این گزارشی بود که قبل از نوروز در سالنامهی «اعتماد ملی» دربارهی پیشرفت کشورهای عربی حوزهی خلیج فارس ـ به ویژه قطر ـ در ورزش، و تلاششان برای گرفتن میزبانی المپیک نوشتم:
قطر میخواهد المپيک تابستانی برگزار كند. اين خبر خيلی جديدی نيست. مسوولان ورزش كشورهای عربی حوزهی خليج فارس تا به حال چنين برنامههايی را بلندپروازانه به زبان آوردهاند. چند كيلومتر آن سوتر، در دبی هم در مورد اين موضوع صحبت شده است. در آنجا صحبت حتی از بازیهای زمستانی بود. اما اين كار سترگ را هم نبايد از همسايگان جنوبیمان كه اخبار رشد و ترقیشان گوش جهان را كر كرده، بعيد دانست. حتی اگر ساختن سالنهای بزرگ و پيستهای غولآسای پرش اسكی و پيستهای لوژسواری، در جغرافيای اين كشور از لحاظ معماری يک چالش بزرگ محسوب شود.
مادامی كه چاههای نفت و گاز خروشاناند و از آنها درست استفاده میشود چرا كه نه؟ كسی كه هر روز يک آسمانخراش روی ماسههای صحرا بنا میكند، كسی كه هر هفته يک پيست جديد بتونريزی میكند، كسی كه هر ماه يک جزيره در خليج فارس جادو میكند، نبايد مشكلی هم با برگزاری رويداد بزرگی مثل المپيک داشته باشد.
پانزدهمين دورهی بازیهای آسيايی كه با گذشت 32 سال از بازیهای آسيايی تهران، برای نخستين بار در خاورميانه در دوحه برگزار شد، در حكم مانيفست قطریها بود برای اعلام آمادگی برگزاری المپيک. اينكه ميزبانی بزرگترين رويداد ورزشی جهان برای عربها چقدر مهم است را از حرفهای عبدالرحمان الثانی، دبيركل بازیهای آسيايی هم میتوان پی برد: «ما آنقدر درخواست میكنيم تا برنده شويم.»
در پايتخت قطر 10 هزار ورزشكار زن و مرد از 45 كشور مختلف در 39 رشته ورزشی بر سر 423 مدال با يكديگر رقابت كردند. آنچه بيش از اين آمار و ارقام، نشاندهندهی توانايیهای قطر بود، اين است كه آنها از ماسههای بيابان چه ساختهاند. بازیهای آسيايی برای اين اميرنشين كوچک كه شبهجزيرهاش در خليج فارس مثل يک شست سر برآورده، گام ديگری از استراتژی توسعه بود كه بخش خصوصی اقتصاد را برمیانگيزد و حیثیت و اعتبار بينالمللی را افزايش میدهد.
از وقتی حمدبنخليفه آلثانی در اواسط دههی 90 جای پدرش را گرفت، اين شبهجزيره كه از سال 1971 مستقل شده با شتاب خيرهكنندهای رشد میكند. ظاهراً برای خاندان آلثانی كه توسط بريتانيايیها در زمان قيموميتشان گماشته شدند، هيچ محدوديت مالیای وجود ندارد. منابع نفت و گازی كه در ابتدای دههی 40 كشف شدند، كشوری را كه روزی توسط صيادان مرواريد بنا گذاشته شد، امروز به يازدهمين كشور ثروتمند جهان تبديل كرده است. حجم سرمايهگذاری در پروژههای گوناگون بيش از 130 ميليارد دلار است و به گفته منابع قطري قرار است 10 برابر شود. در اين بين همانطور كه بازیهای آسيايی هم نشان دادند به ورزش هم توجهی ويژه میشود.
همچون واحههايی در برهوت
به محض اينكه مسافری پايش را از فرودگاه دوحه كه يكی از بزرگترين كارگاههای منطقه است، بيرون میگذارد اين رشد غولآسا برايش روشن میشود. مقصود ترمينالی كه مخصوص مسافرين «فرست كلاس» و «بيزينس كلاس» ساخته شده و ظاهرا تنها ترمينال از اين نوع در جهان محسوب ميیشود، نيست. منظور امكانات ورزشیای است كه به طرز گستردهای همچون واحههايی در برهوت برجسته هستند. نيمی از ده باشگاه ليگ فوتبال قطر، خانهشان در دوحه است. العربی، السد، الريان و الغرافه، هر كدام در اينجا استاديوم اختصاصی خودش را دارد كه البته همهشان در طول بازیها تقريبا خالی از جمعيت است. ورزش در قطر نه هنوز نهادينه شده و نه به عنوان يی تفريح در اوقات فراغت تقاضايی برايش وجود دارد. هم در ميان جمعيت 800 هزار نفرهی كشور و هم در ميان كارگران آسيايی زيادی كه اغلب شرايط اجتماعی و مالی خوبی ندارند. برای همين خاندان آلثانی در اين قسمت هم آستينهايشان را بالا زدهاند به اميد اينكه تا 2016 بتوانند پذيرای «خانواده»ی بزرگ المپيک تابستانی باشند.
