در واقع بیشتر مراسم به صحبتهای سیاسی گذشت، آنقدر که آدم فکر میکرد این مراسم برای حزب اعتماد ملی است و نه روزنامه اعتماد ملی! اگر هم در حوزه مطبوعات حرفی زده شد، درباره تهدید توقیف و سختی کار بود و نه بیش! جای خالی ارزیابی عملکرد تکتک گروهها، نقد روزنامه از زاویه اصول روزنامهنگاری و یادآوری کمبودها و نقیصههای روزنامه بسیار توی ذوق میزد. به عبارتی به حاشیهها خیلی بیشتر از خود متن که روزنامه باشد پرداخته شد. در صورتی که به نظر من باید بیش از هر چیز خودمان را نقد میکردیم و فرصت میدادیم تا نقدمان کنند. حتی اشاره دقیقی به نقاط قوت نشریه هم نشد.
شاید این گونه استدلال شود که این روزنامه، حزبی است و فلسفه وجودیاش از همان ابتدا سیاسی بوده، اما من این توجیه را قبول ندارم! به اعتقاد من اگر هم روزنامهای چنین هدفی دارد، باید آن را اصولی و درست انجام دهد. به عنوان یک نمونه که شاید خیلی پیشپاافتاده و ساده به نظر برسد، همین که روزنامه صفحه «علم و دانش» و صفحهای مثل «سبک زندگی» یا «خانه» ندارد، به خوبی نشاندهنده این نقطه ضعف است.
علیرغم محدودیتهای مالی و شرایط سخت برای بقا، روزنامه «اعتماد ملی» پتانسیلی به مراتب بیشتر از این دارد، اما برای بالفعل کردن آن ابتدا میبایست درک درستی از نقاط ضعفمان داشته باشیم.
در همین زمینه:
ــ سالگرد روزنامه اعتماد ملی - اکبر منتجبی
ــ روزنامه اعتماد ملی و نیاز امروز ما - محمدعلی ابطحی
ــ توقفی بلندتر برای یک کولی - علیاصغر سیدآبادی
