مطلبام در اعتماد ملی دربارهی ساختار قدرت در فوتبال جهان و جایگاه محمد بنهمام، رییس کنفدراسیون فوتبال آسیا در آن:
محمد بنهمام خيلی دوست دارد از دورهی چهاردهم جام ملتهای آسيا كه هفتهی گذشته در جاكارتا با قهرمانی عراق به پايان رسيد، با عبارات پرطمطراقی چون «نقطهی عطف» يا «عصر جديد در برگزاری تورنمنتها» در قارهی آسيا ياد كند. او «به جرأت» میگويد، دومين جام ملتهايی كه در دورهی رياست او بر كنفدراسيون فوتبال آسيا برگزار شده، اولين بار بود كه به صورت «كاملاً حرفهای» سازماندهی و برگزار شد. ریيس قطری ایافسی ادعا میكند كه بيشتر يا «حتی همه» مسابقاتی كه در گذشته در آسيا برگزار میشد، در قسمت مديريت و برگزاری «آماتور» بودند و موفقيت يا عدم موفقيت در برگزاری مسابقات قبلی، همه «اتفاقی» بود. اما اكنون اين مسابقات توسط «انسانهای كاملا حرفهای» اداره و برگزار شد.
همه تعاريفی كه او از مهمترين محصول سازمان متبوعش به عمل میآورد، درست است و اينكه جام ملتهای آسيا در اين دوره از لحاظ مديريت، بازاريابی و سازماندهی حرفهای برگزار شد، از چشمان هيچ ناظری پنهان نماند. اما در جايی ديگر بنهمام به چيزی اعتراف میكند كه گويای يک نكتهی بااهميت است. او میگويد در برگزاري جام ملتهای امسال كه برای نخستين بار در چهار كشور برگزار شد، «شخص سومی» هم كمک كرد و از برگزاری جامجهانی و مسابقات، شباهتهای فراوانی به جامجهانی كه محصول فيفاست، داشت. اما اين شباهت تنها به مديريت بازاريابی و مسائلی چون حمايت تام از اسپانسرها و اعطای حقوق تجاری شديداً انحصاری به آنها محدود نمیشود. برای درک بهتر اين نزديكی بايد سپ بلاتر، ریيس سویيسی فدراسيون بينالمللی فوتبال و شركايش در كنفدراسيونهای قارهها را شناخت.
بلاتر كه سال 1998 در يک انتخابات جنجالی برنده شد و رياست فيفا را برعهده گرفت، همانند سَلَفاش ژائو هاولانژ برزيلی كه 24 سال رياست اين نهاد بينالمللي را برعهده داشت و از همان ابتدا گفت، آمده كه «محصولی به نام فوتبال» را بفروشد، اهداف واقعیاش كمتر ورزشی است و بيشتر به دنبال سودآوری و قدرتطلبیست. افزايش تعداد تيمهای شركتكننده از 16 به 24 (از سال 1982) و 32 (از سال 2002) محصول اهداف ورزشی نبود، بلكه از طريق جلب آرای كشورهای جهان سوم، باعث ابقای آنها در قدرت شد. از زمان بلاتر اما يک پديدهی ديگر هم برای تصاحب آرای اعضا باب شد و آن اعطای ميزبانی به كشورهای كوچکتر و توسعهنيافتهتر مثل آفريقای جنوبی است. او در ظاهر قصد دارد به فرآيند توسعه در اين كشورها كمک كند، اما كيست كه نداند برگزاری يک رويداد ورزشی بزرگ مثل جامجهانی تنها اثر محدودی میتواند در اين پروسهی پيچيده و طولانی فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی-سياسی بگذارد. بلاتر با دادن وعدهی ميزبانی به اين كشورها در واقع آرای آنها را در انتخابات میخرد.