در «اسپورتسيتی» خارج از شهر، ابهتی بینظير توی چشم میزند. نه تنها با استاديوم خليفه با نمای بيرونی صدفگونهاش كه مراسم افتتاحيه و اختتاميه و مسابقات دو و ميدانی بازیهای آسيايی در آن برگزار شد و ظرفيتاش از زمان ساخت در سال 1976 با افزايش دو برابری به 50 هزار تماشاچی رسيده است. شكوه اين منطقه را بيشتر آن قصرهای شيشهای و فلزیای كه در مساحتی بالغ بر 290 هزار متر مربع توسط روژه تاليبر، معمار فرانسوی ساخته شده، خلق كرده است. اين مجموعهی بزرگ كه در سال 2004 افتتاح شد، آكادمي «Aspire» نام دارد.
«اسپایر» كه سالنها و زمينهای عظيم ورزشی را دربرمیگيرد يک مدرسهی عالی ورزش است. هدف از ساختن اين آكادمي كه شعارش «رويای امروز، ستارهی فردا» است، ايجاد يک فرهنگ ورزش و همچنين تعليم و تربيت ورزشكارانی در سطح قهرمانی جهان است. چون در هر صورت «واردات» ستارههای ورزشی از كشورهای ديگر و تابعيت قطری به آنها اعطا كردن، نمیتواند راهحلی دائمی باشد. مدرسين اين آكادمی هم از آلمان به خدمت گرفته شدهاند كه در لابراتوارهای علمی پيشرفته محصلين را آموزش ميدهند. اما قلب «اسپاير» بنای قبهای شكلی است كه اواخر سال گذشته ميلادی افتتاح شده و در چندين طبقه يک زمين فوتبال با اندازههای استاندارد كه از قرار معلوم بزرگترين زمين با سقف دائمی به شمار میرود، يک پيست دوی 200 متر و چندين زمين دو و ميدانی، يک استخر شنای المپيكی و همچنين هفت سالن برای رشتههای توپی، جودو، شمشيربازي و تنيس روی ميز را در خود جا داده است.
كل آكادمی «اسپاير» محصور فضای سبزی است كه «شُش سبز» نام دارد و در آن هفت زمين فوتبال ساخته شده است. البته به دوام و پايداری اين زيرساختارهای ورزشی عظيم میتوان بدبين بود. چون اين ورزشگاهها حتی برای پانزدهمين بازیهای آسيايی هم ابعادی بزرگتر از حد نياز داشتند و به جز مراسم افتتاحيه و اختتاميه، تعداد تماشاگران محدود بودند. البته قطریها فكر این را هم كردهاند و به يی گروه تحقيقاتی بينالمللی ماموريت تجزيه و تحليل اين مساله را دادهاند، بلكه راهحلی بتوانند برايش بيابند.
شبكهی گسترده
اما مسالهای كه شايد مهمتر از سرمايهگذاریهای هنگفت قطریها در زيرساختها باشد، شبكهی سياسی گسترده آنها در ورزش، به رهبری شيخ تميمبنحمد آل ثانی، وليعهد قطر و رئيس كميتهی ملی المپيک اين كشور است. قطریها از طريق اين شبكه چنان رابطهی خوبی با سران بانفوذ ورزش در همه قارهها دارند كه میتوان انجام كار بزرگی مثل گرفتن ميزبانی المپيک توسط آنها را ممكن دانست. قطعا امروز نه، اما فردا. با وجود ايرادهايی كه هنوز در غرب به عربها وارد میشود كم نيستند كسانی كه معتقدند واقعا دلايل دندانگيری برای اينكه آنها را تا ابد از برگزاری المپيک محروم كرد، وجود ندارد. برگزاری المپيک هم فقط مسالهی پول است كه در قطر به وفور يافت میشود.
