یادداشتم در اعتماد ملی بعد از دوپینگهای اخیر در وزنهبرداری:
افلاطون 2500 سال پيش حكايت حلقه اسرارآميز گيجيس را به تحرير درآورد. در اين افسانه گيجيس، يک جوان بلندپرواز اما فقير، يك روز حلقهای جادويی را پيدا كرد. فقط كافی بود اين حلقه را به يک انگشت بيندازد و آن را به سمت چپ بچرخاند تا برای بقيه نامرئی شود. هرگاه هم آن را به سمت راست ميیچرخاند، دوباره قابلرويت بود. گيجيس خيلی زود فهميد كه با كمی مهارت و تمرين، میتواند هر كار و البته هر تخلفي را پنهانی و بدون اينكه كسی بفهمد، انجام دهد. فقط خودش میدانست كه چه اقداماتی را انجام داده است.
اين افسانه كه سالها پيش افلاطون آن را بيان كرده بود تا اين نتيجه فلسفی را بگيرد كه هيچ انسانی به ميل خودش عادل نيست مگر وقتی اجباري در كار باشد، امروز در ورزش حرفهای دنيا نمود واقعی پيدا كرده است. هر ورزشكاری امروز با توجه به تكنولوژی پيشرفته و لابراتوارهای مدرن پزشكان جاهطلب كه از امكانات و تجهيزات مبارزين جلوتر است، میتواند دور از چشم بازرسين از مواد نيروزا استفاده كند و به اهداف بلندش برسد.
بله، ما خيلی وقت است كه در جنگ با دوپينگ شكست خوردهايم و ورزش پاک را به روياهايمان سپردهايم. تنها مبارزهای كه برای ما باقی مانده، عليه بیاعتمادی خودمان است كه با هر رسوايی قویتر میشود. بیاعتمادیای كه موجب میشود به هر قهرمانی و به هر ركوردی شک كنيم و احساس كنيم قربانی يک شبكه جنايی هستيم. تنها حربهمان در اين مبارزه، تلاش نهادها و سازمانهای ذيربط و سختگيریشان در مجازات متخلفين است. ولی وقتی فدراسيونی مثل فدراسيون جهانی وزنهبرداری برخلاف اساسنامه خودش، در جريمه وزنهبرداری ايران تخفيف میدهد و به جای يک سال تحريم كل بدنه وزنهبرداری، به محروميت 9 ورزشكار دوپينگی و جريمه نقدی 400 هزار دلار بسنده میكند، نااميد میشويم و نمیتوانيم مثل آقای مرادی، رئيس فدراسيون وزنهبرداری ايران با یک چشم گريه كنيم و با يک چشم خوشحال باشيم. از اينكه وزنهبرداري ايران میتواند در دوحه با شركتكنندگان ديگری احتمالاً به مدالهای رنگارنگمان اضافه كند هم شاد نيستيم. بيشتر از اين نگرانيم كه مبارزه با دوپينگ باز هم جدی گرفته نشد. بيشتر از اين غبطه خورديم كه رئيس فدراسيون همه كاسه و كوزهها را سر مربی بيچاره شكست و همه زحماتش در سالهای اخير را ناديده گرفت. از اينكه او پز يک مدير شايسته را گرفت كه سر بزنگاه بحران را مديريت كرده و با افتخار از موفقيتاش در تخفيف مجازات ايران خبر داده. انگار نه انگار كه آن 400 هزار دلار كه میتوانست صرف عمران و تقويت زيرساختها شود، به راحتی از جيب بيتالمال پريد تا اشتباهات او كمرنگتر به نظر بيايند.
بازنده اصلی كوتاهی فدراسيون جهانی وزنهبرداری، در وهله اول خودش است كه به بدنامیاش افزوده میشود و بيش از پيش بايد به عزمش در مبارزه با دوپينگ ترديد داشت. چون طبق اساسنامه اين نهاد، هر فدراسيونی كه بيش از 3 مورد دوپينگ در سال داشته باشد بايد يک سال محروم شود، همانند فدراسيون تركيه كه تازه 4 ماه پيش محروميت يک سالهاش به پايان رسيد.
بازنده بعدی هم ما هستيم كه يک بار ديگر در مبارزه با بیاعتمادی شكست خورديم تا همچنان شاهد وسوسههای ورزشكاران باشيم و در هر فينال به اين شک كنيم كه با يک مشت گيجيس نامرئی سر و كار داريم كه قبل از مسابقه حلقهشان را به سمت راست میچرخانند و پيروز میشوند و بعد از آن مدال را به گردنشان میاندازند و قراردادهای پر و پيمان اسپانسرها را به پايشان.
و آخر قصه گيجيس: آنگونه كه افلاطون نوشته، او بعد از كلی دزدی و خلافكاری، در سال 685 قبل از ميلاد مسيح پادشاه سرزمينش را هم كشت و خودش حكمران مطلق شد. بعد از آن سرانجام رد پايش در تاريخ گم شد، همينطور از آن حلقه هم اثری نماند. براساس برخی تئوریها، اين حلقه از اواخر قرن بيستم تاكنون ميان ورزشكاران حرفهای دستبهدست شده است. اما هيچكس نتوانسته اين تئوریها را ثابت كند و ما همچنان در بیاعتمادی غوطهوريم.