به این ترتیب بود که آفتاب طبق معمول پشت ابر پنهان نماند و دست آقایان که در روز روشن دروغ میگفتند، رو شد. احتمالاً حالا دیگر همه میدانید که مدارک تازه روز پنجشنبه یعنی پنج روز بعد از پایان مهلت ایافسی ارسال شده، آن هم با پست و نه با DHL! دلیلاش هم این بوده که آنها از ادارهی پست میتوانستند رسید بگیرند که این مدارک را روز شنبه فرستادهاند. برای توجیه اینکه خُب چرا با فاکس نفرستادهاند هم گفتند «مشکل تلفنی» داشتهاند!
یک نکتهی دیگر که لازم است توضیح داده شود این است که بر خلاف گمان عمومی، مدیریت باشگاه استقلال از روی سهلانگاری چنین اشتباه مهلکی را مرتکب نشده، بلکه کاملاً آگاهانه مدارک را تا مهلت نهایی نفرستاده است. به این دلیل که تا بیست و یکم بهمن استقلال هنوز با تئودور یونگ، مربی هلندی قرارداد نبسته بود و نمیخواست بدون او پا به عرصه رقابت آسیایی بگذارد. علاوه بر این استقلال در حال جذب چهار بازیکن جدید، از جمله بازیکنان کامرونی و عراقی است و هر طور شده میخواست از آنها در لیگ قهرمانان بهره ببرد.
تنها سهلانگاری و کوتاهی مدیران استقلال مربوط به عدم آگاهیشان از بند 30 ماده F مقررات این مسابقات است که میگوید هر باشگاه باید اسامی حداکثر 30 بازیکن و هفت نفر کادر فنی خود را تا قبل از 11 فوریه به کنفدراسیون ارسال کند و چنانچه باشگاهی تا این تاریخ اسامی بازیکنان خود را ارسال نکند، به طور خودکار از رقابتها کنار گذاشته میشود.
به همین راحتی چند مدیر بیصلاحیت با سرنوشت یک باشگاه و هواداراناش بازی کردند و به اعتبار کل فوتبال یک کشور لطمه زدند. ظاهراً امروز هیات مدیرهی باشگاه جلسه دارد و گفته میشود قرار است با عوامل آن برخورد شود. مهر خبر داده که احتمال میرود پیش از برگزاری این جلسه مدیرعامل و چند نفر از مسئولان باشگاه استقلال از سمت خود استعفا دهند.
با وجود مسئولیت مدیر عامل باشگاه، نقش امیر فلعهنویی را نباید در این میان دستکم گرفت. او به ظاهر تنها ریاست «سازمان فوتبال» باشگاه را بر عهده دارد، اما با حمایت تام چند نفر از اعضای هیات مدیره در عمل همهکارهی باشگاه استقلال است. آن هم در شرایطی که وظیفه سنگین هدایت تیم ملی را نیز پنج ماه قبل از آغاز جام ملتهای آسیا بر عهده دارد. او سالهاست که به لیدرها در استادیوم خط میدهد و به طرق مختلف توانسته خود را تا اینجا برساند. گفته میشود در ترانسفر آن چند بازیکن هم درصدی از مبلغ قرارداد به او تعلق میگرفته و یکی از دلایلی هم که او مدارک را سرموقع نفرستاده همین بوده که حضور در لیگ قهرمانان را در قرارداد آنها بگنجاند.
در هر صورت کار از کار گذشته و ابعاد خساراتی که به باشگاه استقلال وارد میشود بسیار گسترده است. خشم هواداران، یأس بازیکنان، از دست رفتن درآمدهای قابل توجه حاصل از شرکت در لیگ قهرمانان، لطمه به حیثیت و اعتبار فوتبال ایران در جهان و الخ!
در ایران معمولاً عادت است که سر آدم نه یک بار بلکه چند بار محکم به سنگ بخورد، تا تصمیمگیران سرعقل بیایند. این بار هم میگوییم اگر این ضربهی بزرگ منجر به برخورد عادلانه با خاطیان و حذف چند مدیر بیصلاحیت و آمدن چند مدیر بهتر شود، چشممان را میبندیم و میگذریم...
مرتبط:
امير قلعهنويی چگونه به بنبست رسيد؟ - هیوا یوسفی، اعتماد ملی
بیلياقتها بروند - مصطفی قوانلو قاجار
فتوکاتور گل آقا
