یادداشتام در اعتماد ملی دربارهی مشکل برنامهریزی در فوتبال ایران به خاطر زیرساختهای نامرغوب را میتوانید در ادامهی همین پست بخوانید.
کمتر کسی میداند که پیش از آغاز دوره سوم لیگ برتر، فوتبال ایران در آستانه عقد یک قرارداد تاریخی و کسب درآمدی بینظیر قرار داشت. در آن زمان یک شرکت بازاریابی ورزشی خارجی برای خریداری حقوق مربوط به مسابقات لیگ حرفهای ایران حاضر شده بود 20 میلیون دلار بپردازد. مبلغی که در فوتبال ایران خارج از تصور مینماید و حتی در مقایسه با حالا هم چندین برابر درآمدی است که سازمان لیگ از این محل کسب میکند. اما طرف معامله برای خریداری حقوق از سازمان لیگ و پرداخت چنین مبلغی، یک شرط داشت که باعث شد این قرارداد هیچ گاه منعقد نشود. او تا شش ماه قبل از آغاز لیگ، برنامه دقیق کل فصل را میخواست تا بتواند در این مدت فعالیتهای مربوط به بازاریابی را انجام دهد. با درخواست مسئولین وقت، او حتی حاضر شد تا سه ماه هم کوتاه بیاید و مقداری از مبلغ پرداختیاش را کم کند، اما طرف ایرانی هنگامی که پس از بررسیهای لازم متوجه شد که از ارائه چنین برنامهای ناتوان است، قید این قرارداد پرسود را هم زد.
پنج سال از آن موقع میگذرد و همچنان سازمان لیگ از ارائه برنامه هفته به هفته کل مسابقات پیش از آغاز فصل عاجز است. در واقع فوتبال ایران با مشکلاتی گریبانگیر است که هر گونه برنامهریزی را به وظیفهای بسیار دشوار تبدیل میسازد. جدای ضعف فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ در مدیریت و برنامهریزی، عوامل دیگری نیز همواره دخیل هستند که به خصوص به دلیل زیرساختهای ضعیف در فوتبال کشور، برگزارکنندگان را با مشکلاتی پیشبینینشده روبرو میکند و همین برنامههایی که تنها چند هفته جلوتر معین میشود را نیز بهم میریزد.
در فصل حاضر، این معضل به خوبی نمایان شد. بارش برف و سرمای شدید در همین دو هفته اخیر منجر به لغو دو مسابقه در لیگ شد. چند روز بارش برف در بندر انزلی کافی بود تا مسابقه میان ملوان و ذوب آهن اصفهان برگزار نشود و در تهران هم یخزدگی آب تاسیسات استادیوم آزادی موجب لغو دیدار استقلال و ملوان شد.
زیرساختهای نامرغوب در فوتبال ایران، برنامهریزیهای انجام شده برای تیم ملی را نیز با اختلال روبرو ساخته است. بارش باران در جزیره کیش بازی ایران و مالی را دقایقی پیش از آغاز مسابقه لغو کرد و به خاظر سرما و برف تهران هم بازی با تیم ملی قطر، در آن کشور برگزار شد. بازی با تونس نیز به علت ضعف در برنامهریزی و عدم هماهنگی با باشگاهها لغو شد. ضمن اینکه به دلیل مشکل تاسیسات استادیوم آزادی، بازی دوستانه مقابل کاستاریکا هم بدون تماشاگر برگزار شد و فدراسیون از درآمد فروش بلیط محروم ماند.
علاوه بر مشکلاتی که لغو دو مسابقه و برگزاری یک دیدار در مکانی دیگر، برای کادر فنی در برهه حیاتی آمادهسازی تیم ملی ایجاد کرد، در بعد اقتصادی نیز فرصتهای بسیار خوبی برای درآمدزایی فدراسیون از دست رفت. صندوق حمایت از قهرمانان و پیشکسوتان که صاحب کنونی حقوق مربوط به تبلیغات دور زمین است، در همان چند هفتهای که برای جذب اسپانسر فرصت داشت، برای این چند مسابقه تدارکاتی تیم ملی در رسانهها تبلیغ کرد، اما با برگزار نشدن سه مسابقه، متحمل زیان قابل نوجهی شد.
در تحقیقی که دو سال پیش در دانشگاه تهران انجام شده بود، باشگاههای ایران با توجه به معیارهای یوفا با باشگاههای ترکیه، امارات، ژاپن و کره جنوبی مقایسه شدند و یکی از این معیارها اماکن و فضاهای مورد نیاز فوتبال بود که عوامل مختبفی چون امکانات تمرینی و مسابقهای (استادیوم محل برگزاری مسابقات) و امکانات و تسهیلات مناسب برای تماشاگران، خبرنگاران، بازیکنان، مربیان و مسئولان برگزاری بازی را در برمیگیرد. نتایج این تحقیق نشان داد که با توجه به این معیار، باشگاههای ایران فاحشترین اختلاف را با باشگاههای خارجی دارند. در حالیکه ترکیه، امارات، ژاپن و کره جنوبی به ترتیب 100، 90، 84 و 70 درصد معیارهای یوفا را برآورده میکنند، باشگاههای ایران تنها 28 درصد معیارهای مورد نظر یوفا در این زمینه را دارند.
اگر در فوتبال ایران مدیریت علمی وجود داشت و زیرساختها بهتر بودند، بازیها هم طبق برنامه برگزار میشد و عوامل خارجی کمتر میتوانستند خللی در برگزاری مسابقات ایجاد کنند و باعث بهم خوردن برنامهها شوند. از طرفی نظم در برگزاری مسابقات و اجرای دقیق برنامه، به شرکای تجاری و اسپانسرها هم امنیت لازم را میدهد و درآمد بیشتری را نصیب فدراسیون و باشگاهها میکند. اما متاسفانه زیرساختها، مسالهایست که در سیاستهای کوتاهمدت مدیران نتیجهگرای ورزش ایران جایی ندارد. اگر داشت، حالا علاوه بر اینکه فوتبال ایران حال و روزی بهتر داشت و لیگ با کیفیتی بالاتر برگزار میشد، تنها میلیونها دلار از طریق فروش حقوق مسابقات به مشتریان خارجی بدست میآمد.
