این کاریکاتور هایکو ساکورای در شماره امروز روزنامه آلمانی "برلینر سایتونگ" است. از کل این جنگ حالم بهم میخورد و حرصم میگیرد از هر خبر و گزارشی که در پایانش این جنگ به ایران ارتباط داده میشود و افسوس میخورم از این تصویری که از ایران ساخته شده...
این را دیروز پرستو نوشته بود:
«گاهی آدم خسته میشود از توضيح و از مثالزدنهای بیشمار که حالی کند: دولت ايران و ملت نخبهاش همپوشانیِ چندانی در طول تاريخ نداشته و ندارند. حالا اين آشنای فلسطينیالاصلِ من –در جديدترين ایميلاش و در جواب سؤالِ من که حالش را پرسيده بودم- گير داده: توی مداخلهگر در داستان زندگیِ ما چه میگويی و فکر نمیکنی در اين وانفسای جنگ ديگر بس است؟ و اعصاب ندارد از ديدنِ شبکهی بينالمللی سحر و شنيدنِ موضعگيریهای مقامهای ايرانی. ارجاعاش میدهم به چند تحليلی که اين روزها خواندهام از روزنامهنگاران و تحليلگرانِ خاورميانه. اميدوارم کمی آرام شود... و خستهام از توضيح دادنِ خودم، طرزِ فکرم و زندگیام. چه قالبهايی ساخته است رسانههای غرب از ما، ايرانيان، که از فولاد است انگار. وگرنه او که خود شرقی است و بعد از چند سال زندگی در اروپا رسانهی غرب را میشناسد و از تصويرِ اشتباهِ ساختهشده از فلسطينيان شاکی است... »
مرتبط: آيا دولت ايران پشت حملات حزبالله است؟ - صدای آلمان؛ بحران خاورميانه: نفع ايران از ادامه اين مناقشه چيست؟ - صادق صبا، بیبیسی؛ چرا جنگ در لبنان به نفع ايران است؟ - نقطه ته خط
