تبليغاتX
فریادنامه

فریادنامه

یادداشت‌های گاه ‌و بیگاه امیر علیزاده

 یادداشت‌ام درباره‌ی انتخاب سرمربی تیم ملی که در اعتماد ملی(PDF) چاپ شد:

ماه‌هاست که تیم ملی فوتبال سرمربی ندارد. روزها و هفته‌ها می‌گذرند و مرحله مقدماتی جام جهانی نزدیکتر و نزدیکتر می‌شود، اما تیم ملی همچنان بلاتکلیف مانده است. اگر در هفته‌های اخیر مذاکره‌ای انجام می‌گرفت و این امیدواری وجود داشت که تیم ملی دیگر بیشتر از این زمان را از دست ندهد و از این بلاتکلیفی دربیاید، حالا به این نگرانی وجود دارد که با شرایط پیچیده‌‌ای که انتخابات ریاست فدراسیون پیدا کرده، انتخاب سرمربی نیز از دستور کار کمیته انتقالی خارج شده باشد.

این در حالیست که با آگاهی بیشتر از وضعیت فوتبال جهان در شرایط فعلی و دیدی واقع‌بینانه‌تر، شاید حالا تیم ملی سر و سامان گرفته بود. اما از همان ابتدا با توقع بالایی که داشتیم، فرصت‌ها را پشت سر هم از دست دادیم.  از کنار نام‌هایی چون وینفرید شفر آلمانی که در هر صورت مربی‌ای شناخته‌شده است و قهرمانی در آفریقا و صعود به جام جهانی را در کارنامه‌اش داد، گذشتیم و ظاهراً اصلاً سراغ مربیانی چون فیلیپ تروسیه و یا همان رنه سیموئز برزیلی‌ نرفتیم. سیموئز، سرمربی سابق تیم امید ایران، در شرایط اضطراری فعلی گزینه‌ای ایده‌آل به نظر می‌رسید. اما همه مدام از یک «مربی بزرگ» صحبت کردند و نام‌هایی چون فابیو کاپلو و دیک آدووکات را در حد تیم ملی ایران دانستند. با دیدی سطحی دچار این توهم شده بودیم که آرزوی هر مربی بزرگی‌ست که به جام جهانی برود و چون راه صعود با ایران نسبتاً هموار است، تمام مصیبت‌‌های زندگی و کار کردن در فوتبال نیمچه‌حرفه‌‌ای ایران را نادیده می‌گیرد و با اولین پرواز به تهران می‌آید! نگاهی به اتفاقات چند کشور که فوتبال‌شان از ما به مراتب پیشرفته‌تر است، ‌شاید به برطرف کردن این توهم کمک کند.

کره جنوبی نه تنها مجبور شد به عصر مربیان هلندی در تیم ملی‌اش پایان دهد، بلکه هیچ مربی خارجی دیگری راهم نتوانست به خدمت بگیرد تا برای نخستین بار پس از هفت سال از یک مربی داخلی استفاده کند. هو جونگ مو که اتفاقاً بین سال‌های 1998 تا 2000 آخرین مربی کره‌ای هم بود. نه میک مک‌کارتی ایرلندی و نه ژرار هولیه فرانسوی حاضر نشدند هدایت تیم ملی کره جنوبی را برعهده بگیرند. استرالیا نیز یک جواب رد پس از دیگری را از دیک آدووکات تا یورگن کلیزمن دریافت کرد تا آخر سر به پیم وربیک هلندی که پیش از این سرمربی کره جنوبی بود و هرگز در حد یک مربی بزرگ نامدار بین‌المللی نیست، بسنده کند. ژاپنی‌ها نیز پس از سکته ناگهانی ایویکا اوسیم، اصلاً به خود زحمت جستجو را ندادند و بدون تلف کردن وقت، بلافاصله سراغ یک گزینه داخلی رفتند، برای اولین بار پس از 10 سال. آنها هم تیم ملی‌شان را به یک آشنا سپردند، تاکشی اوکادا که 1998 ژاپن را برای نخستین بار به جام جهانی برد. سرنوشت تیم ملی انگلیس و جواب‌های ردی که تاکنون از مربیانی چون سم آلردایس، مارتین اونیل و آرسن ونگر گرفته نیز بر همه روشن است.

علت اصلی این رکود در کارزار مربیان در فوتبال ملی را بیش از هر چیز باید در یک روند جدید در فوتبال جهان یافت، و آن جایگاه بالای امروز باشگاه‌ها است. پس از اینکه مدیران و برنامه‌ریزان به اهمیت باشگاه پی بردند و فهمیدند که راه توسعه از باشگاه می‌گذرد، فوتبال باشگاهی پس از سرمایه‌گذاری‌های کلان چنان پیشرفتی کرده که جایگاهی انکارناپذیر برای مربیان و حتی بازیکنان پیدا کرده است. کناره‌گیری زودهنگام فرانچسکو توتی و الساندرو نستا از تیم ملی ایتالیا به خاطر تمرکز روی باشگاه و یا امتناع کاکا و رونالدینیو از بازی در کوپا آمریکا به دلیل خستگی ناشی از بازی‌های باشگاهی، قطعاً آخرین موارد ارجحیت باشگاه به تیم ملی نخواهند بود.

میک مک‌کارتی، سرمربی تیم ملی ایرلند در جام جهانی 2002، حالا کار در لیگ قهرمانی انگلیس (دسته پایین‌تر لیگ برتر) با تیم ولفرهمپتون را به مربیگری در کره جنوبی و حضور دوباره در جام جهانی ترجیح می‌دهد. دیک آدووکات هم که پس از 23 سال زنیت سن پترزبورگ را قهرمان روسیه کرد، به درآمد سالانه 4 میلیون دلار در این باشگاه و بازی در لیگ قهرمانان اروپا تمایل بیشتری دارد تا نشستن روی نیمکت تیم ملی استرالیا.

کار در باشگاه‌ها، امروز آنقدر جذابیت دارد که مربیان بزرگ آن را به کار در تیم ملی ترجیح دهند. جذابیت‌های مالی فقط یکی از آنهاست. تنها مربیانی مثل ژوزه مورینیو و فابیو کاپلو که در عرصه باشگاهی همه افتخارات ممکن را بدست آورده‌اند، حالا ممکن است وسوسه هدایت تیم ملی انگلیس را داشته باشند.

اگر نسبت به این مسائل آگاهی داشتیم و کمی واقع‌بین‌‌تر بودیم، زمان را بیش از این دست نمی‌دادیم و با یک انتخاب مناسب و معقول، تیم ملی‌مان حالا دوران آماده‌سازی‌اش را آغاز کرده بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 آذر1386ساعت 18:32  توسط امیر علیزاده| 

Blogroll Me!