تبليغاتX
فریادنامه
فریادنامه | یادداشت‌های جسته و گریخته‌ی امیر علیزاده

باید منصفانه گفت که شایسته‌ترین تیم قهرمان اروپا شد. اسپانیا زیباترین و کامل‌ترین و مدرن‌ترین فوتبال را بازی کرد، بی‌نقص؛ و بدون شکست به این مقام رسید. هیچ تیمی به اندازه‌ی اسپانیای کاملِ آراگونش لیاقت‌اش را نداشت. در فینال هم نسبت به حریف‌اش کاملاً سَر بود. در واقع می‌توان این جام دو برنده داشت: اسپانیا و فوتبال. فوتبالی سریع و هجومی و زیبا که سه هفته شب‌های خاطره‌انگیزی را برای‌مان رقم زد. آلمانی‌ها نیز برتری حریف‌شان را پذیرفتند؛ من حتی از یک نفر هم نشنیدنم اعتراض کند که داور ایتالیایی می‌توانست در نیمه‌ی اول خطای هند پنالتی برایشان بگیرد یا اینکه چرا سیلوا را بعد از ضربه‌ی سر به صورتِ پودولسکی اخراج نکرد.

        

آلمان هم قابل ستایش است، که با فراز و نشیب‌های فراوان خود را تا فینال رساند. گاهی آن آلمانِ نوسازی‌‌شده‌ای که از جام جهانی ۲۰۰۶ فوتبال زیبا و سریعی‌ هم بازی می‌کند را دیدیم، اما گاهی هم نه. ولی چه حقیرند «تحلیل‌»هایی که موفقیت آلمان را به شانس نسبت می‌دهند. این هویت آلمان است؛ تسلیم‌ناپذیری و جنگندگی تا لحظه‌ی آخر. با برنامه‌ریزی دقیق و همواره دارای افقی بلند. در میان تیم‌های بزرگ آلمان تنها تیمی است که با همین مربی تا جام جهانی ۲۰۱۰ به کارش ادامه می‌دهد. پرتغال، هلند، ایتالیا، چک، احتمالاً فرانسه و حتی همین اسپانیا، همه سرمربی‌شان تغییر می‌کند. اما آلمانی‌ها با همین مربی راه خود را ادامه می‌دهند و من مطمئن‌ام که باز خواهد آمند. آنها یقیناً در این شکست نیز یک فرصت می‌بینند، حالا یواخیم لوو فهمید که باید ایده‌‌آل‌هایش در مورد بازی هجومی و سریع را همچنان دنبال کند.


مرتبط:
عشق چیز باشکوهی است... ـ مهدی یزدانی‌خرم

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1387ساعت 11:12  توسط امیر علیزاده|