تبليغاتX
فریادنامه

فریادنامه

یادداشت‌های گاه ‌و بیگاه امیر علیزاده

مقاله‌ام در اعتماد ملی (دوشنبه ۹ مهر ۱۳۸۶) در مورد علت بازی علی کریمی در لیگ کوچک قطر:

 

سه هفته از آغار لیگ فوتبال قطر گذشته و ما همچنان در اخبار محدود راجع به این لیگ کوچک که چند سالی‌ست به زور می‌خواهد بزرگ شود، به دنبال خبری در مورد درخشش علی کریمی، یکی از بزرگ‌ترین-اگر نگوییم بزرگ‌ترین- ستاره‌ها‌ی فوتبال‌مان می‌گردیم. در دو هفته اول که چیزی جز اخبار ناخوشایند مبنی بر بازی‌های ضعیف و تعویض «جادوگر» در تیم القطر و انتقادهای شدید از او در رسانه‌های این کشور، عایدمان نشد. حالا اما شنیدیم که القطر روز جمعه در هفته سوم مقابل تیم ته جدولی السیلیه نخستین پیروزی‌اش را جشن گرفته و از قرار معلوم علی کریمی هم بد نبوده، هر چند هیچ کدام از چهار گل تیمش را نزده. در حالیکه تیم قدرتمند الغرافه با گل‌های یونس محمود، بهترین بازیکن و آقای گل عراقی جام ملت‌های آسیا که دیر یا زود به یکی از لیگ‌های اروپایی خواهد رفت، با سه پیروزی صدرنشین است، القطر با کسب تنها چهار امتیاز فعلاً در رده چهارم قرار دارد.

 

هر هفته که از لیگ قطر می‌گذرد، لعنت می‌فرستیم که چرا علی کریمی باید در این استادیوم‌های خالی و در برابر این تیم‌های کوچک بازی کند. می‌‌گوییم چگونه یک «نهنگ» می‌تواند در یک «تنگ ماهی» شنا کند؟ او لیاقت‌اش بیش از این‌ها نبود؟ نباید پس از بایرن مونیخ، پیراهن اتلتیکو مادرید یا پاری‌‌سن ژرمن، یا حداقل زالسبورگ اتریش را به تن می‌کرد؟ شایستگی‌اش را نداشت؟ پاسخ به این پرسش‌ها هم مثبت است و هم منفی. پدیده علی کریمی در واقع به خوبی نمایانگر یکی از بزرگ‌ترین نقاط ضعف فوتبال ماست. از یک سو او از لحاظ فنی و حتی هوش، توانایی بازی در بزرگ‌ترین لیگ‌های اروپایی را دارد. چنانچه فلیکس ماگات که در شناسایی استعداد و پرورش بازیکنان پرآوازه است نیز در او ویژگی‌هایی دید که او را بر آن داشت تا برخلاف میل مدیریت باشگاه بایرن مونیخ، دو سال پیش روی جذب او اصرار کند. اما از سوی دیگر، خصایص روحی-روانی و شخصیتی کریمی‌ باعث شدند که او پس از دوسال ناکامی در بایرن، دوباره به لیگ‌های عربی حاشیه خلیج فارس بازگردد. این بار در امارات متحده عربی، بلکه در قطر. علی کریمی هم بازیکن بزرگی است، هم کوچک. او تکنیکی دارد که در فوتبال آسیا ناب است و به واسطه آن می‌تواند مرز‌های این قاره را درنوردد، اما شخصیتی دارد که او را در داخل همین مرزها نگه می‌دارد.