اين هم چيز جديدی نيست كه شيخها، پادشاهان و اميران عربی برنامههای سياسی- ورزشیشان را با شبكههايشان عملی میكنند. سرمايهگذاري در جام سنتی «جرمن اوپن» تنيس زنان در برلين و نجات دادن آن از ورشكستگی و تبديل نام آن به «قطر جرمن اوپن»، خريداری حقوق مربوط به بازیهای دوستانهی تيم ملی فوتبال برزيل تا سال 2010 توسط گروه سرمايهگذاری عربستانی ISE ، تمديد قرارداد بحرين با فرمول يک تا سال 2013 برای برگزاری يكی از گراندپریها و همچنين قرارداد جديد ابوظبی براي برگزاری يكی ديگر از گراندپریهای فرمول يک از سال 2009 در جزيره ياس، همگی نمونههای كوچكی از آن هستند.
برای قطر و ساير كشورهای عرب حوزهی خليج فارس گروههايی شامل هزاران نفر از بهترين متخصصين ورزشی مشغول به كار هستند: مربی، كارشناسان فنی، معمار، مديران بازاريابی و رایجمعكنها. همين چندی پيش بود كه دور از حضور بسياری از رسانهها، نشستها و كنگرههای زيادی در نمايشگاه «ساكر اكسپو» دبی كه يک جور نمايشگاه اقتصادی- تجاری فوتبال است، برگزار شد. همينطور اجلاس كميتهی اجرايی كميتهی بينالمللی المپيک (IOC) در كويت كه طی آن نشستهای زيادی ميان فدراسيونها، موسسهها و كميسيونها صورت میگيرد.
البته كه تميمبنحمد آل ثانی پسر امير قطر عضو IOC هم هست. همينطور شيخ احمدالفهد الصباح كويتی، رئيس شورای المپيی آسيا كه حدود دو ماه پيش در كشورش ميزبان اجلاس كميتهی اجرايی IOC بود. الصباح سال 1992 بعد از مرگ پدرش، جاي او را در ميان اعضای كميتهی بينالمللی المپيک گرفت. او مهارت فوقالعادهای در سازماندهی تصميمگيریها در ورزش جهان دارد. عبدالمطلب احمد كه ساليان سال مشاور شخصی شيخ و دبير كل شورای المپيک آسيا بود، جزو عوامل كليدی رسوايیهای رشوهخواری در كميتهی بينالمللی المپيک به شمار میرفت. در تابستان 2004 مطلب با فشار ژاک روگه، رئيس IOC، توسط كميسيون اخلاقی به عنوان شخص «ناخواسته» اعلام شد اما هيچگاه به طور رسمی اعلام نشد كه او بعد از آن بازنشسته شده باشد.
حمايت امير
يک عرب بانفوذ ديگر در دايرههای مهم ورزش جهان محمد بنهمام قطری است كه از ميزبانان بازیهای آسيايی دوحه بود. همان جايی كه سال 2003 كنگرهی فدراسيون جهانی فوتبال، فيفا را هم او برگزار كرده بود. بن همام بيش از 10 سال است كه در كميتهی اجرايی فيفا عضويت دارد. او دو بار مهمترين كمکكننده به سپ بلاتر در انتخابات رياست فيفا بود و در ابتدای هزارهی جديد بود كه بعد از يک جنگ نفسگير و پرهزينه، رياست كنفدراسيون فوتبال آسيا (AFC) را بر عهده گرفت. بنهمام 57 ساله در آن نبرد توانسته بود چونگ مونگ جون، نايبرئيس قدرتمند فيفا را كه او هم صندوق جنگاش به همان پری بود، شكست دهد. چونگ كرهای كه جزو دودمان هيوندای است نفوذش آنقدر زياد بود كه توانست جام جهانی 2002 را به كرهجنوبی ببرد. ابتدا فقط صحبت از ژاپن بود اما او توانست ايدهاش مبنی بر ميزبانی مشترک را به كرسی بنشاند.
بنهمام جدیترين كانديدا برای انتخاب جانشين سپ بلاتر خواهد بود. البته تا آن موقع زمان زيادی مانده، چون در ماه می بلاتر براي چهار سال ديگر بر مسند رياست تكيه خواهد زد، اما بنهمام میتواند صبر كند. او با حمايت امير كشورش اين راه طولانی را آغاز كرده است. همانند پسر امير برای گرفتن ميزبانی المپيک.