مجید زُهری با همان نثر رواناش تحلیل خوبی دربارهی تاثیر مُخرّب این شبکهها و آسیبی که به روحیهی آدم میزنند، نوشته:
«در ميان رسانهها، تلويزيون اين ويژگی را دارد که علاوه بر پيام، لحن کلام را نيز منتقل میکند. چشم-در-چشم نشستن مخاطب و توليدکننده، با تلويزيون است که ممکن میشود. موضوع تأثيرگذاری جعبهی سياه تنها در آگاهیهایی که میدهد خلاصه نمیشود؛ خمير روان آدمی را نيز فرم میدهد و بر ضميرش نقش میزند.
وقتی موضوع به تلويزيونهای سياسی لوسآنجلسی میرسد، قِسم دوّم تأثيرگذاری برجستهتر میشود. بسياری از اين برنامهها، گذشته از آنکه در ازای وقتی که صرفشان میشود چيزی به آگاهی انسان نمیافزايند، بر اعصاب و روان او نيز تأثير مخرّب میگذارند. کار بعضیشان فقط پراکندن تخم نفرت است و بس. يعنی نوع انتقال محتوا، تزريق تنفر است به انسان. انسانی که انباشته شود از تنفر، طبعاً نمیتواند سالم و آزادانديش باشد.
...
بعضی از انسانها، ضمير خود را در سخنان پر از خشونت و نفرت ديگران میبينند. در واقع با اينگونه سخنان خود را تراپی و ارضا میکنند. سخن پرخشمونفرت، فقط آيينهای در مقابل آنان میگذارد و فرصتی به آنان میدهد که آتش نفرت درون خود را شعلهورتر کنند.» [متن کامل]
