تبليغاتX
فریادنامه

فریادنامه

یادداشت‌های گاه ‌و بیگاه امیر علیزاده

در پست قبل گفتم که این طرح «امنیت اجتماعی» دامن من را هم گرفت و یک هفته موجب عذاب و رنج شد. دیروز هم که درگيري پليس با زنان در ميدان هفت تير تهران به خون کشیده شد. تناقض‌آمیز است که در عنوان طرح از عبارت «امنیت» استفاده می‌کنند، اما با مردم این گونه برخورد می‌شود.

 

حدود یک ماه است که از این طرح که ابتدا آن را «مبارزه با بدحجابی» می‌خواندند، می‌گذرد. فرماندهان نیروی انتظامی که اصرار دارند این طرح را «امنیت اجتماعی» بنامند، مدام تاکید می‌کنند و آمار می‌دهند که 95 درصد برخوردهای پلیس «ارشادی» بوده است. اما آنچه هر روز و هر شب در خیابان‌ها اتفاق می‌افتد، واقعیت دیگری را نشان می‌دهد. مگر اینکه تعریفی که این مسئولین از «ارشادی» دارند، برخوردی دستوری و زننده و غیرمحترمانه باشد.

 

همان گونه که فرماندهان پلیس وقتی در گشت‌های شبانه شرکت می‌کنند، بدون توجه به مقام و جایگاه‌شان، در مورد جوانان و زنان بسیار شتاب‌زده قضاوت می‌کنند، «مجرم» را تشخیص می‌دهند و در محل به مجازات‌شان می‌رسانند، بدون اینکه مهلتی برای دفاع به او بدهند. حتی اگر هیچ کدام از مصادیق بدحجابی‌ای که برای زنان تعیین کرده‌اند شامل کسی نشود، باز هم ممکن است روسری برای لحظه‌ای از روی سر لیز بخورد و سردار از راه برسد و داد بزند: «کاری می‌کنم که حتی یک لحظه هم از روی سرت نیفتد!» و خودرو را توقیف کند. حال آنکه تا جایی که حافظه‌مان ما را یاری می‌کند، می‌دانیم که بر اساس قانون، نیروی انتظامی تنها ضابط قوه قضاییه است و تشخیص مصادیق بدحجابی را هم به گفته‌ی سخنگوی قوه قضاییه برعهده دارد. بدون چنین حکمی اما، احتمال اینکه «تر» و «خشک» ـ البته اگر چنین دسته‌بندی‌ای را از اصل قبول داشته باشیم ـ با هم بسوزند، زیاد است.

 

به هر حال، بعد از تشخیص سلیقه‌ای مصداق بدحجابی توسط مامورین نیروی انتطامی، بسیار راحت و در برخوردی تند دستور توقیف خودرو ـ که اتفاقاً تا جایی که اطلاع داریم، آن هم باید با حکم قضایی باشد ـ، صادر می‌شود. و تازه از اینجا شروع مکافات اصلی است. چرا که ترخیص خودرو و مراحلی که باید در معاونت مبارزه با مفاسد اجتماعی نیروی انتظامی در خیابان ورزا طی کرد، بسیار طاقت‌فرساست. انتظار در صف‌های طولانی، مراجعه در ساعات 3 و 4 صبح برای گرفتن نوبت در میان صدها نفر که اغلب خودروهایشان به دلیل بلند بودن صدای موسیقی و با جرم ایجاد «آلودگی صوتی» توسط راهنمایی و رانندگی!، و همچنین به دلیل حمل سگ در خودرو! و داشتن سرنشین «بدحجاب»، روزها و هفته‌هاست توقیف شده‌اند و شب قبل را با پتو و زیرانداز در کوچه و پس‌کوچه‌های محل به صبح رسانده‌اند، ترخیص خودرو را بعد از سررسید مدت توقیف آن، کاری بسیار سخت و آزار‌دهنده می‌کند. حتی شکایت‌های اهالی محالی در خیابان وزرا نیز که از دست این خیل جوانانی که شب‌ها مقابل خانه‌هایشان می‌خوابند عاصی شده‌اند و به خاطر دست‌فرو‌ش‌هایی که از 4 صبح پوشه و چای و خودکار و کیک می‌فروشند آرامش‌شان سلب شده، باعث نشده تا مسئولین به فکر چاره‌ای برای بهبود این وضعیت اسف‌بار باشند.        

 

تاسف‌آورتر این که مردم در شرایطی تحت چنین فشاری قرار می‌گیرند و این همه نیرو و هزینه پلیس کشور در شرایطی صرف برخورد با جوانان و زنان و در کل صرف یک طرح سلیقه‌ای می‌شود که کیف‌زن‌ها و جیب‌برها و زورگیرها و ضبط‌دزدها، آسایش و امنیت مردم را سلب کرده‌اند و دماراز روزگارشان درآورده‌اند. طرحی که حتی رئیس قوه قضاییه هم نسبت به نتیجه‌ی معکوس و اثرات مخرب‌اش هشدار داده است. موسیقی هم در حالی «آلودگی صوتی» قلمداد می‌شود که موتورسیکلت‌های قدیمی و غیراستاندارد 125 تهران را به یکی از آلوده‌ترین شهرهای جهان از لحاظ صوتی تبدیل کرده‌اند و هیچ برخوردی با آنها نمی‌شود.

 

اما آنچه بیشتر مایه افسوس و ناراحتی‌ست، نوع برخوردی است که پلیس با مردم می‌کند، از همان لحظه‌ی‌ اول تا زمانی که قرار است فرد تعهد بدهد و خلاص شود و خودرویش را ترخیص کند. فارغ از وقت و انرژی‌ای که از دست می‌رود، تو بیشتر از اینکه به شخصیت‌ات بی‌احترامی می‌شود، آزرده می‌شوی. بعید است سرداری که خودش در این طرح فعالانه شرکت می‌کند، با قانون اساسی کشورش که در بند ششم اصل دوم آن از جایگاه «کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توام با مسئولیت او در برابر خدا» صحبت شده، ناآشنا باشد. یا در جایی نشنیده باشد که جامعه‌شناسان احترام به شخصیت و حیثیت انسان‌ها را از لوازم ابتدایی آزادی دانسته‌اند...

 

در همین زمینه:

 سردار احمدی‌مقدم! خیالت راحت، این عکس در روزنامه چاپ نمی‌شود - مسیح‌ علی‌نژاد

مالكان خوروهای توقيف‌شده در طرح امنيت اجتماعی سرگردان در خيابان وزراء ـ ایلنا

کرامت انسان + ساده نيست ـ‌ پرستو دوکوهکی
دستگيری اراذل يا تشديد خشونت و تحقير آدمی؟ + ما كجا زندگی می‌كنيم؟ ـ فهیمه خضرحیدری

كاركرد خشونت و وحشت‌افكنی ـ‌ علی معظمی

از بدحجابی تا صورت خونین یک تار مو فاصله است ـ مژگان جمشیدی
حاکمیت وحشت ـ محمدجواد روح

فراخوان عمومی برای محکوم کردن توحش ـ محمدرضا یزدان‌پناه

بوی نفی انسانیت ـ مسعود رفیعی
از توحش بی‌زاریم + زن طاعون نیست ، تو طاعونی! - جمهور

انسان، گرگ انسان - مریم شبانی

طرح ناامنی اجتماعی ـ سهام‌الدین بورقانی

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 11:53  توسط امیر علیزاده| 

Blogroll Me!