 

برای روشن شدن این ادعا لازم است یک تعریف از فوتبالیست بزرگ ارائه شود. به عقیده کارشناسان، یک فوتبالیست بزرگ بازیکنی‌ست که در شرایط دشوار، نه اضطراری‌‌ترین راه‌حل بلکه بهینه‌ترین راه را انتخاب کند. بهترین نمونه چنین بازیکنی زین‌الدین زیدان است. ستاره تیم ملی فرانسه در سخت‌ترین لحظات مسابقات بزرگ‌، موقعی که فشار روی یک بازیکن حداکثر است، بهترین حرکت ممکن را انجام می‌داد. در واقع هیچ کدام از حرکات زیدان اضافی نبود و حتی دریبل‌های اعجاب‌انگیزش هم در آن لحظه خاص بهترین راه‌حل به شمار می‌رفت. سایر بازیکنان بزرگ جهان نیز کم و بیش همین گونه‌اند و تحت شرایط پرفشار کم نمی‌آورند و شاید ناخودآگاه حرکنی انجام می‌دهند که در آن لحظه بهینه‌ترین کار است. چنین توانمندی‌ای علاوه بر اینکه در ذات برخی از بازیکنان وجود دارد، از کودکی توسط ماهرترین روانشناسان ورزشی با متد‌هایی مخصوص، به آنها آموزش داده می‌شود. چیزی که علی کریمی از آن بی‌بهره بود. به جرات می‌توان گفت که در چند سال گذشته، تعداد بازی‌های خوبی که کریمی در مسابقات حساس انجام داد، از تعداد انگشت‌های یک دست هم تجاوز نمی‌کند. او نه در مرحلیه مقدماتی جام جهانی 2002، نه در مقدماتی جام جهانی 2006، نه در جام جهانی 2006 آلمان و نه در جام ملت‌های آسیا 2007، درخششی نداشت. او آن گونه که بازیکنان بزرگ در چنین مسابقاتی خودشان را نشان می‌دهند و نقشی کلیدی ایفا می‌کنند، پرفروغ نبود. تنها بازی‌های خوبی که از «جادوگر» به یاد مانده، چند بازی در جام ملت‌های آسیای 2004 چین و یک نیمه در بازی دوستانه و نیمه‌جدی مقابل آلمان در تهران است.

 

علی کریمی در این میان قطعاً کم‌ترین تقصیر را دارد. شاید بتوان از او انتقاد کرد که چرا راحت‌طلب است و بازی در لیگ‌های عربی و کسب آسان‌تر درآمد را به بازی در لیگ‌های اروپایی و تمرینات سخت‌شان ترجیح می‌دهد. اما اینکه چرا در بازی‌های بزرگ، زمانی که تیم بیش از هر زمان دیگری به او نیاز دارد، یک هو ناپدید می‌شود، تقصیر او نیست. علی کریمی پرورش‌یافته سیستمی است که با موازین علمی و مدرن فاصله زیادی دارد. باشگاه‌های بزرگ جهان، امروز مدارس فوتبالی دارند که تمرین با توپ  و آمادگی جسمانی، تنها یکی از چیزهایی است که در آنها آموزش داده می‌شود. امروز به همان اندازه به رشد شخصیتی و روانی استعدادها هم توجه می‌شود و در همان سنین کودکی و نوجوانی که اصلی‌ترین برهه در شکل‌گیری شخصیت است، از طریق آموزش‌های ویژه در آکادمی‌های مدرن تلاش می‌شود هر آنچه یک بازیکن حرفه‌ای به آن نیاز دارد، به استعدادهای جوان تعلیم داده شود.

 

اما علی کریمی به مدرسه‌ای نرفت که این چیزها را بیاموزد. نه تنها او، بلکه هیچ ستاره ایرانی دیگری که در این مملکت فوتبال را در کوچه پس کوچه‌های خاکی یاد گرفته‌اند، با آموزش‌های روانشناسی صنمی نداشته‌اند. مادامی که مدارس فوتبال و آکادمی‌های مدرن در ایران راه‌اندازی نشوند، ما باید پنجشنبه و جمعه‌ها اخبار لیگ امارات و قطر را دنبال کنیم. راستی، بازی بعدی زردپوشان القطر پنجشنبه در ورزشگاه خالی اختصاصی باشگاه در دوحه، مقابل تیم العربی است. «جادوگر» هم آنجاست.

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مهر1386ساعت 0:46  توسط امیر علیزاده| 

Blogroll Me!