تبليغاتX
فریادنامه

فریادنامه

یادداشت‌های گاه ‌و بیگاه امیر علیزاده

خب، این فاجعه‌‌ی استقلال هم بالاخره به سرانجام رسید. کمیته‌ی اجرایی کنفدراسیون آسیا همان طور که انتظار می‌رفت با درخواست این باشگاه مبنی بر تجدیدنظر در محرومیت‌اش برای حضور در لیگ قهرمانان آسیا موافقت نکرد و اولین پیامدش هم که استعفای دسته‌جمعی مدیرعامل و هیات مدیره و سرپرست و حذف سازمان فوتبال از ساختار سازمانی باشگاه بود. بخشی که ریاست‌اش را امیر قلعه‌نویی بر عهده داشت و از ابتدا رسالتی نامشخص داشت.

به اعتقاد من این بهترین واکنش ممکن بود. پیش از این هم گفته بودم که حذف مدیرانی که این اشتباه مهلک و نابخشودنی را مرتکب شده‌اند، عاقلانه‌ترین تصمیمی است که می‌توانست گرفته شود. حرف دیگری نیست. فقط یادداشتی را که پیش از تصمیم کمیته‌ی اجرایی ای‌اف‌سی نوشته بودم و امروز در اعتماد ملی با عنوان «مدیریت غیراخلاقی» چاپ شد را در ادامه می‌آورم:

 

مديريت در دنيای امروز خيلی وقت است كه از تعاريف سنتی‌اش فاصله گرفته و ديگر تنها وظايف برنامه‌ريزی، كنترل، هدايت، بسيج منابع و امكانات و تصميم‌گيری را برعهده ندارد. پس از رسوايی‌های مديران برخی از شركت‌های بزرگ جهانی، امروز بيش از پيش روی اخلا‌ق در مديريت تاكيد می‌شود. در واقع مباحث مربوط به اخلا‌ق به صورت علمی وارد مديريت شده و هدف مديريت در عصر رقابتی فراتر از كسب سود و ايجاد اشتغال است. هم‌اكنون مديران به عنوان رهبران اخلا‌قی و شهروندان اجتماعی عمل می‌كنند و سازمان‌ها مسووليت‌هاي اجتماعی‌شان را جدی می‌گيرند و به جامعه پاسخگو هستند.

اين مسووليت‌های اجتماعی در فوتبال امروز جهان بسيار پررنگ‌تر است. مبارزه با نژادپرستی و اعتياد و كمک به سازگار كردن اقشار محروم در جامعه، ديگر به عنوان فعاليت‌های جانبی باشگاه‌ها، فدراسيون‌ها و كنفدراسيون‌های فوتبال به‌شمار نمی‌آيند و در صدر چشم‌اندازهای بلندمدت آنها قرار می‌گيرند. در چنين محيطی تخطی از مسائل اخلا‌قی تحمل‌ناپذير است و يک مدير روی كردار و گفتارش دقت می‌كند.

اما آنچه در روزهای گذشته در فوتبال ايران رخ داده، برخلا‌ف اين روند است. شايد در فوتبال ايران كه مقدماتی‌ترين اصول باشگاه‌داری هم در آن وجود ندارد، انتظار اينكه باشگاه‌ها در برنامه‌های اجتماعی فعال باشند بيهوده باشد، اما رعايت اصول اخلا‌قی حداقل كاری است كه مديران بايد انجام دهند. فوتبال يک پديده بزرگ اجتماعی است كه با ساير سازمان‌ها و نهادها در تعامل است و بر اساس آن مدير يک باشگاه يا رئيس يک فدراسيون در قبال جامعه مسووليت‌هايی دارد. اين حق عموم اعضای يک جامعه است كه انتظار داشته باشند يک مدير تبانی نكند، رانت‌خواری در تصميمات‌اش جايی نداشته باشد، رشوه ندهد و الخ. حقی كه مديريت باشگاه استقلا‌ل تضييع‌اش كرد.

بررسی صلا‌حيت و شايستگی مديريتی كه چنين خبط بزرگی از آن سر زده و با تاخير در ارسال مدارک مربوط به حضور در ليگ قهرمانان آسيا باعث حذف تيم‌اش شده، در اين مقال نمی‌گنجد. هدف تنها نقد رفتار مديران استقلا‌ل پس از آن است. ديگر بر هيچ‌كس پوشيده نيست كه مسوولا‌ن باشگاه استقلا‌ل مدارک را در روز پنجشنبه 26 بهمن برای كنفدراسيون فوتبال آسيا در مالزی ارسال كرده‌اند و نه آن‌گونه كه ادعا می‌كنند، شنبه 21 بهمن يک روز پيش از سررسيد مهلت ای‌اف‌سی. حالا‌ ديگر همه می‌دانند كه رسيدی هم كه از پست ايران برای تاريخ بيست‌ويكم به كمک فدراسيون فوتبال گرفته‌اند، ساختگی بوده است.

مديران استقلا‌ل از همان ابتدا با اين ماجرا صادقانه برخورد نكردند و با پافشاری بر اقدام نادرست‌شان كنفدراسيون فوتبال آسيا را مقصر و پاسخگو دانستند. حتی بعد از اينكه روشن شد كوتاهی از آنها بوده، هيچ‌كس نه‌تنها اين صداقت و شهامت اخلا‌قی را نداشت كه به اشتباه‌اش اعتراف كند و دلا‌يل واقعی آن را توضيح دهد، بلكه هر يک سعي كرد به گونه‌ای تقصير را به گردن ديگری بيندازد.

در اين ميان اين هواداران استقلا‌ل بودند كه صادقانه و آن‌گونه كه شايسته‌شان بود، از آنها عذرخواهي نشد. رعايت ابتدايی‌ترين اصول اخلا‌قی توسط مديريت باشگاه، كوچک‌ترين حقی بود كه آنها داشتند.

تکمیلی:
اطلاعيه‌ی فدراسيون فوتبال درباره‌ی محرومیت باشگاه استقلال


مرتبط:
آبی دریا قدغن - وقت‌کُشی
زحمت نكشيد آقای علی‌آبادی! - پیمان مقدم، اعتماد ملی

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 23:41  توسط امیر علیزاده| 

Blogroll Me!