جهان فوتبال از لحاظ سياسی به اروپا (يوفا)، آسيا (ایافسی)، آفريقا (كاف)، اقيانوسيه (اوافسی)، آمريكای جنوبي (كونمبول) و آمريكای شمالی و مركزی (كونكاكاف) تقسيم شده و رفقای بلاتر در اين كنفدراسيونها شالودهی حمايتی گستردهای را برای بلاتر تشكيل دادهاند و بر 208 عضو فيفا كه از اعضای سازمان ملل متحد هم بيشتر هستند به سبک خود او حكومت میكنند. جَک وارنر اهل ترينيداد و توباگو، ریيس كونكاكاف كه در دوران رياستاش از طريق فروش حقوق پخش تلويزيونی جامجهانی در آن منطقه به يک مولتیميليونر تبديل شده و با وجود رسوايیهای متعدد بهخصوص در زمان جام جهانی 2006، همچنان بر سر كار است و 35 رای حتمی را برای دوستاش بلاتر جمعآوری میكند. ريكاردو تكسيرا، ریيس فدراسيون برزيل و داماد هاولانژ و خوليو گروندونا، كه 28 سال است رياست فدراسيون فوتبال آرژانتين را برعهده دارد، نيز بازار فوتبال آمريكای جنوبی را برعهده دارند. اين دو هم مثل وارنر نواب رئيس فيفا هستند. در قارهی فوقالعاده مهم اروپا نيز در انتخابات امسال ميشل پلاتينی، دوست خوب بلاتر بر يوهانسون سوئدی، دشمن ديرينهی بلاتر پيروز شد. ستاره اسبق تيم ملی فرانسه به سبک دوستاش، با وعدههای فراوان به كشورهای ضعيفتر شرق اروپا در اين انتخابات برنده شد و در يكی از اولين اقداماتاش ميزبانی يورو 2012 را مشتركاً به لهستان و اوكراين داد.
آخرين يار بلاتر هم محمد بنهمام ثروتمند است كه در تمامی كميسيونهای مهم فيفا از جمله كميتهی اجرايی در 10 سال اخير، عضويت دارد و با دلارهای نفتیاش در قارهی آفريقا هم از نفوذ قابلتوجهی برخوردار است. بنهمام كه ریيس كميتهی مالی فيفا هم هست، به تنهايی از طريق برنامهی توسعهای «گل» كه رياست دفتر آن را برعهده دارد، پولهای زيادی را براي كمک به توسعه و رشد فوتبال در كشورها توزيع میكند. اين قطری 58 ساله نيز كه در ابتدای هزارهی جديد بعد از يک جنگ نفسگير و پرهزينه با چونگمونگجون، نايبریيس قدرتمند كرهای فيفا رياست كنفدراسيون فوتبال آسيا را برعهده گرفت، با اعطای ميزبانی جام ملتهای آسيا به اندونزی، مالزی، تايلند و ويتنام راه دشواری را انتخاب كرد. اما مسلم است كه او خيلی دوست ندارد از مشكلات اين دوره از رقابتها، مثل جنجال فروش بليط، قطع برق ورزشگاه و زمينهای تمرين بیكيفيت و از همه فاجعهتر، استاديومهای خالی حرف بزند. مشكلاتی كه به اشكالی ديگر در آفريقای جنوبی، ميزبان جام جهانی 2010 و لهستان و اوكراين، ميزبان جام ملتهای اروپا در سال 2012 هم پيش خواهند آمد.
گفته میشود بنهمام كه دو بار در سالهاي 1998 و 2002 مهمترين كمکكننده به سپ بلاتر در انتخابات رياست فيفا بود و از حمايت تمام و كمال شيخ حمدبنخليفه آلثانی، امير قطر هم برخوردار است، جدیترين كانديدا براي انتخاب جانشين دوست صميمیاش سپ بلاتر خواهد بود. البته تا آن موقع زمان زيادی مانده، چون در ماه می بلاتر در يک انتخابات تشريفاتی كه فقط خودش كانديدايش بود برای چهار سال ديگر بر مسند رياست تكيه زد. شايد اين فرصتی كافی به بنهمام بدهد تا به فكر آغاز «عصر جديد» در فوتبال جهان باشد.
