محدودیتهایی که "مدیریت رفتار سازمانی" برای کار تیمی و تصمیمگیری در گروه بیان میکند، عبارتند از اینها هستند که سعی میکنم به طور خلاصه توضیحشان بدهم:
محدودیت زمانی: تیمها اصولاً به دلیل وقت مورد نیاز برای سازماندهی و هماهنگی، زمان بیشتری را برای تصمیمگیری صرف میکنند. این مشکل وقتی فرایندهای ارتباطی ناقص باشند، بیشتر خود را نشان میدهند. یکی از مشکلاتی که از محدودیت زمانی ناشی میشود، "بلوکه کردن تولید(فکر)" است که در این حالت یک نفر بیشتر اعمال نفوذ میکند و از بقیه ایدهها و افکار که بالقوه خلاقانه هستند، به راحتی میگذرد.
هراس از ارزیابی: این باور که بقیه در سکوت افکار شما را ارزیابی میکنند، میل شما برای ارائه ایدههایتان را کاهش میدهد.
فشار برای پیروی از هنجارها: اعضای گروه عقایدی که بر ضد نُرمهای تیمی هستند را فرومینشانند. اعضا حتی ممکن است افرادی که با این هنجارهای تیمی مخالفت میکنند را تنبیه کنند.
تفکر گروهی: یا همان "همرنگ جماعت شدن" که مشکلی است بسیار رایج. در گروههایی که همبستگی آنها زیاد است، تمایلی شدیدی برای ایجاد اجماع وجود دارد که این به قیمت کاهش کیفیت تصمیم تمام میشود. در واقع کسی که تردید میکند، خود را در برابر توافق نظر گروه میبیند، مهر سکوت بر لب میزند و از تردید و شک خود به راحتی میگذرد.
همه این محدودیتها باعث یکسونگری، ناتوانی در ارزیابی تمامی بدیلها و در نهایت کاهش خلاقیت میشود. این مشکلات حتی در تیمهای ورزشی ما هم دیده میشود.
راهحلهای زیادی برای به حداقل رساندن این مخدودیتها ارائه شده، از قبیل "طوفان مغزی"، "تکنیک دلفی" و تکنیکهای دیگر که از حوصله این پست خارج است. اما مهمترین نکته در کاهش این محدودیتها، ضرورت ستیز و تعارض سازنده است، که در آن اعضای تیم نقطهنظرات و عقاید خود را به شیوهای به بحث میگذارند که این تعارض روی موضوع اصلی تمرکز میکند و نه روی افراد. در واقع از این طریق با وجود اختلافنظرها، کشمکشهای احساسی-عاطفی به حداقل میرسد. برونداد و نتیجه چنین ستیزی، راهحلهای مختلف و اتفاق نظر بر سر بهترین راهحل خواهد بود.
به اعتقاد من، ما ایرانیها صاحب یک سری ویژگی هستیم که محدودیتهای فوق را به حداکثر و امکان انجام چنین تعارض سازندهای را به حداقل میرسانند. خصوصیاتی که به ذهن من میرسد اینها هستند: تظاهر، پنهانکاری، تعارف، خودمحوری، ریاکاری، مسئولیتناپذیری، حسدورزی، همهچیزدانی، فقدان فرهنگ اعتراض، جزماندیشی، پذیرش سخت انتقاد، چشموهمچشمی و رودربایستی.
اولین گام برای بهتر گروهی کار کردن، آگاهی از این ویژگیهای فرهنگی و تلاش برای بهبود آنها میتواند باشد.
