تبليغاتX
فریادنامه

فریادنامه

یادداشت‌های گاه ‌و بیگاه امیر علیزاده

یادداشت‌ام در اعتماد ملی درباره‌ی حذف تیم ملی فوتبال در جام ملت‌های آسیا:

10 روز از حذف تيم ملی فوتبال در جام ملت‌های آسيا گذشته و بحث‌های مفصلی به ويژه در تلويزيون براي بررسیي دلا‌يل اين ناكامی انجام شده است. كارشناسانی آمدند و رفتند، اما هيچ‌يک به درد واقعی فوتبال ايران حتی اشاره‌ای گذری هم نكردند. آنها در اين مباحثه‌های طولا‌نی انگشت اتهامشان را تنها به سمت امير قلعه‌نويی و تصميم‌های اشتباهش نشانه رفتند، بدون اينكه نيم‌نگاهی به مشكلا‌ت اساسی فوتبال در اين كشور بيندازند.

در اينكه سرمربي تيم ملی يكی از عوامل اصلی اين شكست است، شكی نيست. اما چقدر بايد از او پرسيد كه چرا سمت راست تيم را كه در سال‌های گذشته نقطه قوتش بوده، به هم ريخته و از حسين كعبی استفاده نكرده است؟ يا چرا جواد كاظميان و ايمان مبعلی را اين‌قدر كم در تركيب قرار داده؟

چند بار بايد گوشزد كرد كه از بازيكنان در پست‌های غيرتخصصی‌شان بازی گرفته؟ چه فايده‌ای دارد كه مدام از سرمربی تيم ايراد گرفته شود كه چرا وقتی ايران در برابر كره بر بازي سوار بوده، تعويض سومش را برای هجومی‌تر كردن بازی تيم و افزايش فشار به حريف به كار نبرده و از دقيقه 90 به فكر اين بوده كه طالب‌لوی پنالتی‌گير را در دقايق پايانی وقت اضافی به ميدان بفرستد؟ بله، همه‌ی اين تصميم‌های غلط باعث باخت تيم ملي شدند، اما معضل اصلی فوتبال ايران فقط همين است؟ واقعا علت اصلی ناكامی دوباره‌ی تيم ملی در آسيا همين مسائل جزئی بود؟ تكرار آنها در اين بحث‌های كش‌دار و انتقاد از مربی‌ای كه مدعی است مسووليت شكست فقط بر عهده اوست، اما از طرفی هيچ انتقادی را نمی‌پذيرد، چه فايده‌ای دارد؟ هيچ! امير قلعه‌نويی معلول است، نه علت.

اما كسی نيامد علت‌های اصلی را بازگو كند. هيچ‌كس نگفت اصلا‌ قلعه‌نويی چرا و چگونه برای هدايت تيم ملی انتخاب شد. كارشناسی نيامد دلا‌يل ضعف ليگ برتر ايران را تجزيه و تحليل كند و پاسخ بدهد كه از ليگ ايران كه در رنكينگ فيفا دومين تيم آسياست، چرا تنها 3 بازيكن در ساير تيم‌های شركت‌كننده حضور داشتند؟ برنامه‌ای نگذاشتند كه در آن تشريح شود چرا باشگاه‌هاي ايران 16 سال است كه نتوانسته‌اند در آسيا قهرمان شوند؟ چرا نمی‌توانند بازيكنان خارجي خوب را جذب و بازيكنان خوب داخلی را حفظ كنند؟ موانع درآمدزايی‌شان در اين ورزش دولتی چيست؟ هيچ صاحب‌نظری سوال نكرد كه اصلا‌ استراتژی فوتبال ايران چيست؟ چرا قطر و امارات مربی‌شان را با وجود حذف در مرحله اول ديگر اخراج نمی‌كنند و جام ملت‌های آسيا تنها قسمتی از برنامه‌های 4 ساله‌شان است، اما درِ فوتبال ايران همچنان بر همان پاشنه می‌چرخد و تورنمنت به تورنمنت فقط به فكر گرفتن نتيجه است؟

كارشناسی نيامد بگويد خُب، حالا‌ كه باختيم و اين جام هم گذشت، از اين به بعد برنامه‌مان چيست؟ در اساسنامه‌ای كه جديدا به تصويب رسيده و فوتبال ايران را از يک محروميت شرم‌آور نجات داده، چه مسائلی عنوان شده؟ در انتخابات پيش رو نامزدهای احتمالی چه كسانی هستند و برنامه‌هايشان چيست؟

بله، در فوتبال ايران اين همه پرسش اساسی و درد صعب‌العلا‌ج وجود دارد، منتها ما 10 روز تمام فقط درباره تعويض طالب‌لو و نيمكت‌نشينی كعبی و كاظميان بحث می‌كنيم.

مرتبط:
جنجال پایانی برنامه‌ی جام چهاردهم - عماد عطایی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 13:51  توسط امیر علیزاده| 

Blogroll Me!