تحلیلگر سیاسی خاور میانه نیستم، اما کیست که نداند آنچه حالا در لبنان و اسراییل در حال وقوع است، جنگی خونین است، نه کمتر و نه بیشتر! روی لبنان بمب ریخته میشود، زیرساختها نابود شدهاند، زنان و کودکان بیگناه جانشان را از دست میدهند، صدها هزار نفر در حال فرار هستند، دهها هزار خانواده در شمال اسراییل خانههایشان را ترک کردهاند و از همه بیرحمانهتر اینکه دولت وحشی اسراییل راه کمکرسانی ارگانی مثل یونیسف را نیز با محاصره احمقانهاش بسته است!
این دیوانگان کافیست به تاریخ رجعت کنند، تاریخ خودشان! هیچ یک از پیروزیهای اسرائیل در ۴۰ سال گذشته ثمری که برایش نداشته هیچ، همه چیز را بدتر هم کرده است. این را مورخان میگویند، من نمیگویم! پس چرا این خیال واهی را دارند که این دفعه فرجی میشود؟ تا به حال در پس جنگ، صلح آمده؟ نه!
دردناکتر رویکرد جامعهجهانی و مخصوصاً ابرقدرتهای غرب، به این بحران است. امریکا و انگلیس قطعنامه علیه اسرائیل را وتو میکنند و "دفاع از خود" را حق او میدانند، فرانسه خیلی دوست دارد دوباره نقش مهمی در لبنان بازی کند و آلمان هم از ترس اینکه دوباره به آنتیسمیتیست بودن متهم نشود، جیک نمیزند!
امنیت، توسعه، صلح، آرامش! چقدر خیالپرورانه به نظر میآیند حالا این واژهها!
