شانزدهم و هفدهم در اروپای غربی صورت گرفت، چون محققين ما از يكديگر با خبر بودند و زبان مشتركی داشتند: لاتين.
كوپرنيک، يک لهستانی از پروس غربی كه در ايتاليا تحصيل كرده بود، متوجه شد كه زمين به دور خورشيد میچرخد. گاليله از فلورانس هم اين ادعا را به كمک دوربينی كه خودش ساخته بود، تاييد كرد. نيوتن انگليسی، كه قانون نيروی جاذبه زمين را تدوين كرد، يك بار در مورد گاليله گفته بود: " اگر من بيشتر از بقيه ديدم، به اين خاطر بوده كه روي شانههای غولها ايستاده بودم." نزديكی اين همه متفكر، زمينهای غنی براي رشد نخبگان بهوجود آورد. رونق علمي اروپای غربی، پايه و اساس رفاهش بود.
فوتبال هم در قرن نوزدهم زودتر از هر جای ديگر، ابتدا در اروپای غربی در همه جا پخش شد، چون در اينجا نبايد مسافتهای طولانیای را میپيمود. بعداً نزديكی فيزيكی اين تعداد ملت، دو جنگ جهانی را موجب شد. براي همين بعد از 1945 كشورها تشخيص دادند كه تنها با چيزي شبيه به يک حكومت مشترک میتوان اين قدر نزديک به يكديگر زيست. با اتحاديه اروپا، اروپای غربی را به يكپارچهترين منطقه تاريخ جهان تبديل كرد.
يك قسمت از اقتصاد اروپای غربی را كه به طرز بینقصی با آن سازگار شده، فوتبال است. تقريبا همه بازيكنان برتر اروپا در يكی از ليگهای انگليس، اسپانيا و ايتاليا با هم بازی میكنند و البته در ليگ قهرمانان. اين رقابت يك بازار مشترک به تمام معني در اروپاست. حتی بازيكنان جوان سوئيسي يا هلندي هم بايد زود رشد كنند، چون اف ث بازل يا آژاكس آمستردام هم با استانداردهای بالای ليگ قهرمانان سنجيده میشوند. در عوض، اين معيارهای بالای سنجش تنها در اختيار تعداد كمی بازيكن جوان آفريقايی يا آسيايی قرار میگيرد. آنها سالهای سال خود را ستاره فرض میكنند، تا اينكه در يک جامجهانی توسط بازيكنی قویتر متوجه نقاط ضعفشان میشوند.
اكثر بازيكنان ليگ قهرمانان اهل اروپای غربی هستند. تنها تعداد كمي از تيمهای اروپای شرقی به ليگ قهرمانان راه پيدا میكنند، كه تنها همين، ناكامی اين منطقه در آلمان را توضيح میدهد. وقتی بهترين بازيكنان و مربيان جهان دور هم جمع شوند، بهترين فوتبال شكل میگيرد. ايدههای خوب در اينجا سريعتر از هرجای ديگری پخش میشود، مثل اتفاقی كه در علم افتاد. به عبارتی هركسی "روی شانههای غولها" ايستاده است.
اين جامجهانی فوتبال اروپاي غربي بود: تاكتيک پاسهای كوتاه سريع، اجرا شده توسط بازيكنانی ورزيده. به ندرت ديگر كسی دريبل میزند يا توپ را بيشتر از يک ثانيه نگه میدارد. بلافاصله پاس داده میشود. اين زيباترين بازی نيست، دريبلزنی در هر صورت تماشايیتر است، اما بهترين كار كرد را دارد.
ايرانیها عدم آشنايیشان با سبک بازی ما را اينگونه نشان دادند كه با توپ میدويدند، كه اين به حريفان اجازه میداد تا دفاعشان را شكل دهند. ژاپنیها از هر درگيری فيزيكی اجتناب میكردند. لاندون دونوان (آمريكا) جالبترين شيرجههای تمارضی جام را زد، چون شيوه جديد اروپايیاش را نمیشناخت و نمیدانست كه كافيست فقط خودش را به زمين بيندازد، بدون اينكه نيازی به تمارض خاصی وجود داشته باشد. ديک آدووكات سرمربی كرهجنوبی بعداز شكست 2- هيچ به سوئيس گله میكرد كه بازيكنانش تا آمدند به سرعت اروپايی عادت كنند، نيمه اول تمام شده بود. براي ما اروپای غربیها اين جامجهانی مايوسكننده بود، چون اكثر تيمها بدتر از باشگاههايی بازي كردند كه ما زمستانها هفته به هفته آنها را میبينيم.
همه تيمهای خوب امروز به سبک ما بازي میكنند. حتي برزيل (بزرگترين مايوس كننده) هم از دهه 90 همان را كپي میكند. و با استعدادترين بازيكن جامجهانی، ليونل مسی آرژانتينی، نيز كه اين بار كمتر شانس بازی كردن را پيدا كرد، ظرافت لاتينی را با دانش اروپايی كه از 13 سالگی در بارسلونا فرا گرفته است، تلفيق میكند. اما اروپای غربی به پيروزی رسيد، و جامجهانی ملالآورتر شد. حتی پرتغال و هلند هم ملالآور بودند، هرچند اين عنوان خاص (ملال آورترين تيم) به انگليس میرسد.
