
«تاگسسایتونگ» در سرمقالهاش تنتن را «الگوی ژورنالیستی» خوانده و نوشته: «هیچ وقت او قلم به دست یا پشت یک ماشین تحریر دیده نشده است. و آنچه به گزارشهایش مربوط است، هم محتوایش در تاریکی ماند و هم رسانهای که در ماموریت آن به نیمی از کرهی زمین سفر کرد. با این حال میتوان گفت که شخصیت کارتونی تنتن با همراهاش میلو، خبرنگار قرن بیستم بوده است، چون در 25 جلد ماجراجوییاش به صورت استعاری، کل تاریخ این دوره را منعکس میکند. علاوه بر آن، به علت جهانی بودناش، کنجکاوی تحقیقاتی و انسانگراییاش که همیشه او را در کنار ضعیفان قرار میداد، باید به تنتن حتی به عنوان یک الگوی ژورنالیستی نگاه کرد. با اینکه او حتی یک سطر هم ننوشت.»
«تاگسسایتونگ» ماجراجوییهای تنتن را تکهای از ادبیات جهان میداند: «هرژه در سال 1952 با <هدف کرهی ماه> فضانوردی باسرنشین را از پیش گفته بود، در سال 1960 با <انبار زغالسنگ> به موضوع حساس تجارت انسان و بردهداری پرداخت و 1976 با <تنتن و پیکاروها> ناکامی جنبشهای آزادیبخش در جهان سوم را منعکس کرد.